786

دکتر دهقانی:

جناب دکتر در مورد شکایت اشتباه میکنید. اولا که کلکم راع و کلکم مسئول.
پس من و شما و همه مسئول هستیم.
بخصوص که اگر شما به عنوان پزشک عمومی که از مهمترین ارکان نظام سلامت است و از پر وظیفه ترین اعضا این نظام هستید به شرح وظایف پیشنهادی سازمان های مختلف کشوری و بین المللی مراجعه بفرمائید خواهید دید که ارتقا نظام سلامت، آگاهی و آموزش از وظایف ماست. گرچه این مطلب از دیگر کمتر شرح وظیفه بنده خواهد بود اما همچنان به وظایف دوران پزشکی عمومی پایبندم. امیدوارم شما هم اینچنین باشید
در ثانی با نگاهی به قانون انتظامی نظامی پزشکی و شرح تخلفات و .. آن متوجه می شوید این کار دور از انتظار نیست.
من گمان میکنم که شما هنوز عمق تخلفات را کمتر از آنچه هست تخمین می زنید و مواردی وجود دارد که از اهمیت و ارزش آن غافل هستید و متاسفانه این محیط مجال مباحثی چون مالکیت های معنوی و ... را ندارد. در عین حال اگر شما مشتاق باشید راه ارتباطی را خدمتتان معرفی کرده ام
اما در مورد طبابت افراد غیر پزشک. شما خود معترف بودید که درمان هایی وجود دارد در طب مدرن که موثرتر هستند و ... من همیشه این مثال ها را زده ام که البته علت آن بوده که میخواستم آن تاجران که شما فرمودید ساکت شوند.
همیشه مثال زده ام که طب مدرن امروز کر مادرزاد که ساختار گوش داخلی را اصلا ندارد! شنوا میکند. و یا دست قطع شده را دوباره وصل میکند!
این نمونه ها مواردی است که نشان دهد اگر قرار باشد کسی که پزشک نیست در "خط اول" بیمار ببیند ممکن است با ناآگاهی خود از توانایی طب مدرن موجب ضرر بیمار شود و وقت او را تلف کند. البته در جایگاه های دیگر نظام سلامت افرادی که صاحبان قدیمی طب سنتی هستند ارزشمند هستند.
البته این بحث مجال دیگری میخواهد. اما مطمئن هستم شما آن را تائید میکنید.

 

دکتر منتظر:

مفهوم مسئول بودن افراد این نیست که همه آنها در همه شرایط یکسان عمل کنند. این به تشخیص افراد وحیطه وظایفشان بر می گردد

وظیفه ما آگاهی دادن به جامعه است و وظیفه نظام پزشکی و نهادهای قانونی برخورد با متخلف

در نقد همکاران هم واقع بینی شرط است و نباید دچار ریزبینی یا بزرگ بینی شد. نقدهایی که در صدا و سیما و جراید و فضای سایبری دیده می شوند عمدتا از نوع استقلالی و پرسپولیسی است. من نوعی چون به طب سنتی علاقمندم همه منتقدان را عامل دشمن می دانم و شمای نوعی که شیفته طب رایج هستید مخالفین آن را از دم متحجر و شیاد می نامید. ما عادت کرده ایم که عینک پیش داوری بر چشم زده و همه را صفر یا صد ببینیم.

البته هریک از ما چنانچه مستندات محکمه پسندی از اطبای از خدا بی خبر (چه غربی و چه سنتی) داریم موظفیم راسا اقدام کنیم. شما اگر دارید بسم الله. پیگیری کنید. ولی این پذیرفته نیست که یکنفر استفاده ابزاری استعمارگران از طب که بیماران را مستاصل کرده را نبیند یا ببیند و سکوت کند و آنگاه در برابر تخلفات عده ای از اطبای سنتی که دل ما هم از آنها خون است فریاد وا اسفا سر دهد و با چماق کردن آن بر سر همه حتی طب سنتی بکوبد. چنین نقدی نامتقارن و مبتلا به سرطان است.

