درباره نویسنده
دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع)
تلاش در جهت فهم روایات واعتراف به نقص علم وعقل وبنا به توصیه اکید معصوم در این خصوص
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع)
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • بررسی سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد دارای مزاج های گرم و سرد
  • طب اسلامی: اثبات وجود،بیان ماهیت
  • جواب دندان شکن استاد وبرادر گرامیم دکتر منتظر به دکتردهقانی(طرفدار طب استعماری)
  • فوائد سبوس
  • دلیل حمله به برادر واستاد ارجمندم دکترمنتظرتوسط دجال صفتان-طب استعماری لعنتی
  • آداب(حلقه مفقود ونتیجه تلاش شیاطین جن وانس برای محو ان از زندگی مسلمین)
  • چراگوشت حلال(Why Halal Meat)-التقاط نفاق علم التقاطی طب التقاطی تفکر التقاطی-
  • زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم طب در کلام معصوم-
  • طب معنوی(Spiritual Medicine) طبابت مبتنی بر شواهد(Evidence Based Medicin
  • مفهوم ومعنای طب اسلامی
  • بیانات رهبری درخصوص دانش و علو م انسانی-خطاهای پزشکی-رئیس دانشکده علوم پزشکی-
  • دانلود فرمایشات استاد ضیائی درخصوص طب اسلامی-طب معصومین-طب الائمه-اخرالزمان
کلمات کلیدی مطالب
  • زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)- (۱)
  • دانلود فرمایشات استاد ضیائی درخصوص طب اسلامی (۱)
  • طب معصومین-طب الائمه-اخرالزمان (۱)
  • خطاهای پزشکی-دکترعلمداران-رئیس دانشکده علوم پزشکی (۱)
  • مفهوم ومعنای طب اسلامی (۱)
  • زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم ط (۱)
  • مفهوم علم طب در کلام معصوم- (۱)
  • طب معنوی(spiritual medicine) طبابت مبتنی بر شواهد( (۱)
  • چراگوشت حلال(why halal meat (۱)
  • استفاده ابزاری از مفاهیم ازادی-حقوق بشر-knowledge (۱)
  • چرا علم معصومین (۱)
  • التقاط نفاق علم التقاطی طب التقاطی تفکر التقاطی (۱)
  • طب التقاطی تفکر التقاطی- (۱)
  • آداب(حلقه مفقود ونتیجه تلاش شیاطین جن وانس (۱)
  • دلیل حمله به برادر واستاد ارجمندم دکترمنتظر (۱)
  • طب و تهدید نرم (۱)
  • طب استعماری لعنتی (۱)
  • فوائد سبوس (۱)
  • طب اسلامی: اثبات وجود،بیان ماهیت (۱)
  • استاد:رضاکیانی (۱)
  • حرکت به سمت تدوین برگ شرح حال جامع طب انبیا’ (۱)
  • لزوم تدوین برگ شرح حال جامع وکاربردی (۱)
  • بررسی سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد (۱)
  • دارای مزاج های گرم و سرد (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
دوستان من
  • طب و تهدید نرم
  • طب اسلامی، طبی برگرفته از دستورات و رهنمودهای انبیاء و اولیاء الهی و تنها مکتب طبی جامع برای پیمودن
  • اين وبلاگ قصددارد تا نقد منصفانه اي در زمينه صهیونیزم شناسی بر اساس مدارك و منابع مستدل داشته باشد
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد لحظه شمار غیبت امام زمان برای وبلاگهای مهدویت
طب اسلامی-دانلود فرمایشات استادضیائی-طب معصومین
بررسی سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد دارای مزاج های گرم و سرد
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/٢٠

 

بررسی سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد دارای مزاج های گرم و سرد

شهرام شهابی

Archive of SID

Physiology and Pharmacology, 11(1), 51 - 59

Spring 2007 [Article in Persian]

Evaluation of the neuroendocrine system and the cytokine pattern

in warm and cold nature persons

Shahram Shahabi1*, Zuhair Muhammad Hassan2, Mehdi Mahdavi2, Mahya Dezfouli3,

Monireh Torabi Rahvar3, Mohsen Naseri4, Nima Hosseni Jazani1

1- Dept. Immunology, Microbiology and Genetics, Faculty of Medicine; Urmia Univ. Med. Sci.,

Urmia, Iran.

2- Dept. Immunology, Faculty of Medical Sciences, Tarbiat Modares Univ., Tehran, Iran.

3- Immunology Asthma and Allergy Research Institute, Tehran Univ. Med. Sci., Tehran, Iran.

4- Dept. Traditional Iranian Medicine, Herbal medicine Research Center, Shahed Univ., Tehran, Iran.

Abstract

Introduction: Traditional Iranian medicine (TIM) is accompanied by little side effects in experience. The

mechanisms involved in TIM are not much clear. The purpose of this study is assessment of differences of warm and

cold nature persons in neuroendocrine system and cytokine pattern (Th1/Th2) of immune responses.

Methods: Thirty seven 20 to 40 years old male volunteers were divided into 2 groups of warm and cold nature using

a standard questioner. Warmth/coldness ratio of all volunteers was assessed according the results of the questioner.

Plasma concentrations of epinephrine, norepinephrine, cortisol and the concentration of IFN-γ and IL-4 produced by

peripheral blood mononuclear cells were measured.

Results: The results showed that norepinephrine/epinephrine and norepinephrine/cortisol ratios in the hot nature

volunteers were significantly more than cold nature volunteers. The IL-4/IFN-γ ratio in the hot nature group was more

than in the cold nature group and this difference was approximately significant (P = 0.08). Also there was a significant

positive linear correlation between the norepinephrine/epinephrine and warmth/coldness ratio (P = 0.008) and a

nonlinear significant association between IL-4/IFN-γ and warmth/coldness ratio (P = 0.022).

Conclusion: Therefore, it can be deduced that the hot nature persons had a more peripheral sympathetic nervous

system activity, less adrenal sympathetic, adrenal corticosteroid and parasympathetic nervous system activities and

more deviation of immune system toward Th2 responses. Also the activity of sympathetic nervous system was

increased and adrenal sympathetic was decreased with growing of warmth/coldness ratio. When the nature went toward

severe warmth or severe coldness, the deviation of immune system toward Th2 like responses would increase, but this

increasing was very more severe with going toward severe warmth than that of going toward severe coldness.

Keywords: Traditional Iranian Medicine (TIM), Warm and Cold nature, Sympathetic, Parasympathetic, Adrenal.

* Corresponding Author Email: s_shahabi@umsu.ac.ir

Available online @: www.phypha.ir/ppj

www.SID.ir

51

59 - 51 ،(1) فیزیولوژی و فارماکولوژی 11

بهار 1386

فیزیولوژی و فارماکولوژی جلد 11 ، شمارة 1، بهار 1386

بررسی سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد دارای مزاج های گرم و سرد

شهرام شهابی

1 *

، زهیر محمد حسن

2

، مهدی مهدوی

2

، محیا دزفولی

3

، منیره ترابی رهور

3

، محسن ناصری

4

، نیما حسینی جزنی

1

-1 گروه ایمنی شناسی، میکروب شناسی و ژنتیک، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه، ارومیه

-2 گروه ایمنی شناسی، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

-3 مرکز تحقیقات ایمونولوژی، آسم و آلرژی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران

-4 گروه طب سنتی ایران، مرکز تحقیقات گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، تهران

دریافت: دی 85 بازبینی: اردیبهشت 86 پذیرش: خرداد 86

سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد با مزاج های گرم و سرد شهابی و همکاران

چکیده

مقدمه: مکانیسم عمل روش های مورد استفاده در طب سنتی ایران هنوز ناشناخته است. یکی از مفاهیم اساسی مطرح شده در طب سنتی ایران، و مزاج هر فرد است . هدف

پاسخ های ایمنی بوده است. (Th1/Th از تحقیق حاضر ارزیابی تفاوت افراد گرم مزاج و سرد مزاج در سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی ( 2

روش ها: سی و هفت داوطلب مرد سالم 20 تا 40 ساله با استفاده از یک پرسشنامه استاندارد به دو گروه گرم مزاج و سرد مزاج تقسیم شدند . نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن

و (Norepinephrine) نوراپی نفرین ,(Epinephrine) برای تمام افراد بر اساس نتایج حاصل از پرسشنامه تعیین گردید . غلظت پلاسمایی هورمون های اپی نفری ن (Warmth/Coldness)

تحریک شده با میتوژن اندازه گیری شد. (PBMCs) تولید شده توسط سلول های تک هسته ای خون محیطی IL- و 4 IFN-γ و نیز غلظت سایتوکاین های (Cortisol) کورتیزول

در گروه گرم مزاج به طور معناداری بیشتر از این نسبت ها در افراد سرد Norepinephrine/Cortisol و Norepinephrine/Epinephrine نتایج: نسبت های

در گروه گرم مزاج بیشتر از این نسبت در گروه سرد مزاج بود و این تفاوت نزدیک به سطح IL-4/ IFN-γ نسبت .(P = و 0.007 P = مزاج بود (به ترتیب با 0.006

همبستگی مثبت معنا داری (Warmth/Coldness) با نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن Norepinephrine/Epinephrine نسبت .(P = معناداری بود ( 0.08

.(P = وجود داشت ( 0.022 Warmth/Coldness و نسبت IL-4/ IFN-γ همچنین یک همبستگی معنی دار غیر خطی بین نسبت .(P = را نشان می داد ( 0.008

نتیجه گیری: به نظر م ی رسد ا فراد گرم مزاج دارای فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی بیشتر و فعالیت سمپاتیک فوق کلیوی، فعالیت کورتیکوستروئید فوق کلیوی و فعالیت سیستم

می باشد . علاوه بر آن، با افزایش Th عصبی پاراسمپاتیک کمتری نسبت به افراد سرد مزاج هستند . همچنین تمایل الگوی سایتوکاینی در آن ها نسبت به افراد سرد مزاج، بیشتر به سمت 2

نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی افزایش می یابد. همچنین هنگامی که مزاج به سمت شدیدا گرم یا شدیدا سرد میل م یکند، انحراف

سیستم ایمنی به سمت پاسخ های شدیدا گرم افزایش می یابد اما این افزایش هنگام میل به سمت مزاج شدیدا گرم بسیار بیشتر از هنگامی است که مزاج به سمت شدیدا سرد میل می کند.

واژه های کلیدی: طب سنتی ایران، مزاج، سمپاتیک، پاراسمپاتیک، فوق کلیوی، سایتوکاین، سیستم ایمنی.

مقدمه*

طب سنتی ایران یکی از رو شهای مکمل پزشکی مورد

استفاده در ایران و بسیاری مناطق دیگر جهان نظیر یونان،

s_shahabi@umsu.ac.ir : * نویسندة مسئول مکاتبات

www.phypha.ir/ppj : وبگاه مجله

هندوستان و کشورهای عربی اس ت. اثربخشی رو شهای این طب

در کنار عوارض جانبی کم آن به تجربه ثابت شده اس ت. در این

طب مشابه انواع دیگر ط بهای مکمل، عامل اصلی ایجاد بیماری

درمان م یگردد. همچنین هدف اصلی طب مکمل پی شگیری از

بیماری به جای درمان اس ت. موارد ذکر شده و بسیاری عوامل

دیگر موجب بقای این سیستم درمانی، با وجود رشد چشمگیر

www.SID.ir

Archive of SID

Archive of SID

سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد با مزاج های گرم و سرد شهابی و همکاران

52

پزشکی مدرن هستن د. استفاده از این رو شها رو ز به روز گسترش

بیشتری پیدا م یکنند، با این وجود اطلاعات ما در مورد تعاریف و

مکانیسم عمل رو شهای طب سنتی بسیار اندک است و عل یرغم

پیشرفتهای موجود در جنب ههای مختلف علوم، درما نهای طب

سنتی هنوز بر پایه تجربه، آ زمون و خطا و مراجعه به متون باق یمانده

از گذشت ههای بسیار دور بنا م یگرد د. در حال یکه در صورت

مشخص بودن توجیه علمی و مکانیسم عمل این رو ش درمانی ،

استفاده از آن علم یتر شده، یار یگرفتن از ف نآوریهای نوین و

پیشرفت رو شهای تشخیصی و درمانی در آن ممکن گشته و ارائه

.[ و معرفی آن در سطح جهانی امکانپذیرتر خواهد بود [ 17

تاریخچه طب سنتی ایران به روزهای آغازین پیدایش علم

460 قب ل از میلا د) بازمیگردد. - پزشکی و یافت ههای بقراط ( 357

او تمام خوراک یها را در 4 دست هی گرم، سرد، خشک و تر

دسته بندی کرده و عقیده داشت که سلامتی حاصل حف ظ تعادل

129 بعد از - در این 4 مورد اس ت. پس از او جالینوس ( 199

میلاد) عقاید وی را تنظیم و تئوری اَخلاطِ چهارگانه (صفرا،

980 - دم، بلغم، سود ا) را ارائه نمو د. سالها بعد، اب نسینا ( 1037

بعد از میلا د) پدر علم پزشکی ایران، متون باقیمانده از گذشته

و عقاید موجود را گردآوری و در قالب کتاب قانون در طب

ارائه نمو د. بدون شک زحمات (Canon of medicine)

ابن سینا و نگارش این کتاب که سا لها به عنوان کتاب مرجع

پزشکی در سرتاسر جهان تدریس میشد، نقطه عطفی در تاریخ

علم پزشکی محسوب م یشود. وی در این کتاب که بیشتر بر

پایه طب یونانی در آن زمان تدوین شده اس ت، از متون

باقیمانده از طب جالینوسی، رومی، طب سنتی مصری، هند ی,

طب جهان عرب، علوم اسلامی، عقاید موجود عامه و دانست هها

.[ و تجربیات شخصی خود بهره برده است [ 17،10،18

در طب سنتی ایران 9 نوع مزاج در نظر گرفته میشود که

عبارتند از سرد، گرم، تر، خشک (مزاجهای مفر د)، سرد و تر،

سرد و خشک، گرم و تر، گرم و خشک (مزاجهای مرک ب) و

معتدل [ 1،4،5،7 ]. از آ نجایی که انسان معتدل حقیقی بهطور

مطلق وجود ندارد و هر کس گرفتار غلب هی کم و بیش یکی

از این مزاجهاست، مزاج کاملاً معتدل و مزاجهای مفرد که در

آنها دو طبیعت کاملاً با هم در تعاد لند، به ندرت به چشم

میخورند. بنابراین ب هطور کلی 4 نوع مزاج صفراوی (گرم و

بلغمی ،(Sanguine - دموی (گرم و ت ر ،(Choleric - خشک

و سوداوی (سرد و خش ک- (Phelgematic - (سرد و ت ر

.[ در نظر گرفته میشود [ 10،18،4،5،7،2،6،13 (Melancholic

از میان عوامل ذکر شده که در تعیین مزاج نقش دارند،

طبیعتهای اولیه که شامل صفات سردی و گرمی م یشوند،

بیش از طبیعتهای ثانویه مورد توجه بوده و امروزه نیز بیشتر

مورد استفاده قرار میگیرند. از این زاویه میتوان تمام افراد را

بهطور کلی در دو دسته سرد (شامل مزا جهای سرد، سرد و تر

و سرد و خش ک) و گر ممزاج (شامل مزا جهای گرم، گرم و تر

و گرم و خشک) قرار داد.

افراد گر ممزاج پرانرژی، پرکار و فعال و بر ونگرا هستند

و احساسات خود را سریعاً در ظاهر بروز م یدهن د. چنانچه

افراد صفراوی (گرم و خش ک) تحری کپذیری فو قالعاده

داشته و بسیار زود خشمگین م یشوند. در افر اد گر ممزاج

سوزش اندا مها و احساس حرارت ناگهانی و بدون علت

مشاهده میشود. نبض در این افراد سریع و رگها برجسته و

فراخ هستن د. بهطوریکه در افراد دموی (گرم و ت ر) رنگ

چهره بهدلیل فراوانی خون در رگها به سرخی میگراید. بدن

در هوای سرد به راحتی با عوامل فیزیکی و فیزیولوژیکی

گرم م یشود اما خنک شدن در هوای گرم به آسانی قابل

.[ انجام نیست [ 10،18،1،4،5،7،2،6،13

در ب ین افراد دارای مزاج سرد، سستی و ناتوانی، کمبود

انرژی و احساس ضعف شایع اس ت. ب هطوریکه افراد بلغمی

(سرد و ت ر) کند و ب یحال و ب یحوصله هستند و تمایل چندانی

به انجام کار ندارن د. و افراد سوداوی (سرد و خش ک) نیز به

ندرت تا پایان روز انرژی کافی برای انجام کار دارن د. افراد

سردمزاج درو نگرا بوده و احساسات خود را کمتر بروز م یدهند.

چنانچه افراد بلغمی (سرد و ت ر) تحریکپذیری پایینی داشته و

بیخیال و غیر حساس هستن د. نبض در افراد سر دمزاج آرام، ر گها

باریک هستند و خون اندکی در آ نها جریان دار د. ب هطوریکه

سفیدی و رن گپریدگی در چهر هی افراد بلغمی (سرد و ت ر) کاملاً

مشهود اس ت. بدن افرادی که دچار غلب هی سردی مزاج هستند، در

هوای سرد به راحتی با عوامل فیزیکی و فیزیولوژیکی گرم

نمیشود و سرما تا مدت زیادی در بدن فرد باقی م یماند

.[10،18،1،4،5،7،2،6،13]

پاسخ بدن به استرسها از طریق تحریک سیستم عصبی

سمپاتیک، سیستم عصبی پاراسمپاتیک (عصب وا گ) و غده

www.SID.ir

Archive of SID

فیزیولوژی و فارماکولوژی جلد 11 ، شمارة 1، بهار 1386

53

فوق کلیوی انجام م ی پذیرد [ 11 ]. با توجه به آثار متفاوت

تحریک هر کدام از سیست م های فوق روی هومئوستاز

بدن [ 11 ] و با بررسی آثار مربوط به (Homeostasis)

مزاجها، این احتمال مطرح می شود که در مزاج گرم افزایش

تحریک سیستم عصبی سمپاتیک و در مزاج سرد کاهش

تحریک سیستم عصبی سمپاتیک وجود داشته باش د. در

تحقیق حاضر، با در نظر گرفتن وجود چنین رابط های در

صدد امتحان این فرضیه برآمدیم که شاید تفاوت افراد

دارای مزا ج های گرم و سرد به تفاوت این افراد در پاسخ به

استرس های روزمره برگردد، به طور یکه سهم تحریک

سیستم عصبی سمپاتیک در افراد گرم مزاج بیشتر از افراد

سردمزاج باشد.

از آنجایی که منبع اصلی ترشح نوروپپتید نوراپ ی نفرین

سیستم عصبی سمپاتیک [ 9]، منبع (Norepinephrine)

و (Epinephrine) عمده ترشح هورمو نهای اپ ی نفرین

غدد فوق کلیوی بوده [ 14 ] غلظت (Cortisol) کورتیزول

سرمی هورمو نهای فوق م یتو اند معیار مناسبی بر ای

ارزیابی میزان فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی

،(Peripheral sympathetic nervous system)

،(Adrenal sympathetic) سمپاتیک فوق کلیوی

(Adrenal corticosteroid) کورتیکوستروئید فوق کلیوی

باشد. اگرچه شباهت (Parasympathetic) و پاراسمپاتیک

زیادی بین اثرات نوراپ ی نفرین و اپ ی نفرین وجود دارد از

آنجایی که نوراپ ی نفرین بیشتر با گیرند ه های آدرنرژیک آلفا

و اپی نفرین با گیرند ه های (α adrenoreceptors)

واکنش م ی دهد (β adrenoreceptors) آدرنرژیک بتا

تفاوت هایی بین سیستم عصبی سمپاتیک محیطی و

سمپاتیک فو ق کلیوی در متاثر ساختن هومئوستاز وجود

دارد [ 9]. با این توضیح، نسبت غلظت هورمون نور اپی

نفرین به هورمون اپ ی نفرین

معیار مناسبی (Norepinephrine/Epinephrine ratio)

برای ارزیابی تعادل بین فعالی ت سیستم عصبی سمپاتیک

محیطی و فعالیت سمپاتیک فو ق کلیوی است و نسبت

غلظت هورمون نوراپی نفرین به هورمون کورتیزول

معیار مناسبی برای (Norepinephrine/Cortisol ratio)

ارزیابی تعادل بین فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک

محیطی و فعالیت کورتیکوستروئید فو ق کلیوی است

.[16،21،20،22]

فرم 1- پرسشنامه مورد استفاده جهت تعیین گرمی یا سردی مزاج.

www.SID.ir

Archive of SID

سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد با مزاج های گرم و سرد شهابی و همکاران

54

تقسیم Th و 2 Th پاسخ های ایمنی نیز به دو دسته کلی 1

باعث تقویت Th می شوند. انحراف پاسخ ایمنی به سمت 1

باعث Th پاسخ ایمنی سلولی و انحراف پاسخ ایمنی به سمت 2

تقویت پاسخ ایمنی هومورال و نیز واکن ش های آلرژیک می شود

8]. با توجه به فراوانی بیشتر واکن ش های آلر ژیک (به عنو ان ]

مثال کهی ر) در افراد گرم مزاج [ 3] این احتمال مطرح م ی شود

که پاس خ های ایمنی در افراد گرم مزاج در مقایسه با افراد سرد

دارند. با توجه Th مزاج تمایل بیشتری برای انحراف به سمت 2

مشخصه بارز سلو ل های IL- به این که تولید سایتوکای ن 4

سایتوکاین اصلی تولیدی از IFN-γ و سایتوکاین Th2

به IL- م ی باشد، نسبت تولید سایتوکاین 4 Th سلول های 1

توسط سلو ل های (IL-4/IFN-γ ratio) IFN-γ سایتوکاین

تک هست ه ای تحریک شده با میتوژن به عنوان معیار انحراف

.[ در نظر گرفته می شود [ 19 Th پاسخ ایمنی به سمت 2

مواد و روش ها

داوطلبان از بی ن مردان سالم 20 تا 40 ساله انتخاب و

گرمی یا سردی مزاج این افراد با استفاده از یک پرسشنامه

استاندارد تعیین ش د (فرم 1). بر اساس نتایج حاصل از

پرسشنامه نسبت شدت گرمی مزاج به شدت سردی آن

برای تمام افراد مورد مطالعه (Warmth/Coldness)

محاسبه گردی د. نمونه گیری از تمام افراد مورد مطالعه در

ماه های آبان و آذر و در بین ساعات 3 تا 5 بعد از ظهر

صورت گرف ت. داوطلبان از روز قبل از مطالعه از خوردن

غذاهایی با طبیعت شدیداً گرم یا سرد و نیز مصرف هر نوع

دارویی منع شده بودن د. هیچکدام از افراد مورد مطالعه

سابقه ابتلا به بیماری م زمنی را نداشته، در هنگام

نمونه گیری نیز مبتلا به هیچ بیماری نبودن د. همچنین برای

اطمینان از سلامت افراد مورد مطالع ه, قسمتی از نمونه

,CBC-diff خون گرفته شده برای انجام آزمایشات

Cholestrol ,Triglyceride ,FBS ,Creatinin ,BUN

مورد استفاده قرار گرفت و در صورت Uric Acid و

طبیعی نبودن هر کدام از پارامترهای فو ق, داوطلب مربوطه

از مطالعه حذف گردی د. در نهایت تعداد 37 نفر از داوطلبان

در دو گروه گرم مزاج ( 22 نف ر) و سرد مز اج ( 15 نف ر) مورد

مطالعه قرار گرفتند.

از هر فرد مورد مطالعه 10 میلی لیتر خون وریدی

توسط سرنگ آغشته به هپارین بر ای انجام آزمایشات

مورد نظر گرفته ش د. نمونه فوق برای انجام آزمایشات، به

دو بخش تقسیم گردید. یک بخش جهت سنجش

سایتوکاینی و بخش دیگر جهش سنج ش هورمونی مورد

استفاده قرار گرفت.

برای سنجش غلظت اپی نفری ن, نوراپی نفرین و کورتیزول

در دمای 4 rpm نمونه خون گرفته شده بلافا صله با دور 4000

درجه سانت ی گراد به مدت 4 دقیقه سانتریفوژ شد و پلاسمای

جمع شده در بالای لو له جم ع آوری شد و در دمای 70 - تا زمان

انجام آزمایشات ذخیره گردید.

غلظت اپی نفرین و نوراپی نفرین با استفاده از

IBL خریداری شده از شرکت ELISA کیت های

و غلظت هورمون کورتیزول با (Hamburg, Germany)

DBC خریداری شده از شرکت ELISA استفاده از کی ت

سنجیده شد. (Ontario, Canada)

بوسیله (PBMCs) سلول های تک هست ه ای خون محیطی

جداسازی شدن د. Ficoll-Hypaque سانتریفوژ درون محلول

درصد سلول های زنده بیش از 90 % بود.

در دو گروه گرم مزاج و سرد مزاج. IL-4/IFN-γ و Norepinephrine / Cortisol , Norepinephrine / Epinephrine جدول 1- میانگین نسبت های

نسبت گروه میانگین

8.3314 ± گرم مزاج 5.40834

3.5447 ± سرد مزاج 3.10862

Norepinephrine/Epinephrine

5.8829 ± گرم مزاج 5.18381

2.9140 ± سرد مزاج 1.56302

Norepinephrine/Cortisol

1.8033 ± گرم مزاج 1.54857

0.9047 ± سرد مزاج 0.56534

IL-4/IFN-γ

www.SID.ir

Archive of SID

فیزیولوژی و فارماکولوژی جلد 11 ، شمارة 1، بهار 1386

55

شستشو RPMI جدا شده دو بار در محلول 1640 PBMCs

,FBS 10% ,RPMI داده شد و در محیط کشت ( 1640

Gentamicin 50 ,L-glutamine 2mM ,HEPES 10mM

Streptomycin 100 μg/ml ,Penicillin 100 U/ml ,μg/ml

106 رسانده ش د. /ml به غلظت (Amphotericin B 0.25 μg و

200 از سوسپانسیون سلولی به چاه ک های یک پلیت 96 μl سپس

5 میتوژن μg چاهکی اضافه گردی د. در مرحله بعد، به هر چاهک

اضافه ش د. و (Sigma-USA) (PHA) Phytohemagglutinin

در نهایت پلی ت ها برای مدت 72 ساعت در دمای 37 درجه

انکوبه شدن د. سپس مایع روئی چاه ک های (CO2 % سانتی گراد ( 5

سلولی جم ع آوری شد و در دمای 70 - درجه سانت ی گراد تا زمان

انجام آزمایشات سنجش سایتوکاینی ذخیره گردید.

در مایع روئی کشت IFN-γ و IL- سنجش سایتوکای ن های 4

صورت گرفت. (USA ,R&D) ELISA سلولی با استفاده از کیت های

میانگین های سطوح سرمی هورمو ن های عصبی و میزان

در بین PBMCs سایتوکاین های موجود در مایع رویی کشت

دو گروه گرم و سردمزاج، ب ه وسیله تست

مقایسه شدند. همچنین وجود Mann-Whtney غیر پارامتریک

همبستگی معنادار بین نسب ت های فوق و نسبت

نسبت شدت گرمی مز اج به شدت ) Warmth/Coldness

(Correlation Test) سردی آن) به وسیله تست همبستگی

بررسی گردید.

یافته ها

Norepinephrine جدول 1 نشان دهنده میانگین نسبت های

IL- و / 4 Norepinephrine / Cortisol ,/ Epinephrine

در دو گروه افراد گرم مزاج و سرد مزاج است. IFN-γ

نتایج بیانگر این مطلب هستند که میانگین نسبت

در گروه گرم مزاج به طور Norepinephrine/Epinephrine

از میانگین این نسبت در گروه سر دمزاج (P = معن اداری ( 0.006

بیشتر است (شکل 1). علاوه بر این همبستگی مثبت معن ا داری

و Norepinephrine/Epinephrine بین میزان نسبت (P=0.008)

در افراد مورد مطالعه، مشاهده Warmth/Coldness مقدار نسبت

می شود (شکل 2) بدین معنا که با افزایش نسبت

Norepinephrine/Epinephrine نسبت ،Warmth/Coldness

نیز به طور معن اداری افزایش می یابد.

نیز در Norepinephrine/Cortisol میانگین نسبت

بین افراد گر ممزاج و سردمزاج تفاوت معناداری نشان

بهطور یکه این نسبت در سرم (P = میدهد ( 0.007

افراد دارای مزاج گرم بیشتر اس ت. (شکل 3). با این وجود

همبستگی مثبت معن ا داری بین میزان نسبت

و مقدار نسبت Norepinephrine/Cortisol

.( وجود ندارد (شکل 4 Warmth/Coldness

Hot Nature Cold Nature

groups

15

12

9

6

3

0

95% CI Norepinephrine/Epinephrine Ratio

در دو گروه گرم Norepinephrine/Epinephrine شکل 1- میانگین نسبت

در گروه Norepinephrine/Epinephrine مزاج و سرد مزاج . میانگین نسبت

گرم مزاج به طور معنی داری از میانگین این نسبت در گروه سرد مز اج بالاتر است .

.(Mann-Whitney test) P = 0.006

y = 0.5198x + 4.306

R = 0.437

0

5

10

15

20

25

0 2 4 6 8 10 12

Warmth/Coldness

Norepinephrine/Epinephrine Ratio

و نسبت Norepinephrine/Epinephrine شکل 2- ارتباط بین نسبت

شدت گرمی مزاج). بین نسبت ) Warmth/Coldness

همبستگی Warmth/Coldness و نسبت Norepinephrine/Epinephrine

نسبت Warmth/Coldness مثبت معنی داری وجود دارد. با افزایش نسبت

نیز به طور معنی داری افزایش می یابد . Norepinephrine/Epinephrine

.(Correlation Test) P = 0.008

www.SID.ir

Archive of SID

سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد با مزاج های گرم و سرد شهابی و همکاران

56

در IL-4/IFN-γ علاوه بر موارد ذکر شده، میانگین نسبت

در افراد گر ممزاج بیشتر از این PBMCs مایع رویی کشت

نسبت در گروه سرد مزاج است و این تفاوت نزدیک به سطح

شکل 5). این نسبت به طور ) ،(P = معناداری است ( 0.08

با نسبت شدت گرمی مزاج به شدت (P = معناداری ( 0.022

سردی آن همبستگی مثبت نشان م ی دهد؛ اما این ارتباط یک

ارتباط خطی نم ی باشد بلکه تابعی از یک معادله درجه دو است

نسبت ،Warmth/Coldness بدین معنی که با افزایش نسبت

ابتدا با شیبی ملایم کاهش می یابد سپس به طور IL-4/ IFN-γ

.( معناداری افزایش پیدا می کند (شکل 6

بحث

چنانچه در مقدمه نیز ذکر شد، در پاسخ به استر س های

مختلف سه سیستم عمده در بدن فعال م ی شوند که عبارتند از

سیستم عصبی سمپاتیک، سیستم عصبی پاراسمپاتیک (عصب

واگ) و غدد فوق کلیو ی. ماهیت استرس و ارد شده، نقش

مهمی در تعیین شدت تحریک هر کدام از سیست م های فوق

بیشتر باعث (Mental) دارد. به عنوان مثال استر س های ذهنی

تحریک غدد فوق کلیوی م ی شوند؛ در حال یکه یک استرس

(Dynamic Exercise) فیزیکی همچون ورزش دینامیک

.[ تحریک بیشتر سیستم عصبی سمپاتیک را ب هدنبال د ارد [ 20

قابل ذکر است که سیست م های فوق بدون وجود استرس نیز

تاحدی فعالیت داشته و دارای یک سطح عملکردی پایه هستند.

هدف تحقیق حاضر بررسی درستی این فرضیه بوده است که

عامل میزبان (در ای نجا گرمی یا سردی مزاج فر د) در تعیین

شدت فعالیت سیست م های فو ق الذکر نسبت به یکدیگر در حالت

پایه موثر است.

Norepinephrine / نتایج این تحقیق در مورد نسبتهای

نشان Norepinephrine / Cortisol و Epinephrine

می دهند که افراد گر م مزاج مورد مطالعه به طور معناداری دارای

فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی بیشتر و فعالیت

سمپاتیک فو ق کلیوی و فعالیت کورتیکوستروئید فو ق کلیوی

کمتری نسبت به افراد سردمزاج تحت مطالعه بودن د. از سوی

دیگر با افزایش شدت عنصر گرمی مزاج نسبت به سردی آن در

افراد تحت مطالعه، نسبت فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک

محیطی به فعالیت سمپاتیک فو ق کلیوی افزایش پیدا م ی کر د.

بنابراین م یتوان چنین نتیجه گرفت که افزایش شدت عنصر

گرمی مزاج در افراد تحت مطالعه هم راه با افزایش فعالیت

سیستم عصبی سمپاتیک محیطی و/یا کاهش فعالیت سمپاتیک

فوق کلیوی بوده اس ت. نسبت فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک

محیطی به فعالیت کورتیکوستروئید فوق کلیوی با افزایش شدت

عنصر گرمی مزاج نسبت به سردی آن در افراد تحت مطالع ه

افزایش پیدا نم ی کرد.از آنجا یی که ترشح کورتیزول در ارتباط با

فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک است [ 22 ]، نسبت

نوراپی نفرین به کورتیزول خون به عنوان معیاری برای ارزیابی

Hot Nature Cold Nature

groups

9

8

7

6

5

4

3

2

95% CI Norepinephrine/Cortisol Ratio

در دو گروه گرم مزاج Norepinephrine/Cortisol شکل 3- میانگین نسبت

در گروه گرم مزاج به Norepinephrine/Cortisol و سرد مزاج . میانگین نسبت

P = طور معنی داری از میانگین این نسبت در گروه سرد مزاج بالاتر است . 0.007

.(Mann-Whitney Test)

y = 0.2813x + 3.5466

R = 0.275

0

5

10

15

20

25

0 2 4 6 8 10 12

Warmth/Coldness

Norepinephrine/Cortisol Ratio

و نسبت Norepinephrine/Cortisol شکل 4- ارتباط بین نسبت

شدت گرمی مزاج). بین نسبت ) Warmth/Coldness

همبستگی Warmth/Coldness و نسبت Norepinephrine/Cortisol

.(Correlation Test) P = معنی داری وجود ندارد. 0.1

www.SID.ir

Archive of SID

فیزیولوژی و فارماکولوژی جلد 11 ، شمارة 1، بهار 1386

57

تعادل بین فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی و سیستم

عصبی پاراسمپاتیک پیشنهاد شده است [ 22,21 ]. بنابراین از

نتایج فوق م ی توان چنین نتیجه گرفت که افراد سرد مزاج دارای

فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک بیشتری نسبت به افراد گرم

مزاج هستند.

این مطلب IL-4/IFN-γ نتایج ب هدستآمده از بررسی نسبت

را به ذهن متبادر م یکند که در افراد گرم مزاج تمایل برای ایجاد

به طور معناداری بیشتر از افراد سرد Type پاسخ های ایمنی 2

مزاج اس ت. همچنین، چنانچه در شکل 6 نشان داده شده است،

هنگامی که مزاج افراد تحت مطالعه به سمت شدیدا گرم یا

شدیدا سرد میل می کرد، انحراف سیستم ایمنی به سمت پاسخ

های شدیدا گرم افزایش می یافت اما این افزایش هنگام میل به

سمت مزاج شدیدا گر م بسیار بیشتر از هنگامی بود که مزاج به

سمت شدیدا سرد میل می کر د. بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه

گرفت که هرچه مزاج فرد از مزاج متعادل دورتر باشد تمایل به

بیشتر می شود، اما این تمایل در Type سمت پاسخ های ایمنی 2

مزاج های خیلی گرم شدیدتر اس ت. این یافته با نتا یج دیگر این

تحقیق که نشانگر فعالیت بیشتر سیستم عصبی سمپاتیک

محیطی در افراد گرم مزاج است همخوانی دارد؛ چرا که تحریک

سیستم عصبی سمپاتیک باعث انحراف پاس خ های ایمنی به

می شود [ 12 ]. اگرچه افزایش فعالیت سمپاتیک Type سمت 2

فوق کلیوی و ترشح کورتیکوستروئید که در اف راد سردمزاج دیده

شد نیز قادر به منحرف کردن سیستم ایمنی به سمت پاس خهای

می باشند، اما احتمالا سیستم عصبی سمپاتیک محیطی Type 2

به دلیل عص بدهی تعداد زیادی از باف تهای بدن، از جمله

ارگان های لنفاوی [ 12 ] با شدت بیشتری پاسخ های ایمنی را به

منحرف می کند. از سوی دیگر همراهی افزایش Type سمت 2

شدت عنصر گرمی مزاج با انحراف پاس خ های ایمنی به سمت

با این نظر ابن سینا که بوئیدن یک ماده با طبیعت گرم ،Type 2

مانند زعفران م یتواند یکی از دلایل آبریزش بینی باشد [ 3] نیز

هماهنگی دار د. زیرا آنچه اب ن سینا در اینجا توضیح م ی دهد د ر

واقع نوعی آلرژی است [ 3] و در آلرژی انحراف پاس خ های ایمنی

.[ مشاهده میشود [ 8 Type به سمت 2

یافته های حاصل از این تحقیق احتمالاً م ی توانند

تاکیدی بر این مطلب باشند که عامل میزبان در تعیین

نوع پاسخ به استر سهای محیطی موثر اس ت. پاسخ افراد

مختلف ممکن است در مقابل عوامل یکسان ب هه مزننده

هومئوستاز با هم متفاوت بوده و نسب تهای متفاوتی از

فعالیت سیست م های عصبی سمپاتیک، پاراسمپاتیک و غدد

فوق کلیوی و نیز انحرا فهای مختلف سیستم ایمنی را در

برگیرد. این مطلب م یتواند ب هعنوان یکی از عوامل مهم

(در کنار عوامل دیگ ر) در توجیه استعدادهای متفاوت افراد

در ابتلا به یک بیماری مشخص در نظر گرفته شو د. برای

مثال م ی توان به استعداد متفاوت افراد مختلف در ابتلا به

پرفشاری خون اشاره کر د. شواهد زیادی به نفع تاثیر

مصرف زیاد نمک از طریق افزایش سدیم موجود در بدن

در ایجاد پرفشاری خون وج ود د ارد [ 15 ]. برای ایجاد

پرفشاری خون مقداری از سدیم اضافی باید توسط کلی ه ها

Hot Nature Cold Nature

groups

3.0

2.5

2.0

1.5

1.0

0.5

95% CI IL-4/IFN-gamma Ratio

در دو گروه گرم مزاج و سرد مزاج. میانگین IL-4/IFN-γ شکل 5- میانگین نسبت

در گروه گرم مزاج به طور تقریبا معنی داری از میانگین این IL-4/IFN-γ نسبت

.(Mann-Whitney test) P = نسبت در گروه سرد مزاج بالاتر است. 0.08

y = 0.061x2 - 0.3614x + 1.1378

R = 0.751

0

1

2

3

4

5

6

0 2 4 6 8 10 12

Warmth/Coldness

IL-4/IFN-γ Ratio

Warmth/Coldness و نسبت IL-4/IFN-γ شکل 6- ارتباط بین نسبت

Warmth/Coldness و نسبت IL-4/IFN-γ (شدت گرمی مزاج ). بین نسبت

.(Correlation Test) P = همبستگی غیر خطی معنی داری وجود دارد. 0.022

www.SID.ir

Archive of SID

سیستم نورواندوکرین و الگوی سایتوکاینی افراد با مزاج های گرم و سرد شهابی و همکاران

58

در بدن محبوس شو د. این احتباس م ی تو اند به طرق

زیادی رخ دهد که از جمله آ نها افز ایش ترشح ر نین است

که منجر به افزایش احتباس کلیوی سدیم و آب م ی گرد د

15 ]. از آنجایی که تحریک سیستم عصبی - سمپاتیک ]

می تواند باعث ترشح رنین شو د, شخصی که دارای فعالیت

بیشتر سیستم عصبی سمپاتیک است دارای استعداد

بیشتری بر ای ابتلا به پرفشاری خون در اثر مصرف زیاد

نمک م ی باشد [ 15 ]. بنابراین با توجه به نتایج تحقیق

حاضر به نظر م ی رسد که یک فرد گر م مزاج نسبت به یک

فرد سرد مزاج، ریسک بالاتری برای ابتلا به پرفشاری

خون در اثر یک رژیم غذایی پرنمک دار د. به بیان دیگر،

یک رژیم غذایی پرنمک برای مدت طولانی در افراد

گرممزاج که فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی

بیشتری دارند، با احتمال بالاتری ایجاد بیماری پرفشاری

خون م ی کند تا در اف راد سرد مزاج که اگرچه دارای

فعالیت سمپاتیک فوق کلیوی بیشتری هستند اما به دلیل

اثر مهاری افزایش فعالیت پاراسمپاتیک [ 12 و 15 ] دارای

ریسک کمتری بر ای ابتلا به فشار خون هستن د. البته

افزایش تحریک سیستم عصبی سمپاتیک قادر به ایجاد

پرفشاری خون از طریق مکانیس م های غیر وابسته به رنین

نیز م ی باشد [ 15 ]، بنابراین صر ف نظر از میز ان نمک در

رژیم غذای ی, شیوع پرفشاری خون در افر اد گر م مزاج

بیشتر از افراد سر د مزاج خواهد بو د. در مورد استعداد ابتلا

به آلرژی نیز، یک ماده آلرژن در افراد گر ممزاج که تمایل

د ار ند با Type بیشتری برای ایجاد پاس خ های ا یمنی 2

احتمال بیشتری م ی تو اند ایجاد آلرژی کند تا در افر اد

سرد مزاج که دارای تمایل کمتری برای ایجاد پاس خ های

هستند. Type ایمنی 2

شاید بتوان تاکید بر اهمیت رعایت رژی م های غذایی

توصیه شده توسط طب سنتی ر ا نیز از نتایج دیگر این

تحقیق ب هشمار آور د. اگر همانطور که از نتایج این تحقیق

برمیآید، شدت عنصر گرمی و سردی در بدن افراد، دارای

اثرات متفاوت روی هومئوستاز بدن باشند، به احتمال زیاد

چنین اثری در مورد مصرف مواد دارای طبیعت گرم یا سرد

(از نظر طب سنت ی) نیز وجود خواهد داشت، چرا که مواد

گرم باعث تشدید عنص ر گرمی و مواد سرد باعث تشدید

عنصر سردی در افراد م ی شون د. بنابراین در نظر گرفتن

طبیعت مواد تشکیلدهنده رژیم غذایی بیماران–جهت بهبود

بیماری و جلوگیری از وخامت آ ن- و نیز رژیم غذایی افراد

سالمی که دارای غلبه یکی از مزاج های سرد یا گرم هستند،

میتواند جهت حفظ ه ومئوستاز و پیشگیری از ابتلا به

بسیاری از بیمار ی ها- مفید واقع شو د. به عنوان مثال

می تو ان فردی ر ا در نظر گرفت که مبتلا به یک بیماری

Type خودایمنی با انحراف به سمت پاس خ های ایمنی 1

است. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، مصرف

غذاهای دارای طبیعت گرم توسط این بیمار احتمالا می تواند

مفید باشد چرا که باعث تقویت عنصر گرمی و انحراف

یعنی انحراف کمتر به ) Type پاسخ های ایمنی به سمت 2

در این بیمار شده و در نتیجه (Type سمت پاس خ های 1

کاهش شدت بیماری وی را بهدنبال خواهد داشت.

به طور خلاصه نتایج این تحقیق بیانگر این مطلب است که

افراد گر م مزاج دارای فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی

بیشتر و فعالیت سمپاتیک فوق کلیوی، فعالیت کورتیکوستروئید

فوق کلیوی و فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک (عصب وا گ)

کمتری نسبت به افراد سرد مزاج هستن د. همچنین تمایل الگوی

سایتوکاینی در آ نها نسبت به افراد سرد مزاج، بیشتر به سمت

م یباشد. علاوه بر آن، با افزایش نسبت شدت گرمی مزاج Th2

به شدت سردی آن فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک محیطی

افزایش م ییابد. همچنین هنگامی که مزاج به سمت شدیدا گرم

یا شدیدا سرد می ل م یکند، انحراف سیستم ایمنی به سمت

پاسخ های شدیدا گرم افزای ش م ییابد اما این افزایش هنگام میل

به سمت مزاج شدیدا گرم بسیار بیشتر از هنگامی است که مزاج

به سمت شدیدا سرد می ل م یکند. تحقیق حاضر برای اولین بار

در دنیا صورت م یگیرد و انجام تحقیقات بیشتری در این زمینه

جهت اتخاذ نتیجه قطعی در مورد مکانیسم دقیق عملکرد رو ش-

های طب سنتی و نیز ارتباط مزا ج های گرم و س رد با پارامترهای

مورد مطالعه در این تحقیق، ضروری بهنظر میرسد.

تشکر و قدردانی

بودجه این کار تحقیقاتی توسط مرکز تحقیقات ایمونولوژی،

آسم و آلرژی دانشگاه علوم پزشکی تهران فراهم شده است.

www.SID.ir

Archive of SID

فیزیولوژی و فارماکولوژی جلد 11 ، شمارة 1، بهار 1386

59

منابع

1] ابن سینا، قانون در طب ، تر جمه عبدالرحمن شرفکندی، کتاب اول، تهران، ]

. انتشارات سروش 1368

2] اخوینی بخار ی، ابوب کر ربیع بن احمد ، هدایت المتعلمین ف یالطب، مشهد، ]

. دانشگاه مشهد 1344

3] تاج بخش حسن، پژوه شهای بزرگان دانش ایران زمین در زمینه ]

ایمنی شناسی و آلرژی، هشتمین کنگره ایمونولوژی و آلرژی ایران،

26-28 اردیبهشت ماه 1385 ، تهران، ایران.

4] جرجانی اسماعیل بن حسن، ذخیره خوارزمشاه ی، تهران، فرهنگستان علوم ]

. پزشکی جمهوری اسلامی ایران 1380

5] چغمینی، محمودبن محمدبن عمر، قانونچه در ط ب، ترجمه و تحشیه : دکتر ]

. محمد تقی میر، چاپ دوم، شیراز، دانشگاه شیراز، 1362

6] خسروی، سید مهد ی ،طب سنت ی سینا ، چاپ چهارم ، تهر ان ، نشر ]

. محمد ، 1376

7] موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگ ی وابسته به وزارت فرهنگ و ]

آموزش عا لی، طب سنت ی ایران، مجموعه مقالات درباره طب سنت ی

. ایران، تهران، 1362

[8] Abbas AK, Lichtman AH, editors. Cellular and

Molecular Immunology. 5th ed. Philadelphia: Saunders,

2003, p: 303-306.

[9] Berne RM, Levy MN, Koeppen BM, Stanon BA, editors.

Text book of Physiology, 5th ed. St. Louis, Mosbey,

2004, p. 206-220, 909-919.

[10] Chiappelli F, Prolo P, Cajulis OS, Evidence-based

Research in Complementary and Alternative Medicine. I:

History. Evid Based Complement Alternat Med 2 (2005)

453-458.

[11] Chikanza IC, Grossman AB, Reciprocal interactions

between the neuroendocrine and immune systems

during inflammation. Rheum Dis Clin N Am 26

(2000) 693-711.

[12] Elenkov IJ, Wilder RL, Chrousos GP, Vizi ES, The

sympathetic nerve- an integrative interface between two

supersystems: the brain and the immune system.

Pharmacol Rev 52 (2000) 595-638.

[13] Gore, DQ, The four humours, or a noteworthy blip in

the (admittedly short) history of modern medicine. –

July 2005 <http://www.daingore. blogspot.com>

[visited oct. 2006]

[14] Guyton AC, Hall JE, editors. Textbook of Medical

Physiology. 10th ed. Philadelphia, WB Saunders

Company, 2000, p: 869-883.

[15] Kaplan NM, Systemic Hypertension: Mechanisms and

Diagnosis. In: Braunwald EB, Zipes DP, Libby P,

editors. Heart Diseases. 6th ed. Philadelphia, Saunders

Company, 2001, p. 941-971.

[16] Kennedy B, Janowsky DS, Risch SC, Ziegler MG,

Central cholinergic stimulation causes adrenal

epinephrine release. J Clin Invest 74 (1984) 972-5.

[17] Ody P, editor. The Complete Medicinal Herbal. New

York: DK, 1993.

[18] Ott J, editor. Pharmacophilia, or The Natural

Paradise. Kennewick: The Natural Products Co.,

1997, p. 47-62.

[19] Roman M, Calhoun WJ, Hinton KL, Avendano LF,

Simon V, Escobar AM, Gaggero A, Diaz PV,

Respiratory syncytial virus infection in infants is

associated with predominant Th-2-like response. Am J

Respir Crit Care 156 (1997) 190-5.

[20] Saitoh M, Yanagawa T, Kondoh T, Miyakoda H, Kotake

H, Mashiba H, Neurohumoral factor responses to mental

(arithmetic) stress and dynamic exercise in normal

subjects. Intern Med J 34 (1995) 618-22.

[21] Toivanen H, Unsimies E, Jokela V, Helin P, Penttila I,

Hanninen O, Plasma levels of adrenal hormones in

working women during an economic recession and the

threat of unemployment: impact of regular relaxation

training. J Psychophysiol 10 (1996) 36-48.

[22] Uusitalo AL, Huttunen P, Hanin Y, Uusitalo AJ, Rusko

HK, Hormonal responses to endurance training and

overtraining in female athletes. Clin J Sport Med 8

(1998) 178-86.

www.SID.ir__

نظرات ()



طب اسلامی: اثبات وجود،بیان ماهیت
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۱٠

طب اسلامی: اثبات وجود،بیان ماهیت

مقدمه:

 

اثبات وجود:

                                                                            1بحث عقلی:     - عجز بشر در شناخت خود 

                         - رحمت واسعه الهی         ارائه راههای حفظ سلامتی 

                         و درمان بیماری

                                2بحث نقلی:      - خلقت آدم و آموزش علوم به ابوالبشر(ازجمله علم طب)

                        - تصریحات ائمه راجع به واجد بودن ایشان علم طب را

                        -وجود احادیث فراوان پیرامون طب(در زمینه های                    مختلف آن)

پاسخ به چند اشکال:

- آیا کار شارع طبابت است یا هدایت؟

- آیا همه احادیث قابل تکیه کردن هستند؟(بررسی سند احادیث)

- گاهاً در احادیث تعارضات دیده می شود،این ها را چگونه باید حل کرد؟

- احادیث طبی موردی است 

 

بیان ماهیت:

                                                                                   3وجود یک مکتب نه مجموعه دستورالعمل

                                         -چه موقع یک مکتب طبی بوجود می آید

 

                                                                                                4ویژگیهای این مکتب طبی:

الف- ویژگیهای ممتاز کننده: - اتصال به وحی

                                     - خطا ناپذیری

                                     - کل نگر بودن(جسم و روح)

                                     - علاج پذیری تمام بیماریها جز مرگ

ب- وجوه افتراق از طب سنتی:

                                     - هندسه اقلیدس و غیر اقلیدسی

                                     - توجه به ابعاد ماورائی انسان بر خلاف طب سنتی که مادی است(سایکولوژی و پاراسایکولوژی)

                                          - تفاوت متدلوژی طب اسلامی با سنتی: بکار گرفتن عقل و اجتهاد در استفاده از وحی در مقابل قیاس و تجربه

                                          - در مبانی(ارکان و اخلاط و ...): ریح،نور

                                          - دلایل و علائم: رنگ چهره        بواسیر

                                          - اسباب و علل: گناه عامل بیماری

                                        

 

 

                                          حفظ صحت: حرام و حلال-غذای طیب

                                                  

                                                            حظ الصحه ناصری توصیه به صاحبان                          حظ الصه برای مصرف شراب 

 

                                          - بیماریها:  - بواسیر ذکران و اثاث

                                                         - دیابت

                                                                - درمان:    - توجه به حجامت

                                                                               - در حرام شفا نیست

                                                         - استغفار در درمان عقر 

                                          - مفردات

                                          - قرابادین: کاربرد یک دارو در بیماریهای  

                                                                 مختلف(دواء الجامعه)  

                                   5موضع طب اسلامی نسبت به طب سنتی و طب جدید و سایر مکاتب

 

موانع موجود در احیاء طب اسلامی:

                                               - فقدان منابع منسجم         مراجعه به جوامع روایی

                                               - فقدان دانشمندان بزرگ        استفاده مستقیم از ائمه

                                               - تاثر از هیبت طب جدید و طب سنتی

 

 

گامهای ضروری برای احیاء طب اسلامی:

                                  

                                              - مرور احادیث

                                              - رفع تعارضات، حل مشکل سند و دلالت

                                              - دسته بندی و ساختارسازی

                                              - بکار بستن دستورات، دسته بندی نتایج و ارائه مقالات   علمی  

                                              - داروسازی و جذب سرمایه برای آن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طب اسلامی؛ اثبات وجود،بیان ماهیت

مقدمه: 

       

هدف از طبابت ارتقاء سطح سلامتی جامعه است،از راه پیشگیری یا درمان. در طول تاریخ،مردم از روشهای مختلفی برای حفظ سلامتی و درمان بیماریهای خود استفاده نموده اند. اما در قرون اخیر طب جدید با تکیه بر پیشرفتهایی که در سایر علوم مانند شیمی و فیزیک و علوم سلولی ملکولی صورت گرفت و با استفاده از پیشرفتهای حیرت انگیز در تکنولوژی و ساخت ابزارهای مختلف تشخیصی – درمانی یکه تاز میدان شده و همه رقبا را کنار زد؛ بطوریکه تصور می شد این نقطه پایان پیشرفت علم طب است و در نتیجه بشر بر قله سلامتی قرار خواهد گرفت. اما دیری نپایید که چالش های ایجاد شده بطلان این فکر خام را ثابت کرد.

مقاومت باکتریها به آنتی بیوتیکها، خصوصاً مقاومت چند دارویی (MDR) ،افزایش روزافزون موارد ابتلا به HIV ،خصوصاً افزایش خیره کننده بیماریهای قلب و عروق و بیماریهای اعصاب و روان خاصه اضطراب و افسردگی و درصدد قرار گرفتن این بیماریها در لیست میزان شیوع بیماریهای جهان تردیدهای جدی در دگماتیسم فوق وارد نمود. لذا دانشمندان جهان رویکردی جدید نسبت به سلامت پیدا کردند و سازمان بهداشت جهانی نیز چنین رویکردی را تعقیب و همه کشورها را تشویق نمود تا به احیاء طب سنتی خود بپردازند تا از این طریق به نیازهای جامعه خود در ابعاد حفظ سلامتی و درمان بیماران پاسخ دهند.

تلاش های گوناگون در کشورهای مختلف آغاز شده است. افراد زیادی مشغول بازخوانی،آموزش و تحقیقات در طب سنتی کشور خود هستند.گویی همه دلسوزان بدنبال گمگشته ای می گردند. یک مکتب درمانی که پاسخگوی نیازهای بهداشتی و درمانی بشر باشد. ولی این بار هم اگر قرار باشد مانند طب جدید مدتی دنبال یک مکتب طبی برویم و پس از چندین سال به نقایص و ناکار آوری آن پی ببریم ،باعث تاسف و دریغ بیار خواهد بود. لذا این نگرانی که ما عمر خود را صرف احیاء چیزی نماییم و بعد از مثلاً سی سال متوجه محدودیتها و ناکارآمدیهای آن بشویم ذهن هرانسان هوشمندی را به خود معطوف می نماید.  

سوال مهم آن است که آیا می توان به یک مکتب طبی کامل دست یافت که با گذشت زمان بجای آنکه محدودیت،نواقص و ناکارآمدی آن برملا شود،گستردگی،برتری و قوت آن اثبات شود؟ آیا می شود به علمی دست یافت که گذر زمان گرد کهنگی بر آن ننشاند؟ پاسخ مثبت است. اگر علم،علم باشد نباید در گذر زمان تغییر کند. آیا گذشت زمان و پیشرفتهای ایجاد شده نتیجه دو ضربدر دو را تغییر می دهد؟ آنچه تغییر می کند اطلاعات است نه علم.

در حوزه علم طب فقط یک راه برای دستیابی به چنین علمی وجود دارد که با وجود انعطاف پذیری از چنان ثباتی برخوردار باشد که تغییرات زمانی آن را به چالش نکشاند و آن هم اخذ علم طب از خالق انسان می باشد که آگاه به ظاهر و باطن و جزء و کل انسان است.

 

بخش اول:

اثبات وجود

- بحث عقلی:

الف- نقص نسبی دانش بشر: همانطور که در مقدمه بیان شد بشر در همه علوم خود همواره دارای یک نقص نسبی بوده است. در شناخت خود نیز دچار چنین نقصی است. به رغم پیشرفتهای فراوان در علوم مختلف پایه و بالینی، همچنان مجهولات فراوانی وجود دارد. علت بسیاری از بیماریها مشخص نیست و بسیاری از بیماریها لاعلاج مانده اند. به سرعت اطلاعات رو به افزایش است اما مجهولات بیشتری در پیش روی دانشمندان مطرح می شود. نتایج تحقیقات مختلف اختلافات و تضادهای زیادی را پیش آورده است.

آیا می توان سلامتی بشر را به دست مکاتبات طبی سپرد که سلسله مجهولات آن را احاطه کرده است؟ این نقص تنها به طب جدید متعلق نیست بلکه علوم بشری به دلیل تجربی بودن واجد سیستم آزمون و خطاست لذا مکاتب طب سنتی نیز دچار چنین نقصی می باشد.

ب- رحمت واسعه الهی: آیا می توان تصور کرد که خداوند مهربان که رحمت واسعه او همه چیز را در عالم فراگرفته است نسبت به سلامتی انسان و راهنمایی بشر برای حفظ آن بی تفاوت بوده است؟ بشر اولیه چگونه سلامتی خود را حفظ کرده است؟ آیا اگر قرار بود این سیر آزمون و خطا را طی کند نسل بشر با بیماریهای واگیردار و.... منقرض نمی شد؟.}  1قال الصادق ع  فی جواب الطبیب الهندی :

وَ لَئِنْ قُلْتَ بِالتَّجْرِبَةِ وَ الشُّرْبِ لَقَدْ کَانَ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَمُوتَ فِی أَوَّلِ مَا شَرِبَ وَ جَرَّبَ تِلْکَ الْأَدْوِیَةَ بِجَهَالَتِهِ بِهَا وَ قِلَّةِ مَعْرِفَتِهِ بِمَنَافِعِهَا وَ مَضَارِّهَا وَ أَکْثَرُهَا السَّمُّ الْقَاتِل‏

بحار الانوار ج 1 ص182}

 

لذا برای ما عقلاً ثابت می شود که خداوند حکیم علیم از سر رحمت خود راههای حفظ سلامتی و درمان بیماری را از ابتدا به بشر آموخته است

- بحث نقلی:

الف- خلقت آدم و آموزش علوم به آدم ابوالبشر: بر اساس مجموعه آیات و روایات آدم ابوالبشر اولین انسان مخلوق بر روی کره خاک بوده است و با توجه به فقدان تجربه کافی برای زندگی در این دنیا قاعدتاً بایستی آنچه مورد نیاز او بوده برای زندگی خود و خانواده اش و همچنین هدایت و رهبری ایشان در اختیار او قرار می گرفت لذا خداوند در قرآن به این نکته اشاره می کند که((و علم ادم الاسماء کلها))  روایات،همه به این نکته اشاره دارد...  2{بحارالأنوار     11     146

 وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها  قَالَ الصادق ع : أَسْمَاءَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ وَ الْأَوْدِیَةِ وَ النَّبَاتِ وَ الْحَیَوَانِ

 

بحارالأنوار     11     147

عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها  مَا ذَا عَلَّمَهُ قَالَ الْأَرَضِینَ وَ الْجِبَالَ وَ الشِّعَابَ وَ الْأَوْدِیَةَ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى بِسَاطٍ تَحْتَهُ فَقَالَ وَ هَذَا الْبِسَاطُ مِمَّا عَلَّمَهُ

 

بحارالأنوار     11     147  

عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبَّاسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها  مَا هِیَ قَالَ أَسْمَاءُ الْأَوْدِیَةِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ الْجِبَالِ مِنَ الْأَرْضِ {

 

این مسئله راجع به سایر انبیاء نیز صدق می کند چنانچه در روایت راجع به سلیمان پیامبر هست که گیاهان در محراب با او سخن می گفتند و خواص خود را بیان می کردند3.}الدر المنثور فی تفسیر المأثور    ج‏5    230    قوله تعالى فلما قضینا علیه الموت الآیة .....  ص : 229

 عن ابن عباس عن النبی صلى الله علیه و سلم قال کان سلیمان علیه السلام إذا صلى رأى شجرة نابتة بین یدیه فیقول لها ما اسمک فتقول کذا و کذا فان کانت لغرس غرست و ان کانت لدواء نبتت فصلى ذات یوم فإذا شجرة نابتة بین یدیه فقال لها ما اسمک قالت الخرنوب قال لأی شی أنت قالت لخراب هذا البیت فقال سلیمان علیه السلام اللهم عم عن الجن موتى حتى یعلم الانس ان الجن لا یعلمون الغیب فأخذ عصا فتوکأ علیها و قبضه الله و هو متکئ فمکث حینا میتا و الجن تعمل فأکلتها الأرضة فسقطت فعلموا عند ذلک بموته فتبینت الانس ان الجن لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا حولا فی العذاب المهین و کان ابن عباس یقرؤها کذلک فشکرت الجن الأرضة فأینما کانت یأتونها بالماء}

 

 بر اساس روایات می توان دریافت که در سایر علوم نیز پیامبران پیشرو بوده اند. چنانچه در ابداع خط،خیاطی و... پیامبران الهی پیشرو هستند4{بحارالأنوار     11     279

َ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى إِدْرِیسَ ع ثَلَاثِینَ صَحِیفَةً وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ خَطَّ بِالْقَلَمِ وَ أَوَّلُ مَنْ خَاطَ الثِّیَابَ وَ لَبِسَهَا وَ کَانَ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ یَلْبَسُونَ الْجُلُودَ وَ کَانَ کُلَّمَا خَاطَ سَبَّحَ اللَّهَ وَ هَلَّلَهُ وَ کَبَّرَهُ وَ وَحَّدَهُ وَ مَجَّدَهُ وَ کَانَ یَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ مِنْ عَمَلِهِ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِثْلُ أَعْمَالِ أَهْلِ زَمَانِهِ کُلِّهِمْ

 

بحارالأنوار     11     331

َ وَ کَانَ نُوحٌ رَجُلًا نَجَّاراً فَجَعَلَهُ اللَّهُ نَبِیّاً وَ انْتَجَبَهُ وَ نُوحٌ أَوَّلُ مَنْ عَمِلَ سَفِینَةً تَجْرِی عَلَى ظَهْرِ الْمَاء}

 

  لذا تمدن بشری پیشرفتهای اساسی خود را مدیون انبیاء الهی است.

