زیبایی فرمایشات اهل بیت عصمت وطهارت(ع)-مفهوم علم طب در کلام معصوم-

786

 

طب معنوی(Spiritual Medicine) طبابت مبتنی بر شواهد(Evidence Based Medicin

 اذکرانشاءالله والامر بیدالله

طب معنوی(Spiritual Medicine)

فرمایشات اهل بیت در هر زمان بمنزله کشتی نجات بخشی است در ظلمات حیرت وجهل ،که با زبانی ساده برای فهم عموم مردم بیان گردیده و با اندکی تامل و غور برای فهم بیشترمفهوم آن به حقایقی بس حکیمانه رسیده که سرمنشاء آن رامیباید در مفهوم ««وماینطق عن الهوی ان هوالاوحی یوحی»جستجو نمود،چراکه اخذ علم از قران ناطق،رفع عطش است از سرمنشاء زلال چشمه وحی(1) وحقیقت که مارابه سرمنزل آرامش واطمینان وسلامت میرساند ،اما اکنون جهان تشیع که مدعی پیروی از اهل بیت عصمت وطهارتند،با سطحی نگری وناآگاهی ومسخ شدگی وبه تبعیت از شیاطین ومدعیان دروغین ومکاتب آنها که برقیاس واستدلال وتجربه استوار است ،به طب انبیاء و معصومین(ع) پشت کرده که علت این بی توجهی را میبایست در «لایمسه الا المطهرون»وغفلت از فلینظر الانسان الی طعامه وعدم تقوی وطهارت جسم وروح وعدم توجه به ذخایر وگنجینه های غنی ونورانی وآنهم از سرمنشاء وحی دانست ، حال انکه مکتب طبی معصوم،که برائت وبی توجهی خود را به این مکاتب اعلام داشته(2)خود ، زیباترین،جامع وابعادی ترین ، مکاتب بوده ودر جائی که طب کنونی اعتراف میکند که بعلت عدم اطلاع ابعادی قادر به جولان در عرصه پیشگیری اساسی( Primordial)وسپس پیشگیری اولیه نبوده ، معصومین، بعنوان طبیب الاطباء جسم وروح وروان وعقل واندیشه بشریت علاوه بر بحث درمان، در زمینه پیشگیری وانهم در حوزه روح وروان وجسم ، سنگ تمام گذاشته وحتی در زمینه بحث آداب زندگی ،که امروزه سهم 51درصدی در سلامت بشرایفا مینماید(در مقابل 11درصدی که تمام بهداشت ودرمان کنونی تنها متولی سهم 11درصدی ان می باشدبرای جزئی ترین امورمان از انعقاد نطفه تا اداب شانه زدن وخوردن واشامیدن ومعاشرت و......سر سوزنی برای ما کوتاهی ننموده ومکاتب طبی دیگر به اندازه قطره ای از این اقیانوس بی بدیل سهمی نداشته وحکمت فرستادن 124000پیامبر ودر ادامه ان اهل بیت عصمت وطهارت، بعنوان قطب عالم امکان ، توسط خداوند منان ، برای همین امر بوده چراکه از عدل خداوند دور میباشد که خلیفه خود را در این جهان بیکران به خودی خود رها نموده باشد(3)تا به این بهانه ، با او مانند موش آزمایشگاهی رفتارشود.

شیاطین ومدعیان دروغین و التقاطی که علم طب را دستاویزی در جهت امیال شهوانی خود میپندارند ، مارا در وادی جهل وحیرت رها نموده واصول اخلاقی رایکی پس از دیگری در نوردیده تا جایی که بشر را از هدفی که برای آن خلق شده منحرف ساخته اند.