در این که طب رایج در کنار ضعفهای فراوانش از توانایی هایی هم برخوردار است تردیدی نیست و خود سودجویان هم این را می دانند منتهی نفعشان در این است که طب رایج را کامل رد کنند تا مشتریهایشان زیاد شوند همانطور که بسیاری از پزشکان رایج نیز با همین هدف، طب سنتی را از اساس انکار می کنند

حذف غیر پزشکان متبحر از چرخه درمان به بهانه این که شاید به بیمار لطمه بزنند کار صحیحی نیست. این همان کاری است که برخی اطبای سودجوی سنتی هم ناجوانمردانه در سخنان و آثار خود مطرح کردند تا همه بیماران را به سوی خود جلب کنند. بنده حداقل خودم چند طبیب سنتی را می شناسم که 50 سال است تجارب خود را که سینه به سینه از پدرانشان آموخته اند رایگان در اختیار بیماران قرار می دهند و تشخیص هم می دهند که کجا احتمال خطر هست و نباید دخالت کنند. حالا این صحیح است که من از راه برسم و جلوی آنها را بگیرم؟ این کار را زکریای رازی هم انجام نداد. حتما شنیده این که او از اطبای بغداد امتحان گرفت و مدعیان دروغین را جدا کرد و سایرین را هم بر حسب توانایی هایشان طبقه بندی کرد و به هر دسته تا حدی اجازه کار داد تا جایی که به فلان پیرمرد فقط اجازه تجویز ملین داد. ای کاش نظام سلامت ما به اندازه زکریا در هزار سال قبل درک صحیح از خود نشان دهد

اینکه اگر آمار تخلفات یک گروه وجود داشته باشد قدم اول قانون و اخلاق است موقعی صحیح است که وزارتخانه مربوطه اش نگوید توانایی برخورد با آن را ندارم. وقتی معاون وزیر بهداشت می گوید گروه کوچکی از پزشکان که سهامدار بیمارستانهای خصوصی هستند تمام نظام سلامت را به چالش کشانده اند و به وزارت بهداشت هم فشار وارد می کنند، و وقتی می گوید در سال 700 هزار نفر در کشور در اثر پرداخت هزینه های درمان فقیر می شوند، دیگر آمار داشتن به چه درد می خورد؟ این که بدانیم تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است و 94 درصد تصاویر آن (با آن هزینه های هنگفت و عوارض اشعه و .....) منفی و طبیعی است، این که تعداد جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد مساوی است و بعد خودشان اذعان می کنند که غالب جراحی ها غیرضروری و سودجویانه است و..... حال انصاف خود را بگذارید وسط و بگویید اطبای سنتی سودجو بیشتر آسیب زا هستند یا سودجویان طب تکنولوژیک؟ سوال من از شما این است که چرا در مورد این بدبختیها صحبت نمی کنید؟ فریاد شما در مورد فرصت طلبان طب سنتی حق است ولی چرا آمار و ارقام سوء استفاده های وحشتناک پزشکان آلوپات داد شما را در نمی آورد؟

در صحت این که فرمودید آمار هایی هست که نشان می دهد بیشترین شکایات از پزشکان عمومی مربوط به طب سنتی و حجامت است تردید دارم. لطف کرده اثبات فرمایید

سوال فرمودید حال که قبول دارم وزارت بهداشت متولی سلامت جامعه است. پس میپذیرم که توصیه کنیم بیماران به مراکزی مراجعه کنند که مجوز از وزارت بهداشت دارند؟

جواب شما از مطالب قبلی روشن شد. خیر. وزارت بهداشت متولی ناتوانی است. چون نتوانسته بر روی مراکزی که خود مجوز به آنها داده نظارت کافی داشته و جلوی تخلفات آنها را بگیرد. وقتی خودشان اذعان کرده اند که نمی توانند جلوی مافیای دارو و تجهیزات پزشکی و سهامداران کلان بخش خصوصی را بگیرند پس ارجاع بیماران به این مراکز ضمانت بخش نیست و تضمینی وجود ندارد که جان و مالشان حفظ شود.