ب- تصریحات ائمه راجع به علم طب: در علم کلام و امام شناسی موضوع علم امام کاملاً مورد بحث قرار گرفته و این موضوع ثابت است که امام عالم ترین فرد هر زمان است. چنانکه امام امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: از من سوال کنید قبل از آنکه از میان شما بروم چرا که من به راههای آسمان داناتر از راههای زمین هستم.5

{نهج‏البلاغة       ص : 280

أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَشْغَرَ بِرِجْلِهَا فِتْنَةٌ تَطَأُ فِی خِطَامِهَا وَ تَذْهَبُ بِأَحْلَامِ قَوْمِهَا

  بحارالأنوار     30     670

 یَقُولُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْضِ.  }

 

لذا امام مردم را دعوت می کند که هرچه می خواهند از او بپرسند پس اگر کسی بلند می شد و یک سوال طبی می پرسید نمی توانست بگوید که این سوال را نکن،سوال دیگری پرس. او آماده است تا همه سوالات را پاسخ بگوید. تاریخ زندگانی اهل بیت ثابت می کند که هیچ سوالی از سوی مردم مطرح نشد مگر آنکه بهترین پاسخ ها از سوی امام بیان شد.

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که اکثر اطبا می گویند انبیا علم طب نمی دانند و من دیدم اکثر ایشان از روش انبیا رو گرداندند و کتب منزل بر ایشان از سوی خدا را تکذیب می کنند لذا از طلب این علم و حاملین آن دوری کردم.6 {

بحار الانوار  ج 10  ص 172

ِ ثُمَّ قَالَ ع إِنَّ أَکْثَرَ الْأَطِبَّاءِ قَالُوا إِنَّ عِلْمَ الطِّبِّ لَمْ یَعْرِفْهُ الْأَنْبِیَاءُ فَمَا نَصْنَعُ عَلَى قِیَاسِ قَوْلِهِمْ بِعِلْمٍ زَعَمُوا لَیْسَ تَعْرِفُهُ الْأَنْبِیَاءُ الَّذِینَ کَانُوا حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ فِی أَرْضِهِ وَ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ وَرَثَةَ حِکْمَتِهِ وَ الْأَدِلَّاءَ عَلَیْهِ وَ الدُّعَاةَ إِلَى طَاعَتِهِ ثُمَّ إِنِّی وَجَدْتُ أَکْثَرَهُمْ یَتَنَکَّبُ فِی مَذْهَبِهِ سُبُلَ الْأَنْبِیَاءِ وَ یُکَذِّبُ الْکُتُبَ الْمُنْزَلَةَ عَلَیْهِمْ مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَهَذَا الَّذِی أَزْهَدَنِی فِی طَلَبِهِ وَ حَامِلِیهِ }

 

در روایت دیگری در مناظره امام صادق با طبیب هندی نقل شده است که طبیب هندی به امام می گوید :می خواهی چیزی از علم طب که نزد من است به تو بیاموزم؟ حضرت فرمودند:خیر چرا که آنچه با من است بهتر از آن است که نزد توست. یعنی حضرت می خواهد بفرماید من طبی دارم مستقل و کامل به طوری که به طب تو نیاز ندارم، در ضمن امام در ادامه روایت می فرماید آیا گمان می کنی این مطالب را از کتب طبی آموخته ام؟ بلکه آن را از پدران خود از رسول خدا از جبرئیل و از پروردگار عالمیان که اجساد و ارواح را خلق کرده است اخذ نموده ام. 7

{بحارالأنوار     10     205 

عَنِ الرَّبِیعِ صَاحِبِ الْمَنْصُورِ قَالَ حَضَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ ع مَجْلِسَ الْمَنْصُورِ یَوْماً وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ الْهِنْدِ یَقْرَأُ کُتُبَ الطِّبِّ فَجَعَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع یُنْصِتُ لِقِرَاءَتِهِ فَلَمَّا فَرَغَ الْهِنْدِیُّ قَالَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ تُرِیدُ مِمَّا مَعِی شَیْئاً قَالَ لَا فَإِنَّ مَا مَعِی خَیْرٌ مِمَّا مَعَکَ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ أُدَاوِی الْحَارَّ بِالْبَارِدِ وَ الْبَارِدَ بِالْحَارِّ وَ الرَّطْبَ بِالْیَابِسِ وَ الْیَابِسَ بِالرَّطْبِ وَ أَرُدُّ الْأَمْرَ کُلَّهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَسْتَعْمِلُ مَا قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَعْلَمُ أَنَّ الْمَعِدَةَ بَیْتُ الدَّاءِ وَ الْحِمْیَةُ هِیَ الدَّوَاءُ وَ أُعَوِّدُ الْبَدَنَ مَا اعْتَادَ فَقَالَ الْهِنْدِیُّ وَ هَلِ الطِّبُّ إِلَّا هَذَا فَقَالَ الصَّادِقُ ع أَ فَتَرَانِی عَنْ کُتُبِ الطِّبِّ أَخَذْتُ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَخَذْتُ إِلَّا عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَه‏}

 

لذا امام ضمن تاکید بر اینکه مکتب طبی مستقل و کاملی دارد بیان می نماید که منشا این علم، الهی است ؛ لذا نقص علم بشری در آن راه ندارد.

ج- احادیث فراوان از ناحیه معصومین پیرامون علم طب: پس از آنکه اثبات شد که انبیا و ائمه اطهار واجد همه علوم از جمله علم طب بوده اند. سوالی که مطرح می شود آن است که آیا غیر از علوم دینی این علوم را نیز منتشر نموده اند یا خیر؟ با مروری در جوامع روایی متوجه می شویم که روایات فراوانی پیرامون مسائل گوناگون طبی از معصومین وارد شده است. در کتاب بحارالانوار از جلد 58 تا 66 به مسائل طبی و امور مرتبط با آن اختصاص یافته است این حجم از روایات غیر از روایاتی است که در مواضع  دیگر آمده و گرچه مستقلاً بحث طبی نیست اما مرتبط با طب است مثلاً اثبات توحید بر اساس اشاره به هلیله.  

به واسطه وجود حجم فراوان روایت عده ای از علماء کتب مستقلی تحت عنوان طب الائمه نوشته اند و روایات طبی را جمع آوری نموده اند.

همچنین در قرآن کریم نکات طبی فراوانی بیان شده است از جمله آنکه در عسل شفا قرار داده شده است8،

{ثُمَّ کُلی‏ مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی‏ سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (69)نحل }

 

حضرت  یونس ع  که از شکم ماهی نجات یافته بایستی با خوردن کدو خود را درمان کند9،{وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ (139)

إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ (140)

فَساهَمَ فَکانَ مِنَ الْمُدْحَضینَ (141)

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلیمٌ (142)

فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحینَ (143)

لَلَبِثَ فی‏ بَطْنِهِ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (144)

فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقیمٌ (145)

وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطینٍ (146) صافات }

 

 روزی دو وعده خوردن صبح و شام 10و{           بحارالأنوار ج : 63 ص : 342   و الکافى ج 6  ص 288

 عَنِ ابْنِ أَخِی شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ شَکَوْتُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أَلْقَى مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ التُّخَمِ فَقَالَ تَغَدَّ وَ تَعَشَّ وَ لَا تَأْکُلْ بَیْنَهُمَا شَیْئاً فَإِنَّ فِیهِ فَسَادَ الْبَدَنِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیها بُکْرَةً وَ عَشِیًّا}

 

 بسیار نکات دیگر.

توجه به آیات و روایات فراوان طبی، ما را با ذخایر عظیم و تقریباً دست نخورده فراوانی روبرو می سازد که مانند گنجینه های عظیمی می ماند که استخراج آنها نیاز به تلاش و کوشش فراوان دارد و پس از استخراج نیاز به تخلیص، فراوری و تولید محصولات گوناگون از این ذخایر گرانبها دارند.

نکته پایانی در این بخش آنکه ائمه اطهار می فرمایند: به شرق و غرب عالم بروید علم صحیح را نمی یابید مگر از نزد ما11 }الکافی     1     399 

ٍ عَنْ أَبِی مَرْیَمَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لِسَلَمَةَ بْنِ کُهَیْلٍ وَ الْحَکَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ }

 

. لذا اگر بخواهیم به علم طبی دست یابیم که دچار تغییر و تحول و نقص و خطا نباشد بایستی این علم را از نزد ائمه اطهار اخذ نماییم.

حال اینکه آیا کار دین طبابت است یا نه، بحث سند احادیث و تعارضات موجود در آنها و چالشهای دیگر موجود بر سر راه ایجاد یک مکتب طبی مستقل مباحثی است که در آینده خواهد آمد.

پاسخ به چند اشکال:

اشکال اول: آیا کار شارع طبابت است یا هدایت؟

سوال مهم این است که آیا حوزه فعالیت مربیان دین یعنی انبیا و ائمه شامل طبابت می شود یا کار آنها هدایت مردم و حل مسائل اخروی ایشان است. با این دیدگاه انبیا و ائمه نباید به مسائل دنیوی مردم چون اقتصاد،قضاوت،حکومت و ... کاری داشته باشند. در حالی که می بینیم هدایت مردم آنچنان حوزه وسیعی را شامل می شود که شامل مسائل دنیا و آخرت مردم شده معلمان دین علما عملاً وارد مسائل دنیای مردم می شوند. معلمان دین چگونه می توانند سعادت اخروی را برای انسان به ارمغان آورند در حالیکه نسبت به مسائل اقتصادی او بی تفاوت باشند. لذا می بینیم که در تعالیم دینی بیان شده که اگر نخ دگمه لباس کسی غصبی باشد نماز او باطل است12. }

توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی) 

مسأله 815 لباس نمازگزار باید مباح باشد و کسى که مى‏داند پوشیدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى یا در لباسى که نخ یا دگمه یا چیز دیگر آن غصبى است نماز بخواند، باید آن نماز را با لباس غیر غصبى اعاده نماید}

 

 بنابراین حقوق مردم و اقتصاد کاملاً با مسائل فردی و عبادی مرتبط است.

بنابراین دین برای تاًمین سعادت اخروی انسان بایستی سیستم های مختلفی را برای ابعاد مختلف زندگی دنیوی ارائه دهد. در واقع ما معتقدیم دنیا مزرعه آخرت است13 {عوالی‏اللآلی           1ج    267ص  

و قال ص الدنیا مزرعة الآخرة }

 

بنابراین نمی توان بدون یک سیستم اقتصادی، قضایی و حقوقی، بهداشتی و درمانی، حکومتی و... جامعه دین داران را اداره کرد و دنیایی برای ایشان ساخت که مزرعه آخرت باشد.

بنابراین وقتی که پیامبر اسلام حکومت اسلامی را در مدینه تاًسیس می کند بایستی همه سیستم های زیرمجموعه یک حکومت را بدون وام گرفتن از دیگران طراحی و ارائه کند، آن هم با تکیه بر وحی، گرچه ممکن است برخی دستاوردها و تجربیات گذشته بشر که بسیاری از موارد ریشه در تعالیم انبیاء گذشته داشته مورد تایید و اهناء او قرار گیرد.

آیا پیامبر در مدینه نسبت به بهداشت و درمان مردم بی تفاوت بوده و پاسخی برای نیازهای مردم ارائه ننموده است؟ مطمئناً پاسخ منفی است. پیامبر ضمن بیان دستورات مختلف بهداشتی یک سیستم بهداشتی کارآمد را مطرح نموده و همچنین در بیماری ها نیز درمان هایی را ذکر فرموده اند. خود ایشان نیز به این دستورات عمل کرده و پس از او ائمه و جانشینان او نیز چنین کرده اند. پیامبر و امامان خود نیز بیمار می شده اند لکن مراجعه به طبیب نداشته اند گرچه دیگران گاهی به واسطه جهل به مقام امام یا جهت پاره ای مسائل سیاسی و اجتماعی برای ایشان طبیب آورده اند مانند جریان حضور طبیب بر بالین امام علی علیه السلام هنگام ضربت خوردن ایشان.

اشکال فوق به گونه دیگری نیز مطرح می شود که آیا شاًن امام طبابت است یا هدایت؟ در پاسخ باید گفت شخص امام به شاًن خود آگاه تر از ماست. در روایات فراوانی هرگاه که از ایشان راجع به طب و درمان بیماری ها سوًال شده است امام پاسخ گفته اند و فرد سوًال کننده به آن دستور عمل کرده و درمان شده است در حالیکه می توانست امام بفرماید که این کار، طبابت است و در شاًن من نیست از من فقط در مورد عقاید و احکام و اخلاق سواًل کنید و برای درمان بیماری خود نزد طبیب بروید. البته استثنایی که در مورد فوق در روایات دیده می شود یکی دو مورد است که به افراد آموزش استفاده از نظام اسباب و عمل، مراجعه به طبیب، مصرف دارو و... جهت درمان بیماری داده می شود و می خواهند به فرد سائل بفهمانند که دعا کردن به تنهایی برای درمان بیماری کافی نیست. در سایر موارد راجع به هر بیماری که سوًال شده است امام نسخه ای درمانی بیان فرموده اند . حتی در مواردی فردی درخواست دعا می کند و امام می فرماید دعا بجای خود اما فلان دارو را مصرف کن.  

برای تکمیل بحث به روایت ذیل توجه کنید:

فردی خدمت امام باقر می رسد و امام بر اساس رنگ چهره او به او می گوید بواسیر داری و او نیز تاًیید می کند و بر غیرقابل درمان بودن بیماری خود اشاره می کند امام می فرماید: آیا می خواهی دارویی برایت شرح دهم؟ راوی می گوید بسیار معالجه کردم فایده نداشت امام در جواب می فرماید: انا طبیب الاًطباء و راًس العلماء و رئیس الحکماء و بعد دارویی را برای وی تجویز می کند که با یکبار مصرف آن بهبود می یابد لذا می بینیم که امام خود را طبیب الاًطباء معرفی می کند14

{

      بحارالأنوار ج : 59 ص : 199

عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الثُّمَالِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ الْجَرِیرِیِّ قَالَ قَالَ الْبَاقِرُ ع یَا جَرِیرِیُّ أَرَى لَوْنَکَ قَدِ انْتُقِعَ أَ بِکَ بَوَاسِیرٌ قُلْتُ نَعَمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اسْأَلِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَحْرِمَنِی الْأَجْرَ قَالَ أَ فَلَا أَصِفُ لَکَ دَوَاءً قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَالَجْتُهُ بِأَکْثَرَ مِنْ أَلْفِ دَوَاءٍ فَمَا انْتَفَعْتُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ ذَلِکَ وَ إِنَّ بَوَاسِیرِی تَشْخُبُ دَماً قَالَ وَیْحَکَ یَا جَرِیرِیُّ فَإِنِّی طَبِیبُ الْأَطِّبَاءِ وَ رَأْسُ الْعُلَمَاءِ وَ رَئِیسُ الْحُکَمَاءِ وَ مَعْدِنُ الْفُقَهَاءِ وَ سَیِّدُ أَوْلَادِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ قُلْتُ کَذَلِکَ یَا سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ قَالَ إِنَّ بَوَاسِیرَکَ إِنَاثٌ تَشْخُبُ الدِّمَاءَ قَالَ قُلْتُ صَدَقْتَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ عَلَیْکَ بِشَمْعٍ وَ دُهْنِ زَنْبَقٍ وَ لُبْنَى عَسَلٍ وَ سُمَّاقٍ وَ سَرْوِ کَتَّانٍ اجْمَعْهُ فِی مِغْرَفَةٍ عَلَى النَّارِ فَإِذَا اخْتَلَطَ فَخُذْ مِنْهُ قَدْرَ حِمَّصَةٍ فَالْطَخْ بِهَا الْمَقْعَدَةَ تَبْرَأْ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ الْجَرِیرِیُّ فَوَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا فَعَلْتُهُ إِلَّا مَرَّةً وَاحِدَةً حَتَّى بَرِئَ [بَرَأَ] مَا کَانَ بِی فَمَا حَسَسْتُ بَعْدَ ذَلِکَ بِدَمٍ وَ لَا وَجَعٍ قَالَ الْجَرِیرِیُّ فَعُدْتُ إِلَیْهِ مِنْ قَابِلٍ فَقَالَ لِی یَا أَبَا إِسْحَاقَ قَدْ بَرِئْتَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ نَعَمْ فَقَالَ أَمَا إِنَّ شُعَیْبَ بْنَ إِسْحَاقَ بَوَاسِیرُهُ لَیْسَتْ کَمَا کَانَتْ بِکَ إِنَّهَا ذُکْرَانٌ فَقَالَ قُلْ لَهُ لِیَأْخُذْ بَلَاذُراً فَیَجْعَلُهَا ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ وَ لْیَحْفِرْ حُفَیْرَةً وَ لْیَخْرِقْ آجُرَّةً فَیَثْقُبُ فِیهَا ثُقْبَةً ثُمَّ یَجْعَلُ تِلْکَ الْبَلَاذُرَ عَلَى النَّارِ وَ یَجْعَلُ الْآجُرَّةَ عَلَیْهَا وَ لْیَقْعُدْ عَلَى الْآجُرَّةِ وَ لْیَجْعَلِ الثُّقْبَةَ حِیَالَ الْمَقْعَدَةِ فَإِذَا ارْتَفَعَ الْبُخَارُ إِلَیْهِ فَأَصَابَهُ حَرَارَةٌ فَلْیَکُنْ هُوَ یَعُدُّ مَا یَجِدُ فَإِنَّهُ رُبَّمَا کَانَتْ خَمْسَةَ ثَآلِیلَ إِلَى سَبْعَةِ ثَآلِیلَ فَإِنْ ذَابَتْ وَ أَتَتْهُ فَلْیَقْلَعْهَا وَ یَرْمِ بِهَا وَ إِلَّا فَلْیَجْعَلِ الثَّالِثَ مِنَ الْبَلَاذُرِ عَلَیْهَا فَإِنَّهُ یَقْلَعُهَا بِأُصُولِهَا ثُمَّ لْیَأْخُذِ الْمَرْهَمَ الشَّمْعَ وَ دُهْنَ الزَّنْبَقِ وَ لُبْنَى عَسَلٍ وَ سَرْوَ کَتَّانٍ هَکَذَا قَالَ وَصَفْتُ لَکَ لِلذُّکْرَانِ فَلْیَجْمَعْهُ عَلَى مَا ذَکَرْتُ هَاهُنَا لِیَطْلِیَ بِهِ الْمَقْعَدَةَ فَإِنَّمَا هِیَ طَلْیَةٌ وَاحِدَةٌ فَرَجَعْتُ فَوَصَفْتُ لَهُ ذَلِکَ فَعَمِلَهُ فَبَرَأَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى فَلَمَّا کَانَ مِنْ قَابِلٍ حَجَجْتُ فَقَالَ لِی یَا أَبَا إِسْحَاقَ أَخْبِرْنَا بِخَبَرِ شُعَیْبٍ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ الَّذِی قَدِ اصْطَفَاکَ عَلَى الْبَشَرِ وَ جَعَلَکَ حُجَّةً فِی الْأَرْضِ مَا طَلَى بِهَا إِلَّا طَلْیَةً وَاحِدَةً }

 

نکته قابل توجه و مهم آنکه آیا سلامتی فرد و جامعه با انجام مسئولیت های دینی و سعادت دنیوی و اخروی او مرتبط نیست؟ اگر پاسخ مثبت است پس دین نسبت به آن بی تفاوت نیست. دستورات فراوانی  که در قرآن و حدیث راجع به خوردنی ها وجود دارد آیا دستورات طبی تلقی نمی گردد. این که گوشت خوک و مردار و شراب حرام است؛ آیا دستورات طبی نیست؟ به مطلب فوق اضافه بفرمایید ارتباط حلال و حرام با مصلحت انسان که در منابع دینی ثابت شده است. یعنی حلال و حرام و مستحب و مکروه تابع نفع و ضرر برای انسان است یا نفع و ضرر جسمی و یا روحی. لذا همین دستورات فقهی نیز جنبه طبی دارد.

ارتباط مسائل جسمی و روحی و تاثیر و تاثراین دو از یکدیگر مسئله ای غیر قابل انکار است لذا در قرآن و احادیث به این مسئله توجه ویژه ای شده است.

شاهد اول: یا ایها الرسل کلوا من طیبات و اعملوا صالحا15 }یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ (51)مومنون}

 

 

             ای پیامبران از طیبات بخورید و عمل صالح انجام دهید

شاهد دوم: کلوا مما رزقناکم حلالا طیب واتقوالله  16

           {وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (88)مائده

 

فَکُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ (69)انفال

 

فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ (114)نحل

 

یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ (168)بقره}

 

  از آنچه روزیتان کرده ایم حلال و طیب آن را بخورید و تقوای الهی داشته

             باشید

با توجه به دو آیه فوق درمی یابیم که مصرف غذای طیب (که البته فراتر از بحث حلال بودن است چرا که در آیه دوم مورد اشاره حلالا طیبا بیان شده است که می فهمیم طیب بودن امری غیر از حلال بودن است یعنی غذا علاوه بر حلال بودن باید طیب باشد)  با تقوی و عمل صالح مرتبط است.

شاید بتوان چنین گفت که روح برای حرکت و تعالی نیاز به مرکبی را هوار دارد جسم با خودن غذای حلال طیب مرکبی را هوار خواهد شد لکن با خوردن غذای غیر حلال و یا غیر طیب نیز این مرکب شایستگی خود را برای بدرقه روح از دست می دهد.

آشنایان با مبانی طب سنتی به راحتی درمی یابند که مصرف  غذای ثقیل و غلیظ باعث ایجاد خلط غلیظ و ثقیل و در نتیجه تاًثیر منفی بخارات آن بر مغز که طبق روایات مسکن روح است می گردد.

شاهد سوم: در احادیث اخلاقی این رابطه به زیبایی ترسیم شده است بعنوان نمونه در حدیث معروف عنوان بصری امام صادق علیه السلام می فرماید:

من درباره نه موضوع به تو توصیه و سفارش  می کنم که برای افرادی که بخواهند راه خدا را طی نمایند لزوم دارند و از خدای سبحان می خواهم که تو را برای انجام دادن آنها موفق بدارد.

آنگاه امام از میان این نه توصیه که برای سالکان راه خدا ضروری است سه توصیه طبی می فرمایند. 17 

{  بحارالأنوار ج : 1 ص : 226

قَالَ عُنْوَانُ فَفَرَّغْتُ قَلْبِی لَهُ فَقَال ع َ أَمَّا اللَّوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ فَإِیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لَا تَشْتَهِیهِ فَإِنَّهُ یُورِثُ الْحِمَاقَةَ وَ الْبُلْهَ وَ لَا تَأْکُلْ إِلَّا عِنْدَ الْجُوعِ وَ إِذَا أَکَلْتَ فَکُلْ حَلَالًا وَ سَمِّ اللَّهَ وَ اذْکُرْ حَدِیثَ الرَّسُولِ ص مَا مَلَأَ آدَمِیٌّ وِعَاءً شَرّاً مِنْ بَطْنِهِ فَإِنْ کَانَ وَ لَا بُدَّ فَثُلُثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلُثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلُثٌ لِنَفَسِه‏

}

 

لذا می بینیم که به جهت همان شاًن هدایت گری ائمه در موضوعات طبی وارد شده اند و دستورات گران بهایی را در این زمینه بیان نموده اند. حال سوًالی که مطرح می شود آن است که این دستورات وارد شده در احادیث یک مجموعه دستورالعمل است نه یک مکتب طبی مستقل، این موضوعی است که در ادامه مستقلاً راجع به آن بحث خواهیم کرد.                         

نتیجه: آنچه از این بخش می خواهیم نتیجه بگیریم این است که گرچه شان اصلی انبیاء و امامان هدایت گری است لکن توصیه های فراوان طبی از ایشان به ما رسیده است که هم به واسطه حجم وسیع و هم به جهت عمق و محتوی نبایستی آنها را نادیده بگیریم. همچنین ما توقع نداریم که مثلاً امام صادق علیه السلام در بحبوحه انحرافات عقیدتی و جهل مردم به احکام الهی همه کار خود را تعطیل کند و مطب یا بیمارستانی تاسیس کند و به درمان بیماران بپردازد. بلکه دعوی ما آنست که از ایشان دستورات فراوانی رسیده است که با فهم درست و بکارگیری فنون اجتهادی می توان یک مکتب طبی مستقل را پایه ریزی کرد.

اشکال دوم: آیا احادیث طبی از نظر سندی قابل اتکاء هستند؟

اولاً آشنایان با علوم حدیث می دانند که تنها راه قضاوت در مورد یک حدیث سند آن نمی باشد بلکه از علوم دیگری غیر از علم رجال هم در شناخت حدیث صحیح از ضعیف استفاده می شود. علم  درایه الحدیث در شناخت حدیث صحیح در بسیاری از موارد از سند حدیث کاربرد بیشتری دارد.

برای روشن شدن مطلب فرض کنید فرد دروغگو و فاسقی روایتی از یک امام معصوم نقل کند آیا می توان به صرف اینکه فرد کذابی حدیث را نقل کرده حدیث را رد کرد؟ به عبارت دیگر آیا یک فرد دروغگو همیشه دروغ می گوید؟

اگر صرفاً به سند احادیث اکتفا کنیم حجم عظیمی از روایات را از دست می دهیم. اما راههای دیگری وجود دارد که می توانیم اطمینان کنیم که این حدیث از ائمه صادر شده است. بعنوان مثال عالمی که در علم حدیث سالها کار کرده است از متن روایتی می تواند بفهمد که این حدیث از ناحیه امام است یا خیر.

چنین درکی ناشی از شناخت قرآن،کلیت روایات،ادبیات زمان امام و ... می باشد. بعنوان مثال به یک استاد ادبیات و شعر چند بیت از شعرای مختلف بدهید بدون ذکر نام شاعر او بر اساس سبک شعر و خصوصیات مختلف ادبی می گوید این بیت از رودکی است آن یکی از سعدی و دیگری از حافظ. یک فرد آشنا با طب سنتی و منابع مهم آن نیز اگر عبارات مختلفی را ببیند می تواند بگوید این متن از هدایه المتعلمین است، آن دیگری از عقیلی خراسانی است و آن متن دیگر متعلق به جرجانی است.

همچنین قرائن مختلف به حل این مشکل کمک می کند. مثلاً وقتی همه اطباء طب سنتی افتیمون را مسهل سودا می دانند یا کانی را برای کبد مفید می دانند اگر در نسخه ای یا کتابی خلاف آن دیده شد بایستی این تعارض را حل کرد که یا در استنساخ این نسخه دچار خطا شده اند یا نکته خاصی از نظر طبی وجود داشته است. به این مسئله در علم حدیث تواتر می گویند یعنی مفید بودن کانی برای کبد در طب سنی متواتر است.

تواتر گاهی لفظی است گاهی معنوی. یعنی ممکن است همان لفظ تکرار نشده باشد اما همان مفهوم تکرار شده باشد چنانکه ما در تاکید روایات بر عسل، سیاهدانه، حجامت و ... نمی توانیم تردید کنیم. لذا می توانیم از قراین(تراکم ظنون)، تواتر و مقایسه مجموعه آیات و روایات در مواردی که سند حدیث ضعیف باشد به صدور حدیث از امام اطمینان حاصل کنیم. نکته بسیار مهم آن است که بحث سند حدیث در احکام به دلیل منتهی شدن به ثواب و عقاب حائز اهمیت بسیار است. لذا در بسیاری ازموارد مانند احادیث اخلاقی نیز علماء در بررسی سند حدیث آنچنان که در احادیث احکام دقت دارند وسواس به خرج نمی دهند.

احادیث طبی نیز عموماً متواتر معنوی هستند و خبر واحد کمتر داریم تا نیاز به بررسی سند داشته باشیم. پس استفاده از مجموعه روایات، آیات قرآن، مجموعه رفتارهای معصومین، کتب متقدمین از علماء بزرگ، منابع طب سنتی، دستاوردهای جدید طبی و اجتهاد عالمان حدیث شناس به همراه استفاده از مشاوران متخصص در امور مختلف می تواند این مشکل را برطرف سازد. گرچه آشنایان با علم و حدیث در درک این مسئله مشکل زیادی ندارند و این اشکال بیشتر ناشی از عدم آشنایی کامل با متدلوژی علم الحدیث است چرا که عده ای مطلبی راجع به سند حدیث شنیده اند و گمان می کنند که همه چیز سند حدیث است.

اشکال سوم: گاهاً در حدیث تعارضاتی دیده می شود، این ها را چگونه باید حل کرد؟

در پاسخ به این سوال روایتی را بعنوان نمونه از میان روایات فراوان وارد شده در این بخش بیان می کنیم. در روایتی در کتاب بحارالانوار چنین آمده است که شخصی از امام سوال کرد: شخصی از طرف شما می آید که معروف به دروغگویی است و چیزی نقل می کند آیا آن را بپذیریم یا رد کنیم؟ امام فرمودند: آیا شب را روز و روز را شب معرفی می کند؟ (یعنی آیا تضاد صد در صدی وجود دارد) گفت: نه حضرت فرمودند: اگر اینطور نیست پس او را تکذیب نکن چرا که تکذیب او تکذیب من است18

}بحارالأنوار     2     211  

عَنْ سُفْیَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ رَجُلًا یَأْتِینَا مِنْ قِبَلِکُمْ یُعْرَفُ بِالْکَذِبِ فَیُحَدِّثُ بِالْحَدِیثِ فَنَسْتَبْشِعُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَکَ إِنِّی قُلْتُ لِلَّیْلِ إِنَّهُ نَهَارٌ أَوْ لِلنَّهَارِ إِنَّهُ لَیْلٌ قَالَ لَا قَالَ فَإِنْ قَالَ لَکَ هَذَا إِنِّی قُلْتُهُ فَلَا تُکَذِّبْ بِهِ فَإِنَّکَ إِنَّمَا تُکَذِّبُنِی }

 

. در روایت دیگری حضرت می فرمایند: اگر چیزی به ما نسبت دادند و خلاف آن را می دانی رد نکن چرا که چه می دانی برای چه گفتیم. یعنی ممکن است روایات در ظاهر تعارض داشته باشند اما وقتی وجه آن معلوم می شود متوجه می شویم که تعارضی در کار نبوده است و ما درک درستی از حدیث نداشته ایم. 19

{بحارالأنوار     2     198

َ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنِّی لَأُحَدِّثُ النَّاسَ عَلَى سَبْعِینَ وَجْهاً لِی فِی کُلِّ وَجْهٍ مِنْهَا الْمَخْرَجُ }

 

بنابراین رفع تعارضات نیز نیاز به یک کار اجتهادی فقهی دقیق دارد که به عهده علمای حدیث شناس حوزه است گر چه ضروری است که یا خود ایشان به علوم طبی احاطه داشته باشند یا آنکه بهتر است شوراهای تخصصی مرکب از اطباء و دانشمندان علوم مربوطه شکل گیرند و با مشورت با هم این مشکلات حل شود.

اشکال چهارم: احادیث طبی موردی است و عمومیت ندارد؟

این اشکال ناشی از یک قضاوت شتابزده است. اگر کسی با مکتب طب اخلاطی که قرابت زیادی با طب اسلامی دارد آشنا باشد می داند که اگر برای درمان غلبه خون حجامت توصیه شده موردی نیست بلکه یک اصل کلی است. و اگر برای درمان بلغم یک بیمار دوایی مرکب از آویشن و سیاهدانه و مصطکی و زنیان و عسل از سوی معصوم تجویز می شود کاملاً بر یک منطق اصولی استوار است چرا که داروهای گرم و خشک برای درمان بلغم تجویز شده است و این تجویز برای درمان بلغم قابل تعمیم است.

لذا کسانی که به منطق این طب آشنا هستند می توانند تشخیص دهند که این توصیه ها شخصی است، مربوط به جغرافیای خاص و زمان خاص است یا عمومی است. بعنوان مثال در پایان رساله ذهبیه امام رضا علیه السلام می فرمایند: ((هر کس)) به این دستورات عمل کند از همه بیماریها در امان است. لذا گرچه ظاهراً نامه برای مامون نوشته شده است اما امام فرصتی پیدا کرده برای بیان حقایق طبی برای همه مردم، پس مسئله کاملاً عمومی است چنانکه در آخر رساله بدان اشاره فرموده اند. گاهی هم ممکن است تجویز موردی باشد که از قرائن می توان متوجه شد مثلاً ممکن است برای بواسیر یک نفر یک دارو و برای بواسیر دیگری داروی دیگری تجویز شود. این تفاوت با توجه به علت بیماری و شرایط بیمار قابل درک است و گاهاً در خود روایت هم به آن اشاره شده است.

 

 

بخش دوم:

بیان ماهیت

- وجود یک مکتب، نه صرفاً مجموعه دستورالعمل

آنچه مراد ما از طب اسلامی است با آنچه در حال حاضر به عنوان طب اسلامی مطرح است در واقع طب مسلمانان است نه طب اسلامی آثار بوعلی، رازی، جرجانی و عقیلی و... را نمی توان طب اسلامی دانست گرچه در آثار ایشان توجه به اراده خداوند و مشیت و حکمت او فراوان به چشم می خورد. اما اساس این طب همان طب یونانی است که البته به عقیده برخی محققان منشا طب یونانی نیز طب ایرانی بوده است. این طب در دست دانشمندان مسلمان توسعه زیادی پیدا کرده حکمای مسلمین این طب را نظام بخشیده، توسعه داده و آن را به بالندگی رسانده اند. در این راستا ایشان مقلد صرف اساتید یونانی خود نبوده اند بلکه آراء ایشان را مورد نقد قرار داده  نقاط افتراق طب اسلامی با طب مسلمانان خواهیم پرداخت. در اینجا لازم است این نکته بسیار مهم را ذکر کنیم که آنچه به عنوان طب اسلامی مطرح می نماییم بایستی چارچوب،اساس و ارکان آن مبتنی بر آیات و روایات پی ریزی شود. برای درک بهتر این مطلب مثالی از علم روانشناسی می زنیم. داده اند بعنوان مثال رازی کتاب الشکوک الی جالینوس نوشته است.

اما در هر حال چارچوب و قالب طب حکماء بزرگ مسلمان همان طب یونانی است. در ادامه بحث ب

چند سالی است که اقبال عمومی به روانشناسی و علوم مرتبط با آن مثل تعلیم و تربیت بسیار چشمگیر شده است. در این میان بازار ترجمه کتب روانشناسی غربی بسیار داغ است. عده ای از روانشناسان متعهد و متدین، با توجه به اینکه علاقه مذهبی خود را در این علم نمی توانند نادیده بگیرند تلاش نموده اند که با استفاده از آیات و روایات مکتب روانشناسی اسلامی را معرفی نمایند. اما عموماً بجز برخی موارد معدود به این ترتیب کار کرده اند که چارچوب و قالب را از روانشناسی غربی اخذ نموده اند و در هر بخش اگر روایت یا آیه ای یا داستانی دینی متناسب با موضوع یافته اند بیان کرده اند. این کار مانند آن است که شما یک ساختمان با روانشناسی غربی بسازی و چند تابلو در اتاق ها و راهروها نصب کنی و در آن آیه و روایتی بنویسی. این روانشناسی اسلامی نیست بلکه اگر با آیه و روایت نقشه ساختمان را کشیدی فونداسیون ساختمان را ریختی و ستونها را بنا کردی، حال اگر آجرها را از جای دیگر آوردی باز نقشه و کلیت ساختمان مال شماست و می توان گفت قالب اسلامی است سایر مصالح را نیز شما به خدمت گرفته ای نه اینکه آیه و روایت در خدمت ساختار روانشناسی غربی قرار بگیرد. گرچه برخی محققین   تلاش نموده اند تا ساختار روانشناسی اسلامی را بیان نمایند.

در طب اسلامی نیز ما بایستی بتوانیم نقشه و چارچوب و ساختاری جدید مبتنی بر آیات و روایات ارائه دهیم که متمایز از سایر ساختارهای موجود طبی باشد حال اگر از دستاوردهای سایر مکاتب طبی بعنوان مصالح این ساختمان استفاده کرده ایم بسیار زیبنده است اما نقشه و چارچوب مال اسلام است.

 - سوًال: چه موقع یک مکتب طبی بوجود می آید؟

با چند مثال به این سوال پاسخ می دهیم بعنوان مثال به مکتب طبی هومیوپاتی نگاه کنید آقای هانمن که ابداع کننده این مکتب است با یک جمله این مکتب را ایجاد کرده است بر اساس این نظریه که مشابه را با مشابه باید درمان کرد. کلیه توضیحات و تفصیلات ایشان در کتاب ارگانون که مهم ترین متن هومیوپاتی به شمار می رود پیرو همین نظریه شکل می گیرد و درمان بیماریها نیز بر اساس همین نظریه صورت می گیرد.

بعنوان مثال سوم طب غربی را در نظر بگیرید بر اساس نظر مورخین کسی که پایه گذار طب جدید است پاراسلسوس است که نظریه ورود شیمی(کیمیا گری) را به طب بیان کرد. این نظریه تحول جدی در طب ایجاد کرد و ساخت داروهای شیمیایی را در پی داشت.

بنابراین ایجاد یک مکتب طبی درابتدا نیاز به مواد اولیه زیادی ندارد. به عبارتی دیگر آقای هانمن که نظریه مشابه درمانی را ارائه می کند نباید توقف داشت. که همه بیماران را درمان کند چرا که وی در حال پی ریزی یک مکتب است مانند کسی که هنوز دیوارهای یک ساختمان را بالا نبرده است به او بگوییم چرا اتاقها سرد است یا چرا هنوز لوستر و ... ندارد. از کسی که شروع به ساخت یک مکتب می کند خصوصیات نقشه آن را باید بپرسیم.

در طب سنتی نیز اصل و اساس بر ارکان، امزاج و اخلاط است نه درمان فلان بیماری. چون برخی گمان می کنند تا ما می گوییم طب اسلامی باید روایتی مبنی بر درمان ایدز و هپاتیت با همین عبارات و اسامی ارائه دهیم و الا طب اسلامی نخواهیم داشت. اگر اینطور است پس طب شیمیایی یک مکتب طبی نیست چرا که از درمان بسیاری از بیماریها عاجز مانده است.

در طب سنتی عبارت ایدز و هپاتیت نداریم. بنابراین اینکه طب جدید برای نفی طب اسلامی بخواهد تنگناها و بن بست های خود را بیان کند و از طب اسلامی نو احیاء شده بخواهد که جوابهای فوری، دقیق و کاملی ارائه کند نوعی شارلاتانیزم تبلیغاتی است تا برخوردی عالمانه و منطقی.

ما مدعی هستیم بر اساس آیات و روایات می توانیم نقشه، پی و ستونهای این ساختمان و حتی برخی جزئیات را نیز استخراج کنیم. اما آنچه قاعده است در روایات بنابراین است که ائمه فرمودند علینا القاءالاصول و علیکم لتفریع الفروع  ما اصول را به شما القا می کنیم شما بر این اصول با فکر و اجتهاد به آن شقوق مختلف بدهید و جزئیات را پیدا کنید.

پس نتیجه آنکه بر اساس مدعای ما با استفاده از آیات و روایات می توان یک مکتب طبی مستقل با وجوه اشتراک و افتراق و حدود مشخص بعنوان طب اسلامی ایجاد کرد. پس صرفاً یک سری دستورات پراکنده طبی نداریم بلکه بر اساس این دستورات می توانیم یک سیستم بهداشتی درمانی نو، کارآمد ومستقل طراحی کرد. ویژگیهای این مکتب و وجوه افتراق آن از سایر مکاتب در ادامه بیان می شود.

- ویژگیهای این مکتب طبی: 

الف- ویژگیهای ممتاز کننده:

1- اتصال به وحی: بنابر آنچه از سیره و گفتار پیامبر و ائمه دریافت می شود ایشان هیچگاه رای و نظری از خود ابراز نمی کرده اند و آنچه می گفته اند مستقیم (در مورد پیامبر) و غیر مستقیم (در مورد امامان معصوم) به وحی متصل بوده است در واقع وقتی احادیث طبی را می خوانیم نسخه را از دست خداوند خالق انسان دریافت می کنیم.

2- خطا ناپذیری: ویژگی اول باعث ایجاد عصمت و مصونیت از خطا و اشتباه می گردد در زمان حضور امام که هیچ امکان خطایی در کلام او وجود ندارد. در زمان غیبت امام معصوم که دسترسی به امام وجود ندارد اگر با متد صحیح به بررسی آیات و روایات پرداخته شود به مرز عصمت نزدیک می شویم و آراء و نظریات جدید آن را رد نمی کند.

3- کل نگر بودن: بسیاری از مکاتب طبی در حال حاضر کل نگر بودن را سر لوحه خود قرار داده اند. برخی از این مکاتب منظورشان از کل نگری بررسی تمام بدن انسان در مقابل بررسی جزئی از بدن است. برخی نیز خصوصیات روانی را به این مجموعه اضافه می کنند و طب خود را کل نگر می دانند.

اما مقولاتی وجود دارد که هیچ یک از مکاتب طبی راهی برای شناخت، طرح، آزمایش و تجربه آن ندارند. یک مقوله بسیار مهم مبحث روح انسانی و خصوصیات  آن و ارتباط متقابل آن با جسم است. بعنوان مثال خوردن گوشت زیاد و قساوت قلب، خوردن مال حرام و دشمنی با پاک ترین انسانهای تاریخ چون امام حسین(ع) استفاده از دعا و ذکر برای تسکین یا درمان آلام جسمی، تاثیر حالات روحی، در بر شیر و انتقال آن به شیرخوار و هزاران مبحث دیگر و دست نخورده که علوم روز و علوم گذشته بشری بطور کل از آن بی اطلاعند و گه گاه اگر اشاراتی در این زمینه داشته اند به جهت استفاده از مباحث دینی بوده است.

بر اساس آموزه های دینی بسیاری از مسائل ماوراءطبیعی در سلامتی موثرند که شناخت آنها از حوزه علوم پزشکی خارج است اما مگر می تواند طب نسبت به امور مربوطه به سلامتی بی تفاوت باشد. مثلاً تاثیر صدقه دادن در درمان بیماریها، تاثیر صله رحم در طول عمر و تاثیر عقیقه کردن(قربانی برای اطفال) بر سلامتی کودکان، تاثیر تربت سیدالشهدا در درمان بیماریها و ...

همچنین تاثیر مشکلات جسمی بر مقوله های روحانی بسیار مورد تاکید است. در برخی روایات به تاثیر غلبه اخلاط بر خلقیات انسان اشاره شده است. بعنوان مثال تجبر و تکبر و عجله از مرّه و شهوت پرستی از غلبه خون و اشتهای زیاد برای طعام و شراب از بلغم بیان گردیده است  لذا می توان گفت تنها مکتب طبی کل نگر طب اسلامی است روح و جسم را با هم می بیند و می تواند روابط آنها را شرح دهد.

4- علاج پذیری تمام بیماریها جز مرگ: بر اساس تعالیم دینی همه بیماریها قابل درمان هستند جز مرگ که دراین  مکتب مرگ هم بیماری نیست بلکه برای تکامل انسان است   پس بر خلاف مکاتب طبی دیگر که هر کدام در درمان برخی از بیماریها عاجز مانده اند و این بیماریها را لاعلاج دانسته اند؛ در طب اسلامی بیماری لاعلاج نداریم. البته ما در حال طراحی این مکتب و احیاء آن هستیم لذا چنین ادعایی نداریم که در حال حاضر نسخه کافی برای تمام بیماریها موجود است، بلکه معتقدیم در صورتیکه این مکتب با تمام ویژگیها و خصوصیات خود بکار گرفته شود بیماری لاعلاج نخواهیم داشت.

 

ب- وجوه افتراق از طب سنتی:

1- کسانی که با طب سنتی آشنایی دارند ممکن است در مواجهه با روایات طبی تصور کنند این همان طب سنتی ایرانی است با همان عبارات و اصطلاحات رایج مثل خون و بلغم و صفرا و سودا،گرمی و سردی و....   در حالیکه استفاده از اصطلاحات مشترک دلیل بر یکی بودن دو مکتب نمی شود. ممکن است دو ساختمان ساخته شود هر دو با آجر و تیرآهن اما یکی مسجد بشود و دیگری خانه مسکونی طبیعی است که مصالح اولیه یکی است اما نقشه و طراحی وقتی فرق کرد نتیجه متفاوت می شود و کارکردهای مختلفی بخود می گیرد.

مثلاً در فلسفه بوعلی و حکمت مشائی ، محور عقل است و در فلسفه اشراق را با فلسفه مشاء اشتباه بگیرد.

2- توجه به ابعاد ماورائی انسان در طب اسلام: همانطور که اشاره شد در هیچ یک از مکاتب طبی از جمله طب سنتی ابعاد غیر مادی انسان به نحو شایسته مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد. گرچه حکمای مسلمان گهگاه در کتب خود به مسائلی از این قبیل اشاره نموده اند اما این اشارات شکل سیتماتیک نداشته و در تشخیص و درمان بیماریها و یا حفظ الصحه کاربردی نداشته است. اسباب حفظ الصحه عبارتست از: هوا، غذا و شراب، حرکت و سکون، خواب و بیداری، احتباس و استفراغ و اعراض نفسانی که همگی مادی اند گرچه به نظر می رسد اعراض نفسانی غیر مادی باشد نحوه بیان آن باز مادی می شود. توضیح آنکه اعراض نفسانی در طب سنتی برای جلب منافع و دفع مضار است.

انسان طب سنتی با انسان طب جدید تفاوت زیادی ندارد بیوسایکوسوشیال است. حیوانات نیز دارای این ابعاد هستند پس تفاوت انسان با حیوان در طب چیست؟ در کدام مکتب طبی این تفاوت ملاحظه شده است. رابطه بیداری بین الطلوعین و کاهش افسردگی و مرگ ناگهانی را در کدام مکتب طبی باید جستجو کرد. آیا حفظ صحت انسان با حفظ صحت یک میمون متفاوت است یا نه؟

آیا در حفظ صحت یک  انسان انجام واجبات دینی و ترک محرمات ضروری نیست؟ اگر انسان زندگی انسانی داشته باشد و نه زندگی صرفاً حیوانی نمی توان متصور بود که انسانی هیچگونه رابطه معنوی با خالق خود نداشته باشد و او را انسانی سالم بنامیم.

3- تفاوت در متدلوژی طب اسلامی با طب سنتی: طب سنتی ایران در مبانی عموماً قیاسی-فلسفی است و در تشخیص و درمان نیز از همین نگاه قیاسی-فلسفی بهره می برد و تجربیات نیز به آن اضافه می شود.

پس طب سنتی ایران بر محور اصلی فلسفه و قیاس بنیان نهاده شده و تجربه نیز گاهی به آن مدد رسانده است. اما طب اسلامی با متد بکارگیری عقل و اجتهاد در استفاده از منابع وحیانی عمل می کند طب بر سه نوع بوده است  طب تجربی که طب مکتب هند و عرب است، طب قیاسی که طب یونان است و طب الهی که ریشه در وحی دارد20

{بحارالأنوار     59     66 

ِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ الْحَسَنِ الْمُتَطَبِّبِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ وَ لِی بِالطِّبِّ بَصَرٌ وَ طِبِّی طِبٌّ عَرَبِیٌّ وَ لَسْتُ آخُذُ عَلَیْهِ صَفَداً فَقَالَ لَا بَأْس

 

 بحارالأنوار ج : 59 ص : 137

رَوَى الْخَطَّابِیُّ أَیْضاً عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِیَّ ص یَقُولُ إِنْ کَانَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنْ أَدْوِیَتِکُمْ خَیْرٌ فَفِی شَرْطَةِ حَجْمٍ أَوْ شَرْبَةِ عَسَلٍ أَوْ لَذْعَةٍ بِنَارٍ تُوَافِقُ الدَّاءَ وَ مَا أُحِبُّ أَنْ أَکْتَوِیَ

ثم قال الطبّ على نوعین الطبّ القیاسی و هو طب الیونانیّین الذی یستعمله أکثر الناس فی أوسط بلدان أقالیم الأرض و طبّ العرب و الهند و هو الطبّ التجاربیّ. و إذا تأملت أکثر ما یصفه النبی ص من الدواء إنما هو على مذهب العرب إلا ما خص به من العلم النبوی الذی طریقه الوحی فإن ذلک فوق کل ما یدرکه الأطباء أو یحیط به حکمة الحکماء و الألبَّاء و قد یکون بعض تلک الأشفیة من ناحیة التبرک بدعائه و تعویذه و نفثه و کل ما قاله من ذلک و فعل صواب و حسن جمیل یعصمه الله أن یقول إلا صدقا و أن یفعل إلا حقا انتهى}

 

 

4- در مبانی: در طب سنتی انسان مرکب از چهار عنصر آب، هوا، آتش و خاک است درحالیکه روایت دریچه های جدیدی به روی ما باز می کند مثلاً در یک روایت می فرماید: آدم از گل خلق شد و سپس در آدم، نور، آتش، باد و آب جاری شد. همچنین در قرآن در داستان خلقت انسان از دمیده شدن روح سخن به میان آمده است و آن را خلقتی دیگر نامیده است. در یک روایت دیگر در مورد مرگ می فرماید: وقتی بین ارواح و اجساد جدایی می افتد روح و نور به جایگاه اولیه خود برمی گردند و جسد باقی می ماند و...

لذا می بینیم که در اینجا دو عنصر نور( طبق روایات بواسطه آن انسان می بیند و تعقل می کند ) و روح ( که به واسطه آن حرکت می کند ) مطرح می شود که جای بحث و بررسی زیادی دارد در حالیکه در طب سنتی به هیچ وجه این بحث مطرح نیست.

5- در بحث دلایل و علائم: در این بخش هم مطالبی در روایات مطرح است که نیاز به تعمق بیشتری دارد و در طب سنتی مطرح نشده است مثلاً تشخیص بواسیر یک نفر بر اساس رنگ چهره او

21. {

      بحارالأنوار ج : 59 ص : 199

عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الثُّمَالِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ الْجَرِیرِیِّ قَالَ قَالَ الْبَاقِرُ ع یَا جَرِیرِیُّ أَرَى لَوْنَکَ قَدِ انْتُقِعَ أَ بِکَ بَوَاسِیرٌ قُلْتُ نَعَمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اسْأَلِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَحْرِمَنِی الْأَجْرَ قَالَ أَ فَلَا أَصِفُ لَکَ دَوَاءً قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَالَجْتُهُ بِأَکْثَرَ مِنْ أَلْفِ دَوَاءٍ فَمَا انْتَفَعْتُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ ذَلِکَ وَ إِنَّ بَوَاسِیرِی تَشْخُبُ دَماً قَالَ وَیْحَکَ یَا جَرِیرِیُّ فَإِنِّی طَبِیبُ الْأَطِّبَاءِ وَ رَأْسُ الْعُلَمَاءِ وَ رَئِیسُ الْحُکَمَاءِ وَ مَعْدِنُ الْفُقَهَاءِ وَ سَیِّدُ أَوْلَادِ الْأَنْبِیَاءِ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ قُلْتُ کَذَلِکَ یَا سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ قَالَ إِنَّ بَوَاسِیرَکَ إِنَاثٌ تَشْخُبُ الدِّمَاءَ قَالَ قُلْتُ صَدَقْتَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ عَلَیْکَ بِشَمْعٍ وَ دُهْنِ زَنْبَقٍ وَ لُبْنَى عَسَلٍ وَ سُمَّاقٍ وَ سَرْوِ کَتَّانٍ اجْمَعْهُ فِی مِغْرَفَةٍ عَلَى النَّارِ فَإِذَا اخْتَلَطَ فَخُذْ مِنْهُ قَدْرَ حِمَّصَةٍ فَالْطَخْ بِهَا الْمَقْعَدَةَ تَبْرَأْ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى قَالَ الْجَرِیرِیُّ فَوَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا فَعَلْتُهُ إِلَّا مَرَّةً وَاحِدَةً حَتَّى بَرِئَ [بَرَأَ] مَا کَانَ بِی فَمَا حَسَسْتُ بَعْدَ ذَلِکَ بِدَمٍ وَ لَا وَجَعٍ قَالَ الْجَرِیرِیُّ فَعُدْتُ إِلَیْهِ مِنْ قَابِلٍ فَقَالَ لِی یَا أَبَا إِسْحَاقَ قَدْ بَرِئْتَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ نَعَمْ فَقَالَ أَمَا إِنَّ شُعَیْبَ بْنَ إِسْحَاقَ بَوَاسِیرُهُ لَیْسَتْ کَمَا کَانَتْ بِکَ إِنَّهَا ذُکْرَانٌ فَقَالَ قُلْ لَهُ لِیَأْخُذْ بَلَاذُراً فَیَجْعَلُهَا ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ وَ لْیَحْفِرْ حُفَیْرَةً وَ لْیَخْرِقْ آجُرَّةً فَیَثْقُبُ فِیهَا ثُقْبَةً ثُمَّ یَجْعَلُ تِلْکَ الْبَلَاذُرَ عَلَى النَّارِ وَ یَجْعَلُ الْآجُرَّةَ عَلَیْهَا وَ لْیَقْعُدْ عَلَى الْآجُرَّةِ وَ لْیَجْعَلِ الثُّقْبَةَ حِیَالَ الْمَقْعَدَةِ فَإِذَا ارْتَفَعَ الْبُخَارُ إِلَیْهِ فَأَصَابَهُ حَرَارَةٌ فَلْیَکُنْ هُوَ یَعُدُّ مَا یَجِدُ فَإِنَّهُ رُبَّمَا کَانَتْ خَمْسَةَ ثَآلِیلَ إِلَى سَبْعَةِ ثَآلِیلَ فَإِنْ ذَابَتْ وَ أَتَتْهُ فَلْیَقْلَعْهَا وَ یَرْمِ بِهَا وَ إِلَّا فَلْیَجْعَلِ الثَّالِثَ مِنَ الْبَلَاذُرِ عَلَیْهَا فَإِنَّهُ یَقْلَعُهَا بِأُصُولِهَا ثُمَّ لْیَأْخُذِ الْمَرْهَمَ الشَّمْعَ وَ دُهْنَ الزَّنْبَقِ وَ لُبْنَى عَسَلٍ وَ سَرْوَ کَتَّانٍ هَکَذَا قَالَ وَصَفْتُ لَکَ لِلذُّکْرَانِ فَلْیَجْمَعْهُ عَلَى مَا ذَکَرْتُ هَاهُنَا لِیَطْلِیَ بِهِ الْمَقْعَدَةَ فَإِنَّمَا هِیَ طَلْیَةٌ وَاحِدَةٌ فَرَجَعْتُ فَوَصَفْتُ لَهُ ذَلِکَ فَعَمِلَهُ فَبَرَأَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى فَلَمَّا کَانَ مِنْ قَابِلٍ حَجَجْتُ فَقَالَ لِی یَا أَبَا إِسْحَاقَ أَخْبِرْنَا بِخَبَرِ شُعَیْبٍ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ الَّذِی قَدِ اصْطَفَاکَ عَلَى الْبَشَرِ وَ جَعَلَکَ حُجَّةً فِی الْأَرْضِ مَا طَلَى بِهَا إِلَّا طَلْیَةً وَاحِدَةً }

 

 

6- در مبحث اسباب و علل: بر اساس آیات و روایات ما آنچه از گرفتاریها و مشکلات به سراغ انسان می آید ریشه در رفتار خود انسان دارد وما اصابکم من مصیبه فمن نفسک حضرت ابراهیم در معرفی پروردگار خویش چنین می فرماید واذا مرضت فهو یشفین  هنگامی که بیمار می شوم او مرا شفا می دهد. لذا علت بیماری رفتار خود انسان است حالا یا این مسئله مربوط به عدم رعایت اصول حفظ صحت است و یا مربوط به مسائل ماورائی مانند اینکه در روایات داریم که هنگامی که مردم به گناهان جدیدی دست می زنند ابتلائات جدیدی هم برای ایشان پیش می آید. لذا یکی از اسباب بیماریها گناه و نافرمانی خداست. یا اینکه ممکن است بیماری زمینه امتحان و ارتقاء درجه یک فرد باشد مانند بیماری حضرت ایوب. در نظر نگرفتن این نکات منجر به سبب شناسی غلط برخی از بیماریها می شود و در نتیجه درمان نیز ناموفق خواهد بود. در ادامه همین بحث اسباب و علل در مبحث اسباب حفظ صحت که بزرگان طب سنتی سته ضروریه را برای حفظ آن مطرح کرده اند در همین بخش شما نقص های مهمی می بینید. بعنوان مثال آیا مصرف غذای حرام و حلال در حفظ الصحه تاثیری ندارد؟

متاسفانه در این بخش طب سنتی ما دچار مشکلات اساسی است. بعنوان مثال مراجعه بفرمایید به کتاب ذخیره خوارزمشاهی گفتار چهارم از قسمت اول کتاب سوم. جرجانی در این کتاب 18 باب راجع به شراب آورده است. در باب اول که با عنوان«اندر یا کردن غرض خردمندان از شراب خوردن»پس از توضیح قوا و ارواح سه گانه چنین می گوید: خردمند همیشه اندر این دو کار مانده است یکی قهر کردن قوت شهوانی و دوم قصد کارهای صواب کردن و از کار آخرت اندیشیدن بر وی رنجی عظیم است چیزی  بایست که او را از این رنج و اندیشه آسایش دهد حکیمان جهان بجستند تا چیست که خردمند از بکار داشتن آن آسایش یابد هیچ طعامی و شرابی نیافتند که این غرض از وی حاصل آمدی مگر شراب انگوری. در باب دوم منفعت های شراب را که ناشی از زیاده روی در مصرف آن است بیان می کند سپس در بابهای بعدی راجع به جام شراب، انواع شراب، مجلس شراب و... مفصلاً بحث می کند.

همچنین به کتاب حفظ الصحه ناصری مراجعه کنید که نویسنده با آنکه آیات قرآن را در تحریم شراب بیان می کند با بحثی مفصل در نهایت مصرف شراب را برای حفظ سلامتی تجویز می نماید.

درحالیکه در قرآن کریم شراب به صراحت تحریم شده است. در روایات هم به شدت علیه مصرف شراب مسکر موضع گیری شده است. لذا یک مسلمان نمی تواند حفظ الصحه خود را بر اساس ذخیره و حفظ الصحه ناصری و... بنا کند.

7- درمان: در درمان تفاوتهای قابل توجهی در طب اسلامی و طب سنتی وجود دارد. بعنوان مثال در روایات داریم که در حرام شفا نیست. درحالیکه همانطور که بیان شد در طب سنتی وقتی در حفظ صحت شراب تجویز می شود چه برسد به درمان بیماری. در حالیکه در طب اسلامی مجاز به استفاده از شراب نیست.

مثال دیگر روایتی است که فردی خدمت امام معصوم می رسد و از ناباوری شکایت می کند حضرت غیر از دستور دارویی به او توصیه می کند استغفار کن. 22}  بحارالأنوار ج : 101 ص : 86

 وَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَدْ وَفَدَ عَلَى مُعَاوِیَةَ فَلَمَّا خَرَجَ تَبِعَهُ بَعْضُ حُجَّابِهِ وَ قَالَ إِنِّی رَجُلٌ ذُو مَالٍ وَ لَا یُولَدُ لِی فَعَلِّمْنِی شَیْئاً لَعَلَّ اللَّهَ یَرْزُقُنِی وَلَداً فَقَالَ عَلَیْکَ بِالِاسْتِغْفَارِ فَکَانَ یُکْثِرُ الِاسْتِغْفَارَ حَتَّى رُبَّمَا اسْتَغْفَرَ فِی الْیَوْمِ سَبْعَمِائَةِ مَرَّةٍ فَوُلِدَ لَهُ عَشْرُ بَنِینَ فَبَلَغَ ذَلِکَ مُعَاوِیَةَ فَقَالَ لَهُ هَلْ سَأَلْتَهُ مِمَّ قَالَ ذَلِکَ فَوَفَدَ وَفْدَةً أُخْرَى فَسَأَلَهُ الرَّجُلُ فَقَالَ أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ اسْمُهُ فِی قِصَّةِ هُودٍ وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِکُمْ وَ فِی قِصَّةِ نُوحٍ وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ}

بعنوان مثال دیگر حجامت در طب اسلامی و طب سنتی جایگاه متفاوتی دارد. در طب اسلامی کاربرد حجامت بسیار وسیعتر از آن چیزی است که در طب سنتی آمده است.

در توصیه های دارویی هم تفاوتهای چشمگیری وجود دارد. یکی از خصوصیات درمانهای طب اسلامی این است که درمانها در کوتاه مدت تاثیر می کند درحالیکه در طب سنتی معمولاً درمانها طولانی است. بسیاری از موارد در روایات درمان فقط یک وعده ای است و با یک بار مصرف بیمار درمان می شود. خصوصیت دیگر راحتی مصرف داروهاست. معمولاً داروهای جوشانده کمتر بکار گرفته شده است. داروها یا مفردات یا داروهای ترکیبی بصورت معجون معمولاً بیان شده است. خصوصیت دیگر کاربرد یک دارو در درمان چند بیماری است. بعنوان مثال دواءجامعه که از ائمه روایت شده است و مرحوم عقیلی هم آن را در قرابادین ذکر کرده است در درمان 7-6 بیماری کاربرد دارد.

سوم- موضع طب اسلامی نسبت به طب سنتی و طب جدید و سایر مکاتب

ما در طب اسلامی معتقدیم که طب ریشه در علم انبیا داشته است. اما در طول زمان همانطور که ادیان دستخوش تحریف شده اند طب سنتی هم فراز و نشیب هایی داشته است. لذا طب اسلامی که بر اساس تعالیم قرآن و روایات معصومین شکل می گیرد بخشهایی از طب سنتی را امضاء و بخشهایی را اصلاح می کند. سایر مکاتب طبی هم ممکن است از این فیلتر عبور کرده بخشهایی مورد تایید قرار بگیرد. چراکه هر بیماری ممکن است درمانهای بسیار متعددی داشته باشد اما آن درمانی که ما از روایات بدست می آوریم، درمانهای ارزان، سریع و بدون عارضه است.

بخش سوم:

موانع موجود در احیاء طب اسلامی

- فقدان منابع منسجم: یکی از مشکلات ما در این راه عدم تالیف کتب کلاسیک در طب اسلامی است. عموماً کتابهایی که در این زمینه ها احتیاج داریم جمع آوری روایات است اما شاید هیچگاه با این مصالح اولیه ساختمانی ساخته نشده است یا اگر هم ساخته شده است به دست ما نرسیده است.