اکنون که ناکارامدی پزشکی رایج و تهی از اخلاق و التقاطی ،برهمگان ثابت شده وپزشکی نوین (Evidence Based Medicin)که خود رامبتنی بربهترین شواهد میداند ، برای اینکه گوی سبقت را در این وادی از دست ندهد ودر جهت براورده شدن اهداف شیاطین ومستحکم تر نمودن سیستم دجال (کمپانیهای مخوف و مافیایی داروئی ، یکی از این ابزارها میباشد ) با سنتی نامیدن طب رایج وزیر سئوال بردن ان(4) وطرح مقولات التقاطی ، خود را نجات بخش وضعیت کنونی پنداشته ، غافل از اینکه خداوند حکبم در قران مجید با سه تاکید در مورد این جریا نات میفرمایند"الا انهم هم المفسدون" وحتی اگر زمانی کلمه حقی بگویند ، اما در نهان اراده باطل از آن داشته وچطور امکان دارد ظنیات التقاطی امروزه که اکثر انها حاصل استفراغ ذهنیات و اوهام ، تراشه های شیطان پرست یهود ونجاستهای فراماسون ، میباشدوبه نام علم به خورد بشریت داده می شود، به خود اجازه ورود در این عرصه مقدس داده وحال اینکه در کلام معصوم مشخص گردیده که تا زمان امدن مولا وصاحب امرمان ، تنها دو حرف از 27 حرف علم بر بشر مشخص گردیده که همین 14/1علم حقیقی مکشوف، در نتیجه توجه به فرمایشات انبیاءومعصومین پدیدار گشته که در اینجا مجالی برای بحث در این موضوع نمیباشد ونیز با توجه به اعتراف طب نوین بر این مطلب که در بهترین شرایط ، 20درصد نتایج مخدوش است ودر حال حاضر ، تنها پاسخگوی درصد ناچیزی ازمقولات درمان وتشخیص است وبا کارنامه ننگبن طب رایج ، چه کسی بر چینش وگزینش بهترین شواهد از بین مستندات بیشمار کنونی که هر دو سال نیزحجم ان دوبرابرشده ،وتدوین گایدلاین وپروتکولهایی که به مکتب طبی معصومین نیز توجهی نداشته ودر راستای اهداف شیطانی نظام سرمایه داری کنونی میباشد ، اعتماد خواهد کرد......وموارد دیگری که موجب شده همین ابتدای مطرح شدنش ، صدای خورد شدن ستون فقراتش در برابر مکتب طبی اهل بیت عصمت وطهارت ، بگوش برسد.

درجهت رهایی از یوغ طب ننگین کنونی وبا شعار الهام بخش هیهات من الذله معصوم ،حال که در ایام غیبت مولایمان قرارداریم ، میبایست در ظل مقام عظمای ولایت فقیه ودر راستای بستر سازی زمینه ظهور مولاوصاحب امرمان ، برای احیای طب اسلامی باتوجه به آسیب شناسی مربوطه که در انتها به گوشه ای از ان اشاره خواهد شد، بپا خیزیم .

الف:لزوم توجه به ابعاد گوناگون طب اسلامی:

1-ضرورت توجه به جایگاه امام معصوم وانبیاءالهی (5)2- نقطه نظر اهل بیت در خصوص اطبایی که به طب وحیانی وجایگاه انبیاء واهل بیت توجهی نمی نمایند 3- ضرورت توجه به کرامت انسانی( 6)4- اهمیت اشنایی با حکمت بیماریها درطب اسلامی (7)5-درک معنا ومفهوم طبیب در طب اسلامی (8)6-ضرورت تخلق طبیب به اخلاق اسلامی وشناخت وظیفه خود(لزوم عمل به تکلیف واگذاری امور به موثر حقیقی )وضامن بودن طبیب در برابر بیمار در صورت کوتاهی { یا همان مسئولیت علمی و عملی } (9)7-ضرورت توجه به ارتباط تنگاتنگ طب جسمانی وروحانی واهمیت بیشتر طب روحانی (10)8-ضرورت توجه به مفهوم تغذیه ابعادی(11)9-تصحیح تصور نا درست ازاین امرکه خواص داروها به صورت تصادفی در گیاهان به ودیعه نهاده شده وتنها از راه تجربه میتوان به کنه آن پی برد(12) 10-ضرورت توجه به حقوق بیماروآگاه نمودن بیمار به وظیفه خود(13)11-افراط وتفریط در فراگیری علم از بیگانگان ، بدون توجه به حریم دین مبین اسلام(14) 12- پرهیز از اختلاط های غیرضروری،بین پزشکان وپرستاران وبیمار(15)13-تصحیح تصور نادرست از این مطلب که طب رایج وسنتی، اگردر چهارچوب ترسیم شده توسط اهل بیت حرکت نمایند ، در تعارض با طب اسلامی میباشد چرا که پیشرفت هر چه بیشتر علم،حقانیت وزیبایی طب اسلامی را اشکارترخواهدنمود (16) 14-جامعیت طب اسلامی(17)15- ورود ابعادی طب اسلامی، در بحث پیشگیری ، وانهم در سطح اولیه و انهم بسیار فراتر ازسایر مکاتب طبی(18)16-پرهیز ازاظهار نظر افراد غیر متخصص وکم اطلاع درخصوص ایات وروایات{وانهم بدون احاطه بر علوم فقه و حدیث، علم حکمت، علم اخلاق ، علم منطق، علم هندسه، علم طبیعیات، علم حساب، علم هیات، علم نجوم، علم فراست و کهانت،زبان عربی ،وطب ،علم حروف و..} (19) 17-ضرورت بررسی آیات وروایات طبی وانهم توسط هیات علمی متشکل از خبره گان حوزه ودانشگاه(20)18- ندانستن تکلیف خود در برخورد با روایات طبی وضرورت ورود به بحث نقد حدیث (فقه الحدیث)(21)