در چنین شرایطی وظیفه ماست که همتمان را متمرکز بر آگاه کردن مردم نماییم و چه باک که مطب شخصی را تعطیل و از درآمد آن بگذریم تا بتوانیم فارغ البال فریاد بزنیم و متهم به سینه زدن برای منافع شخصی نشویم. به شرط آن که در نظرات خود تقوا را رعایت کنیم و از طریق صواب و تواضع خارج نگردیم که امیرمومنان علی ابن ابیطالب علیه السلام در اوصاف متقین فرمود: "و منطقهم الصواب و مشیهم التواضع"

این است وظیفه حقیر تا وظیفه شما چه باشد.

دکتر دهقانی:

سلام خدمت دکتر گرامی
نکته اول در باب وظیفه ما.
اخلاق اینچنین حکم میکند که وظیفه من و شما به طور مستقیم افزایش آگاهی و فرهنگ سلامت است. امری که متاسفانه اینجانب گمان میکردم با مطرح شدن طب سنتی و اسلامی بسیار رشد خواهد کرد و بیماران دست از اصرار بر دارو درمانی برمیدارند. از خوردن غذا که چه عرض کنم سموم تجاری دست بر میدارند و ...
اما آنچه که در نهایت دیدم توصیه به نعل اسب بود و ….! اندک مسائلی هم که به خوبی در مورد بهداشت غذا مطرح شد با تفکرات خاص و عجیب مخلوط شد و ایجاد ناامیدی و ترس از دیگر پزشکان!
بنابراین اگر شما قدم در راه آموزش صحیح بردارید. که البته میدانم احتمالا فرصت آن را ندارید. مانند همه پزشکان دیگر که به دلیل پزشک محوری سیستم بار سنگینی به دوش میکشند، امثال من هم به شما یاری خواهند رساند.
اما این آموزش صحیح شرط و شروط دارد. بگردیم ببینیم مشکلات بهداشتی ما چیست و ... و فی المثل اینکه از نظر تئوریک اندوسکوپی چه خطراتی دارد در مقابل خطرات زندگی بدون تحرک امروز و نوشابه های گاز دار و فست فود و ... ناچیز است.
اما در مورد وظیفه غیرمستقیم ما. ما مسئولیم با گزارش موارد تخلف به مراکز قانونی آنها را ترغیب به برخورد کنیم. اگر تعداد زیادی از پزشکان این کار را انجام دهند مطمئن باشید موثر است. از طرفی ما مامور به انجام وظیفه هستیم و نتیجه در دست خداست. اما در مورد نقد. هیچ عیبی ندارد که در یک محیط علمی دو نفر بر عقیده خود به صورتی علمی پافشاری کنند. البته تعصب بیجا امری باطل است. اما آنچه که امروز از همکاران طب سنتی شما دیده میشود، "فرار به رسانه" است. این بحث نیست. شما که پزشک هستید و حداقل سالها تجربه کسب کرده اید پیش قدم شوید مجموعه ای پرسش و پاسخ های صحیح و علمی را شروع کنید، و اینها را در فضای رسانه جایگزین موارد ناشایست کنید. در این مورد هم میتوانید روی همکاری بنده حساب کنید.
در مورد تخلفات سایرین، باور بفرمایید رطب خورده نیستم اگر منع رطب میکنم. خوشبختانه حداقل در جمع سیستم های دولتی فضای مناسبی در شیراز ایجاد شده و امکان مطرح شدن موارد غیر اخلاقی در شیراز از مدت ها قبل فراهم شده و الگوهایی وجود دارد که اگر مایل بودید میتوانید از چند و چون آن باخبر شوید. توجه دارید که گزارش تخلفات پزشکان بسیار امر حساسی است. چه آنکه بی اعتمادی مردم به پزشک بزرگترین لطمه به بیماران است.
اما سخن از حذف غیر پزشکان نیست. بلکه
1- حذف غیرپزشکان سودجوست. شما خودتان سخن از قدمای این رشته را به میان آوردید من هم این گروه را به طور ضمنی در حرف هایم پذیرفته بودم. خوشبختانه شخصا با یکی از این بزرگان در شیراز در ارتباطم و بسیار از دانش این فرد استفاده کرده ام. اما افرادی در این حیطه وارد شده اند که شما میدانید نه پزشک هستند نه از قدما و صاحبان گنجینه های سینه به سینه نقل شده. فردی با تحصیلات فلان ناگهان مدعی ابداع مثلا طب آن هم طب .... شده! این افراد منظور است
2- قرار ندادن همان قدما در خط اول درمان است. مثالی زدم که کمک کننده بود. بیماری هایی وجود دارد که امروز در طب مدرن برای آن درمان وجود دارد ولی طب سنتی درمانی برای آن ندارد و این بیماری ها فرصت طلایی دارند. مراجعه به غیر پزشک باعث از دست رفتن آن فرصت طلایی میشود. که بنده بارها شاهد آن بوده ام