تنها راه ما مراجعه به جوامع روایی موجود است و کار دسته بندی و تحلیل و استنباط از روایت کار اهل فن است که بحمدالله در حال انجام است.

- فقدان دانشمندان بزرگ: ما در طب اسلامی حکیمان بزرگی مانند بوعلی،رازی و جرجانی سراغ نداریم. لذا ناچاریم مستقیماً از ائمه استفاده کنیم.

- مهمترین مانع در احیاء طب اسلامی تاثیر گرفتن از هیبت و ابهت طب جدید و سنتی است. ملاحظه این همه کتاب در طب غرب و طب سنتی و این همه دانشمند و محقق ما را مرعوب می کند و اگر ما بتوانیم بر این رعب زدگی غلبه کنیم به راحتی موفق خواهیم شد و خواهیم دید بخش عمده ای از این هیبتی در برابر چشم ماست ناشی از بزرگنمایی است و حقیقی نیست.

بخش چهارم:

گامهای ضروری برای احیاء طب اسلامی

- مرور احادیث و آیات مربوط به طب

- دسته بندی روایات و آیات

- ساختار سازی

- رفع تعارضات ظاهری بین روایات، اجتهاد و استنباط احکام مختلف طبی و شرح روایات

- بکار بستن دستورات در بهداشت و درمان و جمع آوری نتایج

- داروسازی و جذب سرمایه برای آن

استاد:رضاکیانی

نظرات ()



جواب دندان شکن استاد وبرادر گرامیم دکتر منتظر به دکتردهقانی(طرفدار طب استعماری)
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/٦

786

دکتر دهقانی:

جناب دکتر در مورد شکایت اشتباه میکنید. اولا که کلکم راع و کلکم مسئول.
پس من و شما و همه مسئول هستیم.
بخصوص که اگر شما به عنوان پزشک عمومی که از مهمترین ارکان نظام سلامت است و از پر وظیفه ترین اعضا این نظام هستید به شرح وظایف پیشنهادی سازمان های مختلف کشوری و بین المللی مراجعه بفرمائید خواهید دید که ارتقا نظام سلامت، آگاهی و آموزش از وظایف ماست. گرچه این مطلب از دیگر کمتر شرح وظیفه بنده خواهد بود اما همچنان به وظایف دوران پزشکی عمومی پایبندم. امیدوارم شما هم اینچنین باشید
در ثانی با نگاهی به قانون انتظامی نظامی پزشکی و شرح تخلفات و .. آن متوجه می شوید این کار دور از انتظار نیست.
من گمان میکنم که شما هنوز عمق تخلفات را کمتر از آنچه هست تخمین می زنید و مواردی وجود دارد که از اهمیت و ارزش آن غافل هستید و متاسفانه این محیط مجال مباحثی چون مالکیت های معنوی و ... را ندارد. در عین حال اگر شما مشتاق باشید راه ارتباطی را خدمتتان معرفی کرده ام
اما در مورد طبابت افراد غیر پزشک. شما خود معترف بودید که درمان هایی وجود دارد در طب مدرن که موثرتر هستند و ... من همیشه این مثال ها را زده ام که البته علت آن بوده که میخواستم آن تاجران که شما فرمودید ساکت شوند.
همیشه مثال زده ام که طب مدرن امروز کر مادرزاد که ساختار گوش داخلی را اصلا ندارد! شنوا میکند. و یا دست قطع شده را دوباره وصل میکند!
این نمونه ها مواردی است که نشان دهد اگر قرار باشد کسی که پزشک نیست در "خط اول" بیمار ببیند ممکن است با ناآگاهی خود از توانایی طب مدرن موجب ضرر بیمار شود و وقت او را تلف کند. البته در جایگاه های دیگر نظام سلامت افرادی که صاحبان قدیمی طب سنتی هستند ارزشمند هستند.
البته این بحث مجال دیگری میخواهد. اما مطمئن هستم شما آن را تائید میکنید.

 

دکتر منتظر:

مفهوم مسئول بودن افراد این نیست که همه آنها در همه شرایط یکسان عمل کنند. این به تشخیص افراد وحیطه وظایفشان بر می گردد

وظیفه ما آگاهی دادن به جامعه است و وظیفه نظام پزشکی و نهادهای قانونی برخورد با متخلف

در نقد همکاران هم واقع بینی شرط است و نباید دچار ریزبینی یا بزرگ بینی شد. نقدهایی که در صدا و سیما و جراید و فضای سایبری دیده می شوند عمدتا از نوع استقلالی و پرسپولیسی است. من نوعی چون به طب سنتی علاقمندم همه منتقدان را عامل دشمن می دانم و شمای نوعی که شیفته طب رایج هستید مخالفین آن را از دم متحجر و شیاد می نامید. ما عادت کرده ایم که عینک پیش داوری بر چشم زده و همه را صفر یا صد ببینیم.

البته هریک از ما چنانچه مستندات محکمه پسندی از اطبای از خدا بی خبر (چه غربی و چه سنتی) داریم موظفیم راسا اقدام کنیم. شما اگر دارید بسم الله. پیگیری کنید. ولی این پذیرفته نیست که یکنفر استفاده ابزاری استعمارگران از طب که بیماران را مستاصل کرده را نبیند یا ببیند و سکوت کند و آنگاه در برابر تخلفات عده ای از اطبای سنتی که دل ما هم از آنها خون است فریاد وا اسفا سر دهد و با چماق کردن آن بر سر همه حتی طب سنتی بکوبد. چنین نقدی نامتقارن و مبتلا به سرطان است.

در این که طب رایج در کنار ضعفهای فراوانش از توانایی هایی هم برخوردار است تردیدی نیست و خود سودجویان هم این را می دانند منتهی نفعشان در این است که طب رایج را کامل رد کنند تا مشتریهایشان زیاد شوند همانطور که بسیاری از پزشکان رایج نیز با همین هدف، طب سنتی را از اساس انکار می کنند

حذف غیر پزشکان متبحر از چرخه درمان به بهانه این که شاید به بیمار لطمه بزنند کار صحیحی نیست. این همان کاری است که برخی اطبای سودجوی سنتی هم ناجوانمردانه در سخنان و آثار خود مطرح کردند تا همه بیماران را به سوی خود جلب کنند. بنده حداقل خودم چند طبیب سنتی را می شناسم که 50 سال است تجارب خود را که سینه به سینه از پدرانشان آموخته اند رایگان در اختیار بیماران قرار می دهند و تشخیص هم می دهند که کجا احتمال خطر هست و نباید دخالت کنند. حالا این صحیح است که من از راه برسم و جلوی آنها را بگیرم؟ این کار را زکریای رازی هم انجام نداد. حتما شنیده این که او از اطبای بغداد امتحان گرفت و مدعیان دروغین را جدا کرد و سایرین را هم بر حسب توانایی هایشان طبقه بندی کرد و به هر دسته تا حدی اجازه کار داد تا جایی که به فلان پیرمرد فقط اجازه تجویز ملین داد. ای کاش نظام سلامت ما به اندازه زکریا در هزار سال قبل درک صحیح از خود نشان دهد

اینکه اگر آمار تخلفات یک گروه وجود داشته باشد قدم اول قانون و اخلاق است موقعی صحیح است که وزارتخانه مربوطه اش نگوید توانایی برخورد با آن را ندارم. وقتی معاون وزیر بهداشت می گوید گروه کوچکی از پزشکان که سهامدار بیمارستانهای خصوصی هستند تمام نظام سلامت را به چالش کشانده اند و به وزارت بهداشت هم فشار وارد می کنند، و وقتی می گوید در سال 700 هزار نفر در کشور در اثر پرداخت هزینه های درمان فقیر می شوند، دیگر آمار داشتن به چه درد می خورد؟ این که بدانیم تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است و 94 درصد تصاویر آن (با آن هزینه های هنگفت و عوارض اشعه و .....) منفی و طبیعی است، این که تعداد جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد مساوی است و بعد خودشان اذعان می کنند که غالب جراحی ها غیرضروری و سودجویانه است و..... حال انصاف خود را بگذارید وسط و بگویید اطبای سنتی سودجو بیشتر آسیب زا هستند یا سودجویان طب تکنولوژیک؟ سوال من از شما این است که چرا در مورد این بدبختیها صحبت نمی کنید؟ فریاد شما در مورد فرصت طلبان طب سنتی حق است ولی چرا آمار و ارقام سوء استفاده های وحشتناک پزشکان آلوپات داد شما را در نمی آورد؟

در صحت این که فرمودید آمار هایی هست که نشان می دهد بیشترین شکایات از پزشکان عمومی مربوط به طب سنتی و حجامت است تردید دارم. لطف کرده اثبات فرمایید

سوال فرمودید حال که قبول دارم وزارت بهداشت متولی سلامت جامعه است. پس میپذیرم که توصیه کنیم بیماران به مراکزی مراجعه کنند که مجوز از وزارت بهداشت دارند؟

جواب شما از مطالب قبلی روشن شد. خیر. وزارت بهداشت متولی ناتوانی است. چون نتوانسته بر روی مراکزی که خود مجوز به آنها داده نظارت کافی داشته و جلوی تخلفات آنها را بگیرد. وقتی خودشان اذعان کرده اند که نمی توانند جلوی مافیای دارو و تجهیزات پزشکی و سهامداران کلان بخش خصوصی را بگیرند پس ارجاع بیماران به این مراکز ضمانت بخش نیست و تضمینی وجود ندارد که جان و مالشان حفظ شود.

در چنین شرایطی وظیفه ماست که همتمان را متمرکز بر آگاه کردن مردم نماییم و چه باک که مطب شخصی را تعطیل و از درآمد آن بگذریم تا بتوانیم فارغ البال فریاد بزنیم و متهم به سینه زدن برای منافع شخصی نشویم. به شرط آن که در نظرات خود تقوا را رعایت کنیم و از طریق صواب و تواضع خارج نگردیم که امیرمومنان علی ابن ابیطالب علیه السلام در اوصاف متقین فرمود: "و منطقهم الصواب و مشیهم التواضع"

این است وظیفه حقیر تا وظیفه شما چه باشد.

دکتر دهقانی:

سلام خدمت دکتر گرامی
نکته اول در باب وظیفه ما.
اخلاق اینچنین حکم میکند که وظیفه من و شما به طور مستقیم افزایش آگاهی و فرهنگ سلامت است. امری که متاسفانه اینجانب گمان میکردم با مطرح شدن طب سنتی و اسلامی بسیار رشد خواهد کرد و بیماران دست از اصرار بر دارو درمانی برمیدارند. از خوردن غذا که چه عرض کنم سموم تجاری دست بر میدارند و ...
اما آنچه که در نهایت دیدم توصیه به نعل اسب بود و ….! اندک مسائلی هم که به خوبی در مورد بهداشت غذا مطرح شد با تفکرات خاص و عجیب مخلوط شد و ایجاد ناامیدی و ترس از دیگر پزشکان!
بنابراین اگر شما قدم در راه آموزش صحیح بردارید. که البته میدانم احتمالا فرصت آن را ندارید. مانند همه پزشکان دیگر که به دلیل پزشک محوری سیستم بار سنگینی به دوش میکشند، امثال من هم به شما یاری خواهند رساند.
اما این آموزش صحیح شرط و شروط دارد. بگردیم ببینیم مشکلات بهداشتی ما چیست و ... و فی المثل اینکه از نظر تئوریک اندوسکوپی چه خطراتی دارد در مقابل خطرات زندگی بدون تحرک امروز و نوشابه های گاز دار و فست فود و ... ناچیز است.
اما در مورد وظیفه غیرمستقیم ما. ما مسئولیم با گزارش موارد تخلف به مراکز قانونی آنها را ترغیب به برخورد کنیم. اگر تعداد زیادی از پزشکان این کار را انجام دهند مطمئن باشید موثر است. از طرفی ما مامور به انجام وظیفه هستیم و نتیجه در دست خداست. اما در مورد نقد. هیچ عیبی ندارد که در یک محیط علمی دو نفر بر عقیده خود به صورتی علمی پافشاری کنند. البته تعصب بیجا امری باطل است. اما آنچه که امروز از همکاران طب سنتی شما دیده میشود، "فرار به رسانه" است. این بحث نیست. شما که پزشک هستید و حداقل سالها تجربه کسب کرده اید پیش قدم شوید مجموعه ای پرسش و پاسخ های صحیح و علمی را شروع کنید، و اینها را در فضای رسانه جایگزین موارد ناشایست کنید. در این مورد هم میتوانید روی همکاری بنده حساب کنید.
در مورد تخلفات سایرین، باور بفرمایید رطب خورده نیستم اگر منع رطب میکنم. خوشبختانه حداقل در جمع سیستم های دولتی فضای مناسبی در شیراز ایجاد شده و امکان مطرح شدن موارد غیر اخلاقی در شیراز از مدت ها قبل فراهم شده و الگوهایی وجود دارد که اگر مایل بودید میتوانید از چند و چون آن باخبر شوید. توجه دارید که گزارش تخلفات پزشکان بسیار امر حساسی است. چه آنکه بی اعتمادی مردم به پزشک بزرگترین لطمه به بیماران است.
اما سخن از حذف غیر پزشکان نیست. بلکه
1- حذف غیرپزشکان سودجوست. شما خودتان سخن از قدمای این رشته را به میان آوردید من هم این گروه را به طور ضمنی در حرف هایم پذیرفته بودم. خوشبختانه شخصا با یکی از این بزرگان در شیراز در ارتباطم و بسیار از دانش این فرد استفاده کرده ام. اما افرادی در این حیطه وارد شده اند که شما میدانید نه پزشک هستند نه از قدما و صاحبان گنجینه های سینه به سینه نقل شده. فردی با تحصیلات فلان ناگهان مدعی ابداع مثلا طب آن هم طب .... شده! این افراد منظور است
2- قرار ندادن همان قدما در خط اول درمان است. مثالی زدم که کمک کننده بود. بیماری هایی وجود دارد که امروز در طب مدرن برای آن درمان وجود دارد ولی طب سنتی درمانی برای آن ندارد و این بیماری ها فرصت طلایی دارند. مراجعه به غیر پزشک باعث از دست رفتن آن فرصت طلایی میشود. که بنده بارها شاهد آن بوده ام

در مورد دردهای سیستم سلامت حرف بسیار است. که مثال بارز آن همان MRI است که فرمودید اما این درد، دردی فرهنگی و سازمان یافته است. مطمئن باشید این افراد پایشان به طب سنتی هم برسد همین آش و همین کاسه است!!و تنها راه اصلاح تقویت نظارت و قدرت سازمان های بیمه است که آن هم امری دولتی است.
اما نحوه بیان آن در فضای عمومی باید به دور از ایجاد رعب و بی اعتمادی باشد. مثلا اینکه گفته شود تنها عده بسیار کمی از بیماران کمر درد احتیاج به عکس MRI دارند بسیار بهتر است تا اینکه صرفا به باند های موجود این سیستم بپردازیم
سخن آخر اینکه:
عده ای متاسفانه مشغول تغذیه از رنج بیماران هستند. اما شما تائید میکنید و درخواست میکنم موکد تاکید کنید که این عده در برابر جمعیت چندصد هزار نفری پرسنل بهداشتی که صادقانه با خطرات بسیار زیاد خدمت میکنند کم هستند. گرچه ضرری که می زنند زیاد است
گروهی با ابزار مدرن مشغول شیادی هستند که انقدر کارشان گرفته که کاری به کار دیگران هم ندارند! گروهی هم با اسم سنتی بودن که از قرار کسب شهرت را در سخنان عجیب در مورد خود و طب دیده اند.
آنچه مسلم است، باید کاری کرد!
اینکه چه کاری و چطور، من معتقدم اصول دارد. تدریجی است و با صبر ممکن میشود.
همچنان معتقدم که حس کردن درد و تب کردن علامت خوبی است. اینکه شما امروز و احتمالا در گذشته بیان میکنید که افراط ها و شیادی هایی وجود دارد این بسیار پیش آگهی مطلوبی دارد.
من به طب سنتی علاقه مندم و در مورد 3 سالی که پزشک عمومی بودم از آن استفاده کردم و حتی نتایج را ثبت میکردم اما آینده خودم را در این طب نمی دیدم، اما شما که در این زمینه مشغول هستید قطعا بسیار بیشتر موثر هستید

این لینک خبر نقل از سازمان نظام پزشکی را هم اضافه میکنم البته در حاشیه بحث ماست ولی چون سند زیاد بودن شکایت به خاطر حجامت را خواستید:

http://www.pezeshk.info/view.asp?catId=66&id=5578
در مورد وزارت بهداشت اما سخن شما متناقض است. وقتی گفته میشود همت کنید و از مجاری موجود قانونی با متخلفان برخورد کنید، میگویید آنها مسئول هستند!اما وقتی بحث وظیفه آنها به میان می آید میگویید آنها ضعیف هستند پس نظرشان را قبول ندارید. باید تکلیف را مشخص کنید. اگر هم وزارت بهداشت ضعیف است این ضعف به خاطر دخالت سایرین است.
از طرفی دیگر شما حداکثر بتوانید ثابت کنید که وزارت بهداشت نمیتواند همه زیرمجموعه خود را نظارت کند اما چطور میخواهید ثابت کنید جایی که از نظر وزارت بهداشت خطرناک است خطرناک نیست؟ این دو دو مقوله جدا از هم است.از طرفی شما که نباید موجب تضعیف بیشتر و بیشتر وزرات بهداشت باشید!! و بگویید چون مثلا فلان جا ضعف داشته پس دیگر به هیچ دردی نمیخورد!

تحلیل وضعیت سلامت کشور به نقل از استاد گرامی جناب دکتر منتظر

بسمه تعالی

در خصوص وضعیت سلامت کشور مطالبی را به شرح ذیل به عرض می رسانم. لازم است ذکر کنم که تمامی آمار و ارقام از زبان وزیر محترم بهداشت، معاونین ایشان و سایر مسئولین بهداشتی می باشد که سند آن موجود است:

مقدمه اول : دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد امروز طب استعماری تبدیل به تهدیدی جدی برای ملت ما شده است

آنچه در تشریح وضعیت فعلی ما قابل ذکر می باشد این است :

الف) گسترش روزافزون آمار بیماریها و پائین آمدن سن ابتلا به آنها :

  • علت نیمی از مرگ و میرها قلبی است ، آمار فشار خون به 20% و سن سکته به 30 سال رسیده است.
  • عامل 20% مرگ و میرها سرطان است (سومین علت مرگ) و از هر چهار خانم یکی به سرطان سینه دچار می شود و چشم انداز آن ابتلای 15 میلیون نفر از 75 میلیون جمعیت کشور است
  • 50% مردان و70% زنان مبتلا به پوکی استخوان یا کمبود تراکم استخوان هستند، 2 میلیون نفر در معرض شکستگی خود به خود استخوان می باشند، سن طبیعی پوکی استخوان از 70 به 45 سالگی رسیده است و می گویند مفصل زانوی نیمی از زنان بالای 55 سال باید تعویض شود.
  • آمار دیابت به 10% و سن ابتلا به آن که در دنیا 65-55 سال است در ایران به 45 رسیده و دومین علت قطع پا در کشور بعد از حوادث است.
  • آمار ابتلا به ام اس به 000/50 نفر رسیده (در چند سال اخیر 10 برابر شده) در حالی که طبق آمار جهانی نباید در ایران بیش از 2000 مبتلا وجود داشته باشد. این درحالی است که هزینه ماهیانه درمان ام اس 5 میلیون تومان است و دولت سالیانه 60 میلیارد تومان یارانه بابت آن می دهد.
  • سالیانه4000 نفر کلیه های خود را از دست می دهند و تعداد بیماران دیالیزی بیش از 6 برابر دستگاههای دیالیز است. در حال حاضر 15-10میلیون نفر درجاتی از بیماری کلیه را دارند که بیماری در آنها هنوز خاموش است. برابر اعلام وزارت بهداشت در 30 سال آینده به تعداد تختهای بیمارستانی موجود در کشور باید تخت دیالیز داشته باشیم ! این در حالی است که هزینه انجام یک پیوند برای دولت 150-100 میلیون تومان است
  • سه میلیون زوج نابارور در کشور وجود دارد و از هر 5 ازدواج یک زوج دچار نا باروری می شوند

 

ب) سوء مدیریت و عدم نظارت : نمونه های آن عبارت است از :

  • واردات بیش از حد تجهیزات پزشکی: مثلاً تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است لذا 94% تصویربرداری ها غیرضروری است که این امر باعث تحمیل هزینه فراوان به مردم و تحمل عوارض ناشی از اشعه شده است
  • ورود فرآورده های آلوده مانند فاکتور های خونی حاوی ویروس هپاتیت و ایدز از شرکت فرانسوی مریو که صدها نفر بیمار مبتلا به هموفیلی و تالاسمی مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. وزارت بهداشت محکوم به پرداخت دیه شد ولی وقتی مقرر شد از شرکت مریو شکایت شود، وزارت بهداشت منکر وجود هرگونه مدرک برعلیه این شرکت شد در حالی که عراق با همه اوضاع نابسامان خود از این شرکت غرامت دریافت کرد
  • واردات واکسنهای آنفولانزای مشکوک از شرکت های صهیونیستی نوارتیس و گلاکسو

ج) هزینه های خانمان برانداز:

  • به گفته معاونت درمان سالیانه 700 هزار نفر در اثر پرداخت هزینه های درمان همه دارایی خود را از دست می دهند

            مثلاً هزینه جراحی قلب در بخش خصوصی 50-30 میلیون تومان است

  • هزینه هرنوبت IVF در مراکز دولتی 1.5 میلیون تومان است و زوجهای نابارور جوان برای تامین هزینه درمان باید همه دارایی خود را بدهند.
  • هزینه درمان ام اس در ماه 5 میلیون تومان است

 

مقدمه دوم : هر حرکت موثر توحیدی یک جنبه نفی دارد و یک جنبه اثبات (لااله الاالله) و جنبه نفی آن مقدم و بر جنبه اثبات و مهمتر از آن است (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله.)

بنظر می رسد این یک اصل اساسی است و هیچ مصلحت اندیشی نمی تواند آن را تعطیل کند. اگر چنین بود پیامبران الهی اینقدر درگیر نمی شدند و حرکت اصلاحی خود را بدون ایجاد حساسیت در مخالفین به پیش می بردند.

ظاهراً نقطه ضعف اساسی علاقمندان طب اسلامی در دانشکده طب سنتی همین اصل مهم است که آنها طب غربی و مظاهر آن را خوب و مورد اعتماد می دانند و مدام صحبت از تعامل این دو مکتب درمانی با هم می کنند و بین آن دو رابطه گرگ و میش قائل نیستند. نتیجه اش این شده که آن استاد معتقد به طب اسلامی، آنچه را که پیشرفت های طب غربی می پندارد، جزء طب اسلامی بر می شمارد و قائل به کلام حضرت امام خمینی (ره) که آن را «طب استعماری» نامید نمی باشد و تهدید هایش را نمی بیند.

بحث:

اولاً: اگر این آمار و ارقام دروغ است چرا توسط وزارت بهداشت و مسئولین آن اعلام شده و کسی هم آنها را رد نمی کند؟

پس اگر راست است باید وضعیت موجود را یک تهدید ملی و یک وضعیت بحرانی قلمداد کرد.

ثانیاً : گسترش آمار بیماریها در روستاها که از هوای سالمی برخوردارند و پایین تر بودن سن ابتلا به بیماری ها در ایران نسبت به کشور های غربی نشان دهنده آن است که نمی توان علت این بحران را صرفاً  استرس، کم تحرکی، چاقی و آلودگی هوا دانست و قطعاً باید عوامل دیگری را مضاف بر عوامل یاد شده جستجو نمود.

ثالثاً : به نظر می رسد عوامل ذیل باعث شده تا وضعیت ما از نظر سطح سلامت و گسترش بیماریها و هزینه ها حتی از کشور های غربی بدتر باشد :

الف) مواد غذایی ناسالم : تولید و مصرف وسیع فست فود و مواد غذایی که حاوی انواع نگهدارنده های صنعتی می باشند (نیتریت،

بنزوات سدیم و ...) و بنابر برخی گزارش ها میزان آنها در اغذیه ما حتی بیش از سایر نقاط دنیاست. و نیز مواد غذایی شبیه سازی شده مثل آبلیموی تهیه شده از کاه یا شیرهایی که بنا به اعتراف برخی مسئولین یک قطره شیر هم ندارند!

و جالب است که که دولت بعضاً برای تبدیل یک ماده غذایی مفید به مضر هزینه می کند، مثلاً شکر سرخ تهیه شده از نیشکر در خوزستان که ضد سودا و مفید برای مزاج است کیلویی 5000 تومان و نایاب می باشد در حالی که همین شکر وارد کارخانه شده بعد از افزودن مواد شیمیایی سفید کننده با حمایت دولت کیلویی1500 تومان عرضه می شود!

ب) استفاده وسیع از کود های شیمیایی در کشاورزی : چندی قبل وزیر بهداشت اعلام کرد استفاده از این کودها در کشور بیش از حد مجاز است و باعث سرطان می شود. کافی است به این آمار دقت شود تا به عمق فاجعه پی ببریم:

« میزان واردات کود شیمیایی به کشور در اولین سال ورود (1325)، یازده تن بوده که الآن به 4 میلیون تن در سال رسیده»

 تاسف بارتر این که دولت برای واردات این حجم کود شیمیایی یارانه هم می پردازد..

ج) مصرف بیش از حد داروهای شیمیایی : میزان تجویز و مصرف دارو در ایران از کل اروپا بیشتر است ، استاندارد جهانی تجویز دارو در یک نسخه دو قلم است ولی در ایران بعضاً پزشک10 قلم دارو تجویز می کند و هیچ کس او را بازخواست نمی کند. تجویز داروهای کورتونی برای کوچکترین علائم مثل تب و سرماخوردگی به امری معمول تبدیل شده است . حذف طرح ژنریک نیز که از اوایل انقلاب برای مبارزه با سودجویی کارتلهای دارویی اجرا می شد نیز به این آشفته بازار دامن زده است

د) جراحی های غیر ضروری و سودجویانه :کافی است به این آمار دقت شود که میزان جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد برابر است. یعنی مردم ما با صرف هزینه فراوان، سلامت خود را می فروشند و هرگز به سطح سلامت قبلی باز   نمی گردند. وزیر بهداشت ما متخصص زنان است ولی همچنان زایمان طبیعی امری نادر و تاریخی است.

نتیجه:

با دقت در شرایط موجود متوجه می شویم که موضوع پزشکی و سلامت برای ما یک موضوع امنیتی و استراتژیک است و تداوم وضع موجود در آینده ای نزدیک مارا از پای در می آورد و دیگر نیازی به جنگ برای تسلیم شدن ما نیست

آسیب های  های موجود در حوزه سلامت را در چهار سطح کلی می توان فهرست نمود :

1-جانی         2- مالی       3- فرهنگی     4- اعتقادی

درک صحیح وضع موجود ما را به این نتیجه می رساند که اولین و مهمترین وظیفه ما، محافظت از جامعه در برابر این تهدید نرم است .

اول ای دل دفع شر موش کن               وانگهی در جمع گندم کوش کن

در برابر سونامی سد سازی نمی کنند بلکه مردم را آگاه می کنند تا فرار کنند. ابتدا باید مردم را آگاه کرد تا تهدید های طبی و تغذیه ای آنها را هلاک نکند، حضرت امام خمینی (مبدع واژه طب استعماری) نیز فرمودند هرکجا دیدید مسئولین گوش       نمی کنند بروید به مردم بگویید.

این که می بینیم وزارت بهداشت دل ما را به تاسیس چهار تا دانشکده طب سنتی خوش و سر اساتید طب سنتی را به آن گرم می کند، این که شاهدیم موسسه تحقیقات حجامت برای کسب مدرک طب اسلامی به ارمنستان می رود و این که نظاره گریم حوزه های علمیه ما نسبت به این موضوع کاملاً دچار رخوت هستند، ناشی از عدم درک شرایط تهدید آمیز فعلی است.

مشکل امروز ما این نیست که از طب اسلامی یا طب سنتی برخوردار نیستیم، مشکل ما این است که وزارت بهداشت ما از نظر عملکرد و سیاستگذاری کاملاً وابسته است. وزارتخانه ای که اساس آن سکولارست با آمدن دولت اصولگرا و انتخاب وزرایی که البته مومن و محجبه هستند، مشکلش حل نمی شود. شخص آقای دکتر لنکرانی وزیر سابق و دکتر علویان معاون ایشان و نیز سایر معاونین بارها اعلام کرده اند که حریف مافیای حاکم بر سیستم پزشکی نمی شوند. و بدیهی است تا وضعیت چنین باشد مردم روی سلامت را نخواهند دید و سایر اقدامات روبنایی است.

نقش شخصیت ها و نهادها در این راستا: 

1-  به چالش کشاندن وزارت بهداشت:

قطعاً این که مقام معظم رهبری در مورد کرسیهای آزاد اندیشی فرمودند، 100 بار گفتم و انجام ندادید، حوزه بهداشت و سلامت را هم شامل می شود. در شرایطی که وزارت بهداشت کوچکترین حرکتی در این جهت انجام نمی دهد، جا دارد که مراکز علمی دانشگاهی و همه نهادهای انقلابی با برقراری این کرسیها، مسئولین وزارتخانه را به جد به چالش بکشد تا موظف شوند علت وضع موجود را توضیح دهند و بگویند برای رفع آن چه کرده اند؟ توضیح دهند که :

  • چرا آمار پیشرفت بیماریها (بنا بر گزارش خودشان) بیش از هرجای دیگر دنیاست ؟
  • چرا آمار جراحی قلب ما با چین برابر است ؟
  • چرا فقط در ایران این تعداد دختر جوان مبتلا به ام اس داریم؟
  • چرا سن بروز بیماریها در کشور ما پائیین تر است؟
  • چرا آمار رشد جمعیت را در تنها کشور شیعی، به 1.3 در صد رسانده اند آن هم در کشوری که 6 برابر انگلستان خاک دارد و نصف وسعت اروپا در خاک آن جا می شود و رهبرش فرموده است تا جمعیت به 150 میلیون نرسیده آن را کنترل نکنید؟
  • چرا شرکتهای دارویی آمریکا ما را تحریم نمی کنند و داروهای آنها به وفور با قیمت گزاف در داروخانه ها عرضه می شود؟

 مسئولان وزارت بهداشت و مافیای حاکم بر نظام سلامت باید بدانند که دیگر نمی توانند هر سیاستی را به هر شکل که می خواهند و بدون هیچ مقاومتی پیاده کنند و پاسخگو هم نباشند.

 

2-   آگاهسازی عمومی:

-       مردم باید آگاه شوند که در معرض تهدید می باشند

-       باید بدانند که وزارت بهداشت آنان بدون چون و چرا تابع سیاستهای سازمان جهانی بهداشت است و طبیعتاً همان مقدار که سازمان ملل در جهان صلح را گسترش می دهد، سازمان جهانی بهداشت که شعبه ای از آن است نیز سلامت را توسعه می دهد.

-       نباید از آگاه شدن مردم  ترسید. آگاهی آنان باعث می شود تا جلوی خیلی از سوء استفاده ها گرفته شود و حتی کارخانه های تولید ساندویچ و سس و روغن صنعتی و پفک مجبور به تغییر خط تولید خود شده تا ورشکسته نشوند.

-       باید اصول تغذیه ای قرآنی و اسلامی برای همگان تبیین شود.

از آیه :«فالینظر الانسان الی طعامه» الهام می گیریم که شرط انسان بودن این است که بدانیم چه می خوریم. یعنی فقط چیزی را مجاز به خوردنیم که مفید بودنش بر ما روشن شده باشد در حالی که مردم خیلی هم که اهل دقت باشند، از مواد غذایی مضر پرهیز می کنند ولی اغذیه مشکوک را با این توجیه که نمی دانیم خوب یا بد است می خورند که این برخلاف معیار قرآنی است

-       باید بدانند که سیستم پزشکی موجود برایشان ضمانت بخش نیست و ممکن است سلامت خود را همراه با همه دارایی خود از دست بدهند.

 

انشاء الله هریک از ما بتوانیم به سهم خود به وظیفه مان در این شرایط حساس تاریخی عمل کنیم

 

با تشکر و دعا برای توفیق

دکتر رضا منتظر

بهمن ماه 1390

نظرات ()



فوائد سبوس
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/٤

786

در هرم غذایی وقتی به عبارت غلات که در قائده هرم غذایی قرار دارد متوجه میشویم که برخلاف منابع غربی کلمه غنی شده عمدا ویا سهوا حذف شده و نان مصرفی مردم شده همین اردسفیدی که ایکاش با رفع این نقیصه واضافه نمودن سبوس به ارد باورود انواع ویتامینهای گروه ب به بدن وارتباط انها با ارامش واعصاب و ..ازطرفی ترانزیت قند وچربی وبدون اجازه جهت جذب بیش از حد انها بعنوان عوامل کمکی در سندرم  اختلال متابولیک (که متاسفانه نوع غذای مصرفی ما نیز در ایجاد کبد چرب ودر زمینه سازی این سندرم اختلال متابولیک به ان کمک میکند)که گاه خود رابه شکل دیابت وهایپرلپیدمی و..نشان میدهد ونیز رفع یبوست که بعنوان بیماری شایع در اخرالزمان در روایات از ان یادشده ویبوست به عنوان مادر بسیاری از بیماریها....اکنون ارد ما ارد سفید شده (در هرم غذایی جایگاه این ارد در قسمت نوک هرم غذایی ودر کنار نیاز ما به شیرینی و...قرار دارد...)

خواص سبوس گندم
سبوس یکی از مواد بسیار مفید کندم است و عده ای به غلط شهرت داده اند که
سبوس در معده هضم نمی شود و باید آرد را الک کرد و آن را گرفت . عصیر
روده ها ( شیره روده ) قسمت زیادی از سلولز را حل می کند و بقیه آن به
مصرف پاک کردن و جارو کردن روده به کار می رود. درست است که سلولز سبوس
تا اندازه ای دست نخورده با مدفوع خارج می شود اما این دلیل آن نیست که
در قضاوت عجله کنیم و بگوییم این مواد برای انسان قابل جذب نیستند و باید
خارج شوند وحتی عده ای بدون جهت این مواد را متهم سازند که در معده تولید
خراش کرده و زخمهای ناسوری ایجاد می نماید . در این اینجا حقیقت چیز
دیگری است و آنچه غذاشناسان می گویند چنین است .
سلولزهایی که ما می خوریم مخصوصاْ سبوس نان تا اندازه ا ی قابل هضم
نیستند و مخصوصاْ از معده دست نخورده خارج می شوند ولی این قسمتها ی هضم
نشده دارای فواید دیگری هستند که از جماه آنها یکی ایجاد حرکات دودی معدی
است . این حرکات دودی ظا هراْ اثر مفید و مطبوعی نیستند ولی در حقیقت
بسیار مهم و ضروری می باشند . معده را تحریک می کنند و این تحریکات فواید
زیادی دارند و سبب تقویت معده می شوند .
از طرف دیگر مشاهده می کنیم که موادی که با الک از آرد خارج می شوند از
قبیل سبوس - کلوتن و نطفه دارای فواید زیادی می باشد . مصرف سه قاشق
مرباخوری پودر سبوس گندم در یک لیوان شیرکم چرب یا یک لیوان آب میوه قبل
از صبحانه، برای مدت یک ماه فرد را علیه یبوست بیمه می‌کند.
پودر سبوس گندم مهمترین و قویترین فیبر مکانیکی است. پودر سبوس گندم به
دلیل اینکه دافع قاطع یبوست است به طلای گیاهی معروف شده و کوچکترین
عارضه جانبی نیز ندارد.
“یبوست” مادر بیماری‌ها محسوب می‌شود که به گفته پزشکان یبوست حاد یا
مزمن با عوارض گوناگون ناشی از متابولیسم ناقص از قبیل دیابت تیپ دو،
چاقی‌مرضی، چربی خون بالا، تری گلیسرید، کلسترول بالا، ( لیپو
پروتیین‌های بدخیم)، اسید اوریک بالا، پوکی استخوان، کم حجم شدن مغز
استخوان، پوسیدگی دندان و حتی لاغری مفرط را بدنبال دارد. با خوردن پودر
سبوس گندم فشار خون،اسید اوریک، کلسترول و تری گلیسرید کاهش می‌بابد و از
ناراحی‌های عصبی جلوگیری می‌شود.
کسانی که قصد کاهش وزن سالم را دارند می‌توانند با مصرف پودر سبوس گندم
در برنامه غذایی به هدف خود برسند.
یکی دیگر از فواید مهم مصرف پور سبوس گندم از بین بردن سردل سنگین است و
نفخ و گاز و فشاری که در روده و معده ایجاد می‌شود از بین می‌رود و برای
قطعی شدن از بین رفتن گاز و باد معده باید تربچه قرمز را همراه با پودر
سبوس گندم مصرف کرد.
مصرف پودر سبوس گندم درمانگر پولیب‌هایی می‌شود که در کولن یا روده فراخ
ایجاد می‌شود و از آن مهمتر ورم معده و ورم روده را درمان می‌کند. مصرف
مداوم پودر سبوس گندم باعث می‌شود فرد علیه یبوست در دوران‌های بعدی
زندگی به خصوص در دوران‌های بزرگسالی ایمنی نسبی پیدا کند. این بیماری
شامل تعویق در تخلیه مدفوع می‌شود و به طور طبیعی ناهار روز شنبه باید
یکشنبه غروب یا حداکثر دوشنبه صبح دفع شود.
فیبرهای غذایی به دودسته مکانیکی و ژله‌ای (اسفنجی) تقسیم بندی شده اند
و فیبرهای مکانیکی از طریق یک مکانیسم عصبی شیمیایی باعث بهبود رنگ و بو
در مدفوع شده، حجم آن را زمان دفع افزایش داده و بافت مدفوع را آبدار و
پوک می‌نماید تا در زمان دفع فشار ایجاد نشود. یکبار دفع صبح و یکبار دفع
غروب حالت نرمال دفع در انسان سالم محسوب می‌شود.
فیبرهای مکانیکی غذایی علاوه بر بهبود خصوصیات مذکور، نظم در دفع، تخلیه
روده فراخ و جلوگیری از اثرات فعل و انفعالات سوء میکروبی در روده فراخ
بر روی مواد دفعی را بدنبال دارد.
اثرات بهبودی و نظم در دفع، بهبود سلامت کلی در فرد را در پی دارد و از
جمله پوست بدن مخصوصا پوست چهره پاک و شاداب شده، فرد احساس سبکی می‌کند
و حالت تعادل روانی برای وی ایجاد می‌شود.
ذرت پخته، زرشک، دانه انار و میوه خرمالو به عنوان سایر فیبرهای مکانیکی
مفید و قوی است و میوه و سبزیجات بر خلاف اعتقاد عمومی از انواع فیبرهای
ضعیف محسوب می‌شوند. میوه زمانی قدرت و کارایی فیبریک پیدا می‌کند که با
پوست مصرف شود و بهترین میوه در این چارچوب نیز گلابی با پوست، سیب با
پوست و خیار با پوست است. نوع دیگر فیبرها، فیبرهای ژله‌ای یا اسفنجی است
که دارای ‪ ۳۰تا‪ ۴۰درصد اثرات دفعی مشابه فیبر مکانیکی می‌باشد اما
کاراصلی آنها در بدن شامل کاهش متابولیست‌های سمی خون ( کلسترول ، تری
گلیسرید، قند، اسیدهای صفراوی ) است.
پرقدرت‌ترین این نوع فیبرها توت خشک، انجیرخشک، برگ قیسی و سایر خشکبار
مانند آلو بخارا و برگه زردآلو می‌باشد. فرد سالم و دارای عادت غذایی
مرتب و خوب ، همیشه دارای متابولیسم صحیح و سالم می‌باشد که بازتاب آن
بی‌بو شدن مدفوع در زمان تخلیه است. بوی بد موفوع نشانه بیمار بودن
متابولیسم فرد است که باید نسبت به این مساله حساس بود زیرا منشا بسیاری
از بیماری‌ها بخصوص سرطان روده فراخ از همین نکته به ظاهر ساده نشات
می‌گیرد

انشاءالله بافرهنگسازی دراین خصوص،ماهم سهمی در سلامت حقیقی مردم عزیزمان

برداریم(ابتدا باخواهش وسپس...نانوایان کشور و

نظرات ()



دلیل حمله به برادر واستاد ارجمندم دکترمنتظرتوسط دجال صفتان-طب استعماری لعنتی
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳

بسمه تعالی

طب و تهدید نرم

مقدمه اول : دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد امروز طب استعماری تبدیل به تهدیدی جدی برای ملت ما شده است

آنچه در تشریح وضعیت فعلی ما قابل ذکر می باشد این است :

الف) گسترش روزافزون آمار بیماریها و پائین آمدن سن ابتلا به آنها :

  • علت نیمی از مرگ و میرها قلبی است ، آمار فشار خون به 20% و سن سکته به 30 سال رسیده است.
  • عامل 20% مرگ و میرها سرطان است (سومین علت مرگ) و از هر چهار خانم یکی به سرطان سینه دچار می شود و چشم انداز آن ابتلای 15 میلیون نفر از 75 میلیون جمعیت کشور است
  • 50% مردان و70% زنان مبتلا به پوکی استخوان یا کمبود تراکم استخوان هستند، 2 میلیون نفر در معرض شکستگی خود به خود استخوان می باشند، سن طبیعی پوکی استخوان از 70 به 45 سالگی رسیده است و می گویند مفصل زانوی نیمی از زنان بالای 55 سال باید تعویض شود.
  • آمار دیابت به 10% و سن ابتلا به آن که در دنیا 65-55 سال است در ایران به 45 رسیده و دومین علت قطع پا در کشور بعد از حوادث است.
  • آمار ابتلا به ام اس به 000/50 نفر رسیده (در چند سال اخیر 10 برابر شده) در حالی که طبق آمار جهانی نباید در ایران بیش از 2000 مبتلا وجود داشته باشد. این درحالی است که هزینه ماهیانه درمان ام اس 5 میلیون تومان است و دولت سالیانه 60 میلیارد تومان یارانه بابت آن می دهد.
  • سالیانه4000 نفر کلیه های خود را از دست می دهند و تعداد بیماران دیالیزی بیش از 6 برابر دستگاههای دیالیز است. در حال حاضر 15-10میلیون نفر درجاتی از بیماری کلیه را دارند که بیماری در آنها هنوز خاموش است. برابر اعلام وزارت بهداشت در 30 سال آینده به تعداد تختهای بیمارستانی موجود در کشور باید تخت دیالیز داشته باشیم ! این در حالی است که هزینه انجام یک پیوند برای دولت 150-100 میلیون تومان است
  • سه میلیون زوج نابارور در کشور وجود دارد و از هر 5 ازدواج یک زوج دچار نا باروری می شوند

 

ب) سوء مدیریت و عدم نظارت : نمونه های آن عبارت است از :

  • واردات بیش از حد تجهیزات پزشکی: مثلاً تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است لذا 94% تصویربرداری ها غیرضروری است که این امر باعث تحمیل هزینه فراوان به مردم و تحمل عوارض ناشی از اشعه شده است
  • ورود فرآورده های آلوده مانند فاکتور های خونی حاوی ویروس هپاتیت و ایدز از شرکت فرانسوی مریو که صدها نفر بیمار مبتلا به هموفیلی و تالاسمی مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. وزارت بهداشت محکوم به پرداخت دیه شد ولی وقتی مقرر شد از شرکت مریو شکایت شود، وزارت بهداشت منکر وجود هرگونه مدرک برعلیه این شرکت شد در حالی که عراق با همه اوضاع نابسامان خود از این شرکت غرامت دریافت کرد
  • واردات واکسنهای آنفولانزای مشکوک از شرکت های صهیونیستی نوارتیس و گلاکسو

ج) هزینه های خانمان برانداز:

  • به گفته معاونت درمان سالیانه 700 هزار نفر در اثر پرداخت هزینه های درمان همه دارایی خود را از دست می دهند

            مثلاً هزینه جراحی قلب در بخش خصوصی 50-30 میلیون تومان است

  • هزینه هرنوبت IVF در مراکز دولتی 1.5 میلیون تومان است و زوجهای جوان برای تامین هزینه درمان باید همه

           دارایی خود را بدهند.

  • هزینه درمان ام اس در ماه 5 میلیون تومان است

 

مقدمه دوم : هر حرکت موثر توحیدی یک جنبه نفی دارد و یک جنبه اثبات (لااله الاالله) و جنبه نفی آن مقدم و بر جنبه اثبات و مهمتر از آن است (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله.)

بنظر می رسد این یک اصل اساسی است و هیچ مصلحت اندیشی نمی تواند آن را تعطیل کند. اگر چنین بود پیامبران الهی اینقدر درگیر نمی شدند و حرکت اصلاحی خود را بدون ایجاد حساسیت در مخالفین به پیش می بردند.

ظاهراً نقطه ضعف اساسی علاقمندان طب اسلامی در دانشکده طب سنتی همین اصل مهم است که آنها طب غربی و مظاهر آن را خوب و مورد اعتماد می دانند و مدام صحبت از تعامل این دو مکتب درمانی با هم می کنند و بین آن دو رابطه گرگ و میش قائل نیستند. نتیجه اش این شده که آن استاد معتقد به طب اسلامی، آنچه را که پیشرفت های طب غربی می پندارد، جزء طب اسلامی بر می شمارد و قائل به کلام حضرت امام خمینی (ره) که آن را «طب استعماری» نامید نمی باشد و تهدید هایش را نمی بیند.

 

بحث:

اولاً: اگر این آمار و ارقام دروغ است چرا توسط وزارت بهداشت و مسئولین آن اعلام شده و کسی هم آنها را رد نمی کند؟

پس اگر راست است باید وضعیت موجود را یک تهدید ملی و یک وضعیت بحرانی قلمداد کرد.

ثانیاً : گسترش آمار بیماریها در روستاها که از هوای سالمی برخوردارند و پایین تر بودن سن ابتلا به بیماری ها در ایران نسبت به کشور های غربی نشان دهنده آن است که نمی توان علت این بحران را صرفاً  استرس، کم تحرکی، چاقی و آلودگی هوا دانست و قطعاً باید عوامل دیگری را مضاف بر عوامل یاد شده جستجو نمود.

ثالثاً : به نظر می رسد عوامل ذیل باعث شده تا وضعیت ما از نظر سطح سلامت و گسترش بیماریها و هزینه ها حتی از کشور های غربی بدتر باشد :

الف) مواد غذایی ناسالم : تولید و مصرف وسیع فست فود و مواد غذایی که حاوی انواع نگهدارنده های صنعتی می باشند (نیتریت،

بنزوات سدیم و ...) و بنابر برخی گزارش ها میزان آنها در اغذیه ما حتی بیش از سایر نقاط دنیاست. و نیز مواد غذایی شبیه سازی شده مثل آبلیموی تهیه شده از کاه یا شیرهایی که بنا به اعتراف برخی مسئولین یک قطره شیر هم ندارند!

و جالب است که که دولت بعضاً برای تبدیل یک ماده غذایی مفید به مضر هزینه می کند، مثلاً شکر سرخ تهیه شده از نیشکر در خوزستان که ضد سودا و مفید برای مزاج است کیلویی 5000 تومان و نایاب می باشد در حالی که همین شکر وارد کارخانه شده بعد از افزودن مواد شیمیایی سفید کننده با حمایت دولت کیلویی1500 تومان عرضه می شود!

ب) استفاده وسیع از کود های شیمیایی در کشاورزی : چندی قبل وزیر بهداشت اعلام کرد استفاده از این کودها در کشور بیش از حد مجاز است و باعث سرطان می شود. کافی است به این آمار دقت شود تا به عمق فاجعه پی ببریم:

« میزان واردات کود شیمیایی به کشور در اولین سال ورود (1325)، یازده تن بوده که الآن به 4 میلیون تن در سال رسیده»

 تاسف بارتر این که دولت برای واردات این حجم کود شیمیایی یارانه هم می پردازد..

ج) مصرف بیش از حد داروهای شیمیایی : میزان تجویز و مصرف دارو در ایران از کل اروپا بیشتر است ، استاندارد جهانی تجویز دارو در یک نسخه دو قلم است ولی در ایران بعضاً پزشک10 قلم دارو تجویز می کند و هیچ کس او را بازخواست نمی کند. تجویز داروهای کورتونی برای کوچکترین علائم مثل تب و سرماخوردگی به امری معمول تبدیل شده است . حذف طرح ژنریک نیز که از اوایل انقلاب برای مبارزه با سودجویی کارتلهای دارویی اجرا می شد نیز به این آشفته بازار دامن زده است

د) جراحی های غیر ضروری و سودجویانه :کافی است به این آمار دقت شود که میزان جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد برابر است. یعنی مردم ما با صرف هزینه فراوان، سلامت خود را می فروشند و هرگز به سطح سلامت قبلی باز   نمی گردند. وزیر بهداشت ما متخصص زنان است ولی همچنان زایمان طبیعی امری نادر و تاریخی است.

 

نتیجه:

با دقت در شرایط موجود متوجه می شویم که موضوع پزشکی و سلامت برای ما یک موضوع امنیتی و استراتژیک است و تداوم وضع موجود در آینده ای نزدیک مارا از پای در می آورد و دیگر نیازی به جنگ برای تسلیم شدن ما نیست

آسیب های  های موجود در حوزه سلامت را در چهار سطح کلی می توان فهرست نمود :

1-جانی         2- مالی       3- فرهنگی     4- اعتقادی

درک صحیح وضع موجود ما را به این نتیجه می رساند که اولین و مهمترین وظیفه بسیج ، محافظت از جامعه در برابر این تهدید نرم است .

اول ای دل دفع شر موش کن               وانگهی در جمع گندم کوش کن

در برابر سونامی سد سازی نمی کنند بلکه مردم را آگاه می کنند تا فرار کنند. ابتدا باید مردم را آگاه کرد تا تهدید های طبی و تغذیه ای آنها را هلاک نکند، حضرت امام خمینی (مبدع واژه طب استعماری) نیز فرمودند هرکجا دیدید مسئولین گوش       نمی کنند بروید به مردم بگویید.

بر این اساس به نظر بنده محقق نمودن اهداف طب اسلامی که البته در اساسنامه به خوبی تبیین شده، در اولویت دوم فعالیت بسیج قرار دارد.

این که می بینیم وزارت بهداشت دل ما را به تاسیس چهار تا دانشکده طب سنتی خوش و سر اساتید طب سنتی را به آن گرم می کند، این که شاهدیم موسسه تحقیقات حجامت برای کسب مدرک طب اسلامی به ارمنستان می رود و این که نظاره گریم حوزه های علمیه ما نسبت به این موضوع کاملاً خواب هستند، ناشی از عدم درک شرایط تهدید آمیز فعلی است. در چنین شرایطی، تاسیس پژوهشکده طب اسلامی اگرچه امری مبارک است ولی بخاطر زمانبر بودن اهداف تعیین شده در اساسنامه مربوطه، از جامعه رفع تهدید نمی کند لذا یا باید اهدافی که اولیت دارد در اساسنامه درج شود و یا اگر پژوهشکده طب اسلامی این ظرفیت را در خود نمی بیند که وارد آن شود ، تشکیلات دیگری توسط بسیج برای این مهم راه اندازی شود تا به هر دو موضوع همزمان پرداخته شود.

مشکل امروز ما این نیست که از طب اسلامی یا طب سنتی برخوردار نیستیم، مشکل ما این است که وزارت بهداشت ما از نظر عملکرد و سیاستگذاری کاملاً وابسته است. وزارتخانه ای که اساس آن سکولارست با آمدن دولت اصولگرا و انتخاب وزیری که البته مومن و محجبه است مشکلش حل نمی شود. شخص آقای دکتر لنکرانی وزیر سابق و دکتر علویان معاون ایشان و نیز سایر معاونین بارها اعلام کرده اند که حریف مافیای حاکم بر سیستم پزشکی نمی شوند. و بدیهی است تا وضعیت چنین باشد مردم روی سلامت را نخواهند دید و سایر اقدامات روبنایی است.

 

نقش بسیج در این راستا: 

1-  به چالش کشاندن وزارت بهداشت:

قطعاً این که مقام معظم رهبری در مورد کرسیهای آزاد اندیشی فرمودند، 100 بار گفتم و انجام ندادید، حوزه بهداشت و سلامت را هم شامل می شود. در شرایطی که وزارت بهداشت کوچکترین حرکتی در این جهت انجام نمی دهد، جا دارد که بسیج جامعه پزشکی با برقراری این کرسیها، مسئولین وزارتخانه را به جد به چالش بکشد تا موظف شوند علت وضع موجود را توضیح دهند و بگویند برای رفع آن چه کرده اند؟ توضیح دهند که :

  • چرا آمار پیشرفت بیماریها (بنا بر گزارش خودشان) بیش از هرجای دیگر دنیاست ؟
  • چرا آمار جراحی قلب ما با چین برابر است ؟
  • چرا فقط در ایران این تعداد دختر جوان مبتلا به ام اس داریم؟
  • چرا سن بروز بیماریها در کشور ما پائیین تر است؟
  • چرا آمار رشد جمعیت را در تنها کشور شیعی، به 1.3 در صد رسانده اند آن هم در کشوری که 6 برابر انگلستان خاک دارد و نصف وسعت اروپا در خاک آن جا می شود و رهبرش فرموده است تا جمعیت به 150 میلیون نرسیده آن را کنترل نکنید؟
  • چرا شرکتهای دارویی آمریکا ما را تحریم نمی کنند و داروهای آنها به وفور با قیمت گزاف در داروخانه ها عرضه می شود؟

 مسئولان وزارت بهداشت و مافیای حاکم بر نظام سلامت باید بدانند که دیگر نمی توانند هر سیاستی را به هر شکل که می خواهند و بدون هیچ مقاومتی پیاده کنند و پاسخگو هم نباشند.

 

 

2-   آگاهسازی عمومی:

-       مردم باید آگاه شوند که در معرض تهدید می باشند

-       باید بدانند که وزارت بهداشت آنان بدون چون و چرا تابع سیاستهای سازمان جهانی بهداشت است و طبیعتاً همان مقدار که سازمان ملل در جهان صلح را گسترش می دهد، سازمان جهانی بهداشت که شعبه ای از آن است نیز سلامت را توسعه می دهد.

-       نباید از آگاه شدن مردم  ترسید. آگاهی آنان باعث می شود تا جلوی خیلی از سوء استفاده ها گرفته شود و حتی کارخانه های تولید ساندویچ و سس و روغن صنعتی و پفک مجبور به تغییر خط تولید خود شده تا ورشکسته نشوند.

-       باید اصول تغذیه ای قرآنی و اسلامی برای همگان تبیین شود.

از آیه :«فالینظر الانسان الی طعامه» الهام می گیریم که شرط انسان بودن این است که بدانیم چه می خوریم. یعنی فقط چیزی را مجاز به خوردنیم که مفید بودنش بر ما روشن شده باشد در حالی که مردم خیلی هم که اهل دقت باشند، از مواد غذایی مضر پرهیز می کنند ولی اغذیه مشکوک را با این توجیه که نمی دانیم خوب یا بد است می خورند که این برخلاف معیار قرآنی است

-       باید بدانند که سیستم پزشکی موجود برایشان ضمانت بخش نیست و ممکن است سلامت خود را همراه با همه دارایی خود از دست بدهند.

 

بنده در این شرایط، حتی مشغول شدن به امر درمان انفرادی بیماران را نیز در اولویت ندیدم لذا براساس احساس وظیفه مطب شخصی ام را نیز تعطیل کردم تا وقت بیشتری برای آگاه نمودن جامعه صرف کنم. طبیعتا در این راستا و در چارچوبی که بیان کردم از هر کمکی که از دستم بر آید دریغ نخواهم کرد.

 

 

والسلام

دکتر رضا منتظر

دی ماه 1390

 

نظرات ()



آداب(حلقه مفقود ونتیجه تلاش شیاطین جن وانس برای محو ان از زندگی مسلمین)
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳

آداب(حلقه مفقود ونتیجه تلاش شیاطین جن وانس برای محو ان از زندگی مسلمین)

دانلود فرمایشات برادر دکترجعفرنژاد درخصوص ضرورت احیا’اداب وشیوه صحیح زندگی بر اساس فرامین انبیا’ واهل بیت عصمت وطهارت(ع)

قسمت 1

قسمت 2

قسمت 3

نظرات ()



چراگوشت حلال(Why Halal Meat)-التقاط نفاق علم التقاطی طب التقاطی تفکر التقاطی-
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳

چراگوشت حلال(Why Halal Meat)؟لیلا شهرستانی

لیلا شهرستانی محقق علوم اسلامی است که در امریکا زندگی می‌کند و در رشته میکرو بیولوژی تحصیل کرده

است.وی دوره لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا استیت یونورسیتی فولرتون در رشته بیولوژی و دوره فوق لیسانس

را در کالیفرنیا استیت پالی تکنیک یونورسیتی در رشته میکروبیولوژی سپری کرده است.در جریان تحقیقات

دانشگاهی جرقه‌ای در مطالعات میان رشته بین علوم اسلامی و میکرو بیولوژی در ذهن وی زده می‌شود که باب

جدیدی را در فعالیت‌های او می‌گشاید. وی درباره فعالیت علمی خود می‌گوید: رشتهٔ تحقیقاتی من در میکروبیولوژی

در مورد لاکتوفرین بود.لاکتوفرین یک مولکول پروتئینی است که در خون ما وجود دارد این ماده در کلستروم (آغوز) شیر

مادر به میزان زیادی وجود دارد.این ماده خاصیت ضد میکروبی دارد یا اینکه به مقدار زیادی جلوی میکروب‌ها را

می‌گیرد. کاری که لاکتوفرین می‌کند این است که آهن را به خودش جذب می‌کند یعنی هر میکروبی که در قسمت

لاکتروفرین باشد به خاطر اینکه آهن ندارد نمی‌تواند رشد کرده میکروفیلم درست کند. ماجرا این گونه بود که در یکی

از رستوران‌های آمریکا به نام «جک این د باکسjack in the box»تقریباً حدود ۶ یا ۷ سال پیش اتفاقی افتاد که عده‌ای

از اسهال خونی مردندو بعد از تحقیقات مشخص شد که علت، این نوع باکتری‌هایی بوده‌اند که در دستگاه‌های

گوارشی مثل روده و...؛ یعنی در بدن همهٔ انسان‌ها هستند.ولی وقتی از طریق خوردن وارد بدن شود باعث ابتلابه

اسهال خونی خواهد شد که درصد تلفاتش بالا است.در این رستوران هم متوجه شدند که مدفوع زیر ناخن آشپز

رستوران به گوشت منتقل شده و تعدادی از مشتریان را کشته است.شرکتی که تامین کننده گوشت در آن ایالت بود

به استاد بنده پروژه‌ای را داد که بر اساس آن قرار شد لاکتوفرین‌ها را در گوشت فعال‌تر کنیم که اگر باز هم میکروبی در

آن‌ها نفوذ کرد امکان رشد نیابد.مبلغ این قرار داد ۱۵ میلیون دلار بود و چون پروژه من نیز در مورد لاکتوفرین بود با ۵

نفر دیگر کار را شروع کردیم.متاسفانه میزان نفوذ لاکتوفرین در گوشت‌ها در حین آزمایش متغیر بود و این امکان وجود

نداشت که به ماده ثابتی برسیم که اضافه کردن آن به گوشت میزان محافظت در برابر باکتری‌ها را افزایش دهد.ما در

لابراتوار لاکتوفرین را فعال می‌کردیم. (لاکتوفرین با بافری خاص تحتpH خاصی فعال می‌شد) در هنگام تست

لاکتوفرین در حالت عادی باکتری‌ها را از بین می‌برد اما روی گوشت که امتحان می‌شد گاهی موفق و گاهی نا‌موفق

بود. من آزمایش روی نمونه‌ها را انجام می‌دادم و گوشت می‌گرفتم و محلول‌های متفاوت را آزمایش می‌کردم.روزی

تصادفاً دیرم شد و مجبور شدم که گوشت از منزل ببرم که گوشت اسلامی بود. بعد از تست متوجه شدم که جواب‌ها

با گوشتهای دیگر بسیار متفاوت است. یعنی اولاً وقتی باکتری‌ها را می‌گذاشتیم درصد نفوذ باکتری‌ها خیلی کمتر

بود؛یعنی خود باکتری بدون لاکتوفرین هم نفوذ نمی‌کرد وقتی هم که می‌شستیم اصلاً باکتری‌ای روی گوشت باقی

نمانده بود. کنترلر آزمایش ما آب بود. یعنی هر آزمایش با محلولی خاص صورت می‌گرفت و کنترل آن با آب بود.من

مشاهده کردم که وقتی باکتری به گوشت اسلامی می‌رسد نفوذ نمی‌کند و اگر هم کمی نفوذ کند با آب کاملا تمیز

می‌شود. سبحان الله! استادم که جواب آزمایش را دید تعجب کرد. گفتم که امروز فرقی ایجاد شده است. من امروز

گوشت حلال آوردم.ایشان آقای دکتر نرن نایدی بود که یک هندی هستند و دکترایشان را در سوئد گرفته‌اند. دکتر

نایدی که به واسطه کشف دلایل میکروبیولوژیک مرگ تعدادی از زنان که از وسایل خاص بهداشتی استفاده می‌کردند

مشهور شده‌اند؛ به من گفتند که خودشان ـ با اینکه مسلمان نیستند ـ از گوشت حلال استفاده می‌کنند. در لابراتوار

بعضی برایشان سوال شده بود که این چه گوشتی است که این قدر نسبت به نفوذ باکتری‌ها مقاوم است. استاد ما

در حالی که سالن را ترک می‌کرد گفت این گوشتی است که هرگز به شما اسهال خونی نمی‌دهد!نکته جالب اینکه

سازمان گوشت امریکا برای تمیز نگه داشتن گوشت ۱۵ میلیون دلار خرج می‌کند تا این آقا اسپریی برایشان بسازد

که به گوشت بزنند و مقاوم شود و آن وقت خود او می‌داند که اگر گوشت اسلامی باشد دیگر نیازی به آن همه هزینه

نیست. بر می‌گردم به مبحث لاکتوفرین؛ لاکتوفرین آهن را به خودش می‌گیرد و برای همین وقتی آهن نباشد

باکتری‌ها نمی‌توانند رشد کنند.وقتی گوشت را اسلامی سر می‌بریم اول شاه رگ زده می‌شود بدون اینکه نخاع قطع

شود. وقتی شاه رگ قطع می‌شود از آنجایی که نخاع قطع نشده قلب هنوز در حال تپیدن است. وقتی قلب می‌زند

همه خون از بدن خارج می‌شود و از آنجا که تمام آهن در گلبول قرمز است هنگامی که همه خون خارج می‌شود دیگر

گوشت آهن ندارد و به خاطر همین نیازی به لاکتوفرین برای از بین بردن آهن نیست.و باکتری‌ها هم به علت نبود اهن

در خون جذب نمی‌شوند و اگر بشوند با شستشو با آب ساده از بین می‌روند.گرچه استاد ما با‌‌ همان ایده‌ای که از

گوشت اسلامی گرفت آن مبلغ را دریافت کرد و اسپری خاصی را هم ساخت و نهایتاً حق را منکر شد اما برای خود

من این نکته بسیار مهم بود که حساسیت اسلام به نجاست خون ازین جهت است که در تمام فضای اطراف ما

صد‌ها بلکه هزاران نوع باکتری وجود دارد که به شدت جذب اهن می‌شوند و وقتی دست شما خون می‌آید امکان

جذب باکتری‌ها به وسیله آهن خون بسیار بالا است؛ بنابر این در معرض انواع عفونت‌ها هستید اما اگر با دقت (یک

بار یا سه بار) دست خونی خود را اب بکشید راه نفوذ باکتری‌ها را بسته‌اید. من با پروفسور هشام ابراهیم در مورد

این تحقیق صحبت کردم که ان شا الله چاپ بشود اما ایشان پیشنهاد دادند که بهتر است زیر نظر یک استاد غیر

مسلمان تحقیقات را ادامه دهم تا در مجامع علمی امریکا پذیرفته شود! که البته در پی آن هستم

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=109800

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الکافی - الشیخ الکلینی - ج 1 - ص 391
عن یحیى بن زکریا الأنصاری ، عن أبی عبد الله علیه السلام قال : سمعته یقول : من سره أن یستکمل الایمان کله فلیقل : القول منی فی جمیع الأشیاء قول آل محمد ، فیما أسروا وما أعلنوا وفیما بلغنی عنهم وفیما لم یبلغنی .