ب:نیازمندیها(که در اصل ،نتیجه وراهکار برون رفت از موانع اشاره شده در این مقاله میباشد)

رایزنی باشخصیتهای علمی(حوزه ،دانشگاه،پزشکان متعهد وفرهیختگان جامعه)در جهت تبیین جایگاه ویژه طب اسلامی در نظام بهداشتی ودرمانی کشور

توجه مراجع عظام به مقوله طب انبیاء ومعصومین واهمیت واولویت اشاعه ان درجامعه با حمایت همه جانبه واختصاص قسمتی از وجوهات وهمچنین اجازه تخصیص قسمتی از وجوهات اندسته ازعزیزانی که اولویت این امررا،درشرایط کنونی درک نموده اند.

تشکیل هیات علمی آگاه،خبره ودلسوزدرزمینه طب معصومین

ایجاد مراکز مطالعات وتحقیقات طب انبیاء ومعصومین(ع)وشروع فعالیتهای تحقیقاتی و ازمایشگاهی برای اثبات وتبیین وجوه مختلف علمی احادیث طبی توسط پزشکان وکمک به پژوهشگران ودانشگاهیان،بویژه در زمان انجام فعالیتهای تحقیقاتی وپژوهشی وارائه پایان نامه های مرتبط با موضوع

ترجمه وتفسیرروایات رسیده از انبیاءواهل بیت (ع)در زمینه طب جسمانی وروحانی وتغذیه ابعادی زیر نظر هیات علمی منتخب

تهیه وتدوین و تالیف متون وجزوات واستانداردهای اموزشی در مقاطع مختلف زندگی از جمله قبل از بارداری ، زمان زناشویی ، بعد از بارداری ، دوران خرد سالی ، پیش دبستانی ، دبستانی ، راهنمایی ، دبیرستان،دانشگاه،حوزه

ویرایش متون طب سنتی ورایج براساس چهارچوب وافق اندیشه اهل بیت عصمت وتلفیق وتطبیق انها(در صورت امکان ونه شتاب زده وانهم پس از اعتراف به این مطلب که ما بر اساس فهم ناقصمان از روایات اظهار نظر نموده ..)

تاسیس بیمارستان ودرمانگاههای مجهز جهت اجرای طرحهای تحقیقاتی وپژوهشهای مرتبط با اهداف

فعالیت در جهت تشکیل دانشکده بین المللی طب طه ، پس از فراهم اوردن مقدمات لازم

شناسایی کلیه جریانات ،شخصیتها،موسسات همسو با اهداف فوق جهت پرهیزاز کارهای تکراری، موازی کاری وپشتیبانی وحمایت از آنها

برگزاری همایشها وجلسات و دعوت از اساتید داخل وخارج از کشور

تربیت منتخبین حوزه ودانشگاه در زمینه طب اسلامی

برگذاری دورههای اموزشی جهت دانش اموزان،دانشجویان،پزشکان،متخصصین،محققین وطلاب وعموم جامعه..

راه اندازی نشریه تخصصی جهت اطلاع رسانی عمومی ، ایجاد کتابخانه تخصصی وتهیه وترجمه متون مختلف مورد نیازوهمچنین ترجمه متون تدوین شده به زبانهای مختلف

راه اندازی سایت ووبلاگ در جهت اشاعه اهداف فوق

تلاش جهت راه اندازی شبکه تلویزیونی ورادیوئی ومطبوعات بین الملل باهدف تقریب مذاهب مختلف با محوریت طب انبیاء وطب النبی(ص) واشتراک ادیان