در مورد دردهای سیستم سلامت حرف بسیار است. که مثال بارز آن همان MRI است که فرمودید اما این درد، دردی فرهنگی و سازمان یافته است. مطمئن باشید این افراد پایشان به طب سنتی هم برسد همین آش و همین کاسه است!!و تنها راه اصلاح تقویت نظارت و قدرت سازمان های بیمه است که آن هم امری دولتی است.
اما نحوه بیان آن در فضای عمومی باید به دور از ایجاد رعب و بی اعتمادی باشد. مثلا اینکه گفته شود تنها عده بسیار کمی از بیماران کمر درد احتیاج به عکس MRI دارند بسیار بهتر است تا اینکه صرفا به باند های موجود این سیستم بپردازیم
سخن آخر اینکه:
عده ای متاسفانه مشغول تغذیه از رنج بیماران هستند. اما شما تائید میکنید و درخواست میکنم موکد تاکید کنید که این عده در برابر جمعیت چندصد هزار نفری پرسنل بهداشتی که صادقانه با خطرات بسیار زیاد خدمت میکنند کم هستند. گرچه ضرری که می زنند زیاد است
گروهی با ابزار مدرن مشغول شیادی هستند که انقدر کارشان گرفته که کاری به کار دیگران هم ندارند! گروهی هم با اسم سنتی بودن که از قرار کسب شهرت را در سخنان عجیب در مورد خود و طب دیده اند.
آنچه مسلم است، باید کاری کرد!
اینکه چه کاری و چطور، من معتقدم اصول دارد. تدریجی است و با صبر ممکن میشود.
همچنان معتقدم که حس کردن درد و تب کردن علامت خوبی است. اینکه شما امروز و احتمالا در گذشته بیان میکنید که افراط ها و شیادی هایی وجود دارد این بسیار پیش آگهی مطلوبی دارد.
من به طب سنتی علاقه مندم و در مورد 3 سالی که پزشک عمومی بودم از آن استفاده کردم و حتی نتایج را ثبت میکردم اما آینده خودم را در این طب نمی دیدم، اما شما که در این زمینه مشغول هستید قطعا بسیار بیشتر موثر هستید

این لینک خبر نقل از سازمان نظام پزشکی را هم اضافه میکنم البته در حاشیه بحث ماست ولی چون سند زیاد بودن شکایت به خاطر حجامت را خواستید:

http://www.pezeshk.info/view.asp?catId=66&id=5578
در مورد وزارت بهداشت اما سخن شما متناقض است. وقتی گفته میشود همت کنید و از مجاری موجود قانونی با متخلفان برخورد کنید، میگویید آنها مسئول هستند!اما وقتی بحث وظیفه آنها به میان می آید میگویید آنها ضعیف هستند پس نظرشان را قبول ندارید. باید تکلیف را مشخص کنید. اگر هم وزارت بهداشت ضعیف است این ضعف به خاطر دخالت سایرین است.
از طرفی دیگر شما حداکثر بتوانید ثابت کنید که وزارت بهداشت نمیتواند همه زیرمجموعه خود را نظارت کند اما چطور میخواهید ثابت کنید جایی که از نظر وزارت بهداشت خطرناک است خطرناک نیست؟ این دو دو مقوله جدا از هم است.از طرفی شما که نباید موجب تضعیف بیشتر و بیشتر وزرات بهداشت باشید!! و بگویید چون مثلا فلان جا ضعف داشته پس دیگر به هیچ دردی نمیخورد!