  • از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى می نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند.
  • بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.
  • سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته.

بسم الله الرحمن الرحیم

الم (1) ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین (2) الذین یومنون بالغیب....

ومن الناس من یقول امنا بالله وبالیوم الاخر وما هم بمومنین (8) یخادعون الله والذین امنوا وما یخدعون الا انفسهم وما یشعرون (9) فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون (10) واذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون (11) الا انهم هم المفسدون ولکن لایشعرون (12)

به نظر این حقیر التقاط همان عاملی بود که شیطان را از عرش به پستترین مراتب هستی سوق داد ودر تمام مدت عبادتش خالصانه عبادت نکردوسجده نکردنش در انتها ، فقط سر درونش را هویدا کرد چرا که از کوزه همان برون تراود که دراوست ونیز درطول تاریخ هر ضربه ای که بر پیکر حقیقت وارد شده اکثرا از همین جانب بوده که اوج ان را در زمان رحلت پیامبر(ص)وخانه نشینی مظهر حقیقت توسط کفتارهای در پوستین ادمی...

احیای طب اسلامی

اذکر انشاء الله و الامر بیدالله

این عریضه درد دلی است که با توجه به نگرانی عمیقمان از کمرنگ شدن و بی توجهی به ارزشها، در جوامع شیعی و از طرفی هوشیاری و خباثت شیاطین روزگار و استفاده آنها از تمامی ابزارهای ممکن ، در جهت مسخ و تخدیر و فریب جوامع، واژگون جلوه دادن ارزشها ، به محضر همه دلسوزان و محبین حقیقی اهل بیت عصمت ، ارسال گردیده تا در جهت رفع این فتنه ها ، سهم هر چند کوچکی داشته باشیم .

 

همان طور که در کتاب آسمانی قرآن و گفتار اهل بیت (ع) توجه ما را به غذای جسم و روح و لزوم اخذ علم از سرمنشاء حقیقی آن معطوف داشته ، بر ما واجب است که در این خصوص توجه ویژه ای را مبذول داشته و به کمک همه هم اندیشان و به دور ازا فراط و تفریط و با ارتقاء سطح آگاهی خود و جامعه (مهندسی اجتماعی) و ایجاد زمینه و بسترهای لازم در این خصوص، شرایط ظهور منجی آخرالزمان را به سهم خود فراهم آوریم .

 

در ذیل بگوشه ای از مشکلات و مواردی که به ذهن این حقیر رسیده اشاره نموده ، باشد که در این خصوص ، ارشادات لازم را مبذول فرمائید .

 

الف: در حال حاضر کپسولها واکثر ژلاتین مصرفی در صنایع غذایی از پودرژلاتین وارداتی از استخوان خوک تهیه شده ودر همین راستا پس از سالها تلاش و پیگیری ، مدتی است که با همت جمعی از عزیزان (09151108199دکتر دهستانی)موفق به احداث کارخانه ای در شهر مشهد گردیده ، که از استخوان گاو و گوسفند ، ژلاتین حلال بدست آورده ، که تا این مرحله ژلاتین غذایی آن آماده گردیده (بعضی از کارخانجات عرضه کننده ژلاتین و محصولات جانبی از قبیل پاستیل ، مجبور شده اند که بر روی محصولات خود ، عبارت ژلاتین حلال را درج کنند) و با وجود تکنولوژی بسیار پیشرفته تهیه ژلاتین داروئی برای تهیه کپسول (که این تکنولوژی را دور از دسترس ما قرار داده اند ) انشاء ا... در آینده ای نه چندان دور، در این زمینه هم موفق خواهیم گردید و همه این موفقیتها را مدیون پشتکار این دکتر دلسوز و مومن می باشیم .

 

ب: پایه بسیاری از شربتهای داروئی ما ، الکل بوده (الگزیرها) و از طرفی در فرمایشات اهل بیت از آن به ام الخبائث تعبیر شده و حتی در زمان ضرورت نیز مجوز استفاده قطره ای از آن را به هیچ وجه نداده و از سوی دیگر، پزشکان محترم بدون اطلاع و یا از سرناچاری و حتی گاه در زمانهائی که ابداً ضرورتی نداشته ، اقدام به تجویز این داروها نموده ، که با اندکی تامل در روایات پی خواهیم برد که ریشه بسیاری از بیماریهای روحی و جسمی و حتی تغییر در DNA و ژنها (حتی خود کشی بدون علت تا هفتاد نسل بعد... ) بعلت بی توجهی به همین امور حرام و حلال و پاک و نجس و ...میباشد.

 

ج : استفاده از پودر خون ، پودر گوشت (حتی اعضائی که در شرع ، مصرف آنها حرام می باشد) در غذای دام و طیور و ماهی، به صورت استاندارد در کشور عزیزمان و حتی گاه استفاده از آنها توسط عده ای سود جو و یا همدست شیاطین ، در محصولاتی همچون ، سوسیس و کالباس و همبرگر و شیرخشک و داروهای تقویتی و ... به صورت تقلبی و قاچاق . در حالی که مدتهاست تأثیر منفی استفاده از پودر خون (شیوع سرطانها و بسیاری از بیماریها و حتی عده ای جنون گاوی را هم به این امر نسبت می دهند و ...) در کشورهای استفاده کننده ، به صورت علمی مشخص گردیده و از طرفی در روایات اهل بیت (ع) به اثرات منفی استفاده از خون (مورث قساوت قلب و بی رحمی و تغییر رنگ چهره و بروز امراض عمومی و جذام ..) اشاره شده و لزوم جدا کردن حیوان نجاست خوار و تغذیه صحیح حیوان و عدم جواز استفاده از گوشت آن در مدت مذکور، توصیه شده ، حال با همه این داشته ها ، امروز پای در راه غلط (حتی برای آن دسته که نوکر مستندات علمی و آن هم علم ناقص کنونی و نه آن علم حقیقی می باشند ) گذشته می گذاریم ، چرا که دانشمندان و روشنفکران به دور مانده از تفکر وحیانی ، خون را بعنوان کربوهیدرات ، لیپید و پروتئین و املاح و ویتامین ، تلقی نموده ، و با همین تفکر ، عده ای در داخل کشور عزیزمان ، پا را از این هم فراتر گذاشته و خواستار پرورش خوک (آنهم به صورت بهداشتی !!) بوده و نیز گفتار معصومین در خصوص فصد و حجامت را به سخره گرفته ، غافل از اینکه در همان کشورهای اروپائی و آمریکا ،بیشترین مراکز مطالعه و تحقیقات فصد و حجامت وجود داشته و در این خصوص کتابها نوشته و حتی پروفسور یوهان آبله از کشور آلمان ، در کتاب خود اشاره نموده که پزشکی که در مطب خود ، وسایل حجامت نداشته باشد ، پزشک نمی باشد (هر چند که متاسفانه عده ای از پزشکان و سودجویان روزگار به اسم طب اسلامی و سنتی برای پر کردن جیب خود از هیچ امری حتی به قیمت بد نام کردن....مضایقه ننموده اند).

 

د : پس از انعقاد نطفه (ممکن است در عرض فقط 3 ساعت پس از نزدیکی اسپرم به تخمک رسیده و آن را بارور نموده و سلول تخم تشکیل شود ) ودر صورت آسیب به سلول تخم ، از نظر شرعی ، علاوه بر گناه20دینار هم کفاره مترتب گردیده و در مراکز بهداشتی ، به نام روشهای جلوگیری از بارداری ، تا 72 ساعت پس از نزدیکی ، به خانمها( وحتی داروهای لازم از قبل به طور رایگان در اختیار آنها قرار می گیرد) توصیه می شود تا از روش جلوگیری از بارداری اورژانس استفاده نمایند حال اینکه در این مدت سلول تخم بسیاری ازتقسیمات خود را آغاز نموده(ممکن است تا مرحله مورلا پیش رفته باشد)، و حتی خود را به رحم رسانیده است و نیز استفاده از IUD (با آنهمه عوارض جانبی که برای قرار دادن آن در رحم و کنترل مرتب آن ، نیاز به لمس و نگاه ، آنهم به کرات داشته) که دربسیاری ازموارد موجب میشود سلول تخم در حال تقسیم (که ممکن است در مرحله مورلا ویا ازآن هم گذشته باشد)، به علت نامساعد بودن محیط رحم دفع گردد (دراسنادوزارت بهداشت ودرمان، اگر مرجع تقلیدی به علت لزوم لمس و نگاه به عورت و ... استفاده از این وسیله را خلاف شرع تشخیص داده ، اما مسئولین بهداشتی که نمی دانم از کجا خط می گیرند به محض برخورد با این مسائل ، سریع به سراغ مجتهد دیگری رفته ، و با ترفند ، از آنان ، حتی به صورت مشروط ، اجازه گرفته هر چند که هیچ کدام از آن شروط محقق نشود اما با همین روش ، مقصدشان را عملی می نمایند .) و در خصوص روش توبکتومی (بستن لوله های رحمی در خانمها) که در استفتاء از مراجع محترم ، به شرط قابل برگشت بودن و ... اجازه فرموده که به کنار از عوارض جانبی آن ( که ای کاش با صداقت در این خصوص تحقیق می شد ) از نظر علمی فقط چند در هزار امکان برگشت پذیری ، بعد از عمل جراحی سخت و طاقت فرسا وجود داشته و از نظر شرع و عقل ، آیا با این احتمال اندک ... می توانیم برای عقیم نمودن (500 دینار کفاره علاوه بر گناهی که مرتکب شده اند ، چه پزشک و چه زن و شوهر که فقط به خاطر ترس از فقر و ..) ایشان اقدام کنیم ، و نیز در مورد وازکتومی (بستن لوله های منی بر مردان) و این فرمایش پیامبر اسلام (ص) که از امت من نیستند آنانکه خود را عقیم نمایند و در خصوص استفاده وسیع از قرصها و آمپولهای جلوگیری از بارداری با آنهمه عوارض و موارد منع مصرف آیا نمی شد در این خصوص به روشهایی،روی آورد که علاوه بر شرعی بودن ، اینهمه عوارض سوء نداشته و قبل از انعقاد نطفه (تغییر در بار الکتریکی تخمک و یا اسپرم برای دفع آنها از یکدیگر و ...) موثر باشد و یا حداقل در این زمینه مطالعات و تحقیقات علمی ، در داخل کشور صورت گیرد ، همانطور که در گذشته از میخک ( که به جای عارضه غلظت خون و افزایش خطر سکته قلبی و مغزی و افزایش بروز سرطان و ایجاد افسردگی و سرد مزاجی ... در خانمها ، موجب رقت خون و رفع افسردگی و گرم مزاجی و ... شده ) ، انجدان رومی (باعث رفع بسیاری از مشکلات معده هم می شود ) وتخم زردک، تخم کرچک و ... در خانمها و تعدادی داروی گیاهی بی ضرر در آقایان ، استفاده می شده است .

 

هـ : وسایل آرایشی وارداتی که بعلت استفاده تعدادی از آنها از بقایای جنینی و جنینهای سقط شده علاوه بر مشکل شرعی ، گاه بعلت آلودگی به ویروس ایدز ، هپاتیت ، و ...( چقدر بیمارکه زندگی آنها از هم پاشیده شده ، و چه تهمتهای ناروایی بر ... ) استفاده از بعضی مواد پاتوژن در این گونه لوازم آرایش که موجب عقیمی مردان گردیده،آیا لزوم بازنگری در خصوص واردات این نوع کالاها(سومین کشور وارد کننده در خاورمیانه !! هستیم)ومراقبت بیشتر،دراین زمینه را نداریم.

 

و : عدم توجه به زمانهای توصیه شده جهت انعقاد نطفه که معصومین (ع) برایمان بازگو نموده( و گاه علت منفی و یا مثبت بودن آن را هم برایتان ، بیان نموده اند حال اینکه امروزه نقش منفی و مثبت اشعه های کیهانی بر روی انسان و حیوان به صورت علمی تایید شده )و نگاهی به بودجه های سرسام آور مراکز بهزیستی و نگهداری از معلولین ذهنی و جسمی ... آیا لزوم تغییر نگرش جامعه ما با راه اندازی سایتهای اینترنتی متعدد ، صدا و سیما و ... برای ارتقاء سطح آگاهی مردم عزیز کشورمان و سپس درسطح جهانی در این خصوص وجود ندارد (هر چند که به همت عده ای از هم اندیشان گرامی ، در شهر قم تقویم زناشوئی تهیه و عرضه شده که انشاءالله روز به روز شاهد ، اشاعه هر چه بیشتر معارف اهل بیت (ع) در سطح جهان باشیم .

 

ز : با توجه به اولویتهای بهداشتی (پیشگیری قبل از بروز (مهمترین) - درمان پس از وقوع - توانبخشی و رفع عوارض ) و اینکه در طب رایج، ریشه بسیاری از بیماریهای روحی و جسمی نامشخص بوده ، حال آنکه دردین مبین اسلام ، در این خصوص بحدی مطلب داریم که گاه متحیر گردیده وازخود میپرسیم که علت این همه بی توجهیمان به فرمایشات اهل بیت و راز اطاعت کورکورانه مان از غرب ، چه می باشد(درصورتی که در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز وبوم ، بیست سال کار علمی و تحقیقاتی و 5 هزار آزمایش در این مدت برای فهم و درک یک روایت شده) و آیا امروز ، همان روزی نیست که پیامبراکرم ، وعده آن را داده بودند .

 

با توجه به این فرمایش معصوم که برماست بیان کلیات امور و بر شماست حرکت برای کشف جزئیات آن ، زمان آن فرانرسیده که با تشکیل هیأت علمی متعهد و متخصص با حضور همه شخصیتهای علمی و دینی ، و با این پیش آگهی که به علت نقص علم امروز و عدم توجه ما به همه ابعاد موجود، ممکن است نتوانیم به شناخت و درک کاملی دست یابیم ، اما به یاری خداوند و ائمه معصوم ، می توانیم ، با ویرایش طب رایج و سنتی ، بر اساس وچهار چوب ترسیم شده، از طرف اهل بیت ، تا حد امکان ، خود را از بسیاری ازآفات و انحرافات عصر حاضر رهائی بخشیم ...

 

ح : مدتی است که شیاطین روزگار ، با استفاده از تکنولوژی برتر و غارت و تخلیه اطلاعات محققین و نتایج سالها تلاش آنها از طریق اینترنت (در عرض مدت کوتاهی پس از اتصال به اینترنت کل اطلاعات هارد کامپیوتر را تخلیه نموده و نیزشنود همین موبایلها ... و پردازش شبانه روزی این اطلاعات در مراکزشان) سعی در سلطه و تخدیر جوامع داشته و هر آنچه در اختیارمان قرار می دهند ، دامیست که پس از مدتی پرده از خباثت آن برداشته میشود ، ولی ما از آنها ، اطلاع کمی داشته، از قبیل استفاده از اصوات به ظاهر غیر قابل درک برای انسان در زیرساخت بعضی ازآنها وقرار دادن تصاویرمستهجن در لابلای فریمهای فیلم وکلیپهای تبلیغاتی واستفاده ازبار معنائی حروف ... با درگیری قوا( واهمه و متصرفه و خیال و مشترک...)که خود جای بسی تأمل داشته ، چرا که از هر وسیله ای جهت انحراف جوانان و شیوع عقاید شیطان پرستانه و ...

 

ط : عدم توجه به فیلمهای کودکان که در تمامی منازل تقریباً موجود بوده و غافل از تأثیر تخریبی آن هستیم که به گفته اهل بیت ، علم در کودکی مانند نقش در سنگ بوده و از طرفی بسیاری از مشکلات دوران نوجوانی و جوانی ، ریشه در تربیت و رویدادهای دوران کودکی داشته و ...

 

لذا لزوم تدوین استانداردهای آموزشی در کلیه مسائل فردی و اجتماعی و تربیت مربیان آموزشی ، و سپس آموزش آن برای گروه هدف (کودکان از بدو تولد ، مادران ،در دوره مهدکودک ، کودکستان پیش دبستانی و دبستان و زوجین جوان و ..) شامل آداب خوردن و آشامیدن ، نظافت ، گرفتن ناخن ، پوشاک و پوشیدن لباس و حتی انتخاب رنگ آن ، اهمیت به زیبائی و حمام رفتن و نگاه در آئینه و ... حتی رفتن به دستشویی و نیز آداب زناشوئی ، ... و هزاران مورد دیگر که با آموزش آنها ، ریشه بسیاری از بیماریها خشکیده و با سلامت جسم ، و تاثیر مستقیم آن در روح ، قادر به کسب تقوی ا لهی و تعالی جامعه عزیزمان خواهیم بود .

 

لزوم توجه ویژه و حتی هزینه کردن در بخش تغذیه و صنایع وابسته و پشتیبانی از بحث غذای حلال ، بعنوان مثال ، استفاده از شوک برقی برای بیحرکتی دام و طیور ، قبل از بریدن سرآنها با گیوتین ، علاوه برتاثیرات منفی آن بر گوشت حیوان ، ممکن است در صورت عدم نظارت صحیح ، و یا خدای ناکرده ... تعدادی از این دامها و طیورتلف گردیده و چون تکنولوژیهای وارداتی توسط افرادی بوجود آمده که اعتقادی به حلال و حرام و ....نداشته، ممکن است ما را در عمل به موازین شرعی خود ، مجبور به عقب نشینی نموده ، حال آنکه به همت محقق گرانقدر کشورمان مدتی است دستگاه کشتار دام ساخته شده که به صورت ربات ، پس از قرار گرفتن دام در آن ، با مهار آن و قرار گرفتن به صورت افقی و جهت قبله ، می توان طبق موازین شرع ، به این مهم دست یافت و با حمایت از این مبتکر و اجبار کشتارگاهها جهت استفاده از این قبیل تکنولوژی ها و نصب دوربینهای مدار بسته در کلیه اماکن تهیه و توزیع مواد غذائی در آینده ای نزدیک شاهد تحولی در این عرصه باشیم (حتی نظارت بر مامورین جمع آوری سگهای ولگرد و مشخص کردن نحوه ... )

 

- تعیین راهکارهای علمی و عملی برای تحقق فرمایش رهبر عزیزمان امام خمینی رحمت الله علیه ، جهت حضور طلاب در دانشگاههای علوم پزشکی و بر عکس ، برای رشد ابعادی آنها و فهم بهتر روایات و توجه به این نکته که دراسلام سلامت دل و جسم به هم گره خورده و علم اخلاق از جایگاهی بس رفیع برخوردار بوده و آیا ما جمعیت پزشکان ، در حال حاضر ، همان معیارهای مورد نظر اهل بیت را در این خصو ص ، دارا می باشیم و یا ....

 

- حضور نمایندگان حوزه های علمیه در همه عرصه ها و بخصوص بحث بهداشت و سلامت و نظارت آنان بر مسئولین و ناظران مربوطه برای رعایت کلیه شئون اسلامی ...

 

- ضرورت بازنگری به شیوه زندگی کنونی ، حتی در جزئیات از قبیل استفاده از ظروف غذائی مناسب (سنگی - مسی و بخصوص قلع اندودو ظروف روی و ... ) و پرهیز از ظروف آلومینیومی ، تفلون ، استیل و ... بعلت عوارض آنها و نیز ، نوع روغنهای مصرفی (روغنهای مناسب ، از قبیل کنجد و زیتون و هسته انگور و ... که برای سلامت انسان در منابع طب سنتی و رایج ، به آن اشاره شده ، وپرهیز ازروغنهای جامد، روغن کلزا و سویا و ... و ایجاد شرایط و زمینه های لازم در خصوص ترغیب کشاورزان و صنایع برای تولید این قبیل محصولات وهمچنین با توجه به برتری جو بر سایر غلات (در روایات به برتری امام بر سایر مردم تشبیه شده است) و نقش آن در کاهش قند و چربی و همچنین به علت غنی بودن از سبوس ، جلوگیری از یبوست و حتی سرطانهای لوله گوارش و نیز تبدیل آن توسط باکتریهای مفید لوله گوارش به ویتامینهای گروه B که خود موجب آرامش فرد گردیده ، و یا حداقل اضافه نمودن سبوس به نانها (همان آردهای سیاه سابق که غنی از سبوس بود) برای ریشه کن نمودن بسیاری از مشکلات حاضر ...

 

نظارت برمصرف بی رویه سموم وکود شیمیایی در مزارع (وحتی داخل شهرها،چرا که مدتی است از آب فاضلابهای شهری،جهت آبیاری مزارع در روستاها،استفاده میشود،که بررسی آماراستفاده از سموم وکودشیمیایی در کشورمان موید اهمیت این موضوع میباشد)

 

ونیز تحقیق در خصوص علت اجبار همگان جهت استفاده از نمک ید داروعدم توجه به طبایع مختلف ومضرت آن برای حداقل 50درصد جمعیت (حال آنکه به جای آن میتوانستند از نمک دریا استفاده نموده که طبق مهندسی الهی واجد همه املاح مورد نیاز بدن بوده،هرچند که مطمئنم خود مسئولین بهداشت ودرمان در بسیاری ازموارد از حکمت بسیاری از مطالب آگاه نبوده وبا سادگی هر آنچه به نام علم از بیگانگان به ما رسیده بدون اندکی تامل...)

 

و مطالبی که انشاء ا... اگر عمری باقی باشد،درجای خود خواهد آمد.

 

و من ا... التوفیق

 

موسسه عافیت اللهی طاها

 

786

 

اذکر انشاء الله و الامر بید الله

 

مقدمه

 

رابطه تغذیه و سلامت جسم و روح و روان

 

آیا تا کنون به اهمیت تغذیه در سلامت روح و روان و جسم خود پی برده ایم ؟ آیا پیرامون آیه ی انظر الی طعامک اندیشیده ایم؟ (1) آیا به ارتباط بین غذای حلال و طیب(2) و عمل صالح و تقوای الهی در قرآن کریم پی برده­ایم - چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا علت عدم توجه لشکر دشمن را به سخنان حق ایشان ، ورود لقمه های حرام در بطون آنها دانسته­ و آیا ممکن است تغذیه ، در خلق و خو ، روح و روان و ژنتیک ما هم تاثیر داشته باشدکه این همه تاکید در روایات اهل بیت و قرآن کریم در موردآن شده است - بعنوان مثال باتوجه به عدم جواز مصرف گوشت خوک ، شراب ، خون و گوشت مرده ( آن هم حیوان حلال گوشت ) و .. آیا دستهای پنهانی در کاراست که از استخوان خوک برای تهیه ژلاتین کپسول های داروئی مصرفی استفاده شده ، خون را بعد از فراوری و ظاهرا تبدیل به پروتئین ، کربوهیدرات و ویتامین و املاح ، در مکملها ، داروهای تقویتی و شیرخشک های وارداتی به خوردمان می دهند و نیز از جنینهای سقط شده در کشورهای غیر اسلامی برای تهیه کرم و پماد و وسایل آرایشی وارداتی استفاده می شود (3) و یا از مایع منی در تهیه بعضی وسایل کمک آرایشی درکارگاههای زیر زمینی برای طراوت پوست استفاده شده(4) و همچنین استفاده وسیع از شراب و الکل اتیلیک که همان ام الخبائث وارد شده در روایات بوده و تاثیرسوءآن علاوه بر خود فرد تا 70 نسل بعد هم منتقل شده که این نشان دهنده تاثیر آن بر ژنوم و DNA انسان میباشد و برای شرح آن لازم است جزوه مفصلی درموردعدم جواز مصرف آن براساس فرمایشات اهل بیت حتی به صورت ترکیب باسایر داروها وهمچنین در هنگام ضرورت(5)نوشته شودکه بطوروسیع در صنایع داروئی و... بعنوان حلال جهت حل کردن مواد داروئی و...، در مواد اولیه قرص و شربتهای مصرفی بکاررفته و در جای دیگر باتوجه به این فرمایش پیامبر ( صلوات الله علیه و آله ) در مورد عدم جواز عقیم کردن افراد و ذکر این مطلب که چنین افرادی از امت ایشان نمی باشند و سیاستهای سازمان بهداشت جهانی(6) و اطاعت کورکورانه ما از آنها و آمار رو به رشد توبکتومی(7) ، وازکتومی(8) ،قرص های Aftermorningوقرص ها وآمپولهای جلوگیری از بارداری با آن همه عوارض جانبی(9)واستفاده ازIUD (10)... که گاه در مواردی عده ای جاهل ویامنافق برای گرفتن جواز این امور ، با وارونه جلوه دادن حقایق(11) ، بعضی از مراجع گرانقدرمان را هم دورزده­، که برای احراز از طولانی شدن کلام ، نظر شما را به خواندن کتاب رساله نکاحیه تالیف حضرت علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی جلب نموده تا خود بخوانید و آگاه باشید ولذا لزوم هوشیاری همه مراجع و علما برای جلوگیری از انحرافات تدریجی ، طبق پروتکلهای صهیونیستی بر ما واجب می گردد(12) و مگر نه این است که تا مدتی قبل در حوزه علمیه، طب تدریس می گردید و چطور ممکن است مرجع گرانقدری در مورد مسائل طبی نظری بدهد ولی از طب چیزی نداند ؟ و صرف اطمینان به پزشکان متعهد برای پاسخگوئی بمسائل طبی آنها، کافی نبوده چرا که ما پزشکان در سیستمی تحصیل کرده ایم که با مکتب طبی اهل بیت عصمت و طهارت همسو نبوده و حتی در جائی اهل بیت از آن برائت جسته­اند (13)

 

لذا لازم است درک و فهم صحیحی از طب انبیاء و ائمه معصوم (علیه السلام) داشته باشیم ، چرا که پشتوانه ی آن علم لم یزل و لا یزال الهی است ( و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ) و پشتوانه ی مکاتب طب رایج و سنتی (14) بر اساس تجربه و قیاس و استدلال میباشد که توسط ائمه معصوم نقد و نفی شده و از عدل خداوند حکیم بدور بوده که اشرف مخلوقات خود را بدون هیچ برنامه ای در ابعاد مختلف جسم و روح و روان به حال خود رها نموده باشد .(15)آیادر مکاتب طبی غیر اسلامی ما را موش آزمایشگاهی فرض نموده (16) که گاه داروهائی را با آن همه عوارض جانبی و عوارضی که در آینده ،مشخص خواهد شد و در حالی که استفاده تعدادی از آنها در کشورهای غربی منسوخ شده ما کماکان در حال استفاده از آنها میباشیم و حتی در همین طب سنتی که پس از مدتها ، حال به فکر احیاء آن افتاده ایم ، مگر جزوات و رساله های بزرگان این طب رادر فوائد شراب و نحوه استفاده ازآن را، به چشم ندیده ایم(17) .

 

در کشور ایران که خود را محب و شیعه ی اهل بیت علیه السلام دانسته، آیا ائمه یٍ خود را آنطور که می بایست میشناسیم وآیا مفهوم زیارت جامعه ی کبیره ، و توجه به این نکته که کمترین حد معرفت امام اطاعت محض از ایشان میباشدرا درک کرده ایم. چرا که میبایست در همه ابعاد، بعلت آشنائی آنان با تارو پود وجودمان ، فرمایشات آنان را به کار بندیم.

 

درجائی امام علی علیه السلام می فرمایند : الله الله فی القرآن لا.... ( خدا را ، خدا را ، در عمل به قرآن کسی از شما پیشی نگیرد ) آیا آن روزی که مولا فرمودند همین امروز نیست که با وجود صدهامرکز تحقیقات طب اسلامی درخارج از کشور، عده ای از مسئولین که فهم ودرک صحیحی از موضوع واهمییت طب انبیا ومعصومین نداشته به دلایل وتوجیها ت واهی ازایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات طب اسلامی، شانه خا لی کرده، با این تصور که ورود به این عرصه، ممکن است به اعتقادات مردم خدشه وارد نماید.!! در حالی که میبینیم بر روی یک جمله امام جعفر صادق علیه السلام در خصوص نحوه انتقال بیماری توسط امواج، بیش از25 سال کار تحقیقاتی با صرف هزینه ای شگرف در یکی از مراکز تحقیقاتی کشور روسیه انجام گرفته و چندروزی است که توسط یکی از متخصصان رشته ایمونولوژی کشور خودمان ارتباط بین سردی و گرمی و سیستم ایمنی و خصوصیات افراد و تغذیه ی آنها مشخص و در مجلات معتبر اروپائی هم به چاپ رسیده است (18)

 

در صورت توجه به تعالیم قران و فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت (با لحاظ این نکته که بر ماست کلیات امور و بر شما ست جزئیات)و لحاظ خط و مشی آنها در جهت ترسیم چهارچوب کلی این طب ، قادر به باز کردن گره کور بسیاری از معضلات و مشکلات علمی خود با همین علم ناقص امروزی در آینده ای نه چندان دور بوده (19)ولی ورود به این عرصه خود نیاز به تشکیل همان هیات علمی آگاه وخبره واستفاده از همه تخصصهای علمی( حضور شخصیتهای حوزه و دانشگاه )وعملی درهمه ابعاد وایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات تخصصی طب اسلامی وشناسایی وبر طرف کردن اسیب های فرارو خواهد داشت.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم طب در کلام معصوم-
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳
 

زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم طب در کلام معصوم-

علمی بودن وزیبایی فرمایشات اهل بیت علیه السلام

تلاشی در جهت فهم روایات باعقلی ناقص ودرک...

استاد راهنما:آیت الله سیدحسن ضیائی

  • بسم الله الرحمن الرحیم
  • مقدمه:
  • زیبایی کلام معصوم در جواب طبیبی که به توصیه دربارظالم منصور دوانیقی برای خدشه وارد نمودن به شخصیت ابعادی امام معصوم (ع)انگاه جلوه گر میگردد که می بینیم اصول پایه طب را بزبانی ساده وقابل فهم برای عموم مردم ، ولی در عین حال جامع وکامل بیان می نمایند ولازم است در همین مقدمه ، اصل این جریان تاریخی ، بیان گردیده تا پس از ان به نکات حائز اهمیت ان بپردازیم.
  • ربیع حاجب منصور دوانیقى گوید روزى حضرت صادق علیه السلام وارد مجلس منصور شد،طبیب هندى پیش منصور بود و کتابى در باره طب مى‏خواند. حضرت صادق علیه السلام براى شنیدن سخنان او سکوت کرد، وقتى طبیب هندى از خواندن فارغ شد روى به حضرت صادق علیه السلام نموده، گفت مایلى از اطلاعات من کسب کنى؟
  • وایشان فرمودند: آنچه خود دارم بهتر است از آنچه تو دارى.(1)
  • طبیب هندى گفت مگرشما چه دارید؟ امام (ع)پاسخ داد ،گرمى را با سردى و سردى را با گرمى و رطوبت را با خشکى و خشکى را با رطوبت معالجه مى‏نمایم و کار را تمام به خدا وامى‏گذارم و آنچه پیامبر اکرم(ص) فرموده است به کار مى‏برم که فرمود معده خانه درد است و پرهیز ، درمان هر درد ، و تن را به آنچه عادت کرده میباید عادت داد.
  • طبیب هندى گفت مگر علم طب غیر از این است؟ امام(ع) فرمود: خیال مى‏کنى من این مطالب را از کتاب‏هاى طب آموخته‏ام. گفت آرى.، فرمود نه بخدا اینها را دریافت نکردم مگر از خداى منزه از هر عیب، حال بگو بدانم من داناترم یا تو؟ طبیب هندى گفت بلکه من وامام صادق (ع) فرمود ند پس از تو پرسش کنم؟ گفت بپرس.
  • وپس از پرسشهایی چند که امام از ایشان میپرسد وعجز ایشان در پاسخ به انها ،جواب انرا به ان طبیب عرضه نموده تاجایی که درپایان طبیب هندی میپرسد این علم را از کجا آموخته‏اى؟ فرمود: من از اجداد خود استفاده کرده‏ام. آنها از رسول اکرم وایشان از جبرئیل وجبرائیل از خداى بزرگ که آفریننده اجساد و ارواح است. طبیب هندى گفت راست مى‏گوئى، من نیز شهادت مى‏دهم به یکتائى خدا و رسالت محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و اینکه شما دانشمندترین فرد روى زمینى.

در اولین قسمت فرمایش امام(ع) در برتری مکتب طب وحیانی بر سایر مکاتب طبی ، متوجه این اصل مهم گردیده که تمامی مکاتب طبی برای پرهیز از انحراف والتقاط ، میبایست از نقش انبیاء واهل بیت عصمت(ع)وجایگاه وحی در تمامی شئون مربوطه استفاده نمایند.(2)

  • در قسمت بعد، نکته مهمی که حائز اهمیت است ، بحث تعادل وانهم به ساده ترین زبان ممکن برای فهم ودرک عموم مردم (مفاهیم گرمی وسردی وخشکی وتری)می باشد.
  • دربررسی متون پایه پزشکی منجمله فیزیولوژی وبیوشیمی بحث تعادل انقدر مهم میباشد که عدول از ان ، موجبات بیماری وحتی مرگ فرد را بدنبال خواهد داشت.
  • در این مقاله در خصوص تطبیق وتلفیق مفاهیم پایه طب رایج با طب اسلامی مطالبی فراهم آمده که در بوته نقد و بررسی شما عزیزان قرار می گیرد .
  • در این دوایر نیمه بالای دایره ارتباط با سردی ونیمه پایین ارتباط با گرمی را مطرح مینمایند:

 

 

 

در اسلاید زیر تبعیت امواج را از بحث سردی وگرمی ملاحظه میفرمایید.

در اسلاید زیر متابعت عناصر وچینش انها را از بحث گرمی وسردی ملاحظه میفرمایید،به نحوی که بجز عناصر نجیب(متعادل)هرچه به سمت چپ وپایین جدول رفته عناصرگرمتر وهرچه به سمت بالا وراست جدول رفته عناصر سردتر شده ومیتوان با دادن عددی تقریبی براساس میزان گرمی وسردی درجه مواد وواکنشهای شیمیایی انهارا پیش بینی نمودو...

در اسلاید زیر تبعیت امواج را از بحث سردی وگرمی ملاحظه میفرمایید

  • وانها را در محور مختصات بدین صورت طبقه بندی نمود

    • ارتباط بحث گرمی وسردی با اعضای مختلف بدن:

    • ارتباط بحث گرمی وسردی با صفات اخلاقی(جنود عقل وجهل)


  • ارتباط بحث گرمی وسردی با حالات مختلف بدن:

  • ارتباط بحث گرمتر بودن اقایان در مقایسه با خانمها درطب انبیاء باتحقیقات انجام شده که در کتاب فیزیولوژی گایتون منعکس گردیده است:

  • ارتباط عوارض دارویی با تجویزدارو بدون توجه به طبیعت افراد واینکه میتوان با دانستن همین عوارض در بیماران به طبیعت دارو پی برده وهمچنین از تظاهرات بیماری در فرد ،پی به طبیعت بیماری ببریم.

  • لازم بذکر است که در حال حاضر بسیاری از این ارتباطات وحتی کمک از انها در تشخیص ودرمان بیماریها منجمله امواج الکترو مغناطیسی و....کشف وبکار گرفته شده که به گوشه ای از ان در پاورقی اشاره خواهد گردید(3)
  • در نگاهی اجمالی پیرامون این موضوع در می یابیم که بحث تعادل و عدل ازارکان اصول دینمان میباشدواز مهمترین اهداف همه انبیاء وپیامبران ودر ادامه راه انان ائمه معصوم(ع) بعنوان طبیبان جسم وروح وروان ایجاد تعادل ابعادی بشریت میباشد.(4)
  • در اسلاید زیر به ارتباط طب جسمانی وروحانی واهمیت تعادل پی میبریم:

    • بحث اصلی این مقاله پیرامون این موضوع میباشد که با وجود اعتقاد راسخمان بر این که انبیاءو پیامبران و در ادامه راه آنها اهل بیت عصمت (ع)پس از خداوند منان طبیب الاطباءجسم وروحمان میباشند ، ایا از عدل خداوند منان بدور نیست که پیچیده ترین موجود هستی خود را به خودی خود رها نموده باشد؟(5)
    • درنگاه اجمالی به مباحث فوق می توان اینطور نتیجه گرفت که اکنون برای رهایی از همه آنچه که بر ما گذشته ورسیدن به دوران اوج گذشته می بایست در مرحله نخست باور کنیم که هر چقدر علم پیشرفت نماید،حقایق دین وفرمایشات اهل بیت عصمت درابعاد مختلف روشنتر گردیده و همین امر موجب زیبایی و انبساط روحی شیعیانشان شده وخواهد گردید، لذا بر همه ماواجب است همانطور که ایشان خود توصیه فرموده اند (الینا القاءالاصول وعلیکم تفریع الفروع)وحتی یاران خود را ترغیب به پرسش در خصوص حکمت مطالب بیان شده توسط خودشان می نمودند،ما نیز همانند جابربن حیان که امام به او فرمودند کاری که تو انجام دادی نه سحراست ونه معجزه، بلکه کار علمی است و فرموده اندخواص اشیا وقتی به خوبی بر ما معلوم می شود که بتوانیم قسمتی کوچک از یک شیی را به طور دقیق مورد تحقیق قرار دهیم.وآنهمه سفارش وتاکید آنها در این خصوص، در این شرایط با پرهیز ازاشتباهات گذشته با نگاه بر آسیب شناسی مربوطه ،باهمت وتلاش وتحقیق وپژوهش وکمک از حس و عقل ووحی وتوکل بر خداوند،برای ربودن گوی سبقت از غرب خود را آماده وزمینه ظهور منجی آخرالزمان را فراهم آوریم
    • در پایان با توجه به مطالب فوق جهت برون رفت ازموانع موجود راهکارهای ذیل پیشنهاد می گردد :
    • 1-نه تنها هیچ تفاوتی را در مفاهیم پایه طب اسلامی ورایج ملاحظه نمی کنیم ، بلکه قا در خواهیم بود با دانستن ورودی وخروجی ها وداشتن قطب نما در رفع بسیاری از چالشها و بن بستهای کنونی (عوارض دارویی و...)رهایی یافته و می بایست تلاش شود تا طب سنتی و رایج در بسترزلال و جاری این رودخانه جوشیده از مصدر وحی ویرایش وتطهیر شود وپویا تر از گذشته به مسیر خود ادامه دهد
    • 2-تقویت روحیه خود باوری و افزایش ایمان و یقین و پی بردن به عظمت پروردگار در لابلای متون پایه علوم رایج ( با آسیب شناسی مربوطه) .
    • 3-تقویت روحیه پویایی و پژوهش و تحقیق .
    • 4-عدم سردرگمی با توجه به گستردگی و شقوق علوم مختلف ( العلم نقطه کثره الجاهلون ) -ممکن است معنای آن همان نقطه وسط کره باشد .
    • 5-سعی در استفاده از تمامی تکنولوژی و ابزارهای تشخیصی موجود، برای درک مفاهیمی که تا کنون ( علم کوانتومی شده ولی پزشکی هنوز رویکرد های قدیمی و بعضا نادرست گذشته را دنبال می کند ) توضیح مناسبی برای انها نداشته ایم...
    • 6-رایزنی باشخصیتهای علمی(حوزه ،دانشگاه،پزشکان متعهد وفرهیختگان جامعه)در جهت تبیین جایگاه ویژه طب اسلامی در نظام بهداشتی ودرمانی کشور
    • 7-توجه مراجع عظام به مقوله طب انبیاء ومعصومین واهمیت واولویت اشاعه ان درجامعه با حمایت همه جانبه واختصاص قسمتی از وجوهات وهمچنین اجازه تخصیص قسمتی از وجوهات اندسته ازعزیزانی که اولویت این امررا،درشرایط کنونی درک نموده اند.
    • 8-تشکیل هیات علمی آگاه،خبره ودلسوزدرزمینه طب معصومین
    • 9-ایجاد مراکز مطالعات وتحقیقات طب انبیاء ومعصومین(ع)وشروع فعالیتهای تحقیقاتی و ازمایشگاهی برای اثبات وتبیین وجوه مختلف علمی احادیث طبی توسط پزشکان وکمک به پژوهشگران ودانشگاهیان،بویژه در زمان انجام فعالیتهای تحقیقاتی وپژوهشی وارائه پایان نامه های مرتبط با موضوع
    • 10-ترجمه وتفسیرروایات رسیده از انبیاءواهل بیت (ع)در زمینه طب جسمانی وروحانی وتغذیه ابعادی زیر نظر هیات علمی منتخب
    • 11-تهیه وتدوین و تالیف متون وجزوات واستانداردهای اموزشی در مقاطع مختلف زندگی از جمله قبل از بارداری ، زمان زناشویی ، بعد از بارداری ، دوران خرد سالی ، پیش دبستانی ، دبستانی ، راهنمایی ، دبیرستان،دانشگاه،حوزه
    • 12-ویرایش متون طب سنتی ورایج براساس چهارچوب وافق اندیشه اهل بیت عصمت وتلفیق وتطبیق انها(در صورت امکان ونه شتاب زده وانهم پس از اعتراف به این مطلب که ما بر اساس فهم ناقصمان از روایات اظهار نظر نموده ..)
    • 13-تاسیس بیمارستان ودرمانگاههای مجهز جهت اجرای طرحهای تحقیقاتی وپژوهشهای مرتبط با اهداف
    • 14-فعالیت در جهت تشکیل دانشکده بین المللی طب طه ، پس از فراهم اوردن مقدمات لازم
    • 15-شناسایی کلیه جریانات ،شخصیتها،موسسات همسو با اهداف فوق جهت پرهیزاز کارهای تکراری، موازی کاری وپشتیبانی وحمایت از آنها
    • 16-برگزاری همایشها وجلسات و دعوت از اساتید داخل وخارج از کشور
    • 17-تربیت منتخبین حوزه ودانشگاه در زمینه طب اسلامی
    • 18-برگذاری دورههای اموزشی جهت دانش اموزان،دانشجویان،پزشکان،متخصصین،محققین وطلاب وعموم جامعه..
    • 19-راه اندازی نشریه تخصصی جهت اطلاع رسانی عمومی ، ایجاد کتابخانه تخصصی وتهیه وترجمه متون مختلف مورد نیازوهمچنین ترجمه متون تدوین شده به زبانهای مختلف
    • 20-راه اندازی سایت ووبلاگ در جهت اشاعه اهداف فوق
    • - تلاش جهت راه اندازی شبکه تلویزیونی ورادیوئی ومطبوعات بین الملل باهدف تقریب مذاهب مختلف با محوریت طب انبیاء وطب النبی(ص) واشتراک ادیان درزمینه منجی اخرالزمان ، برای شناساندن ابعاد گسترده انسان کامل و در نهایت تلاش همه جانبه برای بسترسازی ظهور منجی اخرالزمان(عج) ونیز پشتیبانی از مراکز صدا وسیما ، مطبوعات ونرم افزار و...در جهت تولید مطالب و برنامه های مرتبط با فعالیتهای مذکور
    • 22-تغییر نگرش وباور عده ای سطحی نگر که متاسفانه به علت درک ناقص خود ،یا طب اسلامی را در تقابل طب رایج دانسته ویا از روی دلسوزی... خود عمل به ان را از ترس عدم نتیجه معطل نموه اند ، با تبیین ضرورت اشاعه فرهنگ طب اسلامی (واسیب شناسی ان)
    • +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    پاورقی

    • 1- درخصوص شخصیت امام جعفرصادق(ع)

    دانشمندان عضو مجمع تحقیقات استراسبورگ تحقیق وسیعی مربوط به مذهب شیعه دوازده امامی بحصوص امام ششم علیه السلام به انجام رسانیده اند که اسامی آنها عبارت است از:

    1)- آقای (آرمان بل) استاد دانشگاه های بروکس و گان، در بلژیک

    2)- آقای (ژان - اوبن) استاد دانشگاه گان.

    3)- آقای (روبرت برونشویک) استاد دانشگاه پاریس

    4)- آقای (کلود کاهن) استاد دانشگاه پاریس

    5)- آقای (انریکو جردلی) استاد دانشگاه در ایتالیا و معاون فرهنگستان

    6)- آقای (هانری ـ کوربن) استاد دانشگاه و مدیر مطالعات مربوط به علوم مذهب شناسی

    7)- آقای (توفیق ـ فحل) استاد دانشگاه استراسبورگ.

    8)- آقای (فرانسیکو گابریلی) استاد دانشگاه رم.

    9)- پروفسور (ریچاد ـ گرام لیخ) استاد دانشگاه در آلمان غربی

    10)- دوشیزه (آن ـ لمبتون) استاد دانشگاه لندن

    11)- آقای (ژرار ـ لوکنت) استاد دانشگاه السنه شرقی در پاریس.

    12)- آقای (ایوون لنبان ـ دویل فوند) مدیر انستیتوی تحقیقات علمی در پاریس.

    13)- آقای (ویلفرید ـ مدلونگ) استاد دانشگاه شیکاگو در آمریکا.

    14)- آقای (هانری ماسه) استاد دانشگاه در فرانسه.

    15)- آقای (شارل پلا)‌ استاد دانشگاه در پاریس.

    16)- آقای (ژورژ ـ وازدا) استاد دانشگاه لیون در فرانسه.

    17)- آقای (الیاش) استاد دانشگاه کالیفورنیا

    18)- بانو (دورن ـ هینچ کلیف) استاد دانشگاه لندن.

    19)- آقای (فریتز مه یر) استاد دانشگاه بال در سوئیس.

    20)- آقای (ژوزف ـ مانوز) استاد دانشگاه فری بورگ در آلمان غربی.

    21آ)- قای (هانس ـ مولر) استاد دانشگاه فری بورگ در آلمان غربی.

    22)- آقای (هانس ـ رومر) استاد دانشگاه در آلمان غربی.

    درذیل به گوشه ای از فرمایشات امام جعفرصادق علیه السلام میپردازیم.

    • در یازده سالگی بر جغرافیای بطلیموس(560 سال از مرگ بطلیموس گذشته است)ایرادگرفتند
    • اولین کسی که عقیده به عناصر اربعه را متزلزل نموده و فرمودند: حیرت می کنم که مردی چون ارسطو چگونه متوجه نگردیده که خاک یک عنصر نیست بلکه در خاک عناصر متعددی وجود دارد ( تمام چیز هایی که در خاک هست در بدن انسان هم هست اما به یک اندازه نیست و بعضی در بدن انسان خیلی زیاداست و برخی خیلی کم. 4چیز است که در بدن انسان زیاد است(اکسیژن، کربن،هیدروژن،ازت)و 8 چیز است که در بدن انسان کم است(منیزیم ،سدیم ، پتاسیم ،کلسیم،فسفر ،کلر،گوگرد،آهن) و 8 چیز است که در بدن انسان خیلی کم است(مولیبدن،سیلیسیوم،فلوئور ،کوبالت، منگنز،ید،مس، روی))
    • در هوا چند جزء وجود دارد که همگی باهم برای تنفس ضروری است
    • آنچه که در هوا است اگر به طور خالص جدا شود آنچنان نافذ است که حتی آهن را می سوزاند (اکسیژن خالص)
    • یک جزیی که در هوا است به مرور زمان باعث فاسد شدن غذا می شود(اکسیژن)
    • جهان از یک جرثومه بوجود آمدو آن جرثومه با دو قطب متضاد سبب پیدایش ذره گردید و آنگاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پیداکرد و تنوع ماده ناشی از کمی یا زیادی ذرات آنها می باشد
    • خواص اشیا وقتی به خوبی بر ما معلوم می شود که بتوانیم قسمتی کوچک از یک شیء را به طور دقیق مورد تحقیق قرار دهیم.(اتم یا سلول)
    • در مورد ضد ماده - در مورد دو ذره ای بودن نور- انتقال بیماری ها از طریق امواج-
    • اگر کسی مبتلا به یک بیماری غیر علاج شود و پزشک نتواند او را معالجه نماید باید یک بیماری جدید در او به وجود آورد که آن بیماری را مداوا می کند و بعد پزشک بیماری جدید را درمان کند
    • دین با پیشرفت علم مغایرت ندارد
    • تعریف علم و ادب : یتیم آن نیست که پدرش مرده باشد بلکه ان است که از علم و ادب بی بهره باشد.
    • آدمی برای این آفریده شده که عمری طولانی داشته باشد و خود او عمرش را کوتاه می کند؛اگر انسان بر طبق قوانین دین اسلام عمل کند و از منهیات بپرهیزد و در اکل و شرب بر طبق دستور قرآن اسراف ننماید از عمر طولانی برخودار می باشد.
    • امام صادق می گوید مرگ غیرمنتظره به سه حالت می باشد، مرگ ناشی از مغز، مرگ ناشی از قلب و مرگ ناشی از خون است. هر نوع فجاء ناشی از غلظت خون است و غلظت خون هم ناشی از خوردن گوشت زیادو سایر اغذیه قوت دار
    • آقای صدر عضو مرکز اسلام شناسی استراسبورگ( یکی از شهرهای کشور فرانسه)بود و مقام خیلی برجسته ای هم در آنجا داشت . خیلی مورد عنایت استادان و بزرگان آنجا قرار داشت ، ایشان در یکی از جلسات موضوعی را پیشنهاد کرده بود که خیلی مورد استقبال اساتید آنجا واقع شده بود . مطلبی را به طور مستند از امام صادق (ع) نقل کرده بودندکه آنها در جلسه بعد گفته بودند :"واقعیت آن است که این مطلب مستند است ، خوب است دنبال این سوال برویم که صادر کننده این مطلب به چه دانشی دسترسی داشته است که بر آن اساس و در آن زمان ، چنین مطالبی را عنوان کرده است ! آن هم مطالبی که امروز و بعد از گذشت 13 الی 14 قرن هنوز جنبه علمی داشته و دانش روز برای آن پاسخ دارد ؟"

    امام صدر می گفتند "می خواستم اینها از این طریق به منبع وحی برسند"
    یکی از ثمرات کنفرانس های استراسبورگ کتاب مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق (ع) است

     

    2- سوره البقره

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الم (1) ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین (2) الذین یومنون بالغیب....

    ومن الناس من یقول امنا بالله وبالیوم الاخر وما هم بمومنین (8) یخادعون الله والذین امنوا وما یخدعون الا انفسهم وما یشعرون (9) فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون (10) واذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون (11) الا انهم هم المفسدون ولکن لایشعرون (12)

    • از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى می نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند.
    • بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.
    • سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته.
    • درجایی برای متنبه نمودن طبیبی که تنها همین علل مادی را موثر در درمان وبیماری می داند، اقدام به نوشیدن زهری نموده که درکمال حیرت ان فرد، نه تنها صدمه ای به ایشان نرسانده ، بلکه موجب برطرف شدن بیماری نیز میگرددوهمچنین باانجام عمل دیگری که موجب بی هوشی طبیب میگردد، به او نشان میدهند که طبّ خداوند از طبّ او برتر است.

    از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم و امامان راستگوى خاندانش روایاتى داریم در باره معالجه و مداوا و حلال و حرام آن، و آنچه از آنها رسیده براى کسى است که بپذیرد ،برکت است و درمان ان شاء اللَّه و نه براى ناباورى که خواهد آنها را بیازماید( و از امام صادق روایت است که روزى نزد محمّد بن خالد امیر مدینه حاضر شد، و محمّد از درد دلش بدو شکایت کرد، فرمود: بسند پدرانم برایم بازگو شده از علی علیه السّلام که مردى نزد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از درد درونش شکایت کرد، فرمودش یک شربت عسل برگیر و سه تا سیاه دانه یا پنج یا هفت در آن بیفکن و آن را بنوش و بفرمان خدا خوب میشوى، آن مرد چنین کرد و خوب شد تو هم آن را بکار بند، یکى از اهل مدینه که حاضر بود اعتراض کرد که این حدیث بما رسیده و آن را بکار بستیم و سودى نداشت، امام علیه السّلام خشمید و فرمود: خدا بدان معتقدان بخود و باور داران رسولش را سود بخشد و منافقان و ناباوران رسول صلى اللَّه علیه و آله از آن سود نبرند و آن مرد سر بزیر افکند)

    • 3- انرژهای درون زا (آندوژن):

    تمام موجودات و مخلوقات زنده بستگی به حوزه و میدان های درون زا دارند ، انرژی الکتریکی داخلی و حوزه های مغناطیسی علائمی را در پیرامون و اطراف بدن به اعصاب و ماهیچه ها می فرستند .

     

    • مغز انسان میدان مغناطیسی ساطع می نماید که قابل اندازه گیری یا نمونه گیری MEG می باشد . این موارد اثبات نموده اند که مغز انسان ممکن است شیمی بدن را از طریق حوزه میدان های مغناطیسی خاص کنترل کند .
    • محققین بسیاری با به کارگیری داروها و عوامل مداخله گر فیزیکی سعی در تسهیل روند ترمیم بافتی نموده اند دراین راستا استفاده از میدان مغناطیسی درمان از سال 1979 به تصویب انجمن غذا ودارویی آمریکا رسید امروزه بالغ بر 173 میلیون دلار سالانه در آمریکا هزینه خرید ادوات مغناطیسی می شود .
    • وجود حوزه های بیومغناطیسی مدتها قبل از آنکه امکان اندازه گیری آنها وجود داشته باشد، پیش بینی شده بود. فعالیتهای الکتریکی جاری در بدن موجود زنده از جمله در قلب و مغز(بیوالکتریسیته) موجب القای حوزه های مغناطیس (بیومغناطیس) در فضای اطراف بدن می شود. بر اساس شواهد به دست آمده دانشمندان از انکار قطعی وجود میدانی از انرژی در اطراف بدن، به یقین بر وجود آن رسیده اند.
    • طب انرژی در حوزه درمانی نیز به صورت کاربرد دستگاه محرک اعصاب پوستی
    • (transcutaneous nervestimulation)ضربان ساز قلب(pace maker), دفیبریلاتور(دستگاه شوک قلبی),لیزر,الکتروکوتر وradiofrequency نمایان میگردد.
    • درسال1970 دردانشگاه پزشکی کلرادو تحول بزرگی در طب انرژی اتفاق افتاد. دکتر (جان زیمرمن) دستگاهی به نام دستگاه تداخل فوق هادی کوانتومیSuperconductive quantum interference device (SQUID)ساخت و به وسیله آن توانست با دقت بسیار بالاتری نسبت به دستگاههای قبلی وقایع الکترومغناطیسی درون وبیرون بدن را ثبت و اندازه گیری نماید.
    • امروزه با استفاده از دستگاههای نوین، روشهای تشخیصی و درمانی گسترده ای به این سیستمها اضافه شده و دستگاههای مدرن قادر به ثبت لایه ها یی از کالبدهای انرژی اطراف بدن می باشند. از آنجا که پیش از این، چنین ارتعاشاتی قابل اندازه گیری و ثبت نبودند، لذا تحقیقات علمی تأیید شده یی در این زمینه وجود نداشت اما امروزه با توجه به فناوری های نوین رایانه ای امکان ثبت، آنالیز و بررسی و حتی تحقیق در ابعاد اسپکترومتری و فراکتال این شیوه ها امکان پذیر شده است.
    • ساخت دوربین کرلیان و ثبت حوزه ی بیومغناطیسی بدن انسان وسایر موجودات گردید و به این ترتیب ثابت نمود که هاله ی انرژی اطراف انگشتان دست انسان درحالت سلامت کاملاً منظم ودر زمان بیماری نا منظم است.
    • از سال 2002 بیوالکتروگرافی با دستگاه GDVبه دنیا معرفی گردید که ابتدا در روسیه شروع شد سپس به اروپا وامریکا راه پیدا کرد و همزمان با همین موج نوین، در ایران نیز از سال 2004 در مرکز تحقیقاتی طب مکمل و جایگزین واقع در بیمارستان میلاد تهران، ثبت انرژی اطراف بدن در تعداد بسیاری از افراد داوطلب انجام GDVبا کمک دستگاه شده و نتایج تحقیقاتی جالب توجهی توسط تیم پزشکان این مجموعه ی علمی، آموزشی، پژوهشی به دست آمده است.
    • با این سیستم، بیما ریهای متعددی حتی پیش از وقوع در کالبد فیزیکی(جسم) قابل تشخیص و بررسی می باشند. اثرات درمان قابل پیگیری است.
    • از جمله نکات حائز اهمیت کاربردی این که میزان افزایش استرس نیز به طور دقیق در فرد قابل اندازه گیری می باشد.
    • در این روش همچنین جدولی از میزان انرژی تمام اعضای بدن به دست می آید که افزایش و کاهش فعالیت ارگانها در قسمتهای مختلف انرژی و جسم را مشخص می نماید .
    • مغناطیس درمانی:
    • بدن انسان نیز که گفتیم یک مغناطیس طبیعی است دارای سمتهای شمال و جنوب میباشد که به آن یین و یانگ نیز میگویند .
    • شمال = N = سمت چپ بدن ( نسبت به سمت راست ) = بالا تنه ( نسبت به پایین تنه ) = یین = گیرنده
    • و در مقابل
    • جنوب = S = سمت راست بدن ( نسبت به سمت چپ ) = پایین تنه ( نسبت به بالاتنه ) = یانگ = فرستنده
    • بدن انسان دونوع انرژی دارد :1 - انرژی بیوشیمیایی

    2 - انرژی کیهانی

     

    • انرژی بیو شیمیایی بدن از گرمای آزاد شده از واکنشهای شیمیایی غذاهایی که میخوریم بوجود می آید .
    • انرژی کیهانی نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که در همه جا وجود دارد . بدن ما نیز یکی از دریافت کننده های این انرژیست.

    هاله یک حوزه انرژی الکترو مغناطیسی است که بدن را احاطه کرده و از آن محافظت میکند . سیگار ، مشروبات الکلی و مواد مخدر هاله را بسیار آسیب پذیر میکنند . هاله با روش عکسبرداری کرلیان قابل مشاهده است .

     

    • به تجربه ثابت شده که رژیمهای غذایی سالم ، ورزش ، مثبت اندیشی،خیرخواهی،نوعدوستی ،نماز،روزه ، دعای خیر در حق دیگران کمک به تقویت هاله انسان میکند
    • میادین مغناطیسی و رادیویی و ماکروویوی می توانند سلولها را بصورت مکانیکی و بدون ایجاد گرمای قابل توجه تحت تاثیر قرار دهند. الکترومغناطیس اطراف تلفن همراه، موجب تغییر شکل غشاء نانومقیاس سلولها می شود.
    • که در بدترین حالت ایجاد حفره در غشاء را به همراه خواهد داشت و حفره های اضافی روی سطح غشاء باعث ورودو خروج
    • خارج از کنترل طبیعی سلولخواهد شد
    • هر زمان که فعالیت خورشیدی زیاد می شود و به تعداد ذرات منتشر شده از خورشید و نیز انرژی آنها افزوده می‌گردد. تعداد الکترونها در کمربند تشعشعی دوم نیز افزایش یافته و کمربند به طرف زمین فشرده‌تر می‌شود و مثل این است که تحت فشار این ذرات ، کمربند پیچ خورده است.
    • دلیل دیگر آن که ذرات در تله مغناطیسی زمین گیر کرده ، آن دسته از ذراتی هستند که انرژی آنها برای گذشتن از کمربند غیر کافی بوده است. ذراتی که در اثر برخورد اشعه کیهانی اولیه پر انرژی با اتمهای بیرونی‌ترین و بی‌نهایت رقیق شده لایه‌های جو، بوجود می‌آیند و در این تله بزرگ قرار می‌گیرند.
    • کمربندهای تشعشعی در نقش حفاظهای الکترومغناطیسی زمین
    • لایه‌های جو بیشتر از آنچه که تصور می‌شد، تقریبا تا مسافت 150 کیلومتری از سطح زمین توسعه یافته‌اند. ما حتی تجسم نکرده‌ایم که جو شفاف و تقریبا غیر محسوس و نیز میدان مغناطیسی کاملا غیر قابل روءیت و غیر محسوس سیار ، همان ، سایبانهای قابل اطمینانی برای بشر و بطور کلی موجودات زنده می‌باشند. ماده زنده نیز بطور کاملی در طول صدها میلیون سال ، خود را به قسمتهای کوچکی از تشعشعات نفوذ کرده و از دو زره طبیعی زمین تطبیق داده است مشکل است. تصور کنیم اگر زمین بطور کاملی از تمام انواع تشعشعات کیهانی حفظ نمی‌شد، زندگی از روی زمین برداشته شده بود.

    بشری که در حال پرواز به فضاهای خارجی‌تر است، بطور اتوماتیک از سایبانهای نجات دهنده خویش اتمسفر زمین و میدان مغناطیسی آن) محروم شده و در نتیجه بطور ناگهانی تحت تأثیر تمام انواع تشعشعات قرار می‌گیرد. کمربندهای تشعشعی زمین به علت غلظت و انرژی زیاد الکترونهایی که درآن به دام افتاده‌اند، بسیار خطرناک هستند. تمام الکترونهای با انرژی بالای Kev 10 به دیواره‌ها و هر ماده فلزی سفینه فضایی ضربه زده و باعث تشعشع ناشی از توقف می‌شود و اشعه حاصل شبیه به ذرات ، ماده سلولها و بدن انسان را یونیزه کرده و سبب هلاک وی می‌گردد.