تحلیل وضعیت سلامت کشور به نقل از استاد گرامی جناب دکتر منتظر

بسمه تعالی

در خصوص وضعیت سلامت کشور مطالبی را به شرح ذیل به عرض می رسانم. لازم است ذکر کنم که تمامی آمار و ارقام از زبان وزیر محترم بهداشت، معاونین ایشان و سایر مسئولین بهداشتی می باشد که سند آن موجود است:

مقدمه اول : دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد امروز طب استعماری تبدیل به تهدیدی جدی برای ملت ما شده است

آنچه در تشریح وضعیت فعلی ما قابل ذکر می باشد این است :

الف) گسترش روزافزون آمار بیماریها و پائین آمدن سن ابتلا به آنها :

  • علت نیمی از مرگ و میرها قلبی است ، آمار فشار خون به 20% و سن سکته به 30 سال رسیده است.
  • عامل 20% مرگ و میرها سرطان است (سومین علت مرگ) و از هر چهار خانم یکی به سرطان سینه دچار می شود و چشم انداز آن ابتلای 15 میلیون نفر از 75 میلیون جمعیت کشور است
  • 50% مردان و70% زنان مبتلا به پوکی استخوان یا کمبود تراکم استخوان هستند، 2 میلیون نفر در معرض شکستگی خود به خود استخوان می باشند، سن طبیعی پوکی استخوان از 70 به 45 سالگی رسیده است و می گویند مفصل زانوی نیمی از زنان بالای 55 سال باید تعویض شود.
  • آمار دیابت به 10% و سن ابتلا به آن که در دنیا 65-55 سال است در ایران به 45 رسیده و دومین علت قطع پا در کشور بعد از حوادث است.
  • آمار ابتلا به ام اس به 000/50 نفر رسیده (در چند سال اخیر 10 برابر شده) در حالی که طبق آمار جهانی نباید در ایران بیش از 2000 مبتلا وجود داشته باشد. این درحالی است که هزینه ماهیانه درمان ام اس 5 میلیون تومان است و دولت سالیانه 60 میلیارد تومان یارانه بابت آن می دهد.
  • سالیانه4000 نفر کلیه های خود را از دست می دهند و تعداد بیماران دیالیزی بیش از 6 برابر دستگاههای دیالیز است. در حال حاضر 15-10میلیون نفر درجاتی از بیماری کلیه را دارند که بیماری در آنها هنوز خاموش است. برابر اعلام وزارت بهداشت در 30 سال آینده به تعداد تختهای بیمارستانی موجود در کشور باید تخت دیالیز داشته باشیم ! این در حالی است که هزینه انجام یک پیوند برای دولت 150-100 میلیون تومان است
  • سه میلیون زوج نابارور در کشور وجود دارد و از هر 5 ازدواج یک زوج دچار نا باروری می شوند

 

ب) سوء مدیریت و عدم نظارت : نمونه های آن عبارت است از :

  • واردات بیش از حد تجهیزات پزشکی: مثلاً تعداد دستگاههای ام آر آی در تهران از کل کشور انگلستان بیشتر است لذا 94% تصویربرداری ها غیرضروری است که این امر باعث تحمیل هزینه فراوان به مردم و تحمل عوارض ناشی از اشعه شده است
  • ورود فرآورده های آلوده مانند فاکتور های خونی حاوی ویروس هپاتیت و ایدز از شرکت فرانسوی مریو که صدها نفر بیمار مبتلا به هموفیلی و تالاسمی مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. وزارت بهداشت محکوم به پرداخت دیه شد ولی وقتی مقرر شد از شرکت مریو شکایت شود، وزارت بهداشت منکر وجود هرگونه مدرک برعلیه این شرکت شد در حالی که عراق با همه اوضاع نابسامان خود از این شرکت غرامت دریافت کرد
  • واردات واکسنهای آنفولانزای مشکوک از شرکت های صهیونیستی نوارتیس و گلاکسو