     

    • در پی انتشار گزارش تأثیرپذیری مولکول‌های آب از موسیقی و مفاهیم معنوی، مشخص شد که یک دختر ایرانی هم با پیگری این سوژه، به یافته‌های جدید و جالب توجهی دست یافته است.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، حمیده بیطرف، با بررسی تأثیر صداها و کلمات بر بلورهای موادی همچون آب، قلع و نبات به نتایج جدیدی دست یافته و با ارائه آنها در جشنواره جوان خوارزمی برنده شده است.
    آنچه در پی می‌آید، چکیده تحقیق بیطرف در این زمینه است: این پروژه به بررسی تاثیر انواع صدا و نوشته بر ریزساختار و درشت ساختار مواد پرداخته و ضمن اشاره به اثر عوامل مذکور بر ساختار مواد در حالت مایع، تاثیر آن را در ساختار حالت جامد مواد مختلف مانند یخ، آلیاژ قلع، جیوه، نبات و سولفات مس نشان می‌دهد. دانه‌بندی مواد وقتی در حالت مایع در معرض صدای دلنشین، موسیقی آرام و نوشته با مفاهیم خوب قرار می‌گیرد، حالت منظم و در مقابل صدای ناهنجار، موسیقی تند یا نوشته با مفاهیم بد حالت نامنظم و در معرض آهنگ مذهبی (صوت قرآن) و نوشته‌های مذهبی منظم‌ترین حالت خود را به دست می‌آورد.
    طبق بررسی های انجام شده بر روی نتایج آزمایشات مربوط به نوشته می توان به این نتیجه رسید که احساسات شخص نویسنده، عامل انتقال این تاثیرات بوده و نتایج این آزمایش به استنادات قرآنی بسیار نزدیک است.
    مواد در حالت مایع تحت تاثیر موسیقی و نیز عقاید و احساسات اشخاصی که با آنها سر و کار دارند بوده و به عبارتی تحت تاثیرصداها و محیط اطراف خود هستند.لذا از بررسی شکل ساختار مواد می توان به سرگذشت آنها پی برد.
    - ساختار مواد بسته به نوع صدا، مفهوم نوشته و یا احساسات فرد نویسنده می تواند تغییرکند.
    - مواد موجود در دنیا دارای شعور ذاتی بوده و این موضوع در آیات متعددی از قرآن کریم تأیید شده است.
    - حجم بدن انسان را آب تشکیل می دهد.با توجه به تاثیر موسیقی بر ساختار و در نتیجه خواص آب می توان نتیجه گیری نمود که انواع صدا می توانند اثرات متفاوتی را بر انسان به جای گذارند.این موضوع با آیه شماره 65 سوره یس قرآن کریم که حاکی از شهادت اعضا و جوارح بدن انسان در روز قیامت می باشد مطابقت دارد.در ضمن شاید بتوان یکی از دلایل حرام بودن گوش کردن به موسیقی غنادار را در این مسئله دانست.
    - با توجه به اینکه تغییر خواص مختلف مواد ازجمله خواص شیمیایی، مکانیکی، فیزیکی و الکتریکی ناشی از تغییر ساختار مواد می باشد لذا می توان از صدا و یا نوشته مناسب برای تغییر خواص مواد استفاده نمود که صرفه اقتصادی بالایی دارد.
    برای مثال همگن کردن ساختار سیم قلع برای مناسب‌تر شدن رفتار در مقابل عبور جریان الکتریکی و رشد بیشتر نبات و ریز کردن دانه های فلزات که سبب محکم شدن آنان می شود.بدیهی است دامنه این پژوهش بسیار گسترده خواهد بود و مناسب با پیشرفت بشر و استفاده از سیستم‌های پیشرفته اندازه گیری بسیار دقیق و بسیار حساس می توان به بخش های دیگری از رموز خلقت و ویژگی‌های کائنات هم پی برد.

     

    • دانشمندان در یک مطالعه جدید به اطلاعات مفیدی در مورد روشی که گیاهان به کمک آن مولکول آب را به اتمهای هیدروژن و اکسیژن تجزیه می کنند , دست یافتند.

    به گزارش خبرگزاری رویترز از واشینگتن , یک گروه از دانشمندان کالج سلطنتی انگلستان در لندن و موسسه علوم و فناوری ژاپن در « یوکوهاما » موفق شدند تصاویر بسیار باارزشی از ساختمان بخشهایی از گیاهان تهیه کنند که مولکول آب را به هیدروژن و اکسیژن تجزیه می کنند.
    محققان در این مطالعه از پرتوهای اشعه « ایکس » با تفکیک پذیری بالا که در علم بلورشناسی از آن استفاده می شود , برای تصویربرداری از ساختاری در گیاهان استفاده کردند که قادر است در هر مولکول آب , دو اتم هیدروژن را از اتم اکسیژن جدا کند.
    تحقیقات قبلی دانشمندان نشان داده بود که فرایند فوق در یک ساختار کاتالیزوری از گیاهان متشکل از چهار اتم عنصر منگنز انجام می شود.
    در این مطالعه مشخص شد که سه اتم از میان این چهار اتم منگنز به علاوه یک اتم کلسیم و چهار اتم اکسیژن یک ساختار اتمی مکعبی شکل را بوجود می آورند که ساختار کاتالیزوری فوق را در وضعیت پایدار نگاه می دارند.
    به گفته دانشمندان , اکسیژنی که در فرایند فوق تولید می شود در حقیقت بخشی از هوایی است که ما تنفس می کنیم و ترکیبات مورد نیاز لایه ازن که جاندران کره زمین را در برابر پرتوهای فرابنفش محافظت می کند نیز در همین فرایند تولید می شوند.
    به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی , محققان عقیده دارند که هیدروژن موجود در آب می تواند در آینده به عنوان یکی از مهمترین منابع انرژی انسانها مطرح شود.
    هیدروژن موجود در مولکولهای آب بر خلاف سوختهای فسیلی از بازدهی بالا و آلودگی اندک برخوردار است .
    آب همواره به عنوان یک منبع مهم هیدروژن تلقی شده است , اما تاکنون تنها راه جداسازی هیدروژن از مولکول آب , استفاده از فرایند الکترولیز بوده که تولید انرژی با این روش ده برابر گرانتر از استفاده از گاز طبیعی و سه برابر گرانتر از استفاده از بنزین است .

     

    • ایموتو» به تفاوت‌های جالب‌توجهی در ساختار کریستالی آب دست یافته است که از منابع گوناگون و شرایط مختلف در روی کره زمین تهیه شده‌اند. آبی که از نخستین محل خود از کوه جاری می‌شود و چشمه‌هایی که جاری هستند، طرح‌های هندسی بسیار زیبایی از الگوهای کریستالی‌شده خود ارائه می‌دهند. آب آلوده و سمی که از نواحی پرجمعیت و صنعتی به دست آمده است و آب راکد کوله‌های آب و سدهای ذخیره، به صراحت ساختارهای کریستالی تغییریافته و برحسب اتفاق شکل‌گرفته آب را نشان می‌دهد.

    بنابراین، با توجه به عمومیت موسیقی درمانی، «ایموتو» تصمیم گرفت ببیند، موسیقی چه اثراتی بر شکل‌گیری ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بین دو نفر که در حال صحبت کردن بودند، قرار داد و سپس از کریستال‌های آن آب، پس از انجماد،‌ عکسبرداری کرد
    آب به صورتی زنده و تأثیرپذیر به هر یک از احساسات و اندیشه‌هایمان پاسخ می‌دهد. کاملا روشن است که آب به آسانی، ارتعاشات و انرژی محیطش را به خود می‌گیرد و جذب می‌کند؛ خواه آلوده، سمی یا راکد و کهنه باشد. کار غیرعادی «ایموتو»، نمایشی پرهیبت است و ابزاری قدرتمند که می‌تواند، درک ما را از خودمان و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، برای همیشه تغییر دهد. هم‌اکنون مدرک قوی و محکمی داریم که می‌توانیم به طور مثبت، خود و سیاره خود را با انتخاب افکاری که برای اندیشیدن برمی‌گزینیم و راه‌هایی که این افکار را به فعلیت می‌رساند درمان نموده تغییر شکل دهیم.

     

    • 4-الحیاة با ترجمه احمد آرام ج‏3 21 سر آغاز ..... ص : 19
    • «العدل حیاة الأحکام - با اقامه عدل است که احکام دین زنده مى‏ماند (و مورد عمل قرار مى‏گیرد)».
    • الحیاة با ترجمه احمد آرام ج‏3 21 سر آغاز ..... ص : 19
    • از مهمترین هدفهاى اجتماعى- انسانى پیامبران «ص» و انگیزه‏هاى بعثت آنان و آوردن شرایع الهى، آن است که مردمان قسط و عدل را بر پاى دارند لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ - ما پیامبران خویش را با آیات آشکار فرستادیم، و با ایشان کتاب و میزان فرود آوردیم، تا مردمان عدالت را بر پاى دارند
    • درر الأخبار با ترجمه ترجمه‏فارسى 363 تاریخ امام موسى بن جعفر علیه السلام منتخبات جزء چهل و هشتم«6 حدیث» ..... ص : 359
    • «و خیر الامور اوساطها» بهترین کارها همان است که تعادل را حفظ کنند و به میانه روى نزدیک باشند.
    • آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار ج‏2 27 اخبار باب ..... ص : 21
    • کافى: بسندش تا امام ششم (ع) فرمود: عدل شیرینتر است از آبى که به تشنه کام رسد، چه اندازه عدل گسترده و آرام بخش است گرچه کم باشد.
    • بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68 ج‏2 365 اخبار ..... ص : 365
    • گفته شده که حسن خلق در اثر مراعات تعادل و حد وسط داشتن بین افراط و تفریط در قوه شهویه و غضبیه بدست مى‏آید و حسن خلق از این راهها بدست مى‏آید
    • از ابو عبد اللَّه محمد بن شاذان بن عثمان بن احمد بروازى از ابو على محمد بن محمد بن حارث بن سفیان سمرقندى از صالح بن سعید ترمذى از عبد المنعم بن ادریس از وهب بن منبه، نقل کرده که گفته: من در تورات چگونگى آفرینش آدم علیه السلام را یافتم که خداوند هنگام خلق و ابداع او چکار کرده. خداوند در تورات فرموده: من آدم را آفریدم و جسد او را از چهار چیز ترکیب دادم.
    • بعد هم همان چهار چیز را در اجساد همه انسانهایى که وارث آدم هستند، گذاردم که اجساد آنها روى همان چهار چیز تا روز قیامت رشد و نمو مى‏کند. هنگامى که جسد آدم را آفریدم، از آب و خاک و آتش و باد ترکیب دادم. یعنى نخست آب و خاک را با هم مخلوط نمودم و بعد هم در آن جسد، نفس و روح آفریدم.
    • پس خشکى جسد انسان از خاک و رطوبتش از آب و حرارتش از جانب نفس و برودتش از روح مى‏باشد. بعد هم در جسد چهار نوع قرار دادم که آنها اساس جسد را تشکیل مى‏دهند و قوام جسد با آنها با اجازه من مى‏باشد و جسد فقط بوسیله آن چهار نوع قوام دارد و هر کدام از آنها هم قوامشان با سه نوع دیگر مى‏باشد و آن چهار نوع عبارتند از:
    • طبیعت سوداى تلخ و صفراى تلخ و خون و بلغم. بعد هم هر کدام از اینها را براى دیگران قرار دادم. یعنى جاى یبوست را در سوداى تلخ قرار دادم (یعنى جسد آدمى بواسطه عمل سودا، یبوست پیدا مى‏کند) و رطوبت را هم در صفراى تلخ قرار دادم و حرارت را در خون و برودت را در بلغم. پس هر وقت در جسد، این چهار نوع به حال تعادل باشند و نسبت هر کدام از آنها به جسد یک چهارم باشد، نه کم و زیاد، صحت آن مزاج کامل است و اگر یکى از آن چهار عنصر نسبت به دیگرى زیادتر شود و بر آن سه عنصر دیگر غلبه کند، بدن بیمار مى‏گردد. و هر قدر آن عنصر زیادتر شود، بیمارى هم افزایش مى‏یابد و اگر یکى از آن عناصر چهارگانه کمتر از عناصر دیگر باشد و به طورى ضعیف باشد که نتواند عمل خود را انجام دهد، باز سلامتى جسد به هم مى‏خورد.
    • الحدیت-روایات تربیتى ج‏2 88 رشد بدن انسان ..... ص : 86
    • مفضّل از امام صادق علیه السّلام درخواست کرد در اطراف رشد بدن انسان در ادوار مختلف زندگى تا رسیدن بحدّ بلوغ و کمال نهائى خود بیانى فرماید. امام علیه السّلام فرمود مراحل اولیه رشد در رحم مادر است، در آنجائى که چشمى او را نمى‏بیند و دست کسى بوى نمیرسد پرورش مى‏یابد تا بصورت انسان معتدلى متولّد شود، انسانى که واجد تمام لوازم و سرمایه‏هاى زندگى است، انسانى که داراى احشاء و اعضاء عوامل حیات است، و ساخته شده از مجموع استخوان، گوشت، پیه مغز، پى، رگ، و غضروف. موقعى که متولّد مى‏شود باز هم در راه رشد و نموّ است، رشد همگانى، رشد همه جانبه و عمومى. تمام اعضاء نموّ مى‏کنند در حالى که شکل انسانى و توازن اندام همواره ثابت و برقرار است، مجموعه بدن با تعادل پیش میرود و دچار زیاده و نقصان ناموزون‏ نمى‏شود، تا سرانجام برشد نهائى خود برسد، آیا بوجود آمدن آن همه اعضاء مختلف و گوناگون و همچنین رشد موزون و تکامل معتدل آنها، از چه منشأى جز تدبیر لطیف و حکیمانه الهى ممکن است سرچشمه بگیرد
    • خداوند در مورد خلقت انسان بفرشتگان فرمود:
    • فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ - وقتى موازنه و تعادل ساختمانى آدم را برقرار نمودم و از روح خودم در او دمیدم سجده‏اش کنید. تسویه و تعادل مخصوص ساختمان انسان نیست، کلیه موجودات جهان خلقت از نعمت اعتدال و موازنه برخوردارند. خداوند در باره خلقت کیهان با عظمت فرموده است: رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها. «2»
    • (2) آسمانها با موازنه و تعادل بر پا شده است. در باره نبات زمین فرموده است: وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مَوْزُونٍ - گیاهان با موازنه و تعادل کامل در زمین میرویند،
    • الحدیت-روایات تربیتى ج‏2 232 تضاد و نظم جهان ..... ص : 231
    • تضاد و نظم جهان‏
    • قال علىّ علیه السّلام: ضادّ النّور بالظّلمة و الوضوح بالبهمة و الجمود بالبلل و الحرور بالصّرد مؤلّف بین متعادیاتها، مقارن بین متبایناتها، مقرّب بین متباعداتها، مفرّق بین متدانیاتها.
    • (1) على علیه السّلام فرموده: این خداوند است که نور را ضد ظلمت و آشکار را ضد پنهان و خشکى را ضد رطوبت و گرمى را ضد سردى قرار داده است. او است که بین اضداد همبستگى بوجود آورده و بین ناسازگارها تقارن ایجاد کرده است، دورها را بهم نزدیک و نزدیک‏ها را از هم دور ساخته است.
    • قال علىّ علیه السّلام: من استصلح الاضداد بلغ المراد .
    • على علیه السّلام فرموده است: کسى که بر اضداد غلبه کند و آنها را با هم سازگار نماید بمراد خویش نائل میگردد.
    • پروردگار توانا با اراده حکیمانه خود بین نیروهاى متضاد جهان، تعادل و موازنه ایجاد کرده است و موجودات متخالف عالم را با هم هم‏آهنگ ساخته و مکمّل یک دیگر قرار داده است و در پرتو آن به جهان با عظمت سازمان بخشیده و نظام حکیمانه آن را استوار ساخته است:
    • قال علىّ علیه السّلام: فاقام من الاشیاء اودها و نهج حدودها و لاءم بقدرته بین متضادّها و وصل اسباب قرائنها
    • (2) على علیه السّلام فرموده: خداوند اعوجاج و کجى اشیاء را راست گردانید و حدودشان را واضح و روشن ساخت و بقدرت خود بین موجودات متضاد، سازگارى و التیام بوجود آورد و موجبات پیوستگى و تقارنشان را فراهم ساخت.
    • جهاد النفس وسائل الشیعة-ترجمه افراسیابى، ص: 163
    • امام صادق علیه السّلام فرمود: عدل از آب گوارایى که تشنه به آن بر خورد مى‏کند شیرین‏تر است، چه فراخ و گسترده است عدالت زمانى که جانب انصاف و تعادل در آن رعایت شود اگر چه کم باشد.
    • - امام صادق علیه السّلام فرمود: عدل شیرین‏تر از عسل و نرم‏تر از کف و خوشبوتر از مشک است.
    • - امام صادق علیه السّلام فرمود: به راستى که خداوند براى کسى که به او سلطنتى بخشیده است سر آمد و مدّت معیّنى از شبها و روزها و سالها و ماهها قرار داده است پس اگر آنان در بین مردم به عدل رفتار کنند خداوند به فرشته‏اى که گرداننده روزگار است دستور مى‏دهد که کندتر بگرداند تا روزها و شبها و سالها و ماههاى آنان طولانى شود. و اگر به مردم ستم کنند و به عدالت رفتار نکنند خداوند آن فرشته‏اش را امر مى‏کند که در گرداندن شتاب کند پس شبها و روزها و سالها و ماههایشان کوتاه مى‏شود و خداوند عزّ و جلّ آن شبها و ماههایى را که براى آنان مقدّر فرموده به اتمام مى‏رساند.
    • 5- دربحارالانوارجلد62صفحه 172 امده که در هبوط حضرت ادم(ع)به زمین خداوند تبارک وتعالی او را از اگاهی به همه چیز برخوردار ساخت از جمله علم طب ونجوم(درواقع بعد ازخداوند منان ، اولین طبیب حضرت ادم(ع)بوده است.
    • توجه به این نکته که کمترین حد معرفت امام، اطاعت محض از ایشان بوده لذا توجه به مفهوم زیارت جامعه کبیره و...جایگاه و نقش ابعادی امام ، در تمام شئون زندگی و بویژه حوزه سلامت ، تلاش همه جانبه ما را ، در جهت توجه وارتقاءسطح معرفت خود وجامعه اسلامی مان را میطلبد.
    • در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های میلیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد چرا که بیش از 12000روایت طبی از معصومین بدستمان رسیده است.
    • عیسى علیه السّلام در أیّام که زمینگیرى و أنواع بیمارى که مردمان را احتیاج بطبیب و معالج بسیار بود مبعوث گردید و با آیات معجزات از نزد حضرت خالق البریّات بآن مرض و زمانات آمد که در نزد ایشان مثل آن بى‏شبهه و گمان نبود و زیاده بر معالجان أهل آن زمان احیاء أموات و ابراى أکمه کور مادر زاد و ابراء أبرص باذن اللَّه تعالى و تقدّس مینمود و بآن وسیله اثبات حجّت خود بر آن جماعت و بهر کس فرمود.
    • حال می بایست علت انحطا ط و زمینه های ضعف وعلل رکود وانحطا ط تمدن اسلامی را پس از آنهمه پیشرفت درعرصه های علمی در زمان امام محمد باقر(ع) وامام جعفر صادق(ع) راهرچندبه اختصاربررسی نماییم (تعدادی از ان به شرح ذیل میباشد)
    • 1-علل بیرونی : شامل جنگها(صلیبی - مغولان و...)و تعصبات اروپائیان و رنج آنها ازتسلط علمی شرق بر غرب: رویکرد تحقیق وپژوهش در غرب هرچند به روش ازمون وخطا و سرقتهای علمی غرب از شرق و تغیییر الفاظ وواژه ها وثبت ان به نام خود و..
    • 2- علل درونی :الف)استبداد- ب)دنیا گرایی ودورشدن ازاسلام راستین حکومتها - ج) به وجودآمدن جریا نهای عقلی وعقل گریز ومتحجر در جهان اسلام
    • سرزنش ومحکوم نمودن علوم وتکنولوژی نوین بااین تصورکه این علوم دارای گرایش های دین ستیزانه اند که خودموجب جدایی حقیقی بین حوزه ودانشگاه گردید.
    • د)نهی ازورودبه عرصه شناخت ماهیت ومفاهیم پایه طب اسلامی بااین تصورکه آنهامفاهیمی فلسفی وحتی بعنوان پاشنه آشیل این طب به حساب می ایند.
    • -ابوعلی سینا در خصوص کارایی طب سنتی چنین بیان میکندکه طبیب میبایداین مفاهیم(ارکان ومزاج واخلاط..را به صورت ذهنی تصور کند ووجودش را تصدیق نماید چرا که این مفاهیم بعنوان بنیان برای او قرارداده شده و او میباید از این بنیانگذاری ذهنی تبعیت نمایدواشتباه می کند انکه در مورد ماهیت ومقدار وچطور وکجا سئوال میکند وبه هیچ جا نمی رسد چرا که عناصر چهار گانه پیش فرض فلسفی هستند.{اگر بیاییم وتحقیق وازمایش در مورد عناصر واخلاط وماهیت مزاج انجام دهیم به هیچ جا نمی رسیم)

    این مقاله نذر اهل بیت عصمت وطهارت میباشد واستفاده از ان در مسیر اشاعه معارف حقه این عزیزان بلامانع میباشد.

 

786

 

لطفا به مقاله زیر تنها به صورت یک عیده ونظر شخصی توجه شود:

لزوم تدوین برگ شرح حال جامع وکاربردی

مقدمه:امروزه زحمات زیادی توسط تمامی عزیزان معتقد به طب سنتی(که در اصل میبایست نام این طب را طب انبیاء الهی ودرادامه وتکمیل ان طب معصومین (ع)نامید ، چراکه اول طبیب عالم امکان ، درزمان هبوط خلیفه اول خود برزمین ، یکی از علومی را که به او آموخت ، علم طب بودوانچه برخلاف رای ونظر انان باشد زایده تفکر واندیشه ناقص ما میباشدکه انشاءالله با تفکر اشاعه فرهنگ طب اسلامی سعی نمائیم این طب را نیز از حالت التقاطی  ان رهایی بخشیم)در سراسر کشور انجام میشود ، اما آنچه برهمگان مشهود است خلا وجود برگ شرح حالی جامع وکامل در این خصوص میباشد.
بحث:اکنون برگ شرح حال تهیه شده که چند سال در جهت راستی آزمایی آن با کمک تمامی برگ شرح حال های موجود وباهمکاری اعضای اتحادیه گیاهان دارویی واساتید گرامی... ، هدیه ای است به تمامی علاقه مندان وپژوهشگران محترم ،تا نه تنها با ایجاد بانک اطلاعاتی جامع از بیماران سعی در پرکردن خلاء موجود نموده ، بلکه حتی پا را فراتر گذارده وباتوجه به توانایی متخصصین رشته کامپیوترکشورمان (برادرگرامی جناب آقای مهندس هاشمی) ، سعی در طراحی سیستم خبره جھت طبقه بندی بیماران و شناسایی بیماریھا و تشخیص طبیعت ومزاج بیماران  مطابق اصول  پایه طب سنتی ایران  نمود.
تعدادی از سئوالات مطرح شده(از کلیه محققین محترم تقاضامند است تا مارا دراین زمینه راهنمایی فرمایند)
علامت اختصاری به کار رفته : د = دموی س: سودا ب : بلغم ص :صفرا
ضعف و بی حسی تمام بدن ب
 خمیازه زیاد د
چرت زدن و کش آمدن بدن د
خستگی س
عطش نسبی د
عطش شدید ص
تمایل کم به آب س در صورت مصرف تمایل به آب معمولی س به آب گرم
ب شور
عدم تمایل به آب ( تشنه نشدن ) ب
ملالت و ماندگی بدون دلیل د
 زود خسته شدن ولی با طاقت زیاد س
پر انرژی، فعال متوسط د شدید ص
21 . تمایل به ھوای زمستان (عدم تحمل گرما) ص
22 . تمایل به ھوای پاییز د
23 . تمایل به ھوای تابستان ( عدم تحمل سرما) ب
24 . تمایل به ھوای بھار س
تمایل به رفتن به حمام( ) بیزار از حمام رفتن ( )تمایل حمام با آب داغ ( ) )تمایل حمام با آب
سرد()تحمل لباس تنگ را ندارد()خیلی زود به زود سرما می خورد( )
تمایل به خوردن غذاھای شور()تمایل به خوردن غذاھای شیرین()تمایل به خوردن غذاھای
تند()تمایل به خوردن غذاھای ترش())
گر گرفتگی()
دردھای پراکنده()سرگردان()
لرز بدن( ) در اثر عصبانیت( ) در اثر اضطراب( ) در اثر ھیجانات احساسی( ) بعد از فعالیت
بدنی( ) بعد از ترس( )

احساس ضعف() صبحھا()بعد از نزدیکی جنسی( ) بعد از غذا خوردن( ) بعد از یک فعالیت
کم( ) در ھوای گرم( ) در اثر گرسنگی( ) اثر کار فکری زیاد( ) موقع برخاستن از جا( ) بعد از
عصبانیت()
تمایل به ھوای ابری و مه آلود ( ) تنفر ازھوای بارانی( )
مجذوب نشدن س
خواب زیاد و سنگین صبحگاھی د
احساس بختک د
خواب کم ص
خواب چیزھای زرد و آتش و تصور در حمام و یا زیر آفتاب بودن ص
خواب جنگ و ستیز ص
 بی خوابی ، افکار فراوان قبل از خواب س
کابوس ( خواب چیزھای ترسناک) س
خواب دود و خرابیھا س
خواب تاریکی و سیاھی س
خواب آشفته س
خواب چیزھای سفید و سرما و آب و برف و باران ب
 خواب آلودگی و عدم رضایت از میزان خواب با توجه به خواب زیاد ب
 خواب سبک ب
جاری شدن آب دھان مخصوصاً ھنگام خواب ب
سائیدن دندان ھا بر ھم در خواب ب -س
طبیعت تند و آتشین (ص)
دائم در جنگ و ستیز با دیگران ص
بد خلق و تند وتیز( بد خلق) ص
زود از کوره در می رود و زود ھم آرام می گیرد ص
پرخاشگر ص س
لجباز و یک دنده و پافشاری در انجام کارھا س
خوش اخلاق د
آرام و منزوی ب
خونسرد و سازگار ب
مستعد شقاوت د
دوست داشتن تنھایی س
اندوه زیادو نگرانی س
وسواس - دو دل س
اھل ریسک د
میانه رو،محتاط و حسابگر س
ھمه سو نگر (دقت ھمه جانبه) س
تیزھوش و تیزبین س
اھل ریسک نمی باشد س -ب
حساس نبودن د
دودلی و ترس ازمرگ س
بی ثبات س
اھل سازش ب
ترس بدون سبب ( دلھره) س
خودخور ( عصبانیت بدون تظاھر خارجی عصبانیت در عین حال سکوت کردن) ب
فکر و خیال فراوان و منفی (افکار شھوانی(د
سوء ظن س
پر حرف ص
انتقام جووکینه توز س

مقید به اصول، منظم و حساس
گاه پر جرِأت و گاه آرام ص
گاه با اراده، گاه بر عکس ص
اعتماد به نفس د
بلند پرواز د

دقت زیاد ب
بی اراده و متأثر از دیگران ب
واقع گرا ( منطقی و عاقل) ب
بی انظباط د
سخاوتمند د
تنوع طلب و عدم تمایل به کار تکراری د

آینده نگر و خیالباف ص
حاضر به جواب و باھوش ص
گاھی سخاوتمند ص
تمایل مقطعی به امورمعنوی ص
تمایل به معنویت س
تمایل به انجام امور خیر و مسائل معنوی د
اھل عشق و محبت د
استعداد شاعری و خواندن آواز د
تمایل به ادبیات و موسیقی د

تمایل به مسائل فنی و حسابگری س
تجارت پیشه ب
علاقه به علوم عقلی و ریاضیات ب
راه پیمایی بدون اراده ص
گاه عاشق ، گاه فارغ ص

نگرانی و سوال فراوان در مورد بیماری خود س
کنجکاو س
علاقه به تحقیق و پژوھش د
گذشته نگر ب
ترس از آینده ب -س

راحت و بی قید به اکثر مسائل ب -د
جسور د
خوش بین د
خنده به ھر موضوع جزئی د
شجاع د
با نشاط د
دیر عصبانی شده و دیر ھم آرام می شود د
خوش مشرب و اجتماعی د
نا امیدی س
مدیریت عالی ص
محافظه کار ب
افکار خودکشی س
ھذیان س

کندی حواس و ذھن ب
ضعف حافظه ب

سنگینی چشم د
خمیازه د
چرت زدن و کش آمدن بدن د
 کسالت و بی حالی و سستی بدون علت د

سوزن ، سوزن شدن اندام ص
 عصبی شدن زیاد ص
شکایات مربوط به اعصاب و روان مثل افسردگی ، وسواس ، ترس و... س
سوزش سر دل س
بدبوئی دھان س
سنگینی زبان ب
ضعف و بی حالی ب
 درد استخوان و مفاصل ب
سوء ھاضمه ب
نفخ شکم ب
آروغ ترش ب
وبینی صورت و دھان
چھره تافته ( سخی و بر افروختگی صورت) د
لب پر خون د
سرخی زبان د

 جوشھای سرخ رنگ ( آکنه) د
- زردی چھره ص
رنگ پریده ، سفیدی صورت ب
زردی بار زبان ص
چھره ی سبزه س
خشکی زبان ص ،س
 لکه ھای قھوه ای ص
بی طراوتی رنگ صورت ص،س
پدید آمدن بھق سیاه س
 زبان باردار سفید و مرطوب ب
سیاھی حاشیه زبان س
 ترشحات پشت حلق ب

بی مزگی طعم دھان ب
شیرینی طعم دھان د
 تلخی طعم دھان ص

طعم ترش دھان ب
 خشکی دھان ص
بزاق زیاد و لزج ب
بزاق کم س،ص
 آب آمدن از دھان ب

 پرخونی دھان ( خون آمدن بن دھان) د

پف الودگی چھره ب

قرمزی رنگ چشم د
سنگینی حدقه چشم د
زردی چشم ص
پف آلودگی زیرچشم بخصوص صبحھا ب
ھاله سیاه زیرچشم س
گودی زیرچشم(فرورفتن چشم) ص
کدربودن رنگ چشم س
سفیدوبی فروغی چشم ب
لک سفید چشم ب

خون آمدن ازبینی د

ترشح کم وخشکی بینی ص
ترشحات فراون ورقیق بینی ب
مو
موی سروبدن زیاد س
سیاھی ثابت موی سر س
سرعت کم رشد موی سر ب
سرعت زیاد رشد موی سر د
سفیدی زودرس موی سر ب
ضخیم بودن مو د

نازک ب
سرخی رنگ ادرار د
غلیظی ادرار د
پررنگی ادرار د
زردی بیش از حد ص
ادرار آتشی ورقیق ص
سبزی وسیاھی رنگ ادرار س
سوزش ادرار س
بی رنگی ورقیقی ادرار
سپیدی رنگ ادرار ب
بی رنگ وغلیظ ب
...
...
وانچه شما خواسته بودید....

1 - توان جنسی متغیر ، میل جنسی زیاد ص
2 - توان جنسی کم ، میل جنسی زیاد س
3 - میل و توان جنسی زیاد د
4 - میل و توان جنسی کم ب
اندام ھای بدن:
تنومند -چاقی ودرشتی اندام د -ب
اندام متوسط -لاغری وباریکی وخشکی اندام ص -س
ماھیچه ای وپھن د
لاغروماھیچه ای ص
سطبر واستخوانی س
پھن وچربی دار(چاق وسستی اندام) ب
درد مفاصل ب
سنگینی اندام ب
شلی اندام ب
درد پشت کمر وگردن ب
دردپا ب
درد زانوی پا ب
نقرس ب
فلج ب
احساس خشکی مفاصل ص
دست وپای درشت د
لاغری قفسه سینه وعضلات کوچک س
سوزن سوزن شدن اندام ص
احساس ضربان در اندامھا د
قلب و عروق:
رگھای مشخص ص
رگھای نامشخص ب
آریتمی(نبض متفاوت) ب
...
...
...
برخی از خصوصیات این طرح بطور خلاصه عبارتند از:
1 - ورودی این سیستم شرح حال بالینی و معاینات پزشکی خواھد بود که
بصورت پرسشھایی از مراجعین بیمار سوال می گردد که جواب آن می
تواند بلی خیر و تاحدوی باشد (
2 - قواعد استنتاج با استفاده از اجماع نظرات خبرگان این رشته و با توجه به
ورودی سیستم ، طراحی خواھد گردید که در آن بخش مھمی از دانش
تشخیصی طبیبان این رشته مستند گردد این دانش قابل ارتقاء و ترمیم و
تکمیل خواھد بود
3 - مھمترین خروجی این سیستم شناخت طبع و مزاج بیماران با توجه به
قواعد طراحی شده در ردیف 2 می باشد(طبع کلی و طبع جزئی) که بنا به
این تشخیص درمان طبیعی نیز پیشنھاد می گردد (فاز اول طراحی
سیستم در اینجا به اتمام می رسد
در فاز اول مدل بصورت ساختاری بوده و
دانش موجود بصورت مجموعه ای از
اگر....آنگاه ..... مستند خواھد شد
یاد آوری:نوع مدل سیستم خبره می تواند ساختاری و یا رفتاری باشد اگر مدل ساختاری باشد
قواعد استنتاج توسط خبرگان طراحی و به سیستم داده می شود(اجماع خبرگان) و اگر مدل
رفتاری طراحی گردد می توان با ورودیھای تصادفی و خروجیھای مشاھده شده (واقعیت مشاھده
شده) خود سیستم قواعد استناج را پیدا کرده و براساس ان با ورودیھای جدید به خروجیھایی
ھای مبتنی بر قواعد دریافتی ، دسترسی پیدا نمود که دراین حالت می بایست داده ھای زیادی
وجود داشته باشد
4 - در فاز دوم طراحی سیستم خبره اطلاعات بیماران بصورت پویا یکپارچه
وارد سیستم و ذخیره خواھد گردید و پس از اینکه داده ھا به تعداد زیادی
جھت پیدا کردن ارتباط و کشف DATA MINING رسید از قواعد داده کاوی
الگوی منطقی بین طبع و مزاج بیماران از دیدگاه طب سنتی با بیماریھای
عارضه در طب جدید استفاده می گردد در واقع در این روش کشف دانش
مبتنی بر ارتباط طب قدیم و جدید محقق خواھد گردید
به عنوان نمونه در این زمینه مثالی زده میشود (هرچند که در طراحی نرم افزار فوق ،میزان ورودی وخروجی ان بیش از ان است که حتی تصور نمود وفقط  برای تبیین موضوع این مثال ساده زده میشود ونرم افزار ان هم زمیمه همین مقاله است)
این مدل ساده بر مبنای تئوری طراحی سیستم های خبره با استفاده از پوسته های مبتنی بر قانون برای تشخیص طبع و مزاج در طب
سنتی ارائه می نماید . این مدل سه مرحله دارد :
اولین مرحله متغیر های ورودی و خروجی بر اساس نظرات خبرگان بدست می آید . ورودی های این مدل در مرحله آزمایشی و خلاصه شده عبارتند از :
ریخت شناسی یا تیپ بدن TYPE
میل جنسیdesire و توان جنسی sexual ability و خروجی آن عبارت است از طبع دموی  sanguine ، طبع صفراوی cholerice ، طبع سودائی SEDIMEN، طبع بلغمی phlegw .
در مرحله دوم قوانین استنتاج که بصورت قوانین اگر .... آنگاه ، با توجه به نظر خبرگان تدوین می گردد.
در مرحله سوم قوانین وارد نرم افزار گردیده و برنامه نویسی می گردد. کلیه قوانین در قالب برنامه VP پیاده سازی و اجرا شده است .

مدلسازی : به منظور تدوین سیستم خبره در خصوص تعیین طبع و مزاج در طب سنتی مدلی طراحی گردیده است که نمای کلی مدل مفهومی آن به صورت زیر می باشد :

 58mnz4qrnwxppq89gknb.jpg

2-1 تعیین متغیرهای ورودی و خروجی:مهترین متغیرهای خروجی در طب سنتی انواع طبع و مزاج در انسان می باشد که شرح آن در بالا گذشت متغیرهای مهم ورودی نیز عبارتند از :

الف متغیرهای عمومی :

سن جنس قد وزن تاهل سابقه قبلی بیماری سابقه قبلی مصرف دارو  سابقه عمل جراحی مصرف سیگار و مشروبات الکلی محیط زندگی و شغلی

ب متغیرهای اختصاصی:1- تیپ و شکل بدن 2- میل جنسی 3- توان جنسی 4 – معاینه زبان(بار و رنگ) 5- نبض 6- میزان چالاکی 7 – طعم دهان 8 رنگ چهره 9- بوی دهان 10- میزان موی بدن 11 رنگ مو 12- میزان خواب 13- میزان گرمی پوست 14- میزان نرمی پوست 15- میزان ضخیم بودن مو 16- رنگ ادرار

2-2- تدوین قوانین استنتاج: قوانین استنتاج از افراد خبره اکتساب می گردد که فعلا به جهت محدودیت زمانی و سادگی مساله متغیرهای ورود ی و خروجی این مدلسازی مطابق شکل می باشد

 1bqnvpn9ixvhbxoqsow.jpg

 

جدول تصمیم گیری تشخیص طبع

  c4zi8h0fne4gzaygt.jpg

 

 

 

اجرای برنامه با VP

این برنامه با سه ورودی مهم گزینشی (که متغیر توان جنسی خود متاثر از دو متغیر دیگر می باشد) و چهار خروجی شامل 1- طبع دموی 2- طبع صفراوی 3- طبع بلغمی 4- طعم سودایی در محیط نرم افزار vp مطابق ذیل  درهجده قانون و چهار پرسش کد نویسی و اجرا گردید (فایل اجرایی و برنامه به پیوست الصاق شده است) 

RUNTIME;

ENDOFF;

BKCOLOR = 1;

 

ACTIONS

    MOUSEON

    COLOR = 15

    DISPLAY"

              ________________________________________________

             |                                                |

             |                 WELCOME TO THE

                |

             |          diagnosis temperament SYSTEM                 |

             |                  |

         

                 desine by mehdi ghavam hashemi in 12/5/1388          |                             |

             |                                                |

             |      |for expert system course by dr jassbi

 

             |  information is used by dr farzad far and dr atar                                                  |

             |________________________________________________|

 

 

      Press any key to continue.~"

      CLS

     DISPLAY "Welcome to tempeament"

     FIND  temprament

     DISPLAY "diagnosis your temperament: {temprament}."

;

RULE 1

     IF TYPE = MP and

        desire = HIGH and

        TN = HIGH

     THEN temprament = sanguine;

 

RULE 2

     IF TYPE = ML and

        desire = HIGH and

        TN = MOT

     THEN temprament = cholerice;

 

RULE 3

   

     IF TYPE = SO and

        desire = HIGH and

        TN = LOW

     THEN temprament = sediment;

 

RULE 4

    

     IF TYPE = PC and

        desire = LOW and

        TN = LOW

     THEN temprament = phlegw;

 

 

RULE 5

   

     IF TYPE = MP and

        desire = HIGH and

        TN =LOW OR TN = MOT OR TN = UNKNOWN

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 6

   

     IF TYPE = MP OR TYPE = ML OR TYPE = SO and

        desire = LOW 

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 7

   

         IF TYPE = ML and

         desire = HIGH and 

         TN = HIGH  OR TN = LOW OR TN = UNKNOWN

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 8

    

     IF TYPE = SO and

        desire = HIGH and

        TN = HIGH OR TN = MOT OR TN = UNKNOWN

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 9

      IF TYPE = PC and

      desire = HIGH    

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 10

      IF TYPE = PC and

        desire = LOW and

        TV = HIGH OR TV = MOT OR TV = UNKNOWN

     THEN temprament = CHECK;

 

RULE 11

     IF ORGASMTIME = LONG and

        ERECTION = LONG

     THEN TN = HIGH;

 

RULE 12

     IF ORGASMTIME = LONG and

        ERECTION = M

     THEN TN = MOT;

 

RULE 13

     IF ORGASMTIME = M and

        ERECTION = LONG

     THEN TN = MOT;

 

RULE 14

     IF ORGASMTIME = M and

        ERECTION = M

     THEN TN = MOT;

 

RULE 15

     IF ORGASMTIME = LOW and

        ERECTION = LOW

     THEN TN = LOW;

 

RULE 16

     IF ORGASMTIME = LOW and

        ERECTION = LONG OR  ERECTION = M

     THEN TN = UNKNOWN;

 

RULE 17

     IF ORGASMTIME = M and

        ERECTION = LOW 

     THEN TN = UNKNOWN;

 

RULE 18

     IF ORGASMTIME = LONG and

        ERECTION = LOW 

     THEN TN = UNKNOWN;

 

ASK TYPE: "HOW IS TYPE?";

CHOICES TYPE: MP, ML,SO,PC;

ASK desire: "HOW IS desire?";

CHOICES desire: HIGH,LOW;

ASK ORGASMTIME: "WHAT IS ORGASM TIME?";

CHOICES ORGASMTIME: LONG, M ,LOW;

ASK ERECTION: "HOW IS ERACTION?";

CHOICES ERECTION: LONG, M ,LOW;

 

 

 

جهت اجرای برنامه پوشه vp  را باز نموده و روی فایل اجرایی vpx کلیک نمایید سپس عدد چهار در صفحه کلیدمطابق با consultرا فشار داده و با مکان نما فایل tempera را اجرانمایید سپس کلید شماره 2 مطابق با go را فشار داده و به سوالات برنامه پاسخ دهیدl

نتیجه گیری

هرمساله بنا به ماهیت خود قابل مدل سازی با ابزارهایی می باشد در مدل سازی این مساله با توجه به متغیرهایی مساله از نرم افزار vp استفاده گردید در این نوع مسایل تعداد قوانین کامل مساله از ضرب حالتهای هر متغیر حاصل می شود بنابراین با افزایش تعداد متغیرها و حالتهای متغیر قوانین افزایش زیادی خواهند کرد   متغیرهای بکار رفته در طب سنتی شامل سه دسته کلی می شوند:

1- متغیرهای غیر فازی بدون قابلیت تبدیل به فازی(مثل رنگ ادرارطعم دهان و ...

متغیرهای غیرفازی قابل تبدیل فازی

3- متغیرهای فازی

می توان همین مساله را با استفاده از متغیرهای نوع دوم و سوم بصورت فازی حل نمود همچنین می توان یک مدل هیبریدی ارایه داد که دران خروجی برنامه ای شبیه به vp متغیرهای ورودی غیر فازی را به متغیر فازی تبدیل نموده و سپس از آن در مدلسازی سیستم فازی به همراه متغیرهای فازی دیگر جهت ایجاد خروجیهای فازی دیگر استفاده نمود

نتیجه :اشکالی که به برگ شرح حال ذیل میتوان وارد نمود،تعداد زیاد سئوالات موجود درآن بوده که برای برون رفت از این مشکل لازم است ذکرشود که با بررسی  مراحل اخذ برگ شرح حال از بیماران در طب رایج مطابق منابع موجود،وظیفه داریم تا برای شناخت همه جانبه ابعاد بیماری ، حتی فراتر از برگ شرح حال های کنونی عمل نموده ونیز با طراحی سیستمهای الگوریتم ، سعی در کاهش تعداد سئوالات وهدفمند نمودن انان نموده وحتی برگ شرح حال های مختصرتر بنا برشرایط بیمار وپزشک نموده وهمچنین با طراحی سایتهای مرتبط وهوشمند،کلیه اطلاعات لازم را از بیماران اخذ نمود تا بتوانیم در ادامه مسیرو جلب اعتماد ورضایت بیمار،سعی دراخذاطلاعاتی از افرادنموده تاضمن تکمیل بانک اطلاعاتی جامع ، در مواردی که شیوه رفتارویا زندگی بیمار با اصل حفظ الصحه در تضادباشد، هما نجا اطلاعات صحیح لازم را به بیماراعطانموده تا انشاءالله در مهندسی اجتماعی صحیح  کشورمان نقشی هرچند اندک داشته باشیم.

 

نظرات ()



طب معنوی(Spiritual Medicine) طبابت مبتنی بر شواهد(Evidence Based Medicin
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳
زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم طب در کلام معصوم-

786

 

طب معنوی(Spiritual Medicine) طبابت مبتنی بر شواهد(Evidence Based Medicin

 اذکرانشاءالله والامر بیدالله

طب معنوی(Spiritual Medicine)

فرمایشات اهل بیت در هر زمان بمنزله کشتی نجات بخشی است در ظلمات حیرت وجهل ،که با زبانی ساده برای فهم عموم مردم بیان گردیده و با اندکی تامل و غور برای فهم بیشترمفهوم آن به حقایقی بس حکیمانه رسیده که سرمنشاء آن رامیباید در مفهوم ««وماینطق عن الهوی ان هوالاوحی یوحی»جستجو نمود،چراکه اخذ علم از قران ناطق،رفع عطش است از سرمنشاء زلال چشمه وحی(1) وحقیقت که مارابه سرمنزل آرامش واطمینان وسلامت میرساند ،اما اکنون جهان تشیع که مدعی پیروی از اهل بیت عصمت وطهارتند،با سطحی نگری وناآگاهی ومسخ شدگی وبه تبعیت از شیاطین ومدعیان دروغین ومکاتب آنها که برقیاس واستدلال وتجربه استوار است ،به طب انبیاء و معصومین(ع) پشت کرده که علت این بی توجهی را میبایست در «لایمسه الا المطهرون»وغفلت از فلینظر الانسان الی طعامه وعدم تقوی وطهارت جسم وروح وعدم توجه به ذخایر وگنجینه های غنی ونورانی وآنهم از سرمنشاء وحی دانست ، حال انکه مکتب طبی معصوم،که برائت وبی توجهی خود را به این مکاتب اعلام داشته(2)خود ، زیباترین،جامع وابعادی ترین ، مکاتب بوده ودر جائی که طب کنونی اعتراف میکند که بعلت عدم اطلاع ابعادی قادر به جولان در عرصه پیشگیری اساسی( Primordial)وسپس پیشگیری اولیه نبوده ، معصومین، بعنوان طبیب الاطباء جسم وروح وروان وعقل واندیشه بشریت علاوه بر بحث درمان، در زمینه پیشگیری وانهم در حوزه روح وروان وجسم ، سنگ تمام گذاشته وحتی در زمینه بحث آداب زندگی ،که امروزه سهم 51درصدی در سلامت بشرایفا مینماید(در مقابل 11درصدی که تمام بهداشت ودرمان کنونی تنها متولی سهم 11درصدی ان می باشدبرای جزئی ترین امورمان از انعقاد نطفه تا اداب شانه زدن وخوردن واشامیدن ومعاشرت و......سر سوزنی برای ما کوتاهی ننموده ومکاتب طبی دیگر به اندازه قطره ای از این اقیانوس بی بدیل سهمی نداشته وحکمت فرستادن 124000پیامبر ودر ادامه ان اهل بیت عصمت وطهارت، بعنوان قطب عالم امکان ، توسط خداوند منان ، برای همین امر بوده چراکه از عدل خداوند دور میباشد که خلیفه خود را در این جهان بیکران به خودی خود رها نموده باشد(3)تا به این بهانه ، با او مانند موش آزمایشگاهی رفتارشود.

شیاطین ومدعیان دروغین و التقاطی که علم طب را دستاویزی در جهت امیال شهوانی خود میپندارند ، مارا در وادی جهل وحیرت رها نموده واصول اخلاقی رایکی پس از دیگری در نوردیده تا جایی که بشر را از هدفی که برای آن خلق شده منحرف ساخته اند.

اکنون که ناکارامدی پزشکی رایج و تهی از اخلاق و التقاطی ،برهمگان ثابت شده وپزشکی نوین (Evidence Based Medicin)که خود رامبتنی بربهترین شواهد میداند ، برای اینکه گوی سبقت را در این وادی از دست ندهد ودر جهت براورده شدن اهداف شیاطین ومستحکم تر نمودن سیستم دجال (کمپانیهای مخوف و مافیایی داروئی ، یکی از این ابزارها میباشد ) با سنتی نامیدن طب رایج وزیر سئوال بردن ان(4) وطرح مقولات التقاطی ، خود را نجات بخش وضعیت کنونی پنداشته ، غافل از اینکه خداوند حکبم در قران مجید با سه تاکید در مورد این جریا نات میفرمایند"الا انهم هم المفسدون" وحتی اگر زمانی کلمه حقی بگویند ، اما در نهان اراده باطل از آن داشته وچطور امکان دارد ظنیات التقاطی امروزه که اکثر انها حاصل استفراغ ذهنیات و اوهام ، تراشه های شیطان پرست یهود ونجاستهای فراماسون ، میباشدوبه نام علم به خورد بشریت داده می شود، به خود اجازه ورود در این عرصه مقدس داده وحال اینکه در کلام معصوم مشخص گردیده که تا زمان امدن مولا وصاحب امرمان ، تنها دو حرف از 27 حرف علم بر بشر مشخص گردیده که همین 14/1علم حقیقی مکشوف، در نتیجه توجه به فرمایشات انبیاءومعصومین پدیدار گشته که در اینجا مجالی برای بحث در این موضوع نمیباشد ونیز با توجه به اعتراف طب نوین بر این مطلب که در بهترین شرایط ، 20درصد نتایج مخدوش است ودر حال حاضر ، تنها پاسخگوی درصد ناچیزی ازمقولات درمان وتشخیص است وبا کارنامه ننگبن طب رایج ، چه کسی بر چینش وگزینش بهترین شواهد از بین مستندات بیشمار کنونی که هر دو سال نیزحجم ان دوبرابرشده ،وتدوین گایدلاین وپروتکولهایی که به مکتب طبی معصومین نیز توجهی نداشته ودر راستای اهداف شیطانی نظام سرمایه داری کنونی میباشد ، اعتماد خواهد کرد......وموارد دیگری که موجب شده همین ابتدای مطرح شدنش ، صدای خورد شدن ستون فقراتش در برابر مکتب طبی اهل بیت عصمت وطهارت ، بگوش برسد.

درجهت رهایی از یوغ طب ننگین کنونی وبا شعار الهام بخش هیهات من الذله معصوم ،حال که در ایام غیبت مولایمان قرارداریم ، میبایست در ظل مقام عظمای ولایت فقیه ودر راستای بستر سازی زمینه ظهور مولاوصاحب امرمان ، برای احیای طب اسلامی باتوجه به آسیب شناسی مربوطه که در انتها به گوشه ای از ان اشاره خواهد شد، بپا خیزیم .

الف:لزوم توجه به ابعاد گوناگون طب اسلامی:

1-ضرورت توجه به جایگاه امام معصوم وانبیاءالهی (5)2- نقطه نظر اهل بیت در خصوص اطبایی که به طب وحیانی وجایگاه انبیاء واهل بیت توجهی نمی نمایند 3- ضرورت توجه به کرامت انسانی( 6)4- اهمیت اشنایی با حکمت بیماریها درطب اسلامی (7)5-درک معنا ومفهوم طبیب در طب اسلامی (8)6-ضرورت تخلق طبیب به اخلاق اسلامی وشناخت وظیفه خود(لزوم عمل به تکلیف واگذاری امور به موثر حقیقی )وضامن بودن طبیب در برابر بیمار در صورت کوتاهی { یا همان مسئولیت علمی و عملی } (9)7-ضرورت توجه به ارتباط تنگاتنگ طب جسمانی وروحانی واهمیت بیشتر طب روحانی (10)8-ضرورت توجه به مفهوم تغذیه ابعادی(11)9-تصحیح تصور نا درست ازاین امرکه خواص داروها به صورت تصادفی در گیاهان به ودیعه نهاده شده وتنها از راه تجربه میتوان به کنه آن پی برد(12) 10-ضرورت توجه به حقوق بیماروآگاه نمودن بیمار به وظیفه خود(13)11-افراط وتفریط در فراگیری علم از بیگانگان ، بدون توجه به حریم دین مبین اسلام(14) 12- پرهیز از اختلاط های غیرضروری،بین پزشکان وپرستاران وبیمار(15)13-تصحیح تصور نادرست از این مطلب که طب رایج وسنتی، اگردر چهارچوب ترسیم شده توسط اهل بیت حرکت نمایند ، در تعارض با طب اسلامی میباشد چرا که پیشرفت هر چه بیشتر علم،حقانیت وزیبایی طب اسلامی را اشکارترخواهدنمود (16) 14-جامعیت طب اسلامی(17)15- ورود ابعادی طب اسلامی، در بحث پیشگیری ، وانهم در سطح اولیه و انهم بسیار فراتر ازسایر مکاتب طبی(18)16-پرهیز ازاظهار نظر افراد غیر متخصص وکم اطلاع درخصوص ایات وروایات{وانهم بدون احاطه بر علوم فقه و حدیث، علم حکمت، علم اخلاق ، علم منطق، علم هندسه، علم طبیعیات، علم حساب، علم هیات، علم نجوم، علم فراست و کهانت،زبان عربی ،وطب ،علم حروف و..} (19) 17-ضرورت بررسی آیات وروایات طبی وانهم توسط هیات علمی متشکل از خبره گان حوزه ودانشگاه(20)18- ندانستن تکلیف خود در برخورد با روایات طبی وضرورت ورود به بحث نقد حدیث (فقه الحدیث)(21)

ب:نیازمندیها(که در اصل ،نتیجه وراهکار برون رفت از موانع اشاره شده در این مقاله میباشد)

رایزنی باشخصیتهای علمی(حوزه ،دانشگاه،پزشکان متعهد وفرهیختگان جامعه)در جهت تبیین جایگاه ویژه طب اسلامی در نظام بهداشتی ودرمانی کشور

توجه مراجع عظام به مقوله طب انبیاء ومعصومین واهمیت واولویت اشاعه ان درجامعه با حمایت همه جانبه واختصاص قسمتی از وجوهات وهمچنین اجازه تخصیص قسمتی از وجوهات اندسته ازعزیزانی که اولویت این امررا،درشرایط کنونی درک نموده اند.

تشکیل هیات علمی آگاه،خبره ودلسوزدرزمینه طب معصومین

ایجاد مراکز مطالعات وتحقیقات طب انبیاء ومعصومین(ع)وشروع فعالیتهای تحقیقاتی و ازمایشگاهی برای اثبات وتبیین وجوه مختلف علمی احادیث طبی توسط پزشکان وکمک به پژوهشگران ودانشگاهیان،بویژه در زمان انجام فعالیتهای تحقیقاتی وپژوهشی وارائه پایان نامه های مرتبط با موضوع

ترجمه وتفسیرروایات رسیده از انبیاءواهل بیت (ع)در زمینه طب جسمانی وروحانی وتغذیه ابعادی زیر نظر هیات علمی منتخب

تهیه وتدوین و تالیف متون وجزوات واستانداردهای اموزشی در مقاطع مختلف زندگی از جمله قبل از بارداری ، زمان زناشویی ، بعد از بارداری ، دوران خرد سالی ، پیش دبستانی ، دبستانی ، راهنمایی ، دبیرستان،دانشگاه،حوزه

ویرایش متون طب سنتی ورایج براساس چهارچوب وافق اندیشه اهل بیت عصمت وتلفیق وتطبیق انها(در صورت امکان ونه شتاب زده وانهم پس از اعتراف به این مطلب که ما بر اساس فهم ناقصمان از روایات اظهار نظر نموده ..)

تاسیس بیمارستان ودرمانگاههای مجهز جهت اجرای طرحهای تحقیقاتی وپژوهشهای مرتبط با اهداف

فعالیت در جهت تشکیل دانشکده بین المللی طب طه ، پس از فراهم اوردن مقدمات لازم

شناسایی کلیه جریانات ،شخصیتها،موسسات همسو با اهداف فوق جهت پرهیزاز کارهای تکراری، موازی کاری وپشتیبانی وحمایت از آنها

برگزاری همایشها وجلسات و دعوت از اساتید داخل وخارج از کشور

تربیت منتخبین حوزه ودانشگاه در زمینه طب اسلامی

برگذاری دورههای اموزشی جهت دانش اموزان،دانشجویان،پزشکان،متخصصین،محققین وطلاب وعموم جامعه..

راه اندازی نشریه تخصصی جهت اطلاع رسانی عمومی ، ایجاد کتابخانه تخصصی وتهیه وترجمه متون مختلف مورد نیازوهمچنین ترجمه متون تدوین شده به زبانهای مختلف

راه اندازی سایت ووبلاگ در جهت اشاعه اهداف فوق

تلاش جهت راه اندازی شبکه تلویزیونی ورادیوئی ومطبوعات بین الملل باهدف تقریب مذاهب مختلف با محوریت طب انبیاء وطب النبی(ص) واشتراک ادیان درزمینه منجی اخرالزمان ، برای شناساندن ابعاد گسترده انسان کامل و در نهایت تلاش همه جانبه برای بسترسازی ظهور منجی اخرالزمان(عج) ونیز پشتیبانی از مراکز صدا وسیما ، مطبوعات و...در جهت تولید برنامه های مرتبط با فعالیتهای مذکور

تغییر نگرش وباور عده ای سطحی نگر که متاسفانه به علت درک ناقص خود ،یا طب اسلامی را در تقابل طب رایج دانسته ویا از روی دلسوزی ابلهانه خود عمل به ان را از ترس عدم نتیجه معطل نموه اند ، با تبیین ضرورت اشاعه فرهنگ طب اسلامی واسیب شناسی ان

در پایان لازم به ذکر است که خلا موجود کنونی ، ناشی از ضعف اعتقادمان درپذیرش علمی بودن روایات میباشد(22) که گاه به اسم پرهیز از تخریب شخصیت امام معصوم،نه تنها حرکتی نکرده ، بلکه جلوی حرکت دیگر علاقه مندان را نیز گرفته وآ نروزی را به ارمغان آورده ایم که امام علی (ع) ان را برایمان پیش بینی نموده اند(23) وحتی حوزه های علمیه که خود میبایست دایه دار ومتولی این امر خطیر باشد، روز بروز از این عرصه بیشترعقب نشینی نموده (24)که خود موجب طبعات سوء و مشکلات عدیده ای گردیده (25)واکنون ، احیای طب اسلامی ، اهمتام وتوجه همه جا رامیطلبد وانشاءالله زمانی فرا برسد که طب اسلامی در چهار چوب نظام بهداشت ودرمان ، اموزش وپرورش واموزش عالی و....نقش دیده بان ورصد کننده کلیه سیاست های کلی انها را برای زمینه سازی ظهور حضرت حجت (ع)ایفا نماید..

پاورقی در ادامه مطالب


پاورقی

1-در روایات اهل بیت عصمت تاکید شده است که هر آنچه را که تا روز قیامت مورد نیازتان مییباشد برایتان بیان گردیده است.

2 دربحارالانوارجلد62صفحه 172 امده که در هبوط حضرت ادم(ع)به زمین خداوند تبارک وتعالی او را از اگاهی به همه چیز برخوردار ساخت از جمله علم طب ونجوم(درواقع بعد ازخداوند منان ، اولین طبیب حضرت ادم(ع)بوده است.

3- از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همانها همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

امام جعفرصادق(ع)درجایی علت بی توجهی خود را به اطباء...اینطور بیان مینمایند: بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.

سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره این افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

درجایی برای متنبه نمودن طبیبی که تنها همین علل مادی را موثر در درمان وبیماری می داند، اقدام به نوشیدن زهری نموده که درکمال حیرت ان فرد، نه تنها صدمه ای به ایشان نرسانده ، بلکه موجب برطرف شدن بیماری نیز میگرددوهمچنین باانجام عمل دیگری که موجب بی هوشی طبیب میگردد، به او نشان میدهند که طبّ خداوند از طبّ او برتر است.

 

 

4- سبک سنتی طبابت به این شکل است که از یک سو پژوهشگرها حجم وسیعی از اطلاعات را تولید می کنند و حجم این اطلاعات روز به روز بیشتر می شود که نه تنها حجم زیادی دارند بلکه خام هستند یعنی معتبر از نامعتبر مشخص نیست و قطعه قطعه و پراکنده اند یعنی کسی اینها را روی هم نریخته تا ما بخواهیم استفاده کنیم . به همین دلیل است که در طبابت معمول اطبا به نحوی طبابت می کنند و دانش روز پزشکی به نحو دیگری حکم می کند و این دو از هم جدا شده اند که علت آن حجم زیاد , قطعه قطعه و در هم بودن شواهد است. هر سال سه میلیون مقاله بیومدیکال در سه هزار ژورنال چاپ می شود و امکان آگاهی و اطلاع از همه آنها تقریبا غیرممکن است . زمان دو برابر شدن دانش طب حدود 20 ماه است تصور کنید روزانه 5/1 میلیون به صفحات اینترنت اضافه می شود . این حجم زیاد اطلاعات تولید می شود و ما از آنها فاصله گرفته ایم . یک پزشک عمومی نمی تواند اسب سرکش انفجار اطلاعات را رام کند . این امر محال است و به همین دلیل روز به روز میزان اشتباهاتمان بیشتر می شود و نمی توانیم به دانش روز عمل نمائیم . دانش می گوید A و ما به B عمل می کنیم . دانش بعد از مدتی B را نقض می کند و ما کماکان به B عمل می کنیم . آن چیزی که دانش روز حکم می کند ما از آن فاصله گرفته ایم . در کشوری مثل آمریکا میزان مرگ ومیر به دلیل ایدز 16 هزار مرگ در سال و به دلیل کانسر پستان 42 هزار مورد در سال است در حالیکه میزان مرگ به دلیل خطاهای پزشکی 98 هزار مورد در سال است اطبا خیلی بیشتر از بیماریهایی که ما از آنها می ترسیم باعث مرگ و میر می شوند . در آمریکا میزان مراجعات مجدد به دلیل عوارض نسخ 116 میلیون بار است و 76 میلیون نسخه مجدد می نویسند تا عوارض نسخ قبلی خود را برطرف کنند . 17 میلیون مراجعه اورژانسی با حال بد به دلیل عوارض پزشکی وجود دارد و در طول یک سال 199 هزار نفر به دلیل عوارض دارویی می میرند که ممکن است خطا باشد یا نباشد اما به هر صورت ایاتروژنیک (درمان زاد ) است و همین مورد در کشور آمریکا 76 میلیارد دلار به سیستم سلامت هزینه تحمیل می کند .

به صورت فزاینده ای طبابت از دانش روز دور می شود حتی در مورد بیماری های شایع مثل افسردگی , فشارخون بالا و هیپرکلسترولمی نیز چنین است . در کشورهای پیشرفته در اغلب موارد پزشکان ملاکهای معمول تشخیص افسردگی را نمی دانند ( 52% اطلاع دارند ) و 59% می دانند درمان افسردگی چقدر باید طول بکشد . 15- 10 درصد افرادیکه افسردگی دارند به درستی درمان می شوند . 60% افرادیکه نارسایی قلبی دارند دز مناسب ACE inhibitor را دریافت می کنند . در مورد بیماریهای شایع و معمول طبابت ما علمی نیست چه برسد به بیماریهای ناشایع که درمانهای پیچیده دارند .