ج) هزینه های خانمان برانداز:

  • به گفته معاونت درمان سالیانه 700 هزار نفر در اثر پرداخت هزینه های درمان همه دارایی خود را از دست می دهند

            مثلاً هزینه جراحی قلب در بخش خصوصی 50-30 میلیون تومان است

  • هزینه هرنوبت IVF در مراکز دولتی 1.5 میلیون تومان است و زوجهای نابارور جوان برای تامین هزینه درمان باید همه دارایی خود را بدهند.
  • هزینه درمان ام اس در ماه 5 میلیون تومان است

 

مقدمه دوم : هر حرکت موثر توحیدی یک جنبه نفی دارد و یک جنبه اثبات (لااله الاالله) و جنبه نفی آن مقدم و بر جنبه اثبات و مهمتر از آن است (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله.)

بنظر می رسد این یک اصل اساسی است و هیچ مصلحت اندیشی نمی تواند آن را تعطیل کند. اگر چنین بود پیامبران الهی اینقدر درگیر نمی شدند و حرکت اصلاحی خود را بدون ایجاد حساسیت در مخالفین به پیش می بردند.

ظاهراً نقطه ضعف اساسی علاقمندان طب اسلامی در دانشکده طب سنتی همین اصل مهم است که آنها طب غربی و مظاهر آن را خوب و مورد اعتماد می دانند و مدام صحبت از تعامل این دو مکتب درمانی با هم می کنند و بین آن دو رابطه گرگ و میش قائل نیستند. نتیجه اش این شده که آن استاد معتقد به طب اسلامی، آنچه را که پیشرفت های طب غربی می پندارد، جزء طب اسلامی بر می شمارد و قائل به کلام حضرت امام خمینی (ره) که آن را «طب استعماری» نامید نمی باشد و تهدید هایش را نمی بیند.

بحث:

اولاً: اگر این آمار و ارقام دروغ است چرا توسط وزارت بهداشت و مسئولین آن اعلام شده و کسی هم آنها را رد نمی کند؟

پس اگر راست است باید وضعیت موجود را یک تهدید ملی و یک وضعیت بحرانی قلمداد کرد.

ثانیاً : گسترش آمار بیماریها در روستاها که از هوای سالمی برخوردارند و پایین تر بودن سن ابتلا به بیماری ها در ایران نسبت به کشور های غربی نشان دهنده آن است که نمی توان علت این بحران را صرفاً  استرس، کم تحرکی، چاقی و آلودگی هوا دانست و قطعاً باید عوامل دیگری را مضاف بر عوامل یاد شده جستجو نمود.

ثالثاً : به نظر می رسد عوامل ذیل باعث شده تا وضعیت ما از نظر سطح سلامت و گسترش بیماریها و هزینه ها حتی از کشور های غربی بدتر باشد :

الف) مواد غذایی ناسالم : تولید و مصرف وسیع فست فود و مواد غذایی که حاوی انواع نگهدارنده های صنعتی می باشند (نیتریت،

بنزوات سدیم و ...) و بنابر برخی گزارش ها میزان آنها در اغذیه ما حتی بیش از سایر نقاط دنیاست. و نیز مواد غذایی شبیه سازی شده مثل آبلیموی تهیه شده از کاه یا شیرهایی که بنا به اعتراف برخی مسئولین یک قطره شیر هم ندارند!

و جالب است که که دولت بعضاً برای تبدیل یک ماده غذایی مفید به مضر هزینه می کند، مثلاً شکر سرخ تهیه شده از نیشکر در خوزستان که ضد سودا و مفید برای مزاج است کیلویی 5000 تومان و نایاب می باشد در حالی که همین شکر وارد کارخانه شده بعد از افزودن مواد شیمیایی سفید کننده با حمایت دولت کیلویی1500 تومان عرضه می شود!