بسیاری از تصمیماتی که ما در طبابت روزمره می گیریم تصمیماتی است که شواهد پشتیبان ندارد مثلا در مسمومیت شستشوی معده می دهیم در صورتیکه هیچ شواهد پشتیبانی برای این کار نداریم .نشان داده شده است که شستشوی معده نه تنها مفید نیست بلکه می تواند ضرر هم داشته باشد . در مورد سرماخوردگی نیز هیچگونه شواهدی نداریم که اجزای سه گانه قرصهای سرماخوردگی ( استامینوفن , آنتی هیستامین و ضد احتقان ) مفید باشند و علائم را بهبود بخشند .

آقای ریچارد اسمیت نشان داده است که فقط 15% از دستورات کتبی و شفاهی پزشک مستند است یعنی شواهدی وجود دارد که نشان دهد نفع آن بیشتر از ضررش است . همین مطالعه را آقای Kerrwhite انجام داد و به عدد 20 – 15 درصد رسیده است و آقای Archine Cochrane به عدد 10 % رسیده است .

در کانادا مطالعه ای انجام شده و مشخص شده به ازای هر سالی که از فارغ التحصیلی می گذرد سواد پزشکان کمتر می شود و با شیب تندی دانش کم می شود در حالیکه حجم دانش زیادتر می شود . ما فراموش می کنیم و بخشی از دانسته های ما بعدا ثابت می شود غلط است . به این سه دلیل فوق پزشکان بعد از فارغ التحصیلی روز به روز کم سوادتر می شوند . به همین دلیل انجمن طب امریکا بیانیه ای منتشر کرد تحت عنوان انسان جائزالخطاست که عملا توجیهی است برای غیرعلمی کار کردن و خطاهای زیادی که در طب صورت می گیرد .

حال که دانش چنین شتابان زیاد می شود و ما نمی توانیم آن را رام کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ عملا این دانش جای دیگری باید رام شود . باید به شکل قابل استفاده تبدیل شود و اطبا یاد بگیرند از این شکل فرآوری شده استفاده کنند . این چیزی است که آموزش مدرن به دنبالش است تا حجم عظیم اطلاعات خام و قطعه قطعه را فرآوری , سنتز و در قالب توصیه در آوریم .

5-توجه به این نکته که کمترین حد معرفت امام، اطاعت محض از ایشان بوده لذا توجه به مفهوم زیارت جامعه کبیره و...جایگاه و نقش ابعادی امام ، در تمام شئون زندگی و بویژه حوزه سلامت ، تلاش همه جانبه ما را ، در جهت توجه وارتقاءسطح معرفت خود وجامعه اسلامی مان را میطلبد.

در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های میلیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد

عیسى علیه السّلام در أیّام که زمینگیرى و أنواع بیمارى که مردمان را احتیاج بطبیب و معالج بسیار بود مبعوث گردید و با آیات معجزات از نزد حضرت خالق البریّات بآن مرض و زمانات آمد که در نزد ایشان مثل آن بى‏شبهه و گمان نبود و زیاده بر معالجان أهل آن زمان احیاء أموات و ابراى أکمه کور مادر زاد و ابراء أبرص باذن اللَّه تعالى و تقدّس مینمود و بآن وسیله اثبات حجّت خود بر آن جماعت و بهر کس فرمود.

6- در جایی که برای خرید یک وسیله، از فروشنده آن، تقاضای دفترچه راهنماو استفاده آن را نموده ،از عدل خداوند منان به دور است که بشر را با آن همه پیچیدگی در ابعاد و شئون مختلف، به حال خود رها کرده باشد.

7- درپاسخ به سئوال فردی در خصوص حکمت و ریشه بیماریها،فرموده اند: امراض چند گونه است(ان المرض علی وجوه شتی : مرض بلوی ، مرض العقوبه ، مرض جعل علیه الفنا ، عله کانت من امه): یکى مرض امتحان و دیگرى مرض عقوبت، و مرضى که علّت فنا مى‏باشد، و تو فکر مى‏کنى امراض ریشه در غذا و نوشیدنیهاى بد و آلوده دارد یا بخاطر مریضى مادر اوست، و معتقدى اگر کسى رعایت تندرستى را بکند و مراقب جسم خود باشد و نیک و بد خوراکیها را بداند بیمار نشود، و در نهایت بدین اصل معتقدشده‏اى که بیمارى و مرگ ریشه در نوع خوراک و نوشیدنى دارد! مگر ارسطو معلّم طبیبان و افلاطون پیشواى حکما؛ طعم مرگ را نچشیدند، و خود جالینوس پیر و نحیف شد ولى هنگام رسیدن مرگ نتوانست جلوى آن را بگیرد، و هیچ کدام نتوانستند جان خود را حفظ نموده و مراقب آن باشند.

چه بسیار بیمارانى که درمان بر دردشان افزوده، و چه بسیار طبیبان عالم و آشنا بدوا و دارویى که مردند،و جاهلان به طبابت پس از ایشان دوره‏اى به زندگى ادامه دادند، و نه آن را علم طبّ سود داد وقتى اجل رسید، و نه این را جهل به طبّ در بقاى زندگى و تأخیر اجل زیان رساند.

از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم و امامان راستگوى خاندانش روایاتى داریم در باره معالجه و مداوا و حلال و حرام آن، و آنچه از آنها رسیده براى کسى است که بپذیرد ،برکت است و درمان ان شاء اللَّه و نه براى ناباورى که خواهد آنها را بیازماید( و از امام صادق روایت است که روزى نزد محمّد بن خالد امیر مدینه حاضر شد، و محمّد از درد دلش بدو شکایت کرد، فرمود: بسند پدرانم برایم بازگو شده از علی علیه السّلام که مردى نزد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از درد درونش شکایت کرد، فرمودش یک شربت عسل برگیر و سه تا سیاه دانه یا پنج یا هفت در آن بیفکن و آن را بنوش و بفرمان خدا خوب میشوى، آن مرد چنین کرد و خوب شد تو هم آن را بکار بند، یکى از اهل مدینه که حاضر بود اعتراض کرد که این حدیث بما رسیده و آن را بکار بستیم و سودى نداشت، امام علیه السّلام خشمید و فرمود: خدا بدان معتقدان بخود و باور داران رسولش را سود بخشد و منافقان و ناباوران رسول صلى اللَّه علیه و آله از آن سود نبرند و آن مرد سر بزیر افکند)

گوشه ای از حکمتهای بیماری ها در کلام اهل بیت عصمت(ع)

امام صادق (ع) : اگر بنا بود هیچ درد و رنجی به انسان نرسد ، به کدامین وسیله از زشتی ها دامن در می کشید و در برابر خداوند ، فروتنی می کرد و با مردم ، مهربانی می ورزید ؟ آیا نمی بینی انسان ، آن هنگام که دردی دامنگیرش می شود ، فروتن می شود ، و سر تسلیم فرود می آورد و بر درگاه پروردگار خویش ، عافیت می جوید و دست به صدقه می گشاید ؟

پیامبرخدا (ص): مومن در بیماری اش پاداش داده نمی شود ؛ اما گناه او فرو پوشانده می شود .

پیامبر خدا (ص): هیچ مومنی به بیماری جانکاه مبتلا نمی شود ، مگر آن که آنکه گناهش بخشوده می گردد .

پیامبر خدا (ص): هرکس که خداوند ، او را به گرفتاری جسمی بیازماید ، آن گرفتاری برایش مایه فرو ریختن گناهان است .

پیامبر خدا (ص): انسان مومن ، چون بیماری به وی برسد و خداوند ، او را عافیت دهد ، این بیماری ، کفاره گناهان گذشته او و مایه اندرز برای آینده اوست .

پیامبر خدا (ص): چهار تن هستند که اعمال خویش را درحالی که هیچ گناهی بر آنان نمانده است ، از نو می آغازند : بیمار ، چون بهبود یابد ، مشرک ، چون مسلمان شود ، …

پیامبر خدا (ص): ای علی ! ناله مومن [به گاه بیماری ]« سبحان الله » گفتن است ، فریادش « لا اله الا الله » گفتن ، خفتنش بربستر ، عبادت است و ازپهلو به پهلو چرخیدنش ، جهاد در راه خداست ؛ و اگر بهبود یابد ، در حالی در میان مردم راه می رود که هیچ گناهی بر او نیست .

پیامبر خدا (ص): چون کسی را دیدید که خداوند ، او را به ناداری و بیماری در میان گرفته [بدانید که ]خداوند متعال ، اراده کرده است که او را پاک کند .

پیامبر خدا (ص): گاه بنده بیمار می گردد ، پس دلش نازک می شود و برخی از گناهانی را که از او سر زده است ، به یاد می آورد و قطره اشکی ، هر چند ، کوچک ، از دیدگانش سرازیر می شود ، و آن گاه خداوند ، او را از گناهانش پاک می سازد . پس اگر او را از این بستر برخیزاند او را پاک شده [از گناه ] برمی خیزاند ، و اگر جانش را بستاند ، پاکیزه شده [از گناه] می ستاند .

امام علی (ع): اگر خداوند ، بنده ای را گرفتار [بیماری] سازد ، به اندازه بیماری اش از گناهان او فرو می کاهد .

امام علی (ع)ـ به یکی از یاران خویش که به بیماری ای گرفتار شده بود ـ : خداوند ، آن درد و رنجی را که داشته ای ، مایه ریختن گناهانت قراردهد ، چرا که در بیماری پاداشی نیست ؛ اما گناهان را فرو می کاهد و چنان که برگ از درخت می ریزد ، از انسان فرو می ریزد . پاداش ، تنها در گفتن به زبان ، و عمل کردن به دست وپای است و خداوند سبحان ، هر یک از بندگان خویش را که بخواهد ، به راستی نیت و به نهاد درست ، به بهشت در می آورد .

پیامبر خدا (ص): انسان گاه دارای مرتبه ای در پیشگاه خداوند است که با عمل خویش بدان نمی رسد تا آن هنگام که به ابتلای در جسم خود ، آزموده شود و بدین واسطه بدان مرتبت برسد .

پیامبر خدا (ص): بیماری ، هدیه هایی از جانب خداوند به بنده است . پس محبوب ترین بندگان نزد خداوند ، کسی است که بیشترین هدیه به وی رسیده باشد .

پیامبر خدا (ص): بیماران ، دوستان خدایند .

پیامبر خدا (ص): ان که در جهاد در راه خدا ، درحالی کشته شده که نه پشت به دشمن ، بلکه رو به دشمن داشته است ، هفتاد سال بر آن که پشت به دشمن کشته شده است ، بسوی بهشت پیشی می گیرد .[ همچنین ] بیماران امت من نیز هفتاد سال پیش از تن درستان امت [به بهشت می روند] ؛ و پیامبران ، چهل سال پیش از سلیمان بن داوود به بهشت در می آیند ، بدان سبب که وی [در دنیای خویش] سلطنتی داشته است .

پیامبر خدا (ص)ـ خطاب به سلمان ـ: ای سلمان! اگر بیمار شوی ، در بیماری ات سه فایده است : تو به یاد خدای ـ تبارک و تعالی ـ هستی ؛ دعایت در این حال مستجاب است ؛‌و بیماری هیچ گناهی را در تو نمی گذارد ، مگر این که آن را فرو می ریزد ، خداوند تو را تا پایان مهلتت از بیماری به سلامت بدارد .

پیامبر خدا (ص): اگر مومن از حال خویش در ناتن درستی آگاه بود ، هرگز دوست نداشت که از این ناتن درستی جدا شود .

امام باقر (ع): آن گاه که خداوند اراده کرده باشد بنده ای را که گناهی دارد ، گرامی بدارد ، وی را به بیماری گرفتار می سازد .

الفقه المنسوب للامام الرضا (ع): روایت شده که چون قیامت شود ، گرفتار شدگان به بلا و بیماران ، به جهت پاداش فراوانی که برای بیمار می بینند ، آرزو می کنند که کاش در دنیا گوشتشان باقیچی ، پاره پاره شده بود .

پیامبر خدا (ص): هر کس بیمار شود یا به سفر رود ،[اعمالی که در اثر سفر یا بیماری ترک می شود ] پاداشی همانند آن خواهد داشت که در دوران تن درستی و زمان اقامت در وطن ، انجام داده است .

پیامبر خدا (ص): هیچ مسلمانی نیست که به گرفتاری ای جسمی مبتلا شود، مگر آن که خداوند به فرشتگان خویش می فرماید : « برای او پاداش بهترین کارهایی را که در دوران تن درستی انجام می داده است ، بنویسید » .

پیامبر خدا (ص): اگر خداوند ، بنده مسلمان را به بلایی در جسمش گرفتار سازد ، [به فرشته ] می فرماید : « برای او عمل صالحی را که پیش تر انجام می داده است ، بنویس » . پس خداوند اگر او را شفا دهد او را می شوید و تطهیر می کند و اگر جانش بستاند ، وی را می آمرزد و رحمت می کند .

پیامبر خدا (ص): هیچ کسی از مسلمانان نیست که به بلایی در جسم خویش گرفتار شود ، مگر آن که خداوند به فرشتگان پاسبانی که او را حفظ می کنند، می فرماید : « برای بنده ام ، تا زمانی که در بند من (بیماری ) گرفتار باشد ، در هر روز همانند آن کارهای نیکی را[ برایش] بنویسید که پیش تر انجام می داده است » .

پیامبر خدا (ص): برای بیمار ، چهار ویژگی است : قلم تکلیف از وی برداشته می شود ؛ خداوند به فرشته فرمان می دهد همه پاداش آنچه را در دوران تن دستی خویش انجام می داده است ، بنویسید ؛ بیماری وی بر همه اندامهایش گذر می کند و گناهانش را از آن بیرون می برد . پس اگر بمیرد ، آمرزیده شده می میرد و اگر زنده بماند ، امرزیده شده زندگی می کند ....

 

8-کار طبیب این است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده :علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکه معالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایات آمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند و بگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه-- موثر دانستن خداوند در همه امور و نهی از ناامیدی و بحث شفا در مکتب طب وحیانی و توجه به اینکه که درد و شفا از جانب اوست-- در بعضى روایات دیگر این طور آمده خداوند طبیب است ، ولى تو مردى رفیق هستى )) . و در برخى روایات نیز چنین است : ((تو رفیق هستى و خداوند طبیب مى باشد-- در بعضى از روایات مى بینیم بعد از اینکه مریض را با خدا ارتباط و او را به خدا حواله مى دهد به او باید بفهمانیم که شفا دهنده اوست و کسى غیر از خدا شفا نمى دهد و غیر از این مطلب اشاره دارد به اینکه کار طبیب این است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده:علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکه معالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایات آمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند و بگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه.

9- امام على (علیه السلام( در موردانسانی که اخلاق و انسانى بودنش را از دست مى دهد و به موجودى خسیس و خوار مبدّل مى شود فرموده اند:چون چارپایى بسته مى شود که همّ و غمش ، علفش خواهد تود.

از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشته باشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد.

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى(جسمانی یا روحانی یا اخلاقی) به خودش رسیده به او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

اخلاق پزشکی و تقوای الهی : کلمه طبیب که از اسماء الله و مختص ذات باریتعالی می باشد تنها برکسی اطلاق می شود که خود متخلق به اخلاق اسلامی بوده ، تا به عنوان واسطه ، موجب تسلای بیمار گردد و اینجا است که بحث کرامت و شرافت و عزت نفس برای طبیب ، نمود پیدا نموده و در جامعه ای که اطباء آن از نظر سلامت دل خود بیمارندو جایگاه و شان خود را از یاد برده و معیار های مادی جای معیارهای اخلاقی را گرفته ،دیگر توجه به حقوق بیمار کجا مورد توجه قرار می گیرد لذا در ذیل به تعدادی از وظایف طبیب ازدیدگاه اسلام اشاره میشود.

الف-مدارا کردن با بیمار:علاوه بر اینها اسلام ، مؤ منین را برادر یکدیگر مى داند و باید در امور آنان اهتمام ورزید و نیازشان را برآورد و این که دست همدیگر را در موارد بلا بگیرند و مؤ من برادرش را سود برساند و از دلتنگى اش بکاهد، علاوه بر خیلى چیزهاى دیگر که گنجایش آنها در این چند خط ممکن نیست .در روایت آمده است : امیرمؤ منان (علیه السلام ) دست سارقین را برید، پس از آن فرمود: اى قنبر زخمهایشان را مداوا کن ، به نیکى در خدمت آنان باش و پس از آنکه جراحاتشان بهبود یافت چند لباس بر ایشان پوشانید و خرج راهشان را پرداخت تا به دیارشان برسند.
و در روایت دیگر اضافه شده حضرت امر فرمود که آنان را به مهمانخانه داخل کرده و جراحاتشان را مداوا کنند. و به آنان گوشت و روغن و عسل طعام دادند تا حالشان بهبود یافت . از امام صادق (علیه السلام ) وارد شده که فرمود : سه گروه دعایشان مستجاب مى شود: حج گزار و جنگجوى در راه خدا و شخص بیمار؛ بنابراین آنان را نرنجانید.

ب-احتراز از تجربه بر روی بیمار:چیزی که پایه مکاتب طبی امروز میباشد ودر حدیث اهلیلج سستی وبی اعتباری آن برملا شده است، کاری که شرکتهای مافیایی دارو ...ولی شارع مقدس به طبیب این حق را نداده و اجازه نمى دهد که بیمار را میدان تجربه قرار داده، مخصوصاً در مواردى که احتمال ضرر در آن وجود داشته باشد. از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده : ثلاثة لا ینبغى للمرء الحازم أ ن یقدم علیها : شرب السم للتجربة ، وان نجا منه وافشاء السر_فرد دور اندیش نباید به سه چیز اقدام کند : زهر را براى آزمودن خوردن ، گر چه از آن نجات پیدا کند و فاش ساختن اسرار.
و در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام ) نقل شده :لا تذوقن بقلة ولا تشمها حتى تعلم ما هى ولا تشرب من سقاء حتى تعلم ما فیه
از هیچ نوع سبزى نخورید و آن را بو نکنید، مگر آنکه بدانید که چه چیز است . و از هیچ گونه ظرفى ، آب ننوشید مگر آنکه بدانید داخل آن چیست.

ج- فرق نگذاشتن پزشک بین ثروتمند و فقیر : اهمیت اسلام به فقیر بیشتر از اهمیت اسلام به غنى است

روایتى را که از امام رضا (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: هرکس فقیر مسلمانى را ملاقات کند وسلام کند براو برخلاف سلامى که بر غنى مى کند، خداوند را در روز قیامت ملاقات مى کند در حالى که خدا بر او غضب مى کند.

د-مهارت و امانت و راز داری :از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که هر صاحب صنعتى ناچار است که سه خصلت در او باشد تا اینکه کسب کننده آن صنعت به طرف او کشیده شود و آن سه خصلت عبارتند از: اوّلاً : در عمل و کارش حاذق باشد و ثانیاً:امانت را درآن مسأ له ادا کند و ثالثاً : در کسى که مى خواهد آن را به کار ببندد، علاقه ایجاد کند
و پیغمبر اکرم )صلى الله علیه و آله ) از میان کسانى که دعوت شده بودند براى طبابت بهترین و فاضلترین افراد را براى معالجه بعضى از اصحابش که مجروح شده بودند برگزید.

در روایات آمده است:براى مرد دوراندیش شایسته نیست اینکه : زهر بیاشامد براى آزمایش هر چند جان سالم بدر برد، و راز کسى را برملا کند هر چند در میان نزدیکان خود .

از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود:مردم هر سرزمینى از سه چیز بى نیاز نمى شوند که هم در دنیا و هم در آخرت نجات دهنده آنان است ، اگر از آنها روى برگردانند، نادانند: فقیه عالم و دانا و امیرى نیکوکار و اطاعت شونده و طبیبى بینا و مطمئن

ه- خیرخواهى ، کوشش و تقوا وخلوص:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشته باشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى به خودش رسیده به او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

و- روحیه دادن به بیمار

ز- سرعت در درمان

ح- بخشش علم خود به اهل آن:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند :شکر عالم بر علمش این است که آن رابه کسى که استحقاق دارد ببخشد.

ط-وکتمان آن از دشمن: از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند : سه چیز هستند که انسان از سکوت بر آنها حیا ندارد : 1 - مال ، براى رفع تهمت . 2 - جواهر، بخاطر نفیس بودنش . 3 - دوا، بخاطر احتیاط از دشمن.

ی- دقت کردن در معاینه بیمار: امیرمؤ منان (علیه السلام ) در فرمایش خود فرمودند هیچ چشمى در روز ابرى مورد آزمایش بینایى قرار نمى گیرد.

ک- رابطه بیمار را با خداوند استوار سازد و او را آگاه کند که خداوند توان دارد وى را شفا دهد و به بیمار خودسازى و اخلاص را بیاموزد.

لزوم عمل به تکلیف واگذاری امور به موثر حقیقی :در روایتى ، راوى مى گوید : به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : ما زخم را مى شکافیم و آن را با آتش مى سوزانیم ؟
امام فرمود : اشکالى ندارد.
به حضرت گفتم : به او این اسمحیقون و غاریقون را مى خورانیم .
امام فرمودند : اشکالى ندارد.
گفتم : شاید او بمیرد.
امام گفت : حتى اگر بمیرد.
حمدان بن اسحاق گوید : پسرى داشتم که به سنگ مثانه مبتلا بود، به من گفتند وى درمانى ندارد، مگر اینکه او را عمل جراحى کنى . پس وى را جراحى نمودم که جان باخت . شیعیان گفتند تو در خون پسرت شریک میباشی لذا موضوع رابراى امام حسن عسکرى (علیه السلام ) نوشتم و حضرت در پاسخ نوشتندکه اى احمد، از کارى که کردى هیچ بر تو نیست ، تو مى خواستى او را درمان کنى و اجل وى ، در همان کارى بوده که انجام دادى. از یونس بن یعقوب نقل شده که مى گوید: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم مردى دوا مى نوشد و رگ راقطع مى کندوچه بسابه واسطه قطع رگ خوب شود وچه بسا کشته شود. حضرت فرمودند: قطع کند و بنوشد.

ضامن بودن طبیب در برابر بیمار در صورت کوتاهی: از ابى عبداللّه (علیه السلام ) روایت شده: حضرت مسیح (علیه السلام ) فرموده است : کسى که مداواى شخص ‍ زخمى را ترک کند بناچار شریک زخم زننده است و چون زخم زننده خواستار فساد مجروح شد، کسى که از درمان او دورى کند خوبى او را نمى خواهد پس اگر خوبى او را نمى خواهد به ناچار خواستار فسادش شده است

از امام على (علیه السلام( نقل شده است که فرمودند: بر امام واجب است دانشمندان فاسد و پزشکان نادان را زندانى نماید.

از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) روایت شده است که فرمودند: کسى که بدون اطلاع کافى از علم طبّ، پزشک شود، ضامن است.

ودر جای دیگرى آمده است :که اگر کسى خود را پزشک جا بزند و حال آنکه به طبابت شهرتى ندارد و جان انسانى را بگیرد یا به او زیان برساند، ضامن است.

از امام على(علیه السلام ) نقل شده که حضرت ختنه کننده اى را، که در انجام وظیفه اش دربریدن نوک آلت غلامى کوتاهى نموده بود ، ضامن بشمار آورد.

از ابى عبداللّه(علیه السلام ) روایت شده که فرمودند : امیر مؤ منان (علیه السلام ) فرمود : کسى که به پزشکى یا دامپزشکى اشتغال یافت ، باید از ولى او اجازه بگیرد ، و گر نه او ضامن است.


10-امام محمد باقر ( علیه السلام )در همین زمینه می فرمایند : بدان که هیچ دانشی به پایه حفظ سلامتی و هیچ سلامتی به پایه سلامت دل نمی رسد .ارتباط حقیقی ومتقابل بین طب جسمانی وروحانی و اهتمام بیشتر به سلامت دل، چرا که جسم ، مرکب روح بوده ، ونقش زمان و عوامل ماوراء الطبیعه همچون دعا , صدقه , چشم زخم و حلال و حرام(آنجا که خوراک طیب وحلال رابه عمل صالح و تقوای الهی گره می زند). . . به علت اطلاع از تار و پود وجود انسان و شناخت کلیه عوامل موثر بر سلامت ابعادی او، که با هیچ مکتب طبی قابل قیاس نمی باشد.

11- نقش و تاثیر تغذیه ابعادی ( چشایی , بویایی , شنوایی , بینایی و لامسه )و ارتباط تغذیه و اخلاط...با صفات اخلاقی(ارتباط خلط صفرا با صفت عصبانیت و خلط بلغم با صفت طمع واز طرف دیگر، ارتباط بین رنگ کفش و افسردگی ،و کاهش نیروی جنسی ونشسته شانه زدن وتقویت قلب . . .) ،و حتی ژنتیک انسان(تاثیر خشم در حین انعقاد نطفه بر DNA) درتوجه به مفهوم ابعادی انظرالی طعامک ،آیا به تاثیرامواج مخربی که ظاهرا،در محدوده شنوایی وادراک ما نبوده، ولی مدتهاست با صرف هزینه های ملیاردی توسط شیاطین روزگار، از طریق ماهواره،پیش زمینه بسیاری از موسیقی ها ،و کلمات(به صورت معکوس و..)وتصاویری که میبینیم(گذاشتن چند فریم ،تصاویر مستهجن در لابلای 24 تا 30 فریم در ثانیه فیلمها و...)، تاثیر منفی خود را برروی ذهنمان گذاشته وازطرفی لزوم توجه به تغذیه روح وروانمان(کتاب معراج السعاده ملااحمد نراقی)که با شناخت این مطالب قادر خواهیم بود که با تغذیه صحیح ،حتی صفات روحی وروانیمان را نیزدستخوش تغییر قرار دهیم ) چرا که در آن دنیا از بیماریهای روحی همچون طمع وحرص وحسدوکینه ...علاوه بر مشکلات جسمی که بعلت عدم توجه به دستورات دینی گریبانگیرمان شده، وما را از رسیدن به سعادت حقیقی باز داشته، سئوال خواهد شد )و همچنین توجه به آداب تغذیه در مکتب وحیانی برمالازم بوده که بعنوان نمونه به ذکر تعدادی از آن ، بسنده میکنیم : ارتباط بین گرسنگی و پیدایش انوار حکمت در وجود آدمی و اینکه گرسنگی ،خوراک روح و قلب می باشدو ارتباط بین پرخوری و قساوت قلب ،کسلی ،خاموشی نور معرفت ، دوری از خدا و مردن دل و همچنین به عنوان ریشه همه بیماری ها ( پیسی و..) ، تاثیر غذاهای درهم و برهم بر سلامت جسم ، شروع و ختم غذا با یاد و شکر خداوند و سپس با نمک و سرکه و راز نهفته در آن , تاثیر لقمه حلال و حرام و زمان و حتی نوع و کیفیت و حالت و میزان غذا و نقش وضو و شست و شوی دست قبل از شروع غذا و آثار روزه داری بر سلامت جسم و درآوردن کفش قبل از شروع غذا . . . , آداب آشامیدن آب و راز ولایت و طعم آب و نهی از خوردن و آشامیدن در حال راه رفتن و نهی از مصرف نوشیدنی و غذای داغ و حتی دمیدن بر آن و پیرامون بسیاری از غذاها , نان و میوه و سبزیجات مختلف و تاثیر آنها بر سلامت ما و آداب شستن دست و دهان و تاثیر مسواک (1 -پاک کننده دهان مى باشد2 - -دهان را سرد و خنک قرار مى دهد.3- بوى بد دهان را از بین مى برد و دهان راخوش بو مى کند .4-بلغم را از بین مى برد 5 - غم و غصه را از بین مى برد6 - عقل را زیاد مى کند. 7 - معده را صحیح و سالم مى کند .8-ریزش اشک را از بین مى برد. 9 - قوه حافظه را زیاد مى کند. 10 - به چشم و قوه باصره جلا و روشنى مى دهد. 11 - دندانها را سفید مى کند. 12 - فساد دندان را از بین مى برد. 13 - لثه ها را محکم مى کند. 14 - اشتهاى به طعام مى آورد.15- و اگر به چوب اراک باشد همچنین لثه ها را محکم مى کند.- 16مو را در بدن مى رویاند17 . -موجب نسیم و نشاط دهان مى شود .18-درشخصى که مسواک مى زند، باعث زیادى فصاحتش مى شود- 19. فراموشى را از بین مى برد-20 . وسوسه قلب را از بین مى برد-21 . فهم افزایش مى یابد.22- دردهاى دندانها را از بین مى برد.- 24 ازانسان بیمارى دفع مى شودوبه سبب مسواک کردن ، بیمارى از بین مى رود 25. -فقر را از بین مى برد.) و خلال بعد از غذا و ارتباط غذا با جماع و مطالب پیرامون آن و تاثیرات اسراف و کفران نعمت و فضیلت اطعام فقیران و گرسنگان و همچنین ارتباط تغذیه و بیماری های دستگاه گوارش و روش های پیشگیری و درمان ان ..

12-در توحید مفضل می خوانیم که امام جعفر صادق ( علیه السلام ) به مفضل می فرمایند، در گیاهان دارویی و اینکه هر کدام در تهیه دارویی خاص به کار می روند بیاندیش . . . که چه کسی این خاصیت ها را در آنها قرار داده و چه کسی مردم را ، نسبت به آنها آگاه نموده ؟ جز آنکه آنها را پدید آورده و چنانچه برخی پنداشته اند کجا می توان تصادفی و اتفاقی به این ویژگی ها آگاه شد؟

13- توجه به حقوق و وظایف بیمار:الف-ذکر منافع داروهایی که به بیمار توصیه می کنیم با رعایت همه ی جوانب .ب-ذکر ویاد خدا در هنگام مصرف دارو-ج- نقش اعتقاد و باور فرد در تاثیر دارو و درمان د- معالجه در هنگام نیاز واقعی و توصیه به صبر بر بیماری زمانی که بیماری خود به خود از ما دفع می گردد(از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرمود : کسى که سالم بودنش بر مریض بودنش نمود داشته باشد و خود را معالجه کند و در اثر آن بمیرد؛ من در برابر خداوند از او بیزار هستم و روایات دیگرى تأ کید مى کند بر اینکه خوردن دوا درست نیست ، آنجایى که احتمال داده مى شود در بدن دردى باشد یا بدن اصلاً احتیاج به دوا نداشته باشد و روایتى که مى گوید :با درد خود مادامى که با تو مى سازد؛ بسازو روایتى که مى گوید : هیچ دوایى نیست مگر اینکه دردى را تهییج مى کند. و از امام کاظم نقل شده است که فرمودند : زمانى که بیمارى خودبخود از شما دفع مى شود به سراغ پزشک نروید؛ چرا که این مسئله مثل بناى کوچک و کمى است که به کثیر منجر مى شود و آن روایتى که مى گوید:انسان مسلمان مداوا نمى کند مگر اینکه مرضش بر صحتش غلبه کند
و آن روایتى که مى گوید خوردن دوا براى جسم مثل صابون براى لباس است که لباس را پاک و پاکیزه مى کند اما سبب کهنگى آن مى شود

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده :سه چیز است که کراهت را به دنبال دارد، حمله کردن به باطل در جنگ در غیر فرصت ، اگر چه پیروزى را به دنبال داشته باشد و خوردن دوا بدون اینکه مریض باشد اگر چه سالم بماند از دوا و..

-ه-عدم کتمان بیماری از پزشک(حضرت على (علیه السلام ) اشاره کردند :هر کس دردش را کتمان کند، طبیبش از شفایش عاجز است. و از حضرت نقل شده که :شفایى نیست براى کسى که دردش را از طبیبش کتمان کند
و در جای دیگری فرمودند:هر کس مرضش را از پزشکان پنهان کند، به بدنش خیانت کرده است.

14-به درستى که حکمت و دانش ، گمشده شخص با ایمان است ، هر جا آن را بیابد آن را بر مى گیرد.

پس اگر تنها به آموختن علوم مورد نیاز ، نزد آنان قناعت شود و باعث نشود که آنان از این راه مسلمانان را به عقاید و مذاهب خود واداشته، و در امور مسلمین دخالت نمایند و در امور مسلمین نفوذ نمایند، در این صورت ، کسب علم از آنان هیچگونه منعى ندارد؛ زیرا از امامان معصوم ما نقل شده است که فرموده اند : مطالب سودمند را از آنان بگیرید؛ زیرا دانش ، گمشده مؤ من است . پس آن را طلب کنید، گر چه نزد مشرک باشد. چرا که شما مستحق و اهل آن هستید نه آنان.و رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) به اسراى مشرکین بعد از جنگ بدر، دستور مى دهد که با سوادان ، هر کدام ده نفر از فرزندان خردسال مسلمانان را خواندن و نوشتن بیاموزند و این آموزش دادن موجب آزادى آنان از اسارت مى باشد.

با توجه به اینکه در این حوزه بیش از 12 هزار روایت طبی قرار داشته و در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های ملیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد ( که با یافتن یک نکته هزاران درب بسته به روی محققین باز می شود ) که برای فهم بهتر این مطلب نظر شما را به خواندن کتاب مغز متفکر جهان شیعه ( نتیجه تحقیقات بیش از 25 پروفسور از سراسر دنیا بر روی فرمایشات اهل بیت ، که در این کتاب پیرامون فرمایشات امام جعفر صادق علیه السلام سخن به میان آمده )جلب نموده ولی متاسفانه در کشورهای مسلمان و بخصوص کشور عزیزمان ایران که علیرغم شیعه بودنمان ، آنطور که می بایست به فرمایشات اهل بیت عمل ننموده و خود را چشم و گوش بسته به دست اجانب سپرده ایم.

15-معاینه و پرستارى زن توسط مرد و بالعکس: با نگاهى به قرآن ودستور به کوتاه نمودن نگاه زن و مرد به یکدیگر ، نتیجه مى گیریم که اختلاط زن و مرد به جز موارد پرستارى و معاینه، آن هم در هنگام ضرورت، مطلوب نبوده و شرعاً هم ترغیب نشده است . که در اینجا به ذکر دو مطلب ، پیرامون این بحث می پردازیم .
اوّل : پیرامون مداواى مرد توسط زن
در تاریخ مطالعه مى کنیم که ذکر شده ، تعدادى از زنان به مداواى بیماران و مجروحین مى پرداختند.
على بن جعفر به نقل از برادرشان فرمودند :
سأ لته عن الرجل یکون بأ صل فخذه ، او الیته الجرح ، هل یصلح للمرأ ة ان تنظر الیه او تداویه ؟ قال : اذا لم یکن عورة فلابأ س .
از او در باره مردى پرسیدم که در ران و یا کفل او زخمى باشد آیا شایسته است زن به آن نگاه کند و یا او را مداوا نماید؟ فرمود: چنانکه عورت نباشد باکى نیست.
(در اینجا مراد از عورت به معناى اخص است ، نه عورتى که نسبت به جنس مخالف مى باشد، چنانچه ظاهر عبارت حضرت ، همین است. (
چنانکه گذشت روایتى از على بن ابى حمزه نقل شد که گفت : به ابى الحسن (علیه السلام ) عرض کردم ، آیا زن در حال حیض ، از بیمار پرستارى کند و اگر بیمار در حال مرگ باشد چطور ؟ فرمودند : باکى نیست . پس اگر ترسیدند و مرگ نزدیک شد، از او دور شود، چرا که فرشته ها از بودن زن حائض آزرده مى شوند.

براى رفیده در مسجد، خیمه اى بود که در آن مریضها را معالجه مى کرده و مجروحین را مداوا مى نمود و زمانى که سعد بن معاذ مجروح شد، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دستور داد تا او را در خیمه رفیده بگذارند تا از او پرستارى کند. و پیامبر(صلى الله علیه و آله ) در صبح و عصر از او عیادت مى کرد. همچنان که رفیده در روز جنگ بنى قریظه مجروحین مسلمانان را مداوا مى نمود .
و گفته شده است که کعیبه، دختر سعید الاسلمیه خیمه اى در مسجد داشت براى مداواى مجروحین و مریضها و سعد بن معاذ نزد او مداوا گردید تا اینکه به شهادت رسید. واوخواهررفیده بوده . وامکان داردکه هر دو از یک خیمه استفاده مى کرده اند.
زنانى از قبیل لیلى الغفاریه ، ام کبشة القضاعیه ، ام سلمه ، معاذة الغفاریه ، ام سلیم ، ربیع دختر معوذ، ام زیاد الاشجعیه ، ام ایمن ، ام سنان الاسلمیه وام عطیة الانصاریه تمامشان در جنگها به همراه پیامبر(صلى الله علیه و آله ) مى رفتند تا مجروحین و بیماران را معالجه نمایند. و بخاطر همین مطلب (مداواى مجروحین و مریضها) ام عطیه در هفت جنگ به همراه پیامبر(صلى الله علیه و آله ) رفت، و زن دیگرى در شش جنگ براى مداواى مجروحین و مریضها ، پیامبر را همراهى کرد.
از انس نقل شده که گفت : رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) مى جنگید و ام سلمه و زنان همراه او از انصار، آب مى دادند و مجروحین را مداوا مى نمودند.
از ربیع دختر معوذ نقل شده است :ما با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بودیم و آب مى دادیم و مجروحین را مداوا مى نمودیم و وارد قتلگاه مى شدیم . حشرج بن اشجعى از جده اش ام ابیه نقل کرده که ایشان گفت : من با پنج زن دیگر در جنگ خیبر براى مداواى مجروحین و کارهاى دیگر رفتیم ، و پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) براى آنان سهمى از خرما اختصاص داد.
از ام سلمه نقل شده که فرمود :رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) با ما، زنانى از انصار به جنگ مى رفت تا سقایت کنیم و مجروحین را مداوا نماییم.
از زهرى نقل شده که : همیشه زنان به همراه رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) در جنگها بودند و به مجروحین آب مى دادند و آنان را مداوا مى نمودند و همانند این کلام از مالک در عتیبه نیز نقل شده است .
ابراهیم از جهاد زنان سؤ ال کرد. حضرت فرمود :آنان همراه رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) بودند و مجروحین را مداوا مى نمودند و به جنگجویان آب مى دادند.
ابن عباس در جواب نجدة الحرورى نوشت :نامه اى به من نوشتى و سؤ ال کردى که آیا پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) به همراه زنان به جنگ مى رفت ؟ ایشان با زنان به جنگ مى رفت و آنان مجروحین را مداوا مى نمودند.
مسعودى و دیگران در باره واقعه روزعماس مى گویند: مسلمانان به جنگ با آنان روى آوردند، پس غالب شدند و آنان را پشت سرگذاشتند و زنان و بچه ها، شهدا را دفن مى کردند و مجروحان به سوى زنان مى آمدند و زنان آنان را معالجه مى کردند، همچنان که روایت على بن ابى حمزه وعلى بن جعفر برآن دلالت مى کرد.لکن درمقابل مى بینیم که :
آنچه طبرانى نقل کرده از اینکه زنى ازعذره از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) اجازه خواست تا با فلان لشکر همراه شود، ولى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به او اجازه نداد، سپس آن زن گفت : یا رسول اللّه ! من نمى خواهم بجنگم ، بلکه مى خواهم مریضها و مجروحین را مداوا کرده یا سقایت مریضها را انجام دهم و حضرت فرمودند: مبادا این سنّت شود و گفته شود، فلان زن به جنگ رفت و من هم به تو اجازه داده ام ، لکن تو سرجاى خود بنشین .و به همین مضمون براى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با ((ام کبشه قضاعیه نقل شده است .
همچنانکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) به ام ورقه انصارى براى رفتن به جنگ ، براى مداواى مجروحین و مریضها اجازه نداد.
امّا حقیقت این است که : این مطالب به گفتار پیشین زیان نمى رساند، بلکه مؤ ید آن است براى آنکه در اوّلى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) براى منع خود دلیل آورده به اینکه : دوست ندارم این مطلب سنّت شود. پس پیامبر(صلى الله علیه و آله ) دوست نداشت ، این عمل به صورت عادت درآید.
دوّم : معالجه و مداواى زن توسط مرد
قبلاً گذشت که تمام بدن زن،نسبت به مرد عورت مى باشد. اگر چه نگاه کردن به بعضى از مواضع (مثل عورت ) از نظر مفسده و شدت زشتى نسبت به نگاه کردن به بعضى مواضع دیگر مثل دستان زن بیشتر مى باشد. و به همین دلیل منحصراً زنان باید زنان را معالجه نمایند. پس جایز است که زن یک زن دیگر را معالجه نماید. لکن نگاه کردن به عورت زن مورد معالجه حرام مى باشد، مگر در موارد ضرورت ، پس اکتفا مى شود به مواردى که آن ضرورت از بین برود. پس اگر امکان دارد که از طریق آیینه نگاه کرد، جایز نیست مستقیماً به عورت نگاه کرد.) و اگر نیاز به نگاه مستقیم باشد، فقط به تعداد و مقدار ضرورت از نظر زمان و کیفیت میباید اکتفانمود. و با وجود مماثل ، رجوع به مرد جایز نیست . به خاطر همین ضرورت بود که امیر مؤ منان (علیه السلام ) از دایه کوفه خواست به یک کنیزى نگاه کند تا ببیند که آیاآن کنیز باکره است یا غیر باکره . و مانند این از پیامبر (صلى الله علیه و آله ( روایت شده است .
اگر ممکن باشد اکتفا به نگاه کردن ، جایز نیست لمس کردن عضو، حتى از روى لباس یا مثل آن . و غیر این موارد و مثالها که قبلاً به آن اشاره شد .
و بر عدم جواز معالجه کردن زن توسط مرد در صورتى که زنان بتوانند او را معالجه نمایند روایاتى دلالت دارند:
روایتى از على بن جعفر که از برادرش (علیه السلام ) سؤ ال کرد در باره زنى که زخمى در رانش یا دستش ایجاد شده ، آیا مرد مى تواند به آن نگاه کند و آن را معالجه نماید؟ فرمودند:نه على بن جعفر از برادرش (علیه السلام ) نقل مى کند که فرمود : در باره زنى سؤ ال کردم که آیا مرد مى تواند او را حجامت کند؟ فرمودند:نه
وهمچنین از امیر مؤ منان (علیه السلام ) در باره پسر بچه اى سؤ ال شد ،که آیا مى تواند زنى را حجامت کند؟ فرمود: اگر خوب و بد را مى فهمد جایز نیست.

اخبارى که دلالت مى کند بر جواز، در حال اضطرار و به آن اندازه که رفع ضرورت شود :
از على(علیه السلام ) در باره زنى که بچه در شکمش مرده و خوف هلاکت آن زن میرفت سئوال شد و حضرت فرمود ند:در صورتى که زنان نتوانند به او کمک کنند، اشکال ندارد که مردى دستش را [در رحم زن ] داخل کند و آن [جنین مرده ] را تکه تکه و خارج کند.
از امام باقر (علیه السلام ) در باره زنى که بدنش امراضى دارد، سؤ ال کردند که آیا جایز است مرد او را معالجه کند؟ فرمود : در صورتى که مجبور شود، اشکالى ندارد.
و در روایت دیگر آمده است راوى مى گوید درباره زن مسلمانى سؤ ال کردم که یک بلا و دردى در بدنش پدید آمده و این درد یا شکستگى است و یا جراحت مى باشد و در جایى پدید آمده که براى پزشک مرد جایز نیست به آنجا نگاه کند، وچون پزشک مرد بهتر از پزشک زن مى تواند معالجه کند، آیا جایز است براى پزشک مرد که نگاه کند به این زن مریض ؟ حضرت فرمودند :هرگاه اضطرار به این کار پیدا شود، مرد مى تواند زن را در صورتى که زن بخواهد معالجه کند.
و گفته مى شود که همانا شمردل به پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) گفت : من طبابت مى کنم در آنچه براى من جایز است و زنان جوان نزد من براى طبابت مى آیند، تکلیف من چیست ؟ حضرت فرمودند :اگر نسبت به آنان اضطرار پیدا کردى ، مى توانى از آنان به قصد معالجه خون بگیرى و مرض ها را معالجه کنى،لذا نتیجه میگیریم که معاینه و پرستاری فقط در هنگام ضرورت وآنهم به قدررفع آن ضرورت است که مانعی نداشته همانطور که پیامبر اکرم،تاکید داشته اند که این امر سنت نگردد ونه اینکه شاهد وضعیت تاسف بار کنونی باشیم!

16- هر روز که می گذرد شاهد اعتراف محققین و دانشمندان خارج از این مرز و بوم در انطباق و تطبیق فرمایشات اهل بیت با آخرین دست یافته های علمی روز بوده که این جمله ی امام جعفر صادق ( علیه السلام ) را یاد آور شده که هر قدر علوم پیشرفت نمایند سبب پیشرفت و تقویت دین می شوند و وقتی به کنه حقایق دینی پی می بریم ، در ما احساس لذت ایجاد شده چرا که می بینیم ، کامل و بی نقص است و وقتی چیزی کامل و بی نقص باشد، زیبا می گردد و ما از زیبایی حقایق دینی دچار انبساط خاطر می شویم .

17- درطب رایج چون ریشه وعلت اصلی بسیاری از بیماریها مشخص نبوده،علارغم همه پیشرفتهای ظاهری،توفیقی در درمان بسیاری از بیماریها حاصل نکردیده ولذا به صورت علامتی به درمان بیماریها پرداخته،در صورتی که جامعیت طب اسلامی،باعث کردیده که فرد با رعایت آن ،از سلامت روحی وجسمی کامل برخوردارباشد.

داشتن برنامه ای دقیق و جامع برای انسان ،حتی قبل و حین انعقاد نطفه و سپس حین و بعد از بارداری،تا زمان مرگ وی و توجه به کلیه امور مورد نیازمان، تا آنجا که می فرمایند تا روز قیامت چیزی نیست که به کارتان بیاید جز آنکه ما گفته ایم و چیزی نیست که برایتان بد باشد جز آنکه ما گفته ایم ( اصول کافی , جلد 2 , صفحه 74 )

18-باکمی تفکر وتعمق در گفتاروکردار معصومین(ع) درباب مسائل بهداشتی ودرمانی میتوان فهمید که ایشان در وهله نخست به پیشگیری(1) وسپس درمان توجه نموده لذا میتوان ازاین امردرجهت آموزش فرزندانمان ازهمان اوایل کودکی استفاده نمود، تادر آینده ای نه چندان دورشاهد خانواده وجامعه ای سالم وتندرست باشیم

19- قسمتی از علم حروف : حروف نقطه دار ، حروف بی نقطه، حروف نورانی، حروف ظلمانی ، حروف ملفوظی، حروف ملبوبی ، حروف تاج، حروف کرسی

حروف شمسی ، حروف مونث، حروف مذکر، حروف ابجد کبیر، حروف اکدخ، حروف ابجد قطب، حروف احست، حروف اجهز

حروف ایقغ، حروف انسغ، حروف افسج، حروف حربه، حروف کرسی، حروف شمسی، حروف عمود، حروف قمری، مخارج حروف، حروف سعد، حروف نحس، حروف ممتزج، حروف داخل، حروف خارج،حروف منقلب ، حروف شرقی، حروف غربی

حروف جنوبی، حروف شمالی، حروف امراض، حروف روز شنبه، حروف روزیکشنبه، حروف روزدوشنبه، حروف روزسه شنبه
حروف روزچهار شنبه، حروف روزپنجشنبه، حروف روزجمعه ، حروف آتشی، حروف بادی، حروف آبی، حروف خاکی، حروف حامل، مخارج حروف، حروف داخل، حروف خارج، حروف منقلب، حروف سعد، حروف نحس و.......

20- ایات قران مملو از ارشادات ورهنمودهای طبی میباشد واهل بیت در شئون مختلف ومتعددطب وطبابت به شکل همه جانبه وکامل سخن گفته اند و می بایست با نگاهی ابعادی درروایات وقران ،اصول وقواعدکلی طبی را از دل ان بیرون کشید.

21- الف-نقدسندیانقدخارجی:دوری از زیاده ونقصان وتحریف-شرط لازم --- یاایها الذین امنوا ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا...(سوره حجرات ایه 6)ای کسانی که ایمان اورده اید ، اگرفاسقی برای شما خبری اورد،دردرستی ان تحقیق کنیدتامبادا قومی را بجهالت بکشید،ان گاه برانچه مرتکب گشته ایدپشیمان گردید.

امام علی(ع):اذاحدثتم بحدیث فاسندوه الی الذی حدثکم فان کان حقا فلکم وان کان کذبا فعلیه:هرگاه حدیثی بازگو کردید،سند ان را نیز بیان کنید،در این صورت اگر ان حدیث راست باشد،بحساب شما گذارده میشود و اگر دروغ باشد برعهده ناقل ان است.

وضاعین چیره دست،احادیث موضوعه خود را با سندهای صحیح وموثق جعل نموده وحتی به رجال وراویان مورد اطمینان و ماخذهای نخستین روایی نسبت می داده اند.

به لحاظ قوائد درایه الحدیث،روایات طبی از نظر سندی مشکل دارند(احتمالا علما در گذشته این روایات را انچنان مهم ندانسته که مقید به ثبت سند حدیث بوده ویا این روایات را از ان بی نیاز میدانسته اند(چون این روایات از دید انها اهمیت روایات فقهی رادرباب فهم دین دارا نیستند)

لازم به ذکر است که قسمت عمده ای از این روایات طبی در منابع وماخذها ی اصلی دارای سند میباشند(ضمن اینکه بسیاری از این گنجینه های روایی در گذر تاریخ بدلایل گوناگون از تغییروتحریف مصون نمانده وموردتاراج نااهلان ، دسیسه چینان، مغرضان وغلات قرار گرفته لذا نیازبه تحلیل و تشریح فنی ونقد عالمانه دارند)

نقل به معنا (گروهی از راویان حدیث به علت طولانی بودن روایات ،ضعف حافظه و مشکل در کتابت حدیث و...انطور که خود استنباط نموده بودند ، معانی مستفاداز روایات راباالفاظ انتخابی خویش واحیانا همراه پاره ای الفاظ وعبارات معصومین که در خاطر داشتند بیان میکردند) علامه طباطبایی : این تشویش واضطراب واختلاف که در روایات دیده میشود ازراه نقل به معنا درانها راه یافته ،راویان فرمایش امام را با عبارت خودشان نقل کرده اند ، در نتیجه این طور شده است.

باوجود کثرت روایات مجعول وساختگی...اینمورد بیشتر در مورد روایات غیرطبی صادق بوده وبه روایات طبی ، دراین خصوص کمتر لطمه ای وارد شده است.

ب-نقد متن یا نقد داخلی-شرط کافی---

امام جعفرصادق(ع):فان المعرفه هی الدرایه للروایه وبالدرایات للروایات یعلو المومن الی اقصی درجات الایمان:معرفت در فهم روایت است وبواسطه فهم روایات است که مومن به برترین درجات ایمان نائل میگردد.

امام جعفرصادق(ع):حدیث تدریه خیرمن الف حدیث ترویه:یک حدیث رابفهمی به ازان است که هزار حدیث رانقل کنی.

ائمه برانندتا توجه مسلمانان رابه سوی بحث وتدقیق درعلل واسباب جلب نموده،امام چون فتوایی برای اصحاب صادر میکنند،به انان امر میکنندازاوبپرسندکه ماخذ ومخرج این فتوا در کجای قران است ولی کوشش امام در تشویق وترغیب انان ، ان طور که باید در انان موثر نمی افتد،چراکه با این حال انان فقط پاسخ مسئله خویش را میستانند وبس

نقد متن حدیث ورعایت ملاک ها وروشهای فنی ان ،محققان را از افراط وتفریط در پذیرش یا عدم پذیرش احادیث طبی باز خواهد داشت.

نحوه نقدمتن حدیث:

1:ملاک های قرانی :عن الصادق(ع)خطب النبی بمنی فقال:ایهاالناس ما جائکم عنی یوافق کتاب الله فانا قلته وما جائکم یخالف کتاب الله فلم اقله:رسول خدا در منی ضمن خطبه ای فرمودند:ای مردم انچه از من به شما میرسد وموافق کتاب خداست پس من انرا گفته ام وانچه به شما میرسد ومخالف قران است نگفته ام.

امام محمد باقر(ع):به انچه ازمابه شما میرسد بنگرید،اگرانرا موافق قران یافتید پس به ان عمل کنید واگر موافق نیافتید کنار بگذارید واگر بر شما مشتبه گردید،توقف کنید.

امام صادق(ع):هرحدیثی که موافق کتاب خدا نباشد ، باطل است

2:ارزیابی احادیث طبی با قطعیات دانش پزشکی:علم ودانش بشری زیرمجموعه ای از عقل او میباشد-

امام موسی کاظم(ع)همانا برای خداوند برمردم دو حجت است ، حجت ظاهری و حجت باطنی،عقل میباشد.توجه به منشاء علم لدنی ائمه واز طرفی تدریجی ودگرگونی دانش بشری---ازطرفی انچه معصوم فرموده درست وثابت وزوال ناپذیراست واما انچه مربوط به راویان بوده وانچه به ما منتقل نموده اند نبز در معرض خطا واشتباه وتغییر است

اهل بیت فرموده اند:هرگاه سخن ما را شنیدید وحقیقت انرا در نیافتید،پس انرا به خود ما باز گردانید ودر فهم ان توقف کنیدتاحق بر شما اشکار شود.

3:تشکیل خانواده حدیث:چون امامان ، نوری واحدند، با جمع اوری روایات حول موضوع خاص ، تعارض ، ناسخ ، شارح ، مبین ، مقید ان مشخص میگردد.

اهل بیت فرموده اند مااگر سخن بگوئیم موافق باقران وسنت سخن میگوئیم،ما ازخداورسولش نقل میکنیم ونمیگوئیم فلان کس وفلانی گفت تا کلام ما متناقض شود،سخن اخر ما مانند سخن اول ماست وسخن اولین ما تصدیق کننده سخن اخرین ماست.

امام رضا(ع):درروایات ما،محکم ما مانند قران ومتشابه مانند متشابه قران وجود دارد،پس متشابه ان را به محکم ان بازگردانیدواز متشابه ان بدون محکم ان پیروی نکنید که گمراه میگردید.

گاه حدیثی ازمعصوم صادر شده که در حدیث دیگر از همان معصوم تفسیرشده که باعث رفع اختلاف وابهام میگردد.

فائده خانواده حدیث:فهم دقیق وروشن شدن حکم نهایی بعلت ارتباط وتخصیص وتقیید وتبین...

4:نقش زمان و مکان وفضای صدور حدیث در نقد وفهم روایات طبی:شناخت ونقد احادیث طبی نیز به صورت دیگری نقش ایفا میکنند،به این معنا که عوامل زمان ومکان ، جو صدور حدیث و مخاطبان معصوم ودر مجموع در نظر گرفتن فضای صدور حدیث ، درنقد حدیث موثرند. گاه ممکن است معصوم در مقام بیان وتشریح حکم نبوده وکلامش به دلیل ضرورت ، اضطرارو...صادر شده باشد.گاه سائل از امام سئوال خاصی را مطرح میکند وجواب امام در مقابل وناظربه ان میباشد،بنابر این جنبه کلی وعمومی ندارد.

5:رجوع به مصادر اصلی ونسخه های قابل اطمینان

6:عدم جمود بر لفظ(پرهیزاز اخباری گری وتندروی وافسارگسیختگی) نوع نگاه ما به روایات طبی میبایست از جمود فکری بکناربوده ودر عوض با رویکرد نقد وتحلیل وارزیابی با ان برخورد کنیم.

برای نقد متن روایات طبی ، باید بررسی روایات طبی با معیارها وملاک های قرانی ،سرلوحه نقد این احادیث قرار گیرد، معیارهای دیگر ، همچون استفاده از دستاوردهای علمی بشری ، بکارگیری متون ومصادر اصلی ومطمئن،تشکیل خانواده حدیث ، در نظر گرفتن فضا و مقتضیات زمانی ومکانی صدور حدیث و...ودر مراحل بعدی وبه فراخور ضرورت مورد استفاده قرار میگیرد، لذا شیوه ای که برخی از معاصران در بررسی روایات طبی صرفا با استفاده از گذاره های پزشکی مدرن بکار گرفته اند وجنبه های دیگر نقد متن وسند این روایات رامورد غفلت قرار داده اندرا نمی توان نقد علمی این روایات دانست.گستردگی روایات طبی به حدی است که دسته بندی این روایات را ضروری می سازد.

تکلیف ما دربرخورد با روایات طبی:1-مطابق با کتاب خدا وسنت باشد.2-اگر دلیل عقلی برای محال بودن ان نداشته ونیز دلیل نقلی برای ان وجود نداشته باشدوازطرفی هنوز صحیح بودن ان مشخص نشده ، تکلیف ما در چنین موقعیتی،توقف دربرابر این دسته روایات است.

نحوه نقد حدیث از دید کلینی در مقدمه کافی:1-عرضه حدیث بر قران2-پذیرش حدیث مخالف با رای عامه3-عرضه حدیث بر اجماع علمای امامیه

نه حدیث صحیح واحد (غیر متواتر)را میتوان به صورت قطعی به معصوم نسبت داده ونه حدیث ضعیف را دروغ پنداشت (از فواید دانستن ضعف سندی حدیث این است که در بررسی عقلی ومحتوایی روایت جا نب احتیاط را در پذیرش محتوی ومفهوم روایت با توجه به نسبی بودن علم بشری ، برایمان به ارمغان می اورد.

نتیجه:

نیاز به بررسی سند،احوال راویان وبررسی متن سندبامبانی وروشهای عالمانه ومنطقی ومعیارهای کارامدوموثروعرضه حدیث به قران ومسلمات عقلی وعلمی ومتدهای دیگرنقدحدیث(تحقیق وبررسی دراصل صدورحدیث،بررسی وکشف جهت صدور حدیث ونیز بررسی مورد صدورحدیث وبررسی وکشف دلالت حدیث)واستفاده از دستاوردهای علمی بشری،بکارگیری متون ومصادراصلی ومطمئن،تشکیل خانواده حدیث،درنظر گرفتن فضاومقتضیات زمانی ومکانی صدور حدیث{شرایط جوصدورحدیث ومخاطبان}بااستفاده ازعلوم مختلف مانندفقه الحدیث واصول فقه که دلالت الفاظ وعبارت حدیث راروشن میسازد، دست در دست هم داده تا مقصود ومرادمعصوم مشخص و ازایجاد خدشه به سیمای ایشان پرهیزگردد.

22-امام جعفر صادق ( علیه السلام ) را یاد آور شده که هر قدر علوم پیشرفت نمایند سبب پیشرفت و تقویت دین می شوند و وقتی به حقایق دینی پی می بریم در ما احساس لذت نموده چرا که می بینیم که کامل و بی نقص است و وقتی چیزی کامل و بی نقص باشد زیبا می گردد و ما از زیبایی حقایق دینی دچار انبساط خاطر می شویم .

 

23- الله الله فی القرآن لا.... ( خدا را ، خدا را ، در عمل به قرآن کسی از شما پیشی نگیرد ) آیا آن روزی که مولا فرمودند همین امروز نیست که با وجود صدهامرکز تحقیقات طب اسلامی درخارج از کشور، عده ای از مسئولین که فهم ودرک صحیحی از موضوع واهمییت طب انبیا ومعصومین نداشته به دلایل وتوجیها ت واهی ازایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات طب اسلامی، شانه خا لی کرده، با این تصور که ورود به این عرصه، ممکن است به اعتقادات مردم خدشه وارد نماید.!! در حالی که میبینیم بر روی یک جمله امام جعفر صادق علیه السلام در خصوص نحوه انتقال بیماری توسط امواج، بیش از25 سال کار تحقیقاتی با صرف هزینه ای شگرف در یکی از مراکز تحقیقاتی کشور روسیه انجام گرفته و چندروزی است که توسط یکی از متخصصان رشته ایمونولوژی کشور خودمان ارتباط بین سردی و گرمی و سیستم ایمنی و خصوصیات افراد و تغذیه ی آنها مشخص و در مجلات معتبر اروپائی هم به چاپ رسیده است

24-پزشکى از موارد گسترده اى بوده که به احکام و قوانین اسلامى به طور مستقیم یا غیر مستقیم نیاز دارد و چون وظیفه فقیه کشف احکام ثابت الهى براى موضوعات مختلف و تطبیق قواعد و کلیات ثابت بر مصداقهاى متحول و متغیرش مى باشد( پس فقیه احکام شرعى را جعل و تشریع نمى کند ، بلکه از آنها پرده بر مى دارد وقاعده را بر مواردش ‍ تطبیق مى دهد

25- مگر نه این است که تا مدتی قبل در حوزه علمیه، طب تدریس می گردید و چطور ممکن است مرجع گرانقدری در مورد مسائل طبی نظری بدهد ولی از طب چیزی نداند ؟ و صرف اطمینان به پزشکان متعهد برای پاسخگوئی بمسائل طبی آنها، کافی نبوده چرا که ما پزشکان در سیستمی تحصیل کرده ایم که با مکتب طبی اهل بیت عصمت و طهارت همسو نبوده و حتی در جائی اهل بیت از آن برائت جسته­اند...

ایا با توجه به عدم جواز مصرف گوشت خوک ، شراب ، خون و گوشت مرده{ حرم علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر ( سوره بقره آیه 173 ) و این فرمایش معصوم که خداوند در حرام شفا قرار نداده و این گفتار امام رضا ( علیه السلام ) در حکمت احکام الهی : ما می بینیم آنچه خداوند تبارک و تعالی حلال نموده،در آن صلاح و بقای بندگان میباشدو بدان نیازی است گریز ناپذیر و هر آنچه را حرام کرده ، بندگان را بدان نیازی نیست و همه موجب تباهی و زمینه نابودی } دستهایی پنهانی در کاراست ، که از استخوان خوک در تهیه ژلاتین کپسول های داروئی مصرفی استفاده شده ، ازخون گاه در مکملها ، داروهای تقویتی و شیرخشک های وارداتی واکنون در کشور عزیزمان به عنوان مکمل غذای دام وطیور وماهی بکار رفته وگاه از جنینهای سقط شده در کشورهای غیر اسلامی برای تهیه کرم ، پماد و وسایل آرایشی وارداتی استفاده می شود (در جایی که در روایات نهی از دادن شیر فرد کافر و منافق شده و حتی در صورتی که مسیحی و یهودی واهل کتاب باشد، می باید در ایام شیردهی از مصرف گوشت خوک و شراب و ...احتراز کرده باشد.