ب) استفاده وسیع از کود های شیمیایی در کشاورزی : چندی قبل وزیر بهداشت اعلام کرد استفاده از این کودها در کشور بیش از حد مجاز است و باعث سرطان می شود. کافی است به این آمار دقت شود تا به عمق فاجعه پی ببریم:

« میزان واردات کود شیمیایی به کشور در اولین سال ورود (1325)، یازده تن بوده که الآن به 4 میلیون تن در سال رسیده»

 تاسف بارتر این که دولت برای واردات این حجم کود شیمیایی یارانه هم می پردازد..

ج) مصرف بیش از حد داروهای شیمیایی : میزان تجویز و مصرف دارو در ایران از کل اروپا بیشتر است ، استاندارد جهانی تجویز دارو در یک نسخه دو قلم است ولی در ایران بعضاً پزشک10 قلم دارو تجویز می کند و هیچ کس او را بازخواست نمی کند. تجویز داروهای کورتونی برای کوچکترین علائم مثل تب و سرماخوردگی به امری معمول تبدیل شده است . حذف طرح ژنریک نیز که از اوایل انقلاب برای مبارزه با سودجویی کارتلهای دارویی اجرا می شد نیز به این آشفته بازار دامن زده است

د) جراحی های غیر ضروری و سودجویانه :کافی است به این آمار دقت شود که میزان جراحی قلب در ایران با چین که 60 برابر ما جمعیت دارد برابر است. یعنی مردم ما با صرف هزینه فراوان، سلامت خود را می فروشند و هرگز به سطح سلامت قبلی باز   نمی گردند. وزیر بهداشت ما متخصص زنان است ولی همچنان زایمان طبیعی امری نادر و تاریخی است.

نتیجه:

با دقت در شرایط موجود متوجه می شویم که موضوع پزشکی و سلامت برای ما یک موضوع امنیتی و استراتژیک است و تداوم وضع موجود در آینده ای نزدیک مارا از پای در می آورد و دیگر نیازی به جنگ برای تسلیم شدن ما نیست

آسیب های  های موجود در حوزه سلامت را در چهار سطح کلی می توان فهرست نمود :

1-جانی         2- مالی       3- فرهنگی     4- اعتقادی

درک صحیح وضع موجود ما را به این نتیجه می رساند که اولین و مهمترین وظیفه ما، محافظت از جامعه در برابر این تهدید نرم است .

اول ای دل دفع شر موش کن               وانگهی در جمع گندم کوش کن

در برابر سونامی سد سازی نمی کنند بلکه مردم را آگاه می کنند تا فرار کنند. ابتدا باید مردم را آگاه کرد تا تهدید های طبی و تغذیه ای آنها را هلاک نکند، حضرت امام خمینی (مبدع واژه طب استعماری) نیز فرمودند هرکجا دیدید مسئولین گوش       نمی کنند بروید به مردم بگویید.

این که می بینیم وزارت بهداشت دل ما را به تاسیس چهار تا دانشکده طب سنتی خوش و سر اساتید طب سنتی را به آن گرم می کند، این که شاهدیم موسسه تحقیقات حجامت برای کسب مدرک طب اسلامی به ارمنستان می رود و این که نظاره گریم حوزه های علمیه ما نسبت به این موضوع کاملاً دچار رخوت هستند، ناشی از عدم درک شرایط تهدید آمیز فعلی است.

مشکل امروز ما این نیست که از طب اسلامی یا طب سنتی برخوردار نیستیم، مشکل ما این است که وزارت بهداشت ما از نظر عملکرد و سیاستگذاری کاملاً وابسته است. وزارتخانه ای که اساس آن سکولارست با آمدن دولت اصولگرا و انتخاب وزرایی که البته مومن و محجبه هستند، مشکلش حل نمی شود. شخص آقای دکتر لنکرانی وزیر سابق و دکتر علویان معاون ایشان و نیز سایر معاونین بارها اعلام کرده اند که حریف مافیای حاکم بر سیستم پزشکی نمی شوند. و بدیهی است تا وضعیت چنین باشد مردم روی سلامت را نخواهند دید و سایر اقدامات روبنایی است.