) همچنین استفاده وسیع از شراب {همان ام الخبائث یادشده در روایات که زیان ان علاوه بر خود فرد، تا 70 نسل بعد هم منتقل شده و این نشان دهنده تاثیر آن بر ژنوم و DNA انسان میباشد و برای شرح آن لازم است جزوه مفصلی نگارش گردد} بدون توجه به عدم جواز مصرف آن طبق فرمایشات اهل بیت ، حتی به صورت ترکیب با سایر داروها ونیزدر هنگام ضرورت(که می توان گوشت حیوان مرده رادرهنگام ضرورت برای حفظ جان مصرف نموده ولی مصرف الکل به دلایلی که ذکرفرموده اند، نهی شده است) که متاسفانه بطوروسیع در صنایع غذایی و داروئی ( بعنوان حلال )...، بکاررفته و همچنین باتوجه به این فرمایش پیامبر ( صلوات الله علیه و آله ) در مورد عدم جواز عقیم کردن افراد و ذکر این مطلب که چنین افرادی از امت ایشان نمی باشند و سیاستهای گزینشی! سازمان بهداشت جهانی(آیا از آمار مساعدت ها و وام های سازمان های بین المللی همچون یونسکو و سازمان ملل جهت امر تنظیم خانواده در ایران اطلاع دارید و این که کشور ما در لیست کشورهای موفق در امر کنترل جمعیت قرار داشته...

) و اطاعت کورکورانه ما از آنها و آمار رو به رشد توبکتومی(به طور کلی برای انجام توبکتومی شروطی توسط مراجع گرانقدر لحاظ شده که به شرح ذیل میباشد:

الف-موجب نازائی دایمی نشود . (که تقریبا به طور قطعی موجب عقیمی دایمی می شود)

ب-ضرر به مزاج نرساند( آندومتریت – هیدروسالپنکس – آندومتریوزیس بی نظمی در ترشحات غدد داخلی بدن)

ج-ضرر به عضو نرساند .( دردهای مزمن , بروز ناهنجاری در دیواره مخاطی رحم , بیماری های مزمن زنانه )

د-شوهر راضی باشد . ( عقیم کردن زن از موضوعات مستنبطه شرعیه می باشد نه خارجیه و احاله آن به حکم و تجویز عقلایی درست نیست و مفسده و ضرر جسمی برای عقیم کردن زن از لوازم حتمیه آن است و تعلیق آن به عدم آن , تعلیق به امر محال است و در این امر اذن و اجازه شوهر مدخلیت ندارد و حرام است مگر در هنگام ضرورت برای حفظ جان مادر و نه در امور اعتباریه دیگری همچون فقر , تعدد اولاد )

ه-عمل همراه با محرم شرعی نباشد( نظر و لمس عورت زن برای غیر شوهر جایز نیست مگر درهنگام ضرورت برای حفظ جان )

از طرفی به بهورزان ، ماماها و پزشکانی که بتوانند افرادی را برای عقیم شدن متقاعد کنند ازطرف وزارت بهداشت ودرمان پاداشهائی درنظر گرفته شده وگاه میبینیم به افرادگفته می شودکه اعمالی همچون توبکتومی ووازکتومی کاملا قابل برگشت بوده درصورتی که این احتمال در مورد توبکتومی ، 2تا3 در هزار{ودرمورد وازکتومی کمتر از 50% } می باشد.( یعنی عقیمی دائم )

) ، وازکتومی(در کتاب مفتاح الکرامه آورده شده که گفتار علامه در قواعد این است : اگر کسی کاری کند که قوت منی آوردن و آبستن نمودن را از مردی بزداید می باید یک دیه کامل به او بدهد(علاوه بر معصیتی که نموده ...)پیامبر(ص)فرموده است که هرکه کاری کند که خود راعقیم سازد،از امت ایشان نمی باشد.) ،قرص های Aftermorning(آیا می دانستیم بلافاصله بعد از انعقاد نطفه در صورت سقط آن می بایست 20 دینار (حدود 800 هزار تومان ) به شارع مقدس علاوه بر گناهی که کرده ایم بپردازیم لازم به ذکر است بعد از انعقاد نطفه سقط آن حکم القاء من شاهق ( از بلندی خود را به اختیار روی زمین انداختن ) را داشته که به مجرد القا به اختیار , مرگ او مستند به او می شود و در میان آسمان و زمین که دارد پایین می آید , نمی تواند ادعا کند که مرگ من اختیاری نیست و من تقصیری ندارم .

ودراین خصوص لازم است تا به روایت ذیل توجه نماییم

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: کنیزى خریدم و چون، حیض او به تأخیر افتاد و فکر کردم فساد خون یا باد رحم موجب تأخیر شده باشد، داروئى به او دادیم که در همان روز اول باز شد. در صورتى که نمى‏دانیم عقب افتادن حیض به علت آبستنى است، آیا تجویز این داروها جایز است؟ ابو عبد الله گفت: در صورتى که علت تأخیر، معلوم نباشد، تجویز دارو روا نیست. من گفتم: این ماه اول است که حیض او به تأخیر افتاده است در این صورت، اگر تاخیر حیض به علت آبستنى باشد، با تجویز دارو، نطفه جنین را از رحم او خارج کرده‏ایم، مثل آن که انسان به موقع مباشرت نطفه خود را عزل مى‏کند و در خارج رحم مى‏ریزد. ابو عبد الله گفت: بعد از آن که نطفه در رحم زن جا بگیرد، مانند کرم به جدار رحم مى‏چسبد، بعد مانند گوشت جویده مى‏شود، بعدا رشد مى‏کند و به صورتى که خدا بخواهد خلق مى‏شود. اما اگر نطفه در خارج رحم بریزد، چیزى خلق نمى‏شود. پس اگر خونریزى کنیزت به تأخیر افتد، گرچه یک ماه بیشتر نباشد، به او دارو مده.. وقرص ها وآمپولهای جلوگیری از بارداری با آن همه عوارض جانبی(که در ذیل به نمونه ای از این موارد اشاره میشود)

گوارشی:تهوع –استفراغ-کرامپ-اسهال-نفخ-یبوست-تغییردراشتها-یرقان کلستاتیک

پوستی:کلواسما،ملاسما،اکنه،راش،کهیر،اریتم،خارش،هیرسوتیسم،آلوپسی،حساسیت به نور-،افزایش ریسک ریزش مو

قلب وعروق:افزایش فشار خون-وضعیتهای ترومبوآمبولی-احتباس مایعات-ادم

اندوکرین:کاهش تحمل گلوکز-افزایشTBG-PBI-T4-T3

ادراری تناسلی:خونریزی ناشی از قطع دارو-آمنوره-لکه بینی-دیسمنوره-گالاکتوره-هیپرپلازی داخل سرویکس-واژینیت-سندرم شبه سیستیت-تغییرات پستان

دستگاه عصبی مرکزی:افسردگی-خستگی-سرگیجه-حالت عصبی-اضطراب-سردرد

چشم وگوش وحلق وبینی:نوریت عصب چشمی-ترومبوز شبکیه-کاتاراکت

خونی:افزایش فیبرینوژن-فاکتورهای انعقادی

موارداحتیاط و منع مصرف داروهای ضدبارداری خوراکی وتزریقی(هورمونی): سرطان پوست و یا دستگاه تناسلی , بیماری های ترومبوآمبولیک بدخیمی وابسته به استروژن , تومور کبدی , حاملگی , بیماری های قلبی و عروقی و مغزی , خونریزی های رحمی با علت ناشناخته , سابقه افسردگی شدید , فشار خون بالا , مصرف داروهای ضد انعقاد و یا اختلالات انعقاد خون , وجود اختلالات کبدی , قاعدگی های نامنظم , وجود توده های پستانی و یا ترشحات غیر طبیعی از پستان , ابتلا به دیابت و چربی بالای خون افردای که سیگار زیاد می کشند , مصرف زیاد الکل , اختلالات تغذیه ای , آسم , تشنج منونوکلئوزحا د—بیماری - SICKLE CELLلوپوس اریتماتو-شیردهی-- سن بیش از چهل- افزایش میزان مرگ و میر زنان بالای سی و پنج سال-, وجود میوم رحمی و پولیپ دهانه رحم

به طورکلی معایب این دسته ازداروها به شرح ذیل میباشد:مصرف بعضی از داروها از جمله آنتی بیوتیک ها اثرات قرص های ضد بارداری را کاهش داده نیاز به حافظه و دقت فرد داشته موجب اختلال در سوخت و ساز کربوهیدرات ها شده , افزایش LDL, افزایش قشار خون-تداخل در نتیجه برخی آزمایشات خونی و حتی پاپ اسمیر , افزایش برخی عفونت های رحمی لکه بینی و خون ریزی در بین دوقاعدگی احتمال سرطان دهانه رحم , افزایش تومورهای خوش خیم کبدی ، احتباس مایعات , اختلالات گوارشی , واریس , تحریک پذیری یا افسردگی , تغییر در میل جنسی , لکه های روی صورت , سردرد , میگرن , از دست دادن بینایی یا اختلال در دید , کرخی و سوزن سوزن شدن یک طرفه , درد شدید در قفسه سینه و دست چپ یا گردن , دفع خلط خونی , درد شدید پاها , گرمی , حساسیت و ورم پاها و یا رگ های بسیار برجسته روی ران و ساق پا , اختلال در سخن گفتن , حساسیت و توده های کبدی , تغییرات مواد معدنی استخوان , واکنش های آلرژیک , حاملگی اتفاقی , افزایش وزن , عصبی بودن , ورم دست و پا , کمر درد , بی اشتهایی , آکنه , دردهای لگنی , دانه های پوستی , گرگرفتگی و درد مفاصل , آمبولی ریه , سرطان پستان و دهانه رحم , استفراغ , گیجی و ضعف...( افزایش احتمال لخته شدن خون در رگ ها که با کشیدن سیگار این ریسک بیشتر شده و خود منجر به بالا رفتن ریسک حملات قلبی و سکته مغزی در این افراد می شود )

در صورتی که میتوان بر روی روشها ئی چون استفاده ازمیخک(از روز پنجم عادت ماهانه روزی یک عدد به مدت 20 روز میل شده که نه تنها باعث رقت خون گرمی مزاج نشاط و . . .) و یا گلپر(روزی 5/2گرم از روز پنجم عادت ماهانه به مدت یک هفته که برای مشکلات گوارشی و . . . )ویا ماء الجبن و...درخانمها وداروی خوراکی ضد باروری در مردان مانند Gossypol که از روغن دانه ی یک نوع کتان به نام Gossypium استخراج می شود و پس از مصرف چند ماه قدرت ضد باروری آن ظاهر و تا چند ماه پس از قطع مصرف نیز اثر دارو ادامه مییابدو...... ، با جدیت کامل کارهای تحقیقاتی لازم صورت گرفته تا در صورت عدم مغایرت آنها با موازین شرعی، جهت استفاده وسیع از آنها اقدام نما ئیم.

واستفاده ازIUD (عوارض جانبی IUD : قاعدگی شدید همراه با دل پیچه , قاعدگی های نامنظم , خارج شدن IUD از محل خود , سوراخ شدن رحم , افزایش عفونت های لگن , افزایش حاملگی های خارج از رحم ( در صورت ابتلا به عفونت های لگنی این خطر برای استفاده کننده وجود دارد که دیگر هیچگاه نتواند بچه دار شود.) ... که گاه در مواردی عده ای جاهل ویامنافق برای گرفتن جواز این امور ، با وارونه جلوه دادن حقایق(شیاطین روزگار با مطرح کردن بحث ازدیاد جمعیت وصرف هزینه های میلاردی برای ترویج الگوهای شکست خورده غربی وهمراه شدن عده ای به ظاهر روشنفکرباآنها موجب ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه گردیده(متاسفانه به همه ابعاد و جوانب موضوع فکر نکرده )وازطرفی ما شیعیان و محبان اهل بیت وعصمت که در همه ابعاد زندگیمان الگو داریم ،میبایست حتی قبل از انعقاد نطفه، برای فرزندانمان برنامه داشته ،ولی متاسفانه به این رهنمودها عمل نمینمائیم (علاوه بر این،رعایت زمان وشرایط حین انعقاد نطفه نیز درسرنوشت او دخیل بوده ،و حتی رعایت تغذیه مادر در حین و پس از بارداری وهزاران نکته دیگر در تربیت آنها که برای لحاظ آن، لازم است ابتدا خود راتربیت نمائیم(در کتاب معراج السعاده ملااحمدنراقی به لزوم توجه به جنبه طب روحا نی ...) وهمچنین وقتی که به علت سیاست های غلط و نارسا روستاییان عزیز کشورمان را که جمعیت مولد کشور محسوب شده ، مجبور به مهاجرت به شهرها نموده مسلم است که پس از مدتی آمار جمعیت غیر مولد در شهر، افزایش یافته و مشاغل کاذب و آمار بزهکاری در کشور افزایش یافته و آن سرمایه ای که می بایست صرف عمران و آبادانی روستا گردد نه تنها توسط مسئولین کشور به آنها اختصاص نمی یابد، بلکه حتی با فروش دام و زمین . . . خود برای مهاجرت به شهر , به شهرها تزریق شده و ای کاش می دانستیم در کشورهایی مثل ژاپن با یک پنجم وسعت ایران و جمعیت بیش از 130 میلیون نفر ( آمار ده سال قبل ) مردم حتی بین خطوط راه آهن هم کشاورزی نموده و در کشور هلند که تنها به اندازه استان مازندران وسعت داشته جهت انتقال محصولات پنیر و کره شیر و گوشت و . . . آن به سایر کشورها کشتی ها می بایست مدتها در انتظار نوبت بمانند . و ای کاش وزارت جهاد سازندگی با همان سیاست های بدو تشکیل باقی می ماند و تنها و تنها رسالتش آبادانی روستاهای کشور می بود و مسئولین امر هم با جدیت تمام در جهت رفع مشکلات روستاییان در کلیه ابعاد برآمده تا نه تنها شاهد کاهش مهاجرت به شهرها بلکه معکوس شدن این روند می بودیم .(البته اخیرا حرکتهای مثبتی دراین زمینه صورت گرفته که انشاءالله ادامه پیدا کند)

ونیزدرجائی که درکشورها ی اروپا ئی واسرا ئیل و...سیاستهای تشویقی وحمایتی برای افزایش جمعیت خود داشته،ما با لحاظ روشها ئی چون توبکتومی ووازکتومی،کمر همت در جهت عقیم کردن مردم کشورمان بسته( کمترپزشکی است که نداند احتمال بارداری بعد از انجام اعمال فوق بسیار پائین ترازآماراعلام شده میباشد) وروشهایی همچون قرص های بعد از مقاربت ( Aftermorning ) وIUD بانامساعدکردن محیط داخلی رحم بعد از انعقاد نطفه تاثیر داشته(گاه اسپرم بعداز یک ساعت خودرابه تخمدان رسانده ونطقه منعقد میگردد) که از نظر شرعی .

وآنچه که با این حواس، ظاهرا درک نشده،واز آن در گذشته به عنوان حس ششم یاد میشد وامروزه علاوه بر استفاده در تحقیقات،در تبلیغات وتخریب اذهان(5)استفاده وسیعی میشود

متاسفانه این مطالب در سایر ادیان توسط شیاطین روزگار مورد تحریف قرار گرفته بعنوان نمونه در مورد شرب خمر در روایات از امام رضا علیه السلام اینطور نقل شده عن الریان بن صلت قال سمعت الرضا علیه السلام یقول:مابعثت الله نبیا قط الا بتحریم الخمر وان یقربالله بالبداء(خداوندهیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر به تحریم شراب و اینکه اقرار کند به خدا به بداء)(صفحه 204جلد1 اصول کافی باترجمه وشرح حاج سید جواد مصطفوی-با ب بداء ، حدیث 15 )

) ، بعضی از مراجع گرانقدرمان را هم دورزده­، لذا لزوم هوشیاری همه مراجع و علما برای جلوگیری از انحرافات تدریجی ، طبق پروتکلهای صهیونیستی بر ما واجب می گردد.

اختلاط غیر ضروری بین زن و مرد و بحث محرم و نامحرم بدون توجه به تاثیرات سوء این مطلب در سلامت جسم و روح و روان فردی واجتماعی، که لازم است در این خصوص عقل را حاکم قرار داده و خود قضاوت نماییم ،آیا بسیاری از این اختلاط ها در دانشگاه و بیمارستان و مداوای بیماران در جامعه ، منطبق با فرمایشات اهل بیت عصمت می باشد ؟

استفاده بی رویه از دارو، با آن همه عوارض جانبی و گاه استفاده از داروهایی که مدت ها است ، در کشورهای غربی به علت اثرات سوء آن ممنوع شده ولی بخاطر منافع شرکت های مافیایی دارو و جهل ما همچنان توسط ... در حال تجویز می باشدونیز عدم توجه به طبیعت بیمار به علت عم اگاهی ابعادی ما در..

منابع

استاد راهنما:آیت الله سیدحسن ضیائی

پایان نامه پژوهشی دراحادیث وروایات طبی(برادر گرامی جناب اقای محمد جواد شکوری)

آداب طبّ و پزشکى در اسلام با مختصرى از تاریخ طبّ(مؤ لف : علامه سیّد جعفر مرتضى عاملى ترجمه : لطیف راشدى با همکارى حسین برزگرى بافقى)
بحارالا نوار علاّمه مجلسى
توحید مفضل و.....

.........

نظرات ()



مفهوم ومعنای طب اسلامی
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/٢/۳

786

مطالب زیر مقاله استادی است که جهت تدریس رساله ذهبیه امام رضا(ع)به همراه خانواده وبا تحمل رنج فراوان ترک شهر ودیار نمودند ودر کمال تواضع درحال مطالعه وتدریس وتحقیق....

چرا وارد طب الائمه شدم؟

قدرتهایی داریم ناشناخته. به چشم نمی آیند و گاهی نادانسته حتی انکارشان می کنیم و جبهه می گیریم.

6- 7 سال به بیماری عجیبی مبتلا بودم به نام وسواس. بطوریکه نمی توانستم از منزل بیرون بیایم. کافی بود در کوچه ای خونی از بینی کسی بچکد تا کل آن کوچه بر من حرام شود. هر غسل واجبم قریب 1 ساعت طول می کشید و دو رکعت نماز صبحم را 7 بار تکرار می کردم و ظهر هم دو رکعت قضای آنرا به جا می آوردم . نذر داشتم یکسال، روزانه یک جزء قران بخوانم ، با اینکه قرائت یک جزء در نیم ساعت شدنی بود، برای من 5/1 ساعت زمان می برد. خواندن روایات و فتوای علما هم در من کارگر نیفتاد و من نتوانستم از این ابتلا خلاص شوم. به ستوه آمده بودم. تا اینکه یکبار در نماز آقای بهجت به قلبم خطور کرد از ایشان راهنمایی و کمک بخواهم. بعد از نماز خود را به ایشان رساندم و مشکلم را در میان گذاشتم. گفتم:« من در مستحبات مشکلی ندارم ولی در واجبات به شدت گرفتار وسواسم.» فرمودند:« شما کمی تربت و اب زمزم بخور» در همان لحظه حس کردم بیماریم برطرف شده است. تربت و آب زمزم را تهیه و به دستور ایشان عمل نمودم و اکنون 8 سال از آن روز می گذرد و دیگر نشانی از این بیماری در من نیست.

بعد از آن ، یکسال بنای تحقیقاتم شد« امام حسین ع» و « استشفا به تربت سیدالشهدا» و هر چه پیشتر رفتم ، بیشتر دانستم که راه همین است و ما غافلیم.

از ضروریات کار در طب اسلامی ، شناخت دقیق متون طب سنتی است. « الاشیا تُعرف بالمقابلها» اشیا با ضدشان شناخته می شوند. آدم ظلمت دیده نور را می شناسد و قدر هوا را کسی می داند که از آن محروم مانده باشد. بهر حال برای اینکه طب الائمه را بهتر بشناسیم و ببینیم همان تکرار طب سنتی است یا چیزی غیر از آن، لازم است که طب سنی را به خوبی در مطالعه بگیریم

_____

بر خلاف منابع درسیِ رشته پزشکی در دانشگاهها که حاصل تالیفات زبدگان و نام آورانی است که آثارشان در شئون مختلف طب محل توجه و استفاده است، در طب الائمه غیر از روایات وارده از سوی معصومین ع ، منبعی قابل استفاده نداریم. چرا که این گنج عظیم آنچنانکه باید در دایر دقت عالمان قرار نگرفته و از موشکافیهای عالمانه برای کشف اسرار بر کنار مانده است. بوعلی، جرجانی و عقیلی خراسانی، در طب سنتی شخصیتهایی جا افتاده اند, اما در حوزه طب الائمه جای چنین دانشمندی خالی است.

_____

تلخترین واقعیت این است که ما امامان معصوم را به درستی نمی شناسیم و نسبت به ابعاد مختلف شخصیت ایشان جاهلیم و این جهل باعث شده است که از دریای گوهرافشان دانش الهی آنان بی بهره بمانیم. از اینرو اصلیترین مقدمه برای ورود به منظومه ی طب الائمه ، امام شناسی است. تا علم امام را در فقه خلاصه ندانیم و مدیر بودن را برای امامان جامعه کافی نشناسیم.

لازمه این شناخت این است که از طرح شبهه و سوال در مورد شخصیت امام نهراسیم و یقین بدانیم که با چنین رویکردی است که جهل به معرفت بدل می شود و گنج پنهان به برکت جاری

____

کسی محضر امام آمد و گفت: کنیزی دارم که در خواب می ترسد(فزع النوم)، بیماریی که کسی نتوانسته علاجش کند. حضرت فرمود: فصدش کن

و او را فصد کردند و خوب شد.

حال اگر بگویند امام صادق ع چنین دستوری دادند، پذیرفته نمی شود. در حالیکه حضرت فرموده اند: در برابر روایتی که نام ما را بر سرش دیدید ، تسلیم باشید.

______

از جمله مسائلی که در مواجهه با روایات طبی ، مخاطب کم حوصله را می آزارد ، تعارضات ظاهر روایات است. این تعارضات هم در کلیات طب الائمه دیده می شد( مثلا در جایی اخلاط به 3 دسته و در جایی دیگر به 4 دسته و در جایی دیگر به 5 دسته تقسیم می شوند)و هم در جزئیات ( مثلا بنابر روایتی استحمام کردن باعث چاقی است و بنا بر روایتی دیگر ، علاج لاغری است)

شاید در ابتدا چنین به نظر برسد که مجموعه ای از روایات متعارض نمی تواند مبنای نظری و عملیِ حرفه ای باشد که کوچکترین خطا در آن جایز نیست.کسی محضر امام صادق آمد و گفت: «خبری که از جانب شما به ما می رسد دوگانه است و هر کسی چیزی می گوید.» امام فرمود: «یعنی یکی می گوید روز است و دیگری می گوید شب؟»

گفت:« نه تا این حد. ولی به هر حال ضد و نقیضند»

فرمود:« روایتی را که از طرف ما به شما می رسد ولو ضد و نقیض ، بپذیرید و بعد بیایید ما دلیلش را به شما می گوییم.»

_____

بر خلاف سایر فِرق، ما معتقدیم که امام زنده است و دریچه استعانت از ایشان باز. اگر چنین معنای عمیقی در جان انسان جا بگیرد ، باب توسل گشوده و انوار هدایت از این باب بر عقل و جان آدمی منتشر می شود. کم نیستند خوابهایی که در آنها اهل بیت علیهم السلام نسخه تجویز فرموده اند. حضرت امیر ع فرمود« کسی که کوشش کرد، یافت» « من جّد، وجد» و هر کسی که دری را بکوبد آن در باز می شود ولی باید بدانیم که آن در صاحبی دارد و باید آن صاحب را شناخت.

آیا همه روایات طبی قضیه ای در واقعه است و حضرات معصومین برای شخصی خاص که به ایشان مراجعه کرده نسخه تجویز فرموده اند؟

روایاتی هست که ایشان در آنها نسخه های کلی داده اند.نمونه آن در «رساله ذهبیه» امام رضاست که در آن رساله 20 صفحه ای، تمام بیماریهای بدن را شرح داده اند و علاوه بر ورود در 5 فن طب، نکاتی افزونتر فرموده اند. و در آخر رساله ( بحار/ 62/ صفحه 347) می فرمایند: «هر کس به این نوشته عمل کند و بدنش را با آن تنظیم نماید از هر بیماری در امان است و بدنش به حول و قوه الهی صحیح و سالم می ماند و خداوند عافیت را به هر که می خواهد عطا می نماید»

البته نسخه های شخصی هم وجود دارد.

____

متاسفانه متن حوزه فقط متن اصولی و فقهی است و هر طلبه ای که فقه و اصول نداند طلبه نیست اما پرداختن به سایر زمینه ها به علاقه و سلیقه افراد بستگی دارد. اگر کسی به مباحث عقلی علاقمند است فلسفه و کلام را دنبال می کند و اگر کسی به علم حدیث علاقمند است، حدیث را و قس علیهذا.

_____

در حوزه هنوز مباحث طبی رسمیت پیدا نکرده است و هر کس که در این زمینه کاری می کند بر پایه علاقه شخصی است. از یک طرف متن خاص در میان نیست و از طرف دیگر کسی که سراغ روایات می رود و با فهم آنها دست و پنجه نرم می کند، ناکام می ماند و سرانجام خسته کنار می رود. بنابراین تدارک متنی مناسب و عملی برای معرفی و ترویج این طب الهی ضرورتی انکار ناپذیر است.

_____

اینکه حضرت می فرمایند: «دوای بلغم حمام ناشتا است»، یک روایت ست. تبیین علمی روایات و تحلیل آنها با زبان علمی، کار ماست. باید با جمع بندی دانسته ها، روایات اهل بیت را با زبان علمی و فنی در هیات متنی عالمانه در جامعه رواج دهیم.

____

زمانی خیال می کردیم اگر کتاب بحارالانوار را داشته باشیم کل روایات را در اختیار داریم . بعد فهیدیم که این کتاب ، گلچین ، ثلث روایات از 45 منبع است که جلد 58 تا 66 آن درباره طب است منهای بحثهای پراکنده طبی در سایر روایات مثل «توحید مفضل» که چون نامش توحید بوده در جلد سوم آمده و یا رساله اهلیلیجیه که آن هم در جلد سوم آورده شده است.

غیر از این مباحث پراکنده ، 9 جلد بحار در باب طب است. البته علمای دیگری هم در این زمینه کار کرده اند مانند سید عبدالله شبر که در زمینه های مختلف از جمله طب الائمه کتاب نوشته اند و در مقدمه گفته است:« می بینم مردم به این در و آن در می زنند و ما چرا از طب الائمه استفاده نمی کنیم»

_____

در طب ائمه اسباب و علایم به امور جسمانی محدود نمی شود. مثلا یکی از اسباب بیماری، گناه است. وقتی فهمیدیم سبب بیماری گناه است دارو دیگر فایده ندارد. چون درمان باید بر اساس سبب باشد. وقتی سبب امری روحانی است ، پرداخت به جسم چه فایده ای دارد.

_____

در روایتی ( جلد 10/ صفحه 171 بحار) حضرت امام صادق در مباحثه با یکی از زنادیق می فرمایند:« ان المرض علی وجوه شطی.» مرض وجوه مختلفی دارد. مرض البلوی: مرضی که مرض امتحان است. حضرت ایوب کجا خود را مداوا کند وقتی قرار است در دستگاه الهی امتحان شود؟ این درمان ندارد. در طب سنتی اسباب و علائم را کاملا استقراء نکرده اند. مرض العقوبه: یعنی باید عقوبت کاری را که کرده بچشد. مثلا در روایت آمده است« اگر در جامعه ای زنا زیاد شود خداوند مرگ ناگهانی را زیاد می کند.»

برای فهم طب الائمه باید وسعت نظر داشت و برای درک اسباب، دقت در موضع درد کافی نیست.

«مرض جعل علیه الفنا»: مرضی که بناست بواسطه آن شخص بمیرد « و انت تزعم ان ذلک من اغذیه ردیئه» و تو پزشک گمان می کنی که غذای بد خورده است

« او من علت کانت من امه » و یا مرض، مرض ارثی است.. روایتی طولانی است که مستقیما آنرا ذکر کردم.

با توسع دایره اسباب دیگر نمی توان بنای درمان را بر ظاهر بیماری گذاشت آنچنانکه مرسوم است و متاسفانه هنوز بیمار ننشسته، نسخه اش را به دستش می دهند. در طب الائمه برای درمان باید سبب واقعی را پیدا کرد و این ممکن نیست مگر با شناخت روحیات و اعتقادات و زندگی و ... بیمار

بهر حال امراض مختلف است و اسباب مختلف و ما باید متناسب با هر سبب درمان مناسب را انتخاب کنیم

_____

هندسه اقلیدسی و هندسه غیراقلیدسی در مکتب هندسی اند. درهندسه اقلیدسی اصولی را می پذیریم. مثلا از یک نقطه خارج یک خط فقط یک خط موازی با آن می توان رسم کرد و یا یک خط بیشتر نمی توان بر آن عمود کرد... در هندسه غیر اقلیدسی هم اصولی را می پذیریم.حال اگر در هندسه اقلیدسی از خط و نقطه سخن گفتیم، آیا در هندسه غیر اقلیدسی نباید از خط و نقطه حرفی به میان بیاوریم، چون قرار است مکتبی جدید باشد؟ چنین چیزی پذیرفته است؟

یا در فلسفه، حکمت بوعلی حکمتی مشاء است و عقل گرا، عقول عشره قائل است و نفوس و آباء اربعه و امهات و مبادی در حالیکه فلسفه اشراق بنای کارش با قلب است. آیا می شود گفت حال که بوعلی از وجود سخن گفته، عالم اشراقی باید لفظ وجود را کنار بگذارد حتی اگر می خواهد از وجود صحبت کند. تفاوت مکاتب بر اساس استوانه و محور مکاتب است ولو اینکه الفاظ با هم مشترک باشد. اشتراک الفاظ ، استقلال مکاتب را بر هم نمی زند. چرا که هر مکتبی چارچوبی دارد. آنچه ممنوع است استفاده از چارچوب و مبانی سایر مکاتب است والا بنا نیست وقتی می گوییم طب الائمه دیگر از الفاظ بلغم و سودا و صفرا و .... استفاده نکنیم

__

حال برای آنکه بدانیم آیا طب ائمه مکتب طبی مستقلی است یا خیر، باید چارچوب مکتب طبی اهل بیت را به دست آوریم و این حقیقت یعنی استقلال مکتب طبی ایشان را در مقایسه با چارچوب سایر مکاتب طبی دریابیم. البته همانطور که هندسه اقلیدسی و غیر اقلیدسی اصول مشترکی دارند میان مکتب طبی اهل بیت و دیگر مکاتب مشترکاتی هست. باید مشترکات و فارقها را بشناسیم و آنوقت می توان ادعا کرد که این مکتب با این فارقها یک مکتب طبی مستقل است. استفاده از اصطلاحات و الفاظ مشترک تا وقتی که مخل کلی و اصول موضوعه نباشد، مانعی ندارد. فرموده اند:« علینا القاء الاصول و علیکم تفریع الفروع»: ما اصول را به شما القاء می کنیم، شما بر این اصول با فکرو اجتهاد جزییات را تفریع کنید.

باید کلیات و چارچوب و اصول موضوعه اش را بدست آورده و بر آن اساس طب الائمه را معرفی کرد ولو اینکه از لفظ بلغم و سودا و... استفاده شود.

_____

نباید خیال کنیم که علم بر کثرت است. امیر المومنین می فرمایند:« العلم نقطه کثره الجاهلون»

علم یک نقطه است. جاهلان زیادش کردند. شقوق زدند و شعبه ساختند.

حضرت به عنوان بصری می فرمایند:« العلم نور، یقذفه الله فی قلب ما یشاء» : علم یک نور است که خدا آنرا در قلب هر که بخواهد قرار می دهد

حالا بادی این ظرف را برای نور آماده کنیم. پس نباید به دنبال کثرت باشیم. به قول طلبه ها ، تقسیم باید مفید فایده باشد. وقتی حضرت می فرمایند درمان درد چشم این است من ضامنم ، دیگر جای تشقیق شقوق نیست. چطور است که در بحث بواسیر فرمودند: «بواسیر اناث داریم و ذکران» اما در بیماری چشم تقسیمی نکرده اند؟ بلد نبوده اند؟ وقتی حضرت تشقیق و شقوق نکرده اند، ما چرا بکنیم؟

قصه گاو بنی اسرائیل را شنیده اید وقتی خداوند فرمود: گاوی را بکشید، گفتند: گاوش چه رنگی باشد. فرمود: زرد. پرسیدند: گاو زرد لاغر باشد یا چاق. ، فرمود: چاق.... خودشان را با سوال به دردسر انداختند.

در روایات آمده است بنی اسرائیل هر گاوی می کشتند، خداوند قبول می کرد و مشکل حل می شد.چرا با تشقیق شقوق بیجا مشکلاتمان را زیاد کنیم؟

_____

همه شئون زندگی ما در دایره ولایت معصوم ع است. در سوره یاسین آمده است: هیچ چیز در این عالم نیست مگر اینکه ما آنرا در کتاب مبین احصا کردیم.

اصحاب پرسیدن: کتاب مبین چیست؟

حضرت پیامبر به حضرت امام حسین اشاره فرمودند و گفتند:پدر ایشان ، کتاب مبینند.

پس تمام شئون هستی ما به دست امام است

_____

دین و طب از هم جدا نیستند.

قرآن می فرماید: یا ایها الرسل کلو من طیبات و اعملو صالحات ( طب را به عمل صالح گره می زند)

خطاب به مومنین: کلو مما رزقناکم حلالا طیبا و اتقوالله ( خوراک را به تقوا گره می زند)

خطاب به حضرت موسی: و ظللنا علیکم الغمام و انزلنا علیکم المن و السلوی. کلو من طیبات ما رزقناکم و ما ظلمونا

خطاب به قوم حضرت: کلو و اشربو من رزق الله و لاتعصوا( خوردن و آشامیدن را به عصیان نکردن گره می زند که مترادف تقوی است)

این توجه در کلام معصومین نیز آشکار است. مثلا حضرت امیر ع در توصیه ای 10- 15 صفحه ای به کمیل ، یکی دو صفحه سفارش طبی کرده اند. و یا حضرت پیامبر در وصیت به ابوذر در لابلای دستورات اخلاقی در مورد آداب غذا خوردن سفارشات متعدد دارند. و یا در حدیث اربعمائه که 400 توصیه حضرت پیامبر به حضرت امیر ع است، 100 مورد آن طبی است چگونه می شود پذیرفت که خداوند برای رستگاری روح آدمی طرحی ریخته اما جسم را به حال خود رها کرده باشد؟جسم مرکب روح است و اگر روح بخواهد اوج بگیرد، مرکب باید رهوار و لطیف باشد. می دانید که با خوردن غذای سنگین، خلط غلیظ تولید می شود و از طرفی خلطی که در رگها به حرکت در می آید ، روح بخاری می سازد. حال وقتی خلط کثیف و غلیظ باشد، روح بخاری هم ثقیل و غلیظ خواهد بود.

در مباحثات عرفان نظری و فلسفه خوانده ایم که روح بخاری مرکب روح انسانی است. روح بخاری ناساز چطور می تواند مرکب سیر انسانی باشد. ولی وقتی غذا طیب است، خلط لطیف ایجاد می کند و به تبع روح بخاری لطیف که مرکبی هموار برای روح انسانی است.

_______

خداوند به حضرت موسی می فرماید: و ظللنا علیکم الغمام و انزلنا علیکم المن و السلوی. کلو من طیبات ما رزقناکم و ما ظلمونا

خطاب به قوم حضرت موسی: کلو و اشربو من رزق الله و لاتعصوا( خوردن و آشامیدن را به عصیان نکردن گره می زند که مترادف تقوی است)

و یا در آیه ای دیگرک کلو من طیبات ما رزقناکم و لاتطغوا فیه فیحل علیکم غضبی

(از طیبات بخورید و عصیان نکنید تاغضب من شامل حالتان نشود)

و یا در آیه ای دیگر: حرم علیکم المیته و لحم الخنزیر

اینکه خداوند فرموده چه بخوریم و چه نخوریم، خود دستور طبی است

اگر بگوییم این دستورات تعبدی محض است و ارتباطی به طب ندارد صحیح نیست. چرا که در علم اصول، ثابت شده است که احکام تابع مصالح و مفاسدند. یعنی اگر فرموده اند زنا نکنید یا میته نخورید حتما مفسده ای در کار بوده است.

____

جلد 65 بحار، صفحه 162

به این روایت توجه کنید: کافری از امام صادق پرسید: لم هون الله الخمر و لا لذته افضل منها چرا خداوند خمر را حرام کرد در حالی که لذیذتر از آن پیدا نمی شود ؟

- لانها ام الخبائث چون مادر همه خباثتهاست و خداوند فرموده: خبیث نخورید و طیب بخورید

- چرا خداوند خون خوردن را حرام کرده است؟

- لانه یورث القساوه چون قساوت قلب می آورد

یسلب الفواد رحمته رحمت را از دل می برد

یعفن البدن و یغیر اللون رنگ چهره را عوض می کند و امراض عمومی به وجود می آورد

و جذام می آورد

این تعبد نیست، طب است. مگر طب چیزی جز عوارض لاحق جسم انسان از حیث صحت و مرض است؟

- چرا میته حرام است؟

- چون قد جمد فیه الدم خون در رگهایش سفت و لخته می شود.

و تراجع الی بدنها و لحمها ثقیل غیر مریع گوشتش ثقیل می شود و خلط ثقیل ایجاد می کند و گوارا نیست لانها یاکل لحمها بدمه

وقتی مرده را تکه تکه می کنید و می خورید، گوشت و خون می خورید نه گوشت خالص اما وقتی ذبح می کنید، خون خارج می شود و گوشت، لطیف و خلط، سالم می ماند

______

بحار جلد 5 صفحه 163

به امام باقر ع عرض کردند: چرا میته و خون و گوشت خوک و خمر حرام است؟

فرمود: خداوند حرام نمی کند بر بندگانش چیزی را و حلال نمی کند بر آنها چیزی را ، مگر به خاطر مصلحتی

لکنه خلق الخلق: او خلق را آفرید

و علم ما تقوم به ابدانهم چیزهایی را که باعث بقا و صلاح بدن اوست می دانست

و احل لهم و اباحه...ما اضرهم

آنچه مناسب بدن بوده حلال و بدها را حرام کرده است

_________

در روز عاشورا امام حسین علیهم السلام فرمودند: لقمه های حرام شما را چنین کرده است

اعراض از امام را به شرب و اکل نسبت دادند . این طب است .

_____

در آیه 157 سوره اعراف می فرماید :

الذین یتبعون الرسول النبی الامی کسانی که پیامبر امی ما را تبعیت ککند

الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التورات و الانجیل که در تورات و انجیل وصف او را دیدند

یامرهم بالمعروف و ینههم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم . الاعلال التی کانت علیهم : غذای پاک را بر آنها حلال و ناپاک را حرام می گرداند. پیامبری که غل و زنجیر را از گردن آنها باز می کند...

که منظور از طیب و خبیث، غذای پاک و ناپاک است.

______

حضرت امام باقر در تفسیر آیه فوق (در اصول کافی، جلد 1 ، صفحه 429)

می فرمایند: یحل لهم الطیبات و ....

منظور از طیبات ، اخذ العلم من اهله است: یعنی علم را از اهلش بگیرید

و خبائث: اخذ علم از مخالف اهل بیت است

می دانید که برای انجام هر کاری در این عالم طی 4 علت لازم است

1- علت مادی 2- علت صوری 3- علت غایی 4- علت فاعلی

فرضا اگر قرار است میزی بسازیم باید علت غایی ، یعنی هدفی وجود داشته باشد. مثل تجارت، نیاز، دکورو ... اگر هدفی نداشته باشیم، میزی هم نمی سازیم

و علت صوری که بتوانیم میز را تصور کنیم و مادی که میزی را با آن بسازیم مثل چوب و فاعلی یعنی کسی که دست به کار ساختن شود. حال وقتی کسی غذای طیب می خورد خلط صالح درست می شود. خلط صالح را ماده می گوییم.

وقتی خلط صالح درست می شود یعنی ماده صالح درست شده است . ماده صالح صورت صالح می خواهد . وقتی که روح مرکبش ماده صالح شد صورتی هم که بر آن نقش می بندد صالح است و صورت صالح جایی پیدا نمی شود مگر نزد اهل بیت . حال وقتی که غذای غیر صالح می خوریم خلط کثیف تولید می شود و مرکب می شود مرکب کثیف و این مرکب تحمل روح انسانی را ندارد

پس آیه قران علت مادی و روایت مذکور علت صوری را بدست ما داده است _______

مکاتب طبی زمان اهل بیت:

بحار صفحه 67، جلد 62: شخصی به نام اسماعیل بن حسن طبیب به محضر امام صادق می آید و می گوید: من مردی از عرب هستم و در طب هم آگاهی دارم و طب عربی کار می کنم ( و طبی، طب عربی).

از اینجا می فهمیم که مکاتب طبی مختلفی در زمان اهل بیت وجود داشته وگرنه گفتن این که ( طبی طب عربی) معنی ندارد. شاهد بر این مطلب این است که خود اهل بیت فرموده اند: طب العرب علی اربعه الاشیاء: یعنی طب عرب بر 4 چیز بنا شده است: بر حقنه، حجامت، سعوط و نوره.

پس طب عربی برای خود مکتبی بوده و پایه ای داشته است.

سپس آن شخص می گوید: من برای طبم پول نمی گیرم.

حضرت می فرماید: اشکالی ندارد

بعدمی پرسد: گاهی باید بدن بیمار را بشکافم یا داغ کنم. آیا جواز شرعی دارم؟

حضرت می فرماید: اگر نیاز بود ، اشکالی ندارد

بعد می گوید: من گاهی سموم به بیمارانم می دهم

باز حضرت می فرمایند: در صورت ضرورت اشکالی ندارد

می گوید: گاهی آنها می میرند

حضرت می فرمایند: اگر در طبت ، قصد خطا نداری و هدفت درمان است، اشکالی ندارد

می گوید: گاهی به بیمارانم نبید می دهم

حضرت فرمود: خدا در حرام شفا قرار نداده است.

این بحث مهمی است که باید در جای خود به آن پرداخته شود.

______

بحار ، جلد62، صفحه 137

از شخصی به نام خطابی نقل می کند که: الطب علی نوعین

طب القیاسی که به طب یونانی معروف بود و طب العرب و الهند و هو الطب التجاربی

در ادامه می گوید وقتی به ادویه ای که پیامبر برای درمانها استفاده کرده اند می نگریم می بینیم هو علی مذهب العرب مبتنی بر طب عربی است .این کلام از خطابی است که سنی است و ما در اینکه آیا ایشان بر طب عرب عمل می کردند یا نه، حرف داریم.

در جلد 66 بحار، صفحه 296 هم از خطابی نقل شده است که بیشتر کارهای طبی پیامبر بر مبنای طب عرب بوده است که نیازمند بحث بیشتری است .

این استشهاد فقط برای شناختن مکاتب طبی بود. پس دو مکتب را شناختیم: طب یونانی و طب عرب

_____

زیربنای طب یونانی قیاس و استدلال بوده است و آنها به طب به عنوان شاخه ای از فلسفه می نگریستند. می دانید که فلسفه در یونان بسیار رشد یافته بود آنها فلسفه را به فلسفه طبیعی و مابعد الطبیعی تقسیم می کردند. فلسفه طبیعی 8 رشته بود.: حیوان شناسی، گیاه شناسی و ... که یکی از آنها انسان شناسی بود و طب رادر بحث انسان شناسی مطرح می کردند. بیشتر فلسفه ی آنان عقلانی و مستدل است و این روش در طب ایشان هم جاری است و قانون بوعلی هم چنین است. یعنی وقتی وارد بیماری می شود، صغری کبری می چیند تا سبب بیماری را بفهمد. یعنی بحث را برهانی می کند. این طب یونانی است.

اما طب عرب وهند، طب تجربی است. می گفتند: کسی را حجامت کردیم، فلان بیماری اش خوب شد و این را به عنوان ذخیره علمی یاداشت می کردند و مشاهداتشان را جمع آوری و نسل به نسل منتقل می کردند. سوال این است که اهل بیت علیهم السلام کدام مکتب طبی را قبول داشتند؟

(بحار جلد10، صفحه 172)امام صادق ع با زندیقی مباحثه می کردند. زندیق گفت: ان اکثر الاطبا قالوا: ان علم الطب لم یعرف الانبیا: انبیا طب نمی دانند

امام فرمودند: وقتی دیدم بیشتر اطبا چنین عقیده ای دارنددر حالی که انبیا حجت خداوند و راهنمای بشر و وارثان علم پروردگارند.نه اینکه فقط فقه پروردگار را به ارث برده باشند.

انی وجدت اکثرهم یتنکب فی مذهبه سبل الانبیا: دیدم کسی که در مذهب و روش زندگی خودبه انبیا پشت می کند

و یکذب الکتب المنزل علیهم من الله : و کتب نازل شده از جانب خدا را تکذیب می کند

هذا الذی ازهدنی فی طلبه و حامله و من از طلب این طب و حاملین این طب ، بری هستم .

در واقع هر دو مکتب یونانی و عربی مشمول این برائتند. پس در قبال بیماریهایی که خواه ناخواه بر هر کسی عارض می شود چه باید کردو به کدام طب می توان رجوع کرد؟روایت دیگری از امام صادق در طب الائمه مرحوم شبر صفحات 57 و 59 به این سوال چنین پاسخ می دهد:در نزد منصور دوانیقی، مردی هندی نشسته بودو کتاب طب می خواند. بعد از آنکه ساکت شد، به امام صادق گفت: می خواهی چیزی از علم طب که در نزد من است به تو بیاموزم؟

فرمودند: لا، لانما معی خیر مما معک: نه، آنچه که من دارم خیلی بهتر از آن چیزی است که تو داری

پس از این روایت می فهمیم که ما که آنهارا نفی می کنیم طبی بهتر داریم.

گفت: ما هو؟

فرمود: گر ما را با سرما، و سرما را با گرما، رطب را با یابس و یابس را با رطب درمان می کنیم. بعد هم امر را به خداوند واگذار می کنم و حرف پیامبر ، سرمشق من است که ان المعده بیت الداء: معده خانه دردهاست و حمیت راس همه درمانهاست و بدن را به آنچه عادت کرده، برگردانید.

بعد طبیب هندی می گوید:طب خدا همین است و چیزی جز این نیست

امام صادق فرمودند: گمان کردی اینها را از کتاب طبی مطالعه کردم؟ اینها را نگرفته ام الا از پروردگار. آیامن بیشتر می دانم در طب یا تو.

گفت: من.

امام 19 سوال از او پرسید و او 19 بار گفت: نمی دانم.

سرانجام هندی از امام پرسید: این علم را از کجا آوردی؟

امام جواب دادند: اخذته عن آبایی.

از اجداد و پدرانم گرفتم و پدرانم از رسول خداو رسول از جبرئیل و او از رب العالمین. چون خداوند است که اجساد و ارواح را خلق کرده است.(و این مطلب بسیار مهمی است )

هندی گفت: "صدقت" و شهادتین بر زبان آورد.

________

طب اسلامی با فیزیک اسلامی فرق دارد. فیزیک اسلامی یعنی فیزیکی که علمای اسلام بیشتر در رشد آن نقش داشته اند. بنابراین لفظ «اسلامی» در آن مجازی است. ولی وقتی می گوییم: طب اسلامی، یعنی خداوند که خالق جسم و روح است، رابطه این دو را اتحادی حقیقی قرارداده نه انضمامی. نه اینکه روح چیزی باشد و جسم چیز دیگری و آنها را در کنار هم قرار داده باشند. مثَل جسم و روح دو آجرند که به هم تکیه داده اند. افتادن یکی برابر است با افتادن دیگری. تا می ترسید، روحتان می پرد. ترس مربوط به روح است و در کمتر از ثانیه بر جسم اثر می گذارد. پس با این رابطه تنگاتنگ، جدا کردن طب و دین معنی ندارد.

________

بحار جلد 10 صفحه 70

شخصی خدمت علی علیه السلام آمد و گفت : شما رنگتان زرد است و باید فلان کار هارا بکنید و فلان کارها را نکنید وچیزی را که در دست من است نخورید .

حضرت فرمود : اگر بخورم چه می شود؟

گفت: در جا می کشد.

حضرت آنرا سر کشید. آن مرد از هوش رفت. وقتی به هوش آمد، حضرت فرمود: طبی که من دارم ، مخالف طبی است که تو داری. طبی خلاف طبک

ودر جایی دیگر در همین روایت می فرماید:طب الله خلاف طبک.

پس اهل بیت مکتبی در طب دارند.

بعد حضرت علی علیه السلام از پیامبر داستانی نقل می کند که پیامبر به شخصی از اطبا یونانی فرمودند: من بی نیاز از طب توام و تو به طب من نیاز داری.

اصل روایت: یونانی به پیامبر گفت: شنیدم جنون داری و قصد دارم معالجه ات کنم.

پیامبر فرمود: می خواهی امروز چیزی نشانت دهم که بدانی هیچ نیازی به طب تو ندارم و تو به طب من نیاز داری

گفت: بله

روایت مفصل است و مقصود از نقل آن، تنها اشاره به «طبی و « طبک» است.

_______

روایتی هست منقول از شیعه و سنی درباره حضرت سلیمان که هر بار ایشان نماز می خواندند، بر سر سجاده شان گیاهی سبز می شدو درباره خواص خود با آن حضرت صحبت می کرد.

یا امام رضا در روایتی می فرمایند: خداوند معجزه هر نبی را مناسب با آن عصر قرار داد. چون در زمان ایشان، طب خیلی رشد کرده بود، معجزه آن حضرت نیز شفا دادن و طب وبد.

پس طب در دستگاه انبیا بود.

________

اهتمام به پرورش شاگردان:

می دانید به واسطه درگیری میان بنی امیه و بنی عباس و انتقال حکومت به بنی عباس، فرصتی پیش آمد تا امام باقر وامام صادق ع ، روایات خود را نشر دهند. ایشان 84000 شاگرد داشتند و حتی 4 امام اهل سنت نیز از شاگردان امام صادق بودند.

روایات طبی هم در لابلای احادیث نقل شده است. اما در جمع شیعه از آن درجه از اهمیت برخوردار نبود که همردیف روایات حلال و حرام قرار گیرد. آنهم در فاصله ای کوتاه که فرصت نشر معارف اهل بیت پیش آمده بود. بعداز استقرار بنی عباس در زمان امام کاظم ع این فرصت از دست رفت و حضرت بیشتر عمر شریف خود را در زندان گذراندند. امام رضا ع هم تحت نظر مامون بودند و دیگر امامان نیز در حبس و حصر.فرصتی برای تربیت شاگردان در تمام رشته ها نداشتند. اما تا آنجا که مقدور بود، حدیث نقل کردند.

_____

آیا احادیث موجود برای ایجاد یک دستگاه اجتهادی در طب کافیست؟ پیامبر دو چیز برای ما به یادگار گذاشتند: قرآن و عترت. و فرمودند تا روز قیامت به این دو متمسک شوید و جدا نشوید. تا روز قیامت چیزی نیست که به کارتان بیاید جز آنچه ما گفتیم و چیزی نیست که برایتان بد باشد، جز آنچه ما گفتیم.

از این کلام پیامبر استفاده می شود که اهل بیت گفتنی ها را گفته اند. نباید به کثرت و قلت نگاه کرد. وقتی به کلام اهل بیت علیه السلام رجوع می کنیم می بینیم که کلیاتی را گفته اند که از هر باب آن هزرا باب باز می شود.

امام علی ع به امام حسین ع فرمودند: به تو 4 جمله می گویم تا از طب بی نیاز شوی.

اهل بیت معالجات و روایاتشان کلی است . پس در مصادیق قابل پیاده کردن است. مثلا در رساله ذهبیه حضرت ا مامرضا ع فرمودند: هر کس به این رساله عمل کند ، از همه بیماریها در امان است. «هرکس» کلی است.

_______

در طب یونانی ، مباحثی داریم درباره جراحی.نظر ائمه در این باره چیست؟

در طب الائمه، جراحی، مرجوحی قلمداد شده است. امام صادق به مفضل می فرمایند: ان المعده و الکبد و الفواد انما تفعل افعالها بالحراره الغریزیه: معده و کبد و قلب با حرارت غریزی کار می کند

جعلها الل محتبستا بالجوف: خداوند آنها را در جوف قرار داده است

برخی می گویند: چرا خداوند برای تمیز کردن قلب و کبد شکافی قرار نداده است.

می فرمایند: چون این اعضا با حرارت غریزی کار می کنند. اگر هر بار بدن باز شود، افت حرارت غریزی پیش می آید و عمر آدمی را کوتاه می کند. پس عمل جراحی هم عمر را کوتاه میکند. پس عمل جراحی مرجوح است. یعنی از روی ناچاری می توان انجام داد.

آخر الداء الکی

امام رضا ع می فرمایند:بتدبیرفی الاغذیه و الاشربه یصلح و (؟)

پس در مکتب ائمه، مرحله اول غذاست. مرحله دوم: دواهای خفیف مرحله سوم: دواهای درجه 3 مرحله درجه چهارم: دواهای درجه 4 مرحله پنجم :دعادرمانی توسط کسی که علم اینکار را دارد مرحله ششم: تربت امام حسین علیه السلام

اینها اصولی است که در مکاتب دیگر نیست.پس ما باید اصول درمانی مان را بشناسیم. سرانجام جراحی بنابر ضرورت واقعی منعی ندارد. راه استفاده از مکاتب دیگران که بسته نیست.

باید چارچوب طب را از اهل بیت گرفت. ایشان فرمودند: اول غذا، بعد دوا.بنا نیست اگر 4 قلم دارو مثلا سنگ مثانه را علاج نکرد، دست به تیغ جراحی ببریم.

امام صادق فرمودند: خدا عقرب را برای سنگ مثانه خلق کرده است. روغن عقرب یا خاکستر آن برای سنگ مثانه خوب است.

آیا تابحال به این فکر افتاده ایم که برای درمان این سنگها، همه تجویزات اهل بیت را جمع کنیم و در عمل به کار ببریم؟

البته امام می فرمایند: اعلم مردم کسی است که جمع علم الناس علی علمه: علم دیگران را بر علم خود اضافه کند.

پس مکتب طبی مستقل بدین معنا نیست که از تجربه دیگران استفاده نکنیم

________

اگر طب الائمه طب الهی است و برخاسته از وحی، پس باید کامل باشد. حال آنکه دیگر طبها حاصل تجربه است آیا قرار نیست به طب اسلامی چیزی اضافه کنیم؟منظور از طب الائمه طب تاسیسی است یا امضایی؟ تنها عبادات تاسیسی است و معاملات و غیره امضایی.

مثلا در نحوه نماز خواندن باید مقید به فرموده شارع بوده و عمل به غیر آن موجب بطلان نماز است. اما در بحث معاملات ادله امضایی است. یعنی هر طور که عقلا مشی می کنند، شارع مقدس آنرا امضا می کند. مثلا آیا عقدی به نام «بیمه» حرام است؟ چون ادله امضایی است و هنوز از سوی شارع نهی نیامده است، حلال است.

پس طب یونانی و هند و چین هم تا وقتی که مشمول نهی شارع نشده، قابل استفاده است. اما اگر مثلا در فلان طب، جراحی را مقدم دارند، چون از سوی ائمه نهی شده نمی پذیریم.

_______

مرحوم کلینی کتابی نوشته است به نام «اولیات» در باب اینکه هر چیزی در ابتدا از کجا شروع شد؟

در روایت آمده است که هیچ علمی نیست . مگر اینکه از سوی انبیا نشر یافته است. مثلا خط را به حضرت ادریس منصوب می دانند و بافندگی را به پیامبری دیگر و هکذا

پس تمام کمالات از انبیا است.

ما باید اصول را از طب ائمه بگیریم ولی مطابق زمان از وسایل مرسوم زمان هم استفاده کنیم. حرکت در چارچوب طب ائمه به معنای نفی رادیولوژی و ... نیست. مهم این است که از اصول خارج نشویم.

در قدیم اگر زن و مردی صاحب فرزند نمی شدند برای اینکه ببینند کدام عقیمند ، 7 دانه باقلا و 7 دانه گندم را در دو ظرف جدا با بول زن و مرد آبیاری می کردند. صاحب بولی که دانه های آبیاری شده با آن سبز می شدند عقیم نبود و یا منی را در هنگام مجامعت در یک ظرف آب می ریختند اگر به سرعت پایین می رفت مرد عقیم بود و اگر روی آب می ایستاد علت از مرد نبود.

اما حالا با تجهیزات آزمایشگاهی مدرن این اشکالات را بهتر شناسایی می کنند و به تشخیص می رسند. پس غرض ما نفی کلی نیست. غرض ما اصلاح وضع موجود است. -

 

استاد 1001-91

 

 

 

نظرات ()



بیانات رهبری درخصوص دانش و علو م انسانی-خطاهای پزشکی-رئیس دانشکده علوم پزشکی-
نویسنده: دوستداران اشاعه معارف اهل بیت عصمت وطهارت(ع) - ۱۳٩۱/۱/۳۱

بیانات رهبری درخصوص دانش و علو م انسانی(لطفا این فایل صوتی را دانلود فرمائید)

از داشتن چنین رهبری انسان برخود میبالد-عجیب نیست که بعنوان رهبرمعنوی نه فقط جهان اسلام  بلکه رهبر ازادیخواهان جهان مطرح میباشند.یاعلی

خطاهای پزشکی-دکترعلمداران-رئیس دانشکده علوم پزشکی(لطفا این فایل صوتی را دانلود فرمائید)

 

 

 

 

اذکر انشاء الله و الامر بید الله

 

مقدمه

 

رابطه تغذیه و سلامت جسم و روح و روان

 

آیا تا کنون به اهمیت تغذیه در سلامت روح و روان و جسم خود پی برده ایم ؟ آیا پیرامون آیه ی انظر الی طعامک اندیشیده ایم؟ (1) آیا به ارتباط بین غذای حلال و طیب(2) و عمل صالح و تقوای الهی در قرآن کریم پی برده­ایم - چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا علت عدم توجه لشکر دشمن را به سخنان حق ایشان ، ورود لقمه های حرام در بطون آنها دانسته­ و آیا ممکن است تغذیه ، در خلق و خو ، روح و روان و ژنتیک ما هم تاثیر داشته باشدکه این همه تاکید در روایات اهل بیت و قرآن کریم در موردآن شده است - بعنوان مثال باتوجه به عدم جواز مصرف گوشت خوک ، شراب ، خون و گوشت مرده ( آن هم حیوان حلال گوشت ) و .. آیا دستهای پنهانی در کاراست که از استخوان خوک برای تهیه ژلاتین کپسول های داروئی مصرفی استفاده شده ، خون را بعد از فراوری و ظاهرا تبدیل به پروتئین ، کربوهیدرات و ویتامین و املاح ، در مکملها ، داروهای تقویتی و شیرخشک های وارداتی به خوردمان می دهند و نیز از جنینهای سقط شده در کشورهای غیر اسلامی برای تهیه کرم و پماد و وسایل آرایشی وارداتی استفاده می شود (3) و یا از مایع منی در تهیه بعضی وسایل کمک آرایشی درکارگاههای زیر زمینی برای طراوت پوست استفاده شده(4) و همچنین استفاده وسیع از شراب و الکل اتیلیک که همان ام الخبائث وارد شده در روایات بوده و تاثیرسوءآن علاوه بر خود فرد تا 70 نسل بعد هم منتقل شده که این نشان دهنده تاثیر آن بر ژنوم و DNA انسان میباشد و برای شرح آن لازم است جزوه مفصلی درموردعدم جواز مصرف آن براساس فرمایشات اهل بیت حتی به صورت ترکیب باسایر داروها وهمچنین در هنگام ضرورت(5)نوشته شودکه بطوروسیع در صنایع داروئی و... بعنوان حلال جهت حل کردن مواد داروئی و...، در مواد اولیه قرص و شربتهای مصرفی بکاررفته و در جای دیگر باتوجه به این فرمایش پیامبر ( صلوات الله علیه و آله ) در مورد عدم جواز عقیم کردن افراد و ذکر این مطلب که چنین افرادی از امت ایشان نمی باشند و سیاستهای سازمان بهداشت جهانی(6) و اطاعت کورکورانه ما از آنها و آمار رو به رشد توبکتومی(7) ، وازکتومی(8) ،قرص های Aftermorningوقرص ها وآمپولهای جلوگیری از بارداری با آن همه عوارض جانبی(9)واستفاده ازIUD (10)... که گاه در مواردی عده ای جاهل ویامنافق برای گرفتن جواز این امور ، با وارونه جلوه دادن حقایق(11) ، بعضی از مراجع گرانقدرمان را هم دورزده­، که برای احراز از طولانی شدن کلام ، نظر شما را به خواندن کتاب رساله نکاحیه تالیف حضرت علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی جلب نموده تا خود بخوانید و آگاه باشید ولذا لزوم هوشیاری همه مراجع و علما برای جلوگیری از انحرافات تدریجی ، طبق پروتکلهای صهیونیستی بر ما واجب می گردد(12) و مگر نه این است که تا مدتی قبل در حوزه علمیه، طب تدریس می گردید و چطور ممکن است مرجع گرانقدری در مورد مسائل طبی نظری بدهد ولی از طب چیزی نداند ؟ و صرف اطمینان به پزشکان متعهد برای پاسخگوئی بمسائل طبی آنها، کافی نبوده چرا که ما پزشکان در سیستمی تحصیل کرده ایم که با مکتب طبی اهل بیت عصمت و طهارت همسو نبوده و حتی در جائی اهل بیت از آن برائت جسته­اند (13)

 

لذا لازم است درک و فهم صحیحی از طب انبیاء و ائمه معصوم (علیه السلام) داشته باشیم ، چرا که پشتوانه ی آن علم لم یزل و لا یزال الهی است ( و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی ) و پشتوانه ی مکاتب طب رایج و سنتی (14) بر اساس تجربه و قیاس و استدلال میباشد که توسط ائمه معصوم نقد و نفی شده و از عدل خداوند حکیم بدور بوده که اشرف مخلوقات خود را بدون هیچ برنامه ای در ابعاد مختلف جسم و روح و روان به حال خود رها نموده باشد .(15)آیادر مکاتب طبی غیر اسلامی ما را موش آزمایشگاهی فرض نموده (16) که گاه داروهائی را با آن همه عوارض جانبی و عوارضی که در آینده ،مشخص خواهد شد و در حالی که استفاده تعدادی از آنها در کشورهای غربی منسوخ شده ما کماکان در حال استفاده از آنها میباشیم و حتی در همین طب سنتی که پس از مدتها ، حال به فکر احیاء آن افتاده ایم ، مگر جزوات و رساله های بزرگان این طب رادر فوائد شراب و نحوه استفاده ازآن را، به چشم ندیده ایم(17) .