نقش شخصیت ها و نهادها در این راستا: 

1-  به چالش کشاندن وزارت بهداشت:

قطعاً این که مقام معظم رهبری در مورد کرسیهای آزاد اندیشی فرمودند، 100 بار گفتم و انجام ندادید، حوزه بهداشت و سلامت را هم شامل می شود. در شرایطی که وزارت بهداشت کوچکترین حرکتی در این جهت انجام نمی دهد، جا دارد که مراکز علمی دانشگاهی و همه نهادهای انقلابی با برقراری این کرسیها، مسئولین وزارتخانه را به جد به چالش بکشد تا موظف شوند علت وضع موجود را توضیح دهند و بگویند برای رفع آن چه کرده اند؟ توضیح دهند که :

  • چرا آمار پیشرفت بیماریها (بنا بر گزارش خودشان) بیش از هرجای دیگر دنیاست ؟
  • چرا آمار جراحی قلب ما با چین برابر است ؟
  • چرا فقط در ایران این تعداد دختر جوان مبتلا به ام اس داریم؟
  • چرا سن بروز بیماریها در کشور ما پائیین تر است؟
  • چرا آمار رشد جمعیت را در تنها کشور شیعی، به 1.3 در صد رسانده اند آن هم در کشوری که 6 برابر انگلستان خاک دارد و نصف وسعت اروپا در خاک آن جا می شود و رهبرش فرموده است تا جمعیت به 150 میلیون نرسیده آن را کنترل نکنید؟
  • چرا شرکتهای دارویی آمریکا ما را تحریم نمی کنند و داروهای آنها به وفور با قیمت گزاف در داروخانه ها عرضه می شود؟

 مسئولان وزارت بهداشت و مافیای حاکم بر نظام سلامت باید بدانند که دیگر نمی توانند هر سیاستی را به هر شکل که می خواهند و بدون هیچ مقاومتی پیاده کنند و پاسخگو هم نباشند.

 

2-   آگاهسازی عمومی:

-       مردم باید آگاه شوند که در معرض تهدید می باشند

-       باید بدانند که وزارت بهداشت آنان بدون چون و چرا تابع سیاستهای سازمان جهانی بهداشت است و طبیعتاً همان مقدار که سازمان ملل در جهان صلح را گسترش می دهد، سازمان جهانی بهداشت که شعبه ای از آن است نیز سلامت را توسعه می دهد.

-       نباید از آگاه شدن مردم  ترسید. آگاهی آنان باعث می شود تا جلوی خیلی از سوء استفاده ها گرفته شود و حتی کارخانه های تولید ساندویچ و سس و روغن صنعتی و پفک مجبور به تغییر خط تولید خود شده تا ورشکسته نشوند.

-       باید اصول تغذیه ای قرآنی و اسلامی برای همگان تبیین شود.

از آیه :«فالینظر الانسان الی طعامه» الهام می گیریم که شرط انسان بودن این است که بدانیم چه می خوریم. یعنی فقط چیزی را مجاز به خوردنیم که مفید بودنش بر ما روشن شده باشد در حالی که مردم خیلی هم که اهل دقت باشند، از مواد غذایی مضر پرهیز می کنند ولی اغذیه مشکوک را با این توجیه که نمی دانیم خوب یا بد است می خورند که این برخلاف معیار قرآنی است

-       باید بدانند که سیستم پزشکی موجود برایشان ضمانت بخش نیست و ممکن است سلامت خود را همراه با همه دارایی خود از دست بدهند.

 

انشاء الله هریک از ما بتوانیم به سهم خود به وظیفه مان در این شرایط حساس تاریخی عمل کنیم

 

با تشکر و دعا برای توفیق

دکتر رضا منتظر

بهمن ماه 1390