 

در کشور ایران که خود را محب و شیعه ی اهل بیت علیه السلام دانسته، آیا ائمه یٍ خود را آنطور که می بایست میشناسیم وآیا مفهوم زیارت جامعه ی کبیره ، و توجه به این نکته که کمترین حد معرفت امام اطاعت محض از ایشان میباشدرا درک کرده ایم. چرا که میبایست در همه ابعاد، بعلت آشنائی آنان با تارو پود وجودمان ، فرمایشات آنان را به کار بندیم.

 

درجائی امام علی علیه السلام می فرمایند : الله الله فی القرآن لا.... ( خدا را ، خدا را ، در عمل به قرآن کسی از شما پیشی نگیرد ) آیا آن روزی که مولا فرمودند همین امروز نیست که با وجود صدهامرکز تحقیقات طب اسلامی درخارج از کشور، عده ای از مسئولین که فهم ودرک صحیحی از موضوع واهمییت طب انبیا ومعصومین نداشته به دلایل وتوجیها ت واهی ازایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات طب اسلامی، شانه خا لی کرده، با این تصور که ورود به این عرصه، ممکن است به اعتقادات مردم خدشه وارد نماید.!! در حالی که میبینیم بر روی یک جمله امام جعفر صادق علیه السلام در خصوص نحوه انتقال بیماری توسط امواج، بیش از25 سال کار تحقیقاتی با صرف هزینه ای شگرف در یکی از مراکز تحقیقاتی کشور روسیه انجام گرفته و چندروزی است که توسط یکی از متخصصان رشته ایمونولوژی کشور خودمان ارتباط بین سردی و گرمی و سیستم ایمنی و خصوصیات افراد و تغذیه ی آنها مشخص و در مجلات معتبر اروپائی هم به چاپ رسیده است (18)

 

در صورت توجه به تعالیم قران و فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت (با لحاظ این نکته که بر ماست کلیات امور و بر شما ست جزئیات)و لحاظ خط و مشی آنها در جهت ترسیم چهارچوب کلی این طب ، قادر به باز کردن گره کور بسیاری از معضلات و مشکلات علمی خود با همین علم ناقص امروزی در آینده ای نه چندان دور بوده (19)ولی ورود به این عرصه خود نیاز به تشکیل همان هیات علمی آگاه وخبره واستفاده از همه تخصصهای علمی( حضور شخصیتهای حوزه و دانشگاه )وعملی درهمه ابعاد وایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات تخصصی طب اسلامی وشناسایی وبر طرف کردن اسیب های فرارو خواهد داشت.

 

استفاده ابزاری از مفاهیم ازادی-حقوق بشر-Knowledge capture:Evidence Based Medicin

چرا علم معصومین: درحوزه مسائل علمی علم طب از اهمیت وجایگاه والایی برخوردار است به صورتی که باور همگان بر سلامت محور توسعه معطوف شده است وحال انکه امروزه با ادعای ناکارامد بودن ومبتنی بر شواهد نبودن اطلاعات قبلی پزشکی اخیرا طبابت مبتنی برشواهد وان هم بهترین شواهد واستفاده از گایدلاین ها (دلایل در ادامه مطلب)و ...مطرح شده (کلمة الحق یراد به الباطل) که هنوز خوب جا نیفتاده صدای خرد شدن ستون فقراتش بعلت معایب عدیده ای که بر ان مترتب است به گوش میرسدو بگذریم از ان همه افرادی که با اعتماد بر ظنیات پزشکی سابق به نام علم اکنون یا در برزخ اخرت ویا در برزخ دنیا گرفتارند و کسی حق ندارد برعلیه سیستم قبل وحال حرفی بر زبان بیاورد واگر خود سیستم قبلی از ناکارامدی خود سخن میگوید نه اینکه اعتراف بر باطل بودن خود است بلکه برای این است که گوی سبقت را از دست نداده وچند صباحی با حربه جدیدتری به بازار امده و در جهت براورده شدن اهداف شیاطین ومستحکم تر نمودن سیستم دجال هرانچه که در چنته دارد رو نماید واکنون علت برگشت از بن بست قبلی خود را این ادعا میداند که زمان دوبرابر شدن تولیداطلاعات علمی به حدود2سال کاهش یافته وحجم بسیارریاد اطلاعات که گاه در خصوص یک مطلب نتایج کاملا متفاوتی ارائه شده ومحقق را در استفاده از اطلاعات صحیح دچار سرگشتگی ساخته واز طرفی محیط ازمایش مطالعات قبلی محیط ازمایشگاه یا بدن موش بوده که در بسیاری از موارد با نتایج مطالعه در بدن انسان متفاوت بوده و....(حدیث اهلیلج امام جعفر صادق علیه السلام در ادامه مطلب خواهد امد تا نقطه نظر اهل بیت را در بطلان مکاتب طبی که بر اساس تجربه وقیاس واستدلال تنها بنیان شده ونیز نقطه نظرشان در مورد مکاتبی که انبیا’واهل بیت را بعنوان طبیبان جسم وروح بشر ندانسته وبه فرمایش پروردگار عالم در خصوص پیامبران واینکه حرف انها از سمت خالق انسان بیان شده(وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی)بی توجه اند را به عیان ببینید وخود قضاوت کنید که مافیاهای دارویی و شیاطینی که هر حوزه وجنبه زندگی انسان را به چشم کالا وتجارت دیده وحال که در عرصه قبل شکست خورده سعی در تجربه روشی گرفته که خود اذعان دارد که در بهترین شرایط (به جنبه های پیچیده ان که اشاره شود متوجه خواهید شد که تا زمانی که علم ملعبه دست شیاطین است وتا زمانی که التقاطی است اعتماد بر ان هم .....)20 درصد نتایج ان مخدوش است و در حال حاضر تنها پاسخگوی درصد ناچیزی از سئوالات درمان وتشخیص و انهم شایعترینها بوده واز طرفی به انسان(اشرف مخلوقات) بعنوان ترکیبی اتحادی از جسم وروح نگاه نکرده و ابعادی چون اخلاق و.... در ان سرابی بیش نبوده و...


علل استفاده از گایدلاینها

در دنیای واقعی :

خیلی از شواهد موجود نیست .

الزاما پزشکان به همه شواهد موجود آگاه نیستند .

به همه آن چیزی که آگاهند هم عمل نمی کنند .

بنابراین بین شرایط ایده آل و واقعی خیلی تفاوت و فاصله است .چرا ؟

سبک سنتی طبابت به این شکل است که از یک سو پژوهشگرها حجم وسیعی از اطلاعات را تولید می کنند و حجم این اطلاعات روز به روز بیشتر می شود که نه تنها حجم زیادی دارند بلکه خام هستند یعنی معتبر از نامعتبر مشخص نیست و قطعه قطعه و پراکنده اند یعنی کسی اینها را روی هم نریخته تا ما بخواهیم استفاده کنیم . به همین دلیل است که در طبابت معمول اطبا به نحوی طبابت می کنند و دانش روز پزشکی به نحو دیگری حکم می کند و این دو از هم جدا شده اند که علت آن حجم زیاد , قطعه قطعه و در هم بودن شواهد است. هر سال سه میلیون مقاله بیومدیکال در سه هزار ژورنال چاپ می شود و امکان آگاهی و اطلاع از همه آنها تقریبا غیرممکن است . زمان دو برابر شدن دانش طب حدود 20 ماه است تصور کنید روزانه 5/1 میلیون به صفحات اینترنت اضافه می شود . این حجم زیاد اطلاعات تولید می شود و ما از آنها فاصله گرفته ایم . یک پزشک عمومی نمی تواند اسب سرکش انفجار اطلاعات را رام کند . این امر محال است و به همین دلیل روز به روز میزان اشتباهاتمان بیشتر می شود و نمی توانیم به دانش روز عمل نمائیم . دانش می گوید A و ما به B عمل می کنیم . دانش بعد از مدتی B را نقض می کند و ما کماکان به B عمل می کنیم . آن چیزی که دانش روز حکم می کند ما از آن فاصله گرفته ایم . در کشوری مثل آمریکا میزان مرگ ومیر به دلیل ایدز 16 هزار مرگ در سال و به دلیل کانسر پستان 42 هزار مورد در سال است در حالیکه میزان مرگ به دلیل خطاهای پزشکی 98 هزار مورد در سال است اطبا خیلی بیشتر از بیماریهایی که ما از آنها می ترسیم باعث مرگ و میر می شوند . در آمریکا میزان مراجعات مجدد به دلیل عوارض نسخ 116 میلیون بار است و 76 میلیون نسخه مجدد می نویسند تا عوارض نسخ قبلی خود را برطرف کنند . 17 میلیون مراجعه اورژانسی با حال بد به دلیل عوارض پزشکی وجود دارد و در طول یک سال 199 هزار نفر به دلیل عوارض دارویی می میرند که ممکن است خطا باشد یا نباشد اما به هر صورت ایاتروژنیک (درمان زاد ) است و همین مورد در کشور آمریکا 76 میلیارد دلار به سیستم سلامت هزینه تحمیل می کند .

به صورت فزاینده ای طبابت از دانش روز دور می شود حتی در مورد بیماری های شایع مثل افسردگی , فشارخون بالا و هیپرکلسترولمی نیز چنین است . در کشورهای پیشرفته در اغلب موارد پزشکان ملاکهای معمول تشخیص افسردگی را نمی دانند ( 52% اطلاع دارند ) و 59% می دانند درمان افسردگی چقدر باید طول بکشد . 15- 10 درصد افرادیکه افسردگی دارند به درستی درمان می شوند . 60% افرادیکه نارسایی قلبی دارند دز مناسب ACE inhibitor را دریافت می کنند . در مورد بیماریهای شایع و معمول طبابت ما علمی نیست چه برسد به بیماریهای ناشایع که درمانهای پیچیده دارند .

بسیاری از تصمیماتی که ما در طبابت روزمره می گیریم تصمیماتی است که شواهد پشتیبان ندارد مثلا در مسمومیت شستشوی معده می دهیم در صورتیکه هیچ شواهد پشتیبانی برای این کار نداریم .نشان داده شده است که شستشوی معده نه تنها مفید نیست بلکه می تواند ضرر هم داشته باشد . در مورد سرماخوردگی نیز هیچگونه شواهدی نداریم که اجزای سه گانه قرصهای سرماخوردگی ( استامینوفن , آنتی هیستامین و ضد احتقان ) مفید باشند و علائم را بهبود بخشند .

آقای ریچارد اسمیت نشان داده است که فقط 15% از دستورات کتبی و شفاهی پزشک مستند است یعنی شواهدی وجود دارد که نشان دهد نفع آن بیشتر از ضررش است . همین مطالعه را آقای Kerrwhite انجام داد و به عدد 20 – 15 درصد رسیده است و آقای Archine Cochrane به عدد 10 % رسیده است .

در کانادا مطالعه ای انجام شده و مشخص شده به ازای هر سالی که از فارغ التحصیلی می گذرد سواد پزشکان کمتر می شود و با شیب تندی دانش کم می شود در حالیکه حجم دانش زیادتر می شود . ما فراموش می کنیم و بخشی از دانسته های ما بعدا ثابت می شود غلط است . به این سه دلیل فوق پزشکان بعد از فارغ التحصیلی روز به روز کم سوادتر می شوند . به همین دلیل انجمن طب امریکا بیانیه ای منتشر کرد تحت عنوان انسان جائزالخطاست که عملا توجیهی است برای غیرعلمی کار کردن و خطاهای زیادی که در طب صورت می گیرد .

حال که دانش چنین شتابان زیاد می شود و ما نمی توانیم آن را رام کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ عملا این دانش جای دیگری باید رام شود . باید به شکل قابل استفاده تبدیل شود و اطبا یاد بگیرند از این شکل فرآوری شده استفاده کنند . این چیزی است که آموزش مدرن به دنبالش است تا حجم عظیم اطلاعات خام و قطعه قطعه را فرآوری , سنتز و در قالب توصیه در آوریم . دانشگاههای علوم پزشکی هم باید همین کار را بکنند . افرادی را فارغ التحصیل کنند که بتوانند از این اطلاعات سنتز و فرآوری شده استفاده کنند . از طرف دیگر خود دانشگاه علوم پزشکی وظیفه سنتز و فرآوری دانش را به عهده دارد .

این اتفاق می تواند موثر واقع شود . در کشورهایی که اینکار را کرده اند میزان استفاده از شواهد به مقدار قابل توجهی افزایش یافته است .. در انگلستان روی این موضوع خوب کار شده است . در آنجا 53% از دستورات پزشک در بیمارستان جنرال مبتنی بر شواهد تیپ یک است یعنی شواهدی که پشت انها RCT یا systematic Review است یا در بخش روانپزشکی 65% دستورات مبتنی بر شواهد تیپ یک است در حالیکه در آمریکا در یک مرکز سطح سوم جراحی فقط 14% از دستورات مبتنی بر شواهد تیپ یک است .

پس مداخله و پایبندی به این امر می تواند باعث بهبود امر شود . از طرف دیگر باعث می شود پزشکان مبتنی بر شواهد تصمیم بگیرند و کیفیت خدمتشان افزایش یابد .

حجم پژوهشها زیاد است اما تمام این پژوهشها شواهدی را تولید نمی کنند که کاربرد بالینی داشته باشند . برخی از این پژوهشها به دنبال اتیولوژی و برخی به دنبال پاتوفیزیولوژی هستند که اکثر اینها مستقیما منجر به کاربرد بالینی برای پزشک نمی شوند . به نوعی بخش زیادی از پژوهشها در رابطه با بیمار نیستند بلکه در رابطه با بیماری اند و می خواهند زوایای تاریک یک بیماری را روشن کنند و الزاما منجر به یک توصیه جدید یا کاربرد برای بیمار نخواهند شد . بنابراین شواهد دو دسته اند :

شواهد بیماری محور

شواهد بیمار محور

ما معمولا شواهد بیمار محور برایمان مهم است . شواهد بیماری محور عمدتا در رابطه با پاتوفیزیولوژی است و خیلی کاربرد بالینی ندارد .

مثال : ممکن است در یک مطالعه نشان دهند داروی A سطح کلسترول خون را کاهش می دهد مثل کلستیرامین , با توجه به اینکه ما فکر می کنیم کاهش کلسترول خون موجب افزایش کیفیت و طول عمر بیمار می شود به افرادی که کلسترول بالایی دارند کلسترامین می دهیم . اتفاقا بعد از مدتی ثابت می شود کلستیرامین علیرغم کاهش کلسترول خون باعث افزایش مرگ ومیر می شود یعنی عملا ما به خطا رفته ایم و آن پیامدهایی که پیگیری کرده ایم پیامدهای واقعی و مهم نبوده است . ما به دنبال این نرفتیم که ببینیم این دارو باعث افزایش طول عمر می شود یا نه بلکه صرفا سطح کلسترول خون را معیار و ملاک قرار دادیم . یا ممکن است بررسی کنیم و ببینیم غربالگری PSA باعث می شود موارد بیشتری از کانسر پروستات در مراحل اولیه تشخیص داده شود اما اگر بدانیم تعداد زیادی از مردان را باید غربالگری کرد که در تعداد زیادی PSA بالاست که آنها را بیوپسی و پروستاتکتومی می کنیم که موجب بی اختیاری ادرار و impotency می شود . آیا با اینکار کیفیت زندگی این افراد را افزایش داده ایم ؟ خیر , مطالعات نشان داده اند غربالگری PSA کیفیت زندگی افراد را افزایش نمی دهد بلکه تاحدی کاهش هم می دهد . پس ما باید برویم دنبال پژوهشهایی که پیامدهای بیمارمحور را پیگیری می کنند .

خوشبختانه حجم زیادی از مقالاتی که منتشر می شوند شواهد بیماری محور هستند ( 97% ) . حود 6/2 درصد از مقالات برای پزشکان بالینی مهمند . این اولین غربالگری است که انجام می دهیم . بحث دیگر این است که آیا در همه این مقالات روش پژوهش درست ومناسب رعایت شده است ؟ اینجا علم ارزیابی نقادانه شواهد به کار می آید که روایی یا validity است . بخش دیگری از شواهد در غربال دوم به دلیل اینکه روایی آنها ثابت نمی شود کنار گذاشته می شوند . ارزیابی نقادانه خیلی مهم است . هم اطبا وهم اساتید دانشگاه باید توجه کنند برای اینکه یک خواننده معمولی مقاله قسمت متدولوژی مقاله را نگاه نمی کند و معمولا قسمت نتیجه گیری مقاله را می خواند یا حداکثر قسمت بحث را می خواند پس یک خواننده معمولی نمی تواند در مورد روایی یا عدم روایی مقاله قضاوت نماید . این چیزی است که باید در دانشگاهها صورت بگیرد و فقط مقالاتی که هم مرتبطند وهم از روایی برخوردارند روی میز باقی بمانند و بقیه کنار بروند .

وقتی دو تست relevancy (پیامدها ) و validity (روایی ) را کنار هم می گذاریم فقط بخش کوچکی از مقالات هستند که از کیفیت خوبی برخودارند و و مرتبط با کار بالینی اند . باز هم تعداد مقالاتی که هم مرتبطند و هم روایی دارند زیاد است . بالاخره کسی باید اینها را روی هم بریزد و یک نتیجه کلی بگیرد ما نمی توانیم به اطبا بگوئیم این 50 مقاله خوبند آنها را بخوانید و نتیجه بگیرید . هر کدام از آنها ممکن است درباره بیماری چیزی بگویند . یکی می گوید این دارو را بدهید , دیگری می گوید کم بدهید و سومی می گوید ندهید . بنابراین باید اینها را روی هم بریزید . در 20سال گذشته دانشی به این منظور ایجاد شده است که به آن مرور نظام مند مقالات (SYSTEMATIC REVIEW ) می گویند . متاآنالیز روشی است که شما صد تا مقاله را روی هم می ریزید و از آن یک نتیجه می گیرید و این مهم است چون ما می توانیم حجم زیادی از پژوهشها را روی هم بریزیم و از آن یک نتیجه بگیریم ( یک نتیجه عملی و سنتتیک ) . به این وسیله ما می توانیم آن سه میلیون مقاله بیومدیکال را مدیریت کنیم . بخشی از آنها را در دو غربال قبلی حذف می کنیم و باقیمانده را روی هم می ریزیم و نهایتا یک حرف می زنیم نه حرفهای متکثر ! بعد از دو مرحله relevancy و validity به بحث سنتز می رسیم که بسیار دشوار بوده و در دانشگاهها صورت می گیرد .

بحث دیگر , بحث بومی سازی است اینجاست که به گایدلاین ها و راهکارهای طبابت بالینی می رسیم .فرض کنید ما همه مقالات موجود در دنیا در رابطه با یک بیماری مثل نحوه مدیریت فرد دچار ضربه مغزی را داشته باشیم و از آنها یک مقاله مروری به دست آوریم . سئوال این است آیا می توانیم نتیجه این مطالعه مروری را در طبابت بالینی خود بکار ببریم ؟ الزاما خیر ,ممکن است 30 مقاله را روی هم بریزیم و نشان دهند که استفاده از PET scan برای مرحله بندی بیماری که متاستازهای سرطانی دارد مفید است . ایا به عنوان پزشک می توانید برای بیماری که متاستازهای سرطانی دارد pet scan را پیشنهاد کنید ؟ الزاما خیر , چرا ؟ فرض کنید برای خرید تلویزیون به بازار وسایل الکتونیکی می روید . در کنار یک تلویزیون 42 اینچ دیزیتال , یک تلویزیون 19 اینچ انالوگ را می بینید . شما مزایای این تلویزیون دیژیتال را نسبت به تلویزیون آنالوگ درک می کنید اما ممکن است تصمیم بگیرید تلویزیون کوچکترو آنالوگ را بخرید به چند دلیل , ممکن است پول به اندازه کافی نداشته باشید یا اولویتهای مهمتری داشته باشید و علیرغم علم به مزیت تلویزیون 42 اینچ دیژیتال , تلویزیون دیگر را می خرید و این کار شما نه تنها تحجر و مبارزه با فناوری نیست بلکه کاملا عقلانی است . علم پزشکی هم همین وضعیت را دارد , درست مثل جیب من و شما ضرورتهای سلامت , محدودیت های منابع و کسری بودجه دارد و همیشه نمی تواند هر فناوری سلامت را خریداری نماید و کاربردهای دیگری نیز برای این بودجه وجود دارد که رقابتی است . ممکن است درخواست pet scan کنید و فرد هم انجام دهد و در عوض در یک شهرستان دورافتاده کودکی به ORS دسترسی نداشته باشد . چون صندوق سلامت محدودیت منابع دارد الزامات بومی و کشوری مطرح می شود . محدودیتهای منحصر به فرد و بومی ما , اولویتهای منحصر به فرد و پولی ما و ارزشهای منحصر به فرد ما پا به میدان می گذارند وممکن است باعث شوند حتی آنجائیکه شواهد چیزی را توصیه می کنند به آن توجه نکرده , اقدام دیگری را انجام دهیم . ممکن است دارویی آمده باشد که بهبود زخم معده را از 97% به 995 افزایش دهد اما به واسطه هزینه زیاد می گوئیم این 2% برای ما نمی ارزد و همان داروی قبلی را ترجیح می دهیم علیرغم اینکه یک مرور نظام مند و پژوهش سنتتیک در مورد داروی جدید داشته باشیم . هر آن چیزی که در عالم طب جدید است الزاما مفید نیست و هر آنچه که مفید است الزاما قابل توصیه نیست .

راهکار طبابت بالینی (CPG ) آنجایی است که ما دانش سنتتیک را از یک سو و الزامات و مقتضیات منحصر به فرد و پول خود را از سوی دیگر روی هم می ریزیم و به اطبای ملکت خود توصیه می کنیم . اینجاست که ما گایدلاین بومی داریم و با گایدلاین سایر کشورها متفاوت است هر چند که دانش همه جای دنیا یک حرف می زند اما توصیه متفاوت است چون اولویت و منابع متفاوت است ممکن است برخی از توصیه هایی که غربی ها می کنند برای ما قابل خرید نباشد . این گایدلاین ها بخش قابل توجه ای از برنامه مدیریت بیماری ها را تشکیل می دهند چون از یک سو اثربخشی را تضمین می کنند و از سوی دیگر نگاهی به محدودیت منابع دارند و مدیریت مصرف منابع را به صورت بهینه عملیاتی می کنند پس گایدلاین ها در برنامه مدیریت بیماریها یک نقش محوری ایفا می کنند .

قرار نیست این گایدلاین ها قضاوت را از پزشک بگیرند . گایدلاین ها به نحوی الزامات و قواعد سیستمیک را دیکته می کنند اما ترجیحات بیمار و تجربیات پزشک هم مطرح هستند و تصمیم نهایی با توجه به همه اینها گرفته می شود.

Clinical Practice Guideline یا راهکار طبابت بالینی : یک بیانیه است که به صورت نظام مند تدوین شده است که به پزشک و بیمار در تصمیم گیری کمک میکند که از یک سو بیشترین میزان استناد به شواهد را دارد و از سوی دیگر شرایط بومی و خاص و الزامات بومی را می بیند .

 

 

 

 

از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى می نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند.

بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.

سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته.


نظرات ()



دانلود فرمایشات استاد ضیائی درخصوص طب اسلامی-طب معصومین-طب الائمه-اخرالزمان
نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳٩٠/۱٢/٥

بنام خدا

دانلود فرمایشات استاد ضیائی درخصوص طب اسلامی(جلسات حوزه علمیه -صوتی )

انشا’الله لینک سخنرانیهای زیربتدریج در حال ....

 طب الرسول:

 از اول کتاب تا ص222

http://www.4shared.com/mp3/10oYA_8L/1-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/wF36wi_0/2-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/j1--EeW2/3-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/Wq3LA75L/4-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/uScfvPHe/5-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/yiKXzWS1/6-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/ITV1CZDM/7-______222ziaee_60jalase___H_.html

http://www.4shared.com/mp3/bsvLRSj6/10-______222ziaee_60jalase___H.html

http://www.4shared.com/mp3/2Xou1zLm/11-______222ziaee_60jalase___H.html

http://www.4shared.com/mp3/kaho47tT/12-______222ziaee_60jalase___H.html

http://www.4shared.com/mp3/VtBNanA_/13-______222ziaee_60jalase___H.html

http://www.4shared.com/mp3/o5AAD7MM/14-______222ziaee_60jalase___H.html

http://www.4shared.com/mp3/1NzAd7gG/15_online.html?refurl=d1url

http://www.4shared.com/mp3/Y7zXpRmJ/16_online.html?refurl=d1url

http://www.4shared.com/mp3/O3HIQ4M5/17_online.html

http://www.4shared.com/mp3/8MAXEIQw/19_online.html

http://www.4shared.com/mp3/cyipTas6/20_2.html

http://www.4shared.com/mp3/_qo3I_RN/21_2.html

http://www.4shared.com/mp3/ZpGYz5Af/23_online.html

http://www.4shared.com/mp3/-geNB93f/25_online.html

http://www.4shared.com/mp3/UJ-WSyk6/26_online.html

http://www.4shared.com/mp3/jpwglZ_H/27_online.html

http://www.4shared.com/mp3/Xwd92FTS/28_online.html

http://www.4shared.com/mp3/sLlYCSk2/29_online.html

http://www.4shared.com/mp3/BqBc9WE-/ZAYAYE3.html

http://www.4shared.com/mp3/qovmjtrH/zayaye6.html

http://www.4shared.com/mp3/0M238im-/zayaye7.html

http://www.4shared.com/mp3/JMXeOyp5/ZAYAYE8.html

بحث کودکان-استاد ضیایی88-87

http://www.4shared.com/mp3/bZL6wyN0/16__-_88-87---1.html

http://www.4shared.com/mp3/m_AINyX4/16__-_88-87---2.html

http://www.4shared.com/mp3/qypJaMbp/16__-_88-87---3.html

http://www.4shared.com/mp3/eHCd7O59/16__-_88-87----4.html

http://www.4shared.com/mp3/4vj3EHMg/16__-_88-87---5.html

http://www.4shared.com/mp3/D2fgbrA_/16__-_88-87---6.html

http://www.4shared.com/mp3/dgbjEdRM/16__-_88-87---7.html

http://www.4shared.com/mp3/c469biyV/16__-_88-87---8.html

http://www.4shared.com/mp3/LZYhQUQz/16__-_88-87---9.html

http://www.4shared.com/mp3/x9xU1xuS/16__-_88-87---10.html

http://www.4shared.com/mp3/RAXEpBWI/16__-_88-87---11.html

طب الرسول بیماریهای کودک واخر -2جلسه اخر-87-88

 

http://www.4shared.com/mp3/K4daPyn5/8825.html

http://www.4shared.com/mp3/ONiJnjgc/8826.html

http://www.4shared.com/mp3/KQEDHQex/8827.html

http://www.4shared.com/mp3/tRABeg0p/8828.html

http://www.4shared.com/mp3/g-nzEjFg/8829.html

http://www.4shared.com/mp3/XizKW_XQ/88212.html

http://www.4shared.com/mp3/rNVzfppG/88213.html

http://www.4shared.com/mp3/c6-pQXCj/88214.html

http://www.4shared.com/mp3/pI7NBUIv/88215.html

http://www.4shared.com/mp3/9yM-2EyC/88220.html

http://www.4shared.com/mp3/TVQGg9qa/88221.html

http://www.4shared.com/mp3/Tv_32Twm/88222.html

http://www.4shared.com/mp3/A2ogEnQg/_____-2_-87-88---35.html

http://www.4shared.com/mp3/syv3GPeh/_____-2_-87-88---36.html

ازصفحه455تا481طب الرسول (ص) 1 (H)

http://www.4shared.com/mp3/wsaMC4f2/VOICE_0001.html

http://www.4shared.com/mp3/_6kgE8T2/VOICE_0002.html

http://www.4shared.com/mp3/mv2Tr3xJ/VOICE_0003.html

http://www.4shared.com/mp3/8t_x5ys9/VOICE_0004.html

http://www.4shared.com/mp3/ZvQZ7q59/VOICE_0005.html

http://www.4shared.com/mp3/6sR9zYBv/VOICE_0006.html

http://www.4shared.com/mp3/90nuABHL/VOICE_0007.html

http://www.4shared.com/mp3/A2yp8paU/VOICE_0008.html

http://www.4shared.com/mp3/yLnu3AXC/VOICE_0009.html

http://www.4shared.com/mp3/axubXUCB/VOICE_0010.html

http://www.4shared.com/mp3/14LbTbBk/VOICE_0011.html

http://www.4shared.com/mp3/xQ27-HPo/VOICE_0012.html

http://www.4shared.com/mp3/4crMrmuZ/VOICE_0013.html

http://www.4shared.com/mp3/EA0n3h-S/VOICE_0014.html

http://www.4shared.com/mp3/LLmgJj8h/VOICE_0015.html

http://www.4shared.com/mp3/TCshoFSI/VOICE_0016.html

http://www.4shared.com/mp3/Bp1ECxcM/VOICE_0017.html

http://www.4shared.com/mp3/zEbUUeM6/VOICE_0018.html

http://www.4shared.com/mp3/gJBvr7FJ/VOICE_0019.html

http://www.4shared.com/mp3/ISPEKocy/VOICE_0020.html

http://www.4shared.com/mp3/-y_q_W--/VOICE_0021.html

http://www.4shared.com/mp3/eRbM7a09/VOICE_0022.html

http://www.4shared.com/mp3/WFx-iAir/VOICE_0023_2.html

http://www.4shared.com/mp3/-rsHu1ce/VOICE_0024.html

http://www.4shared.com/mp3/prfn_Z9U/VOICE_0025.html

http://www.4shared.com/mp3/sRQWcPM_/VOICE_0026.html

http://www.4shared.com/mp3/QXUbApPL/VOICE_0027.html

http://www.4shared.com/mp3/qAiNMqK4/VOICE_0028.html

http://www.4shared.com/mp3/Zn1C6VHT/VOICE_0029.html

http://www.4shared.com/mp3/WhNbMnPi/VOICE_0030.html

ازص 482تا532-طب الرسول31تا60طب الرسول 2 (H)

http://www.4shared.com/mp3/SvxNMGs4/VOICE_0031.html

http://www.4shared.com/mp3/lBdbx8O0/VOICE_0032.html

http://www.4shared.com/mp3/ZMMFfKaW/VOICE_0033.html

http://www.4shared.com/mp3/hEIsYnDl/VOICE_0034.html

http://www.4shared.com/mp3/cxjOXHcl/VOICE_0035.html

http://www.4shared.com/mp3/KOtKmIXr/VOICE_0036.html

http://www.4shared.com/mp3/zc5_cDy_/VOICE_0037.html

http://www.4shared.com/mp3/lLYF_EGE/VOICE_0038.html

http://www.4shared.com/mp3/_hA-sKuZ/VOICE_0039.html

http://www.4shared.com/mp3/jfWnyn4e/VOICE_0040_2.html

http://www.4shared.com/mp3/N70XjKbX/VOICE_0041.html

http://www.4shared.com/mp3/12pQVKV6/VOICE_0042.html

http://www.4shared.com/mp3/OWweNjMi/VOICE_0043.html

http://www.4shared.com/mp3/sEHmYkyB/VOICE_0044.html

http://www.4shared.com/mp3/Pr9bjFfH/VOICE_0045.html

http://www.4shared.com/mp3/tgu7U1tk/VOICE_0046_.html

http://www.4shared.com/mp3/lZx9hfKa/VOICE_0047.html

http://www.4shared.com/mp3/pYVRd9V_/VOICE_0048.html

http://www.4shared.com/mp3/chC3D4c2/VOICE_0049.html

http://www.4shared.com/mp3/kBun4Y7C/VOICE_0050.html

http://www.4shared.com/mp3/-Ux_Kt4N/VOICE_0051.html

http://www.4shared.com/mp3/dxIbs2yt/VOICE_0052.html

http://www.4shared.com/mp3/AFkpPqm5/VOICE_0053.html

ازاواسط بحث مفاصل تا اول ص 580-87-88طب (H)

http://www.4shared.com/mp3/9DB0z2fv/10_2.html

http://www.4shared.com/mp3/nKwB9Kp-/11_online.html

http://www.4shared.com/mp3/Q9j2Sq25/12_online.html

از580قلب وانقطاع المومن استاد ضیایی87-88

http://www.4shared.com/mp3/n_QDbMep/580____87-88--19.html

http://www.4shared.com/mp3/11L6H1lh/580____87-88--20.html

http://www.4shared.com/mp3/wQClbcap/580____87-88--21.html

http://www.4shared.com/mp3/BH95bKlV/580____87-88--22.html

http://www.4shared.com/mp3/EZOMOY2y/580____87-88--23.html

http://www.4shared.com/mp3/lWY93KS8/580____87-88--24.html

http://www.4shared.com/mp3/Dvue5mo9/580____87-88--25.html

http://www.4shared.com/mp3/VFGP3CN8/580____87-88--26.html

http://www.4shared.com/mp3/fmSOJpNN/580____87-88--27.html

http://www.4shared.com/mp3/kEq8-iC-/580____87-88--28.html

http://www.4shared.com/mp3/eb9rtATt/58AE551.html

http://www.4shared.com/mp3/Kb_XuA1t/58B6DE1.html

http://www.4shared.com/mp3/JSb2tFMJ/58F8361.html

http://www.4shared.com/mp3/Y9IroqDY/5804FC1.html

http://www.4shared.com/mp3/CBO15tgT/58161D1.html

http://www.4shared.com/mp3/SWTixdRK/5851471.html

Medical_ZIaee _88-89

http://www.4shared.com/mp3/8ffEyEwv/Pezeshki_ziaee_88-07-06.html

http://www.4shared.com/mp3/Q-iSd6jq/Pezeshki_ziaee_88-07-07.html

http://www.4shared.com/mp3/nXbam4EY/Pezeshki_ziaee_88-07-08.html

http://www.4shared.com/mp3/9PXi2fXm/Pezeshki_ziaee_88-07-11.html

http://www.4shared.com/mp3/zk7XlulY/Pezeshki_ziaee_88-07-12.html

http://www.4shared.com/mp3/5yxArzLd/Pezeshki_ziaee_88-07-13.html

http://www.4shared.com/mp3/9PXi2fXm/Pezeshki_ziaee_88-07-11.html

http://www.4shared.com/mp3/CgR0t9le/Pezeshki_ziaee_88-07-15.html

http://www.4shared.com/mp3/agh6iSBX/Pezeshki_ziaee_88-07-18.html

http://www.4shared.com/mp3/AHHgJ1oi/Pezeshki_ziaee_88-07-19.html

http://www.4shared.com/mp3/xBtckY9r/Pezeshki_ziaee_88-07-20.html

http://www.4shared.com/mp3/Qg9LvOM0/Pezeshki_ziaee_88-07-21.html

http://www.4shared.com/mp3/fX9njNGH/Pezeshki_ziaee_88-07-25.html

http://www.4shared.com/mp3/yriM1PMm/Pezeshki_ziaee_88-07-26.html

http://www.4shared.com/mp3/4iaFb7KF/Pezeshki_ziaee_88-07-27.html

http://www.4shared.com/mp3/n1sVG_yN/Pezeshki_ziaee_88-07-28.html

http://www.4shared.com/mp3/1DHHBIfw/Pezeshki_ziaee_88-07-29.html

http://www.4shared.com/mp3/4vmDryKZ/Pezeshki_ziaee_88-08-02.html

http://www.4shared.com/mp3/E4bTEv4g/Pezeshki_ziaee_88-08-03.html

http://www.4shared.com/mp3/lMESol4I/Pezeshki_ziaee_88-08-04.html

http://www.4shared.com/mp3/H-CXmBzI/Pezeshki_ziaee_88-08-05.html

http://www.4shared.com/mp3/KKUsnVHI/Pezeshki_ziaee_88-08-06.html

http://www.4shared.com/mp3/W-u2GRAN/Pezeshki_ziaee_88-08-09.html

http://www.4shared.com/mp3/pDH7F-lx/Pezeshki_ziaee_88-08-10.html

http://www.4shared.com/mp3/q2rsNQbz/Pezeshki_ziaee_88-08-11.html

http://www.4shared.com/mp3/Gn9Wgm5W/Pezeshki_ziaee_88-08-12.html

http://www.4shared.com/mp3/TPw4PgRz/Pezeshki_ziaee_88-08-13.html

http://www.4shared.com/mp3/WxnBlWdY/Pezeshki_ziaee_88-08-16.html

http://www.4shared.com/mp3/bi-uXPGl/Pezeshki_ziaee_88-08-17.html

http://www.4shared.com/mp3/zvdjIU9x/Pezeshki_ziaee_88-08-18.html

http://www.4shared.com/mp3/IX5dRBmQ/Pezeshki_ziaee_88-08-19.html

http://www.4shared.com/mp3/qb5FPwJz/Pezeshki_ziaee_88-08-20.html

http://www.4shared.com/mp3/j6b7hjkb/Pezeshki_ziaee_88-08-23.html

http://www.4shared.com/mp3/k5iDQQYz/Pezeshki_ziaee_88-08-24.html

http://www.4shared.com/mp3/PKR6ycAv/Pezeshki_ziaee_88-08-25.html

http://www.4shared.com/mp3/_fndFjmh/Pezeshki_ziaee_88-08-26.html

http://www.4shared.com/mp3/KJa8OBAP/Pezeshki_ziaee_88-08-30.html

http://www.4shared.com/mp3/Xu0sueq0/Pezeshki_ziaee_88-09-01.html

http://www.4shared.com/mp3/x57LN1ej/Pezeshki_ziaee_88-09-02.html

http://www.4shared.com/mp3/4qC6h9jb/Pezeshki_ziaee_88-09-03.html

http://www.4shared.com/mp3/jN4hZxnS/Pezeshki_ziaee_88-09-08.html

http://www.4shared.com/mp3/8NRX3Sh9/Pezeshki_ziaee_88-09-10.html

http://www.4shared.com/mp3/zYhPJLfi/Pezeshki_ziaee_88-09-11.html

http://www.4shared.com/mp3/ytfyGArx/Pezeshki_ziaee_88-09-16.html

http://www.4shared.com/mp3/0DH-j9Qb/Pezeshki_ziaee_88-09-17.html

http://www.4shared.com/mp3/doxgx6mv/Pezeshki_ziaee_88-09-18.html

http://www.4shared.com/mp3/xpddwe80/Pezeshki_ziaee_88-09-21.html

http://www.4shared.com/mp3/CvHxcmXV/Pezeshki_ziaee_88-09-22.html

http://www.4shared.com/mp3/XsvvgOWW/Pezeshki_ziaee_88-10-13.html

http://www.4shared.com/mp3/PH-93Xkn/Pezeshki_ziaee_88-10-14.html

http://www.4shared.com/mp3/Vl948EzE/Pezeshki_ziaee_88-10-15.html

http://www.4shared.com/mp3/YBafRJmQ/Pezeshki_ziaee_88-10-16.html

http://www.4shared.com/mp3/XlMWSTvk/Pezeshki_ziaee_88-10-19.html

http://www.4shared.com/mp3/a5dYqfwd/Pezeshki_ziaee_88-10-20.html

http://www.4shared.com/mp3/3OjyGLFh/Pezeshki_ziaee_88-10-22.html

http://www.4shared.com/mp3/mUwoUi96/Pezeshki_ziaee_88-10-23.html

http://www.4shared.com/mp3/dRtBbBGF/Pezeshki_ziaee_88-10-26_2.html

http://www.4shared.com/mp3/xR9W3Wf9/Pezeshki_ziaee_88-10-27.html

http://www.4shared.com/mp3/hEP2zlNL/Pezeshki_ziaee_88-10-28.html

http://www.4shared.com/mp3/MtmxnuVY/Pezeshki_ziaee_88-10-29.html

http://www.4shared.com/mp3/OHPvC6Ew/Pezeshki_ziaee_88-10-30.html

http://www.4shared.com/mp3/qysM3ed9/Pezeshki_ziaee_88-11-03.html

http://www.4shared.com/mp3/lyshquBZ/Pezeshki_ziaee_88-11-04.html

http://www.4shared.com/mp3/LofjyWB1/Pezeshki_ziaee_88-11-05.html

http://www.4shared.com/mp3/QkRAgkWq/Pezeshki_ziaee_88-11-06.html

http://www.4shared.com/mp3/cPQPs4ZZ/Pezeshki_ziaee_88-11-07.html

http://www.4shared.com/mp3/lAy2RhhQ/Pezeshki_ziaee_88-11-10.html

http://www.4shared.com/mp3/4rhPIZZN/Pezeshki_ziaee_88-11-11.html

http://www.4shared.com/mp3/pVFGfJHG/Pezeshki_ziaee_88-11-12.html

http://www.4shared.com/mp3/CqvieIBq/Pezeshki_ziaee_88-12-03.html

http://www.4shared.com/mp3/i06uCREM/Pezeshki_ziaee_88-12-05.html

http://www.4shared.com/mp3/J5QwBfpg/Pezeshki_ziaee_88-12-08.html

http://www.4shared.com/mp3/k9XkZim8/Pezeshki_ziaee_88-12-09.html

http://www.4shared.com/mp3/VPyRJQcy/Pezeshki_ziaee_88-12-15.html

http://www.4shared.com/mp3/JECksA6t/Pezeshki_ziaee_88-12-17.html

http://www.4shared.com/mp3/_6YBWZER/Pezeshki_ziaee_88-12-18.html

http://www.4shared.com/mp3/c0ANRsdA/Pezeshki_ziaee_88-12-19.html

http://www.4shared.com/mp3/mat1qWwZ/Pezeshki_ziaee_88-12-22.html

http://www.4shared.com/mp3/rJSnE28w/Pezeshki_ziaee_88-12-23.html

http://www.4shared.com/mp3/p-igh9kb/Pezeshki_ziaee_88-12-24.html

http://www.4shared.com/mp3/dh4AlNoI/Pezeshki_ziaee_88-12-25.html

http://www.4shared.com/mp3/WvA6tBgK/Pezeshki_ziaee_89-01-17.html

http://www.4shared.com/mp3/n0y8U62A/Pezeshki_ziaee_89-01-18.html

http://www.4shared.com/mp3/OlOA9JUU/Pezeshki_ziaee_89-01-21.html

http://www.4shared.com/mp3/MbW8bgNp/Pezeshki_ziaee_89-01-22.html

http://www.4shared.com/mp3/RqBVXRJR/Pezeshki_ziaee_89-01-23.html

http://www.4shared.com/mp3/rYoeo14c/Pezeshki_ziaee_89-01-24.html

http://www.4shared.com/mp3/n6fzphoJ/Pezeshki_ziaee_89-01-25.html

http://www.4shared.com/mp3/XI5XIs0x/Pezeshki_ziaee_89-01-28.html

http://www.4shared.com/mp3/CgTG19Vm/Pezeshki_ziaee_89-01-30.html

http://www.4shared.com/mp3/6NR3RSf6/Pezeshki_ziaee_89-01-31.html

http://www.4shared.com/mp3/Jlqrxjmf/Pezeshki_ziaee_89-02-01.html

http://www.4shared.com/mp3/iOk-RthQ/Pezeshki_ziaee_89-02-04.html

http://www.4shared.com/mp3/9hSwOBDP/Pezeshki_ziaee_89-02-05.html

http://www.4shared.com/mp3/bfG1Civ2/Pezeshki_ziaee_89-02-11.html

http://www.4shared.com/mp3/gwX1gm1W/Pezeshki_ziaee_89-02-12.html

http://www.4shared.com/mp3/ZEQVBPdg/Pezeshki_ziaee_89-02-13.html

http://www.4shared.com/mp3/_mkJRHak/Pezeshki_ziaee_89-02-14.html

http://www.4shared.com/mp3/IhBp2L7m/Pezeshki_ziaee_89-02-15.html

http://www.4shared.com/mp3/6E0w3BnT/Pezeshki_ziaee_89-02-18.html

http://www.4shared.com/mp3/9wxipXjd/Pezeshki_ziaee_89-03-01.html

http://www.4shared.com/mp3/JtWcxBiL/Pezeshki_ziaee_89-03-02.html

http://www.4shared.com/mp3/k6XZNReP/Pezeshki_ziaee_89-03-04.html

http://www.4shared.com/mp3/pfXVnNJI/Pezeshki_ziaee_89-03-05.html

http://www.4shared.com/mp3/WPu61pMS/Pezeshki_ziaee_89-03-08.html

http://www.4shared.com/mp3/DQRrkc8r/Pezeshki_ziaee_89-03-09.html

http://www.4shared.com/mp3/iRopGABx/Pezeshki_ziaee_89-03-12.html

http://www.4shared.com/mp3/aSbe3Ki9/Pezeshki_ziaee_89-07-03.html

http://www.4shared.com/mp3/DBcIDfGg/Pezeshki_ziaee_89-07-04.html

http://www.4shared.com/mp3/-KO7xJgL/Pezeshki_ziaee_89-07-05.html

http://www.4shared.com/mp3/bbaPSkqA/Pezeshki_ziaee_89-07-06.html

http://www.4shared.com/mp3/Ht-9eaxW/Pezeshki_ziaee_89-07-07.html

http://www.4shared.com/mp3/Ci1ieeyW/Pezeshki_ziaee_89-07-10.html

http://www.4shared.com/mp3/sdxbLlMO/Pezeshki_ziaee_89-07-11.html

http://www.4shared.com/mp3/k7KQCCq2/Pezeshki_ziaee_89-07-13.html

http://www.4shared.com/mp3/CZvLVip7/Pezeshki_ziaee_89-07-14.html

http://www.4shared.com/mp3/l6apqNzJ/Pezeshki_ziaee_89-07-17.html

http://www.4shared.com/mp3/NSvnEl5M/Pezeshki_ziaee_89-07-18.html

http://www.4shared.com/mp3/cTFBWKC7/Pezeshki_ziaee_89-07-19.html

http://www.4shared.com/mp3/d9RLhlpH/Pezeshki_ziaee_89-07-20.html

http://www.4shared.com/mp3/HgMznjSc/Pezeshki_ziaee_89-07-21.html

http://www.4shared.com/mp3/cPi6Er0g/Pezeshki_ziaee_89-07-24.html

http://www.4shared.com/mp3/bLCxnMRs/Pezeshki_ziaee_89-07-25.html

http://www.4shared.com/mp3/L0vaakup/Pezeshki_ziaee_89-07-26.html

http://www.4shared.com/mp3/58wedkfq/Pezeshki_ziaee_89-07-28.html

http://www.4shared.com/mp3/2xbcaKuV/Pezeshki_ziaee_89-08-01.html

http://www.4shared.com/mp3/WR2EPWR5/Pezeshki_ziaee_89-08-03.html

http://www.4shared.com/mp3/o_RnkA3r/Pezeshki_ziaee_89-08-04.html

http://www.4shared.com/mp3/GLySIi_3/Pezeshki_ziaee_89-08-05.html

http://www.4shared.com/mp3/td2FXdSR/Pezeshki_ziaee_89-08-08.html

http://www.4shared.com/mp3/RSTjCyw2/Pezeshki_ziaee_89-08-09.html

http://www.4shared.com/mp3/Wcerkw4r/Pezeshki_ziaee_89-08-10.html

http://www.4shared.com/mp3/CsPswQ4u/Pezeshki_ziaee_89-08-11.html

http://www.4shared.com/mp3/tvwjCvwg/Pezeshki_ziaee_89-08-12.html

http://www.4shared.com/mp3/v8XIXVSR/Pezeshki_ziaee_89-08-15.html

http://www.4shared.com/mp3/vKQ-uPte/Pezeshki_ziaee_89-08-17.html

http://www.4shared.com/mp3/Bn-KaoDp/Pezeshki_ziaee_89-08-18.html

http://www.4shared.com/mp3/zKc9Jsdy/Pezeshki_ziaee_89-08-19.html

http://www.4shared.com/mp3/kV-rHyO3/Pezeshki_ziaee_89-08-22.html

http://www.4shared.com/mp3/KlmVLVVO/Pezeshki_ziaee_89-08-24.html

http://www.4shared.com/mp3/BmFQpJoJ/Pezeshki_ziaee_89-08-25.html

http://www.4shared.com/mp3/Y91LezDa/Pezeshki_ziaee_89-08-29.html

http://www.4shared.com/mp3/-C9qhkir/Pezeshki_ziaee_89-08-30.html

http://www.4shared.com/mp3/w7zZ9WG-/Pezeshki_ziaee_89-09-01.html

http://www.4shared.com/mp3/q97XVzal/Pezeshki_ziaee_89-09-02.html

http://www.4shared.com/mp3/qgP6r9Gd/Pezeshki_ziaee_89-09-03.html

http://www.4shared.com/mp3/MGSubENp/Pezeshki_ziaee_89-09-06.html

http://www.4shared.com/mp3/0BuAk44X/Pezeshki_ziaee_89-09-08.html

http://www.4shared.com/mp3/83hoY017/Pezeshki_ziaee_89-09-09.html

http://www.4shared.com/mp3/umeGox6I/Pezeshki_ziaee_89-09-10.html

http://www.4shared.com/mp3/zC-9dXba/Pezeshki_ziaee_89-09-30.html

http://www.4shared.com/mp3/McII696n/Pezeshki_ziaee_89-10-01.html

http://www.4shared.com/mp3/x9tVrkUt/Pezeshki_ziaee_89-10-04.html

http://www.4shared.com/mp3/wb612U_C/Pezeshki_ziaee_89-10-05.html

http://www.4shared.com/mp3/V5aFLaQ4/Pezeshki_ziaee_89-10-06.html

http://www.4shared.com/mp3/-VfOJrmi/Pezeshki_ziaee_89-10-07.html

http://www.4shared.com/mp3/fBMBjiPX/Pezeshki_ziaee_89-10-08.html

http://www.4shared.com/mp3/hNQeNxdP/Pezeshki_ziaee_89-10-11.html

http://www.4shared.com/mp3/HU97AoXv/Pezeshki_ziaee_89-10-12.html

http://www.4shared.com/mp3/kV3dtnde/Pezeshki_ziaee_89-10-13.html

http://www.4shared.com/mp3/rGyZYe_7/Pezeshki_ziaee_89-10-14.html

http://www.4shared.com/mp3/hiTJjgRr/Pezeshki_ziaee_89-10-15.html

http://www.4shared.com/mp3/gsKVdeoW/Pezeshki_ziaee_89-10-18.html

http://www.4shared.com/mp3/GBonoH1c/Pezeshki_ziaee_89-10-19.html

http://www.4shared.com/mp3/l-k2AV_L/Pezeshki_ziaee_89-10-20.html

http://www.4shared.com/mp3/RshhP-Jz/Pezeshki_ziaee_89-10-21.html

http://www.4shared.com/mp3/fACG5tQT/Pezeshki_ziaee_89-10-22.html

http://www.4shared.com/mp3/LpodQ_YP/Pezeshki_ziaee_89-10-25.html

http://www.4shared.com/mp3/1wzYkY-r/Pezeshki_ziaee_89-10-26.html

http://www.4shared.com/mp3/IYcoEV1M/Pezeshki_ziaee_89-10-27.html

http://www.4shared.com/mp3/ViGNVgmB/Pezeshki_ziaee_89-10-28.html

http://www.4shared.com/mp3/Zuq0lops/Pezeshki_ziaee_89-10-29_2.html

http://www.4shared.com/mp3/GW5j-ZPU/Pezeshki_ziaee_89-11-24_2.html

http://www.4shared.com/mp3/NI3VmfEc/Pezeshki_ziaee_89-11-25.html

http://www.4shared.com/mp3/KG5c61Yn/Pezeshki_ziaee_89-11-26.html

http://www.4shared.com/mp3/VEyZgu9W/Pezeshki_ziaee_89-11-27.html

http://www.4shared.com/mp3/LUSveOmW/Pezeshki_ziaee_89-12-01_2.html

http://www.4shared.com/mp3/eUWZRyn6/Pezeshki_ziaee_89-12-03.html

http://www.4shared.com/mp3/_2BUzWT1/Pezeshki_ziaee_89-12-04.html

http://www.4shared.com/mp3/8r1LxMlv/Pezeshki_ziaee_89-12-07.html

http://www.4shared.com/mp3/eL3MppkJ/Pezeshki_ziaee_89-12-08.html

http://www.4shared.com/mp3/T2lUUb8k/Pezeshki_ziaee_89-12-09.html

http://www.4shared.com/mp3/9c9HV4i7/Pezeshki_ziaee_89-12-10.html

http://www.4shared.com/mp3/CG3Mu-au/Pezeshki_ziaee_89-12-11_2.html

http://www.4shared.com/mp3/vD8wki2X/Pezeshki_ziaee_89-12-14.html

http://www.4shared.com/mp3/8XpOmCAY/Pezeshki_ziaee_89-12-15.html

http://www.4shared.com/mp3/MbG_VwaB/Pezeshki_ziaee_89-12-16.html

http://www.4shared.com/mp3/T4o9VUpB/Pezeshki_ziaee_89-12-17.html

http://www.4shared.com/mp3/VkkFyqy1/Pezeshki_ziaee_89-12-18.html

http://www.4shared.com/mp3/gNu4hHob/Pezeshki_ziaee_89-12-21.html

http://www.4shared.com/mp3/GiTqyCw1/Pezeshki_ziaee_89-12-22.html

http://www.4shared.com/mp3/dBXZEmK2/Pezeshki_ziaee_89-12-23_2.html

http://www.4shared.com/mp3/-lOSsq9Z/Pezeshki_ziaee_89-12-24.html

http://www.4shared.com/mp3/HM6ELJTO/Pezeshki_ziaee_89-12-25.html

http://www.4shared.com/mp3/JpYSzbHf/Pezeshki_ziaee_89-12-26.html

http://www.4shared.com/mp3/DF2VOYrz/Pezeshki_ziaee_89-12-27.html

http://www.4shared.com/mp3/hF1lF1ih/Pezeshki_ziaee_89-12-28.html

http://www.4shared.com/mp3/Fx3Klgps/Pezeshki_ziaee_89-12-29-P1.html

http://www.4shared.com/mp3/d9gIOAEz/Pezeshki_ziaee_89-12-29-P2.html

عقل ونجوم

http://www.4shared.com/mp3/WnvtIReN/VOICE_0001_2.html

http://www.4shared.com/mp3/oJUfHiX2/VOICE_0002_2.html

http://www.4shared.com/mp3/HZmwXg6A/VOICE_0003_2.html

http://www.4shared.com/mp3/_Mf8O2Uy/VOICE_0004_2.html

http://www.4shared.com/mp3/8phO3Wz8/VOICE_0005_3.html

http://www.4shared.com/mp3/DEbAqpNI/VOICE_0006_2.html

http://www.4shared.com/mp3/IhZ9Dl_L/VOICE_0007_2.html

http://www.4shared.com/mp3/eiKklktr/VOICE_0008_2.html

http://www.4shared.com/mp3/vhjL9849/VOICE_0009_2.html

http://www.4shared.com/mp3/8IHzT7IP/VOICE_0010_2.html

http://www.4shared.com/mp3/sBhMmbwb/VOICE_0011_2.html

http://www.4shared.com/mp3/m42jL4U3/VOICE_0012_2.html

http://www.4shared.com/mp3/M1-O_RgU/VOICE_0013_2.html

http://www.4shared.com/mp3/dVmjHMUw/VOICE_0014_2.html

 http://www.4shared.com/mp3/LC18YN7Q/VOICE_0015_2.html

http://www.4shared.com/mp3/SeoeGBDM/VOICE_0016_2.html

http://www.4shared.com/mp3/JipGtueZ/VOICE_0017_2.html

http://www.4shared.com/mp3/eZGmgG7V/VOICE_0018_2.html

http://www.4shared.com/mp3/CVcr4QCC/VOICE_0019_2.html

http://www.4shared.com/mp3/Re8eDLPf/VOICE_0020_2.html

http://www.4shared.com/mp3/4flVlq5W/VOICE_0021.html

http://www.4shared.com/mp3/I-w2EcRv/VOICE_0022.html

http://www.4shared.com/mp3/qdu0Kqh3/VOICE_0023_2.html

http://www.4shared.com/mp3/ckq7GtmM/VOICE_0024.html

http://www.4shared.com/mp3/Jmase_bF/VOICE_0025.html

http://www.4shared.com/mp3/nMHuVNYP/VOICE_0026.html

http://www.4shared.com/mp3/tIgXDVzL/VOICE_0027.html

http://www.4shared.com/mp3/BroUt94c/VOICE_0028.html

http://www.4shared.com/mp3/4cs7vsCt/VOICE_0029.html

http://www.4shared.com/mp3/AKvyUZ2P/VOICE_0030.html

http://www.4shared.com/mp3/Uy7euAlt/VOICE_0031_2.html

 http://www.4shared.com/mp3/bwaH_wYD/VOICE_0032.html

http://www.4shared.com/mp3/zESg-wYD/VOICE_0033.html

http://www.4shared.com/mp3/h-YxbutU/VOICE_0034.html

http://www.4shared.com/mp3/dFYKC-zv/VOICE_0035.html

http://www.4shared.com/mp3/5I_F_x1T/VOICE_0036.html

http://www.4shared.com/mp3/Fn6ABgpv/VOICE_0037_2.html

http://www.4shared.com/mp3/rEshCmA1/VOICE_0038_2.html

 http://www.4shared.com/mp3/pncOkeKW/VOICE_0039.html

http://www.4shared.com/mp3/9kcbM_pO/VOICE_0040_2.html

طب معصومین-بهار90:Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-14

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-15

 Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-16.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-20.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-21

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-22

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-23

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-24

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-29

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-30

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-01-31

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-03 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-04

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-06

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-07

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-10

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-11

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-12

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-13

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-14

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-18

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-19

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-20.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-21.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-24.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-25.mp3

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-26.mp3 

 Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-27.mp3

 Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-28.mp3

 Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-02-31.mp3

 Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-01

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-02

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-03

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-04

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-07

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-08

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-09

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-10

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-03-11

طب وحیانی-طب المعصومین علیهم صلوات

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-03

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-04

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-05

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-06

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-09

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-10

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-11

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-12

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-13

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-16

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-18

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-19

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-20

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-23

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-24

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-25

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-26

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-27

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-07-30

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-01

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-02

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-03

http://www.4shared.com/mp3/J6dvWTNl/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-04

http://www.4shared.com/mp3/sQ7IYllS/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-07

http://www.4shared.com/mp3/PRHRkxnI/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-08

http://www.4shared.com/mp3/EaTcUfdl/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-09

http://www.4shared.com/mp3/tgEa4HIn/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-10

http://www.4shared.com/mp3/1bwYy-Uv/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-11

http://www.4shared.com/mp3/z-g9wQbv/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-14

http://www.4shared.com/mp3/W6mSEBnN/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-15

http://www.4shared.com/mp3/NucxQliQ/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-17

http://www.4shared.com/mp3/C_U6G8G3/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-18

http://www.4shared.com/mp3/UOOIVaB7/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-21

http://www.4shared.com/mp3/wYSKVHBl/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-22

http://www.4shared.com/mp3/1UODnU5s/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-23

http://www.4shared.com/mp3/i-6jGYKx/Pezeshki_ziaee_Tebb_Almasoumin.html

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-25

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-28

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-29

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-08-30

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-09-01

 

Pezeshki_ziaee_Tebb Almasoumin_90-09-02

جلسات استادضیایی درجمع دانشجویان،پزشکان،...صوتی وتصویری

 دانلود جلسه استاد ضیایی-بهار90-

دانلود جلسه استاد ضیایی-بهار90--

 استادضیائی-بهار90--1--.3gp

استادضیائی-بهار90--2--.3gp

 دانلودجلسه استادضیایی مورخ20-2-90

دانلود جلسه استاد ضیایی27-2-90

دانلودجلسه استادضیایی مورخ30-2-90---1

دانلودجلسه استادضیایی مورخ30-2-90---2

دانلود جلسه استاد ضیایی29-4-90

دانلود جلسه استاد ضیایی29-4-90--2

دانلودجلسه استادضیایی مورخ6-5-90

دانلودجلسه استادضیایی مورخ12-5-90--1

دانلودجلسه استادضیایی مورخ12-5-90--2

 دانلودجلسه استادضیایی مورخ19-5-90

دانلودجلسه استادضیایی مورخ26-5-90

نوید نزدیکی فرج در اخرالزمان-لطفا حتما انرا دانلود فرمایید:

یبوست مشکل شایع قالب افراد در اخر الزمان-هموروئید=بواسیر-شقاق-فیستول و...12-8-90

ادامه جلسه قبلی استاد ضیایی(12-8-90)در تاریخ19-8-90                         هوبره

 جلسه مورخ 27-8-90

قسمت اول

قسمت دوم

 دانلود جلسه مورخ 3-9-90 بیماریهای دهان ودندان وبدبوئی دهان(صوتی)

دانلود جلسه مورخ 3-9-90 بیماریهای دهان ودندان وبدبوئی دهان(صوتی تصویری)

دانلودجلسه استادضیایی مورخ1-10-90

دانلودجلسه استادضیایی مورخ1-10-90----2

 دانلودجلسه استادضیایی مورخ6-10-90

دانلودجلسه استاد ضیایی مورخ8-10-90---1

دانلودجلسه استاد ضیایی مورخ8-10-90---2

دانلودجلسه استاد ضیایی مورخ8-10-90---3

 دانلودجلسه استاد ضیایی مورخ15-10-90

دانلودجلسه استاد ضیایی مورخ6-11-90

 دانلودجلسه:

20-11-90-استادضیایی-مراتب روح -ودربخش بعد رابطه جنسی حلال وطیب

20-11-90-استادضیایی-پرسش و پاسخ

 استادضیایی-27-11-90-ادامه اختلالات جنسی وروابط  جنسی وزناشویی حلال وطیب

استادضیایی-4-12-90-ادامه اختلالات جنسی وروابط  جنسی وزناشویی حلال وطیب

 دانلودجلسه مورخ 11-12-90استادضیائی

 

زندگی شادوسالم بافرزندانی صالح-ج1-cd1

زندگی شادوسالم بافرزندانی صالح-ج1-cd2

 

دانلودجلسه مورخ 31-1-91ستادضیائی

دانلودجلسه مورخ 7-2-91ستادضیائی

دانلودجلسه مورخ 14-2-91ستادضیائی

دانلودجلسه مورخ21-2-91 استادضیائی

دانلودجلسه مورخ28-2-91-استادضیائی

دانلود جلسه موزخ 4-3-91-استاد ضیایی

دانلود جلسه مورخ 10-3-91-استاد ضیائی

دانلود جلسه 18-10-91-استادضیائی

دانلود جلسه مورخ 25-3-91-استاد ضیائی

دانلود جلسه مورخ 1-4-91استاد ضیائی

دانلود جلسه مورخ 8-4-91استاد ضیائی

دانلود جلسه مورخ 15-4-91استاد ضیائی

دانلود جلسه مورخ 22-4-91استاد ضیائی


ادامه مطلب ...
نظرات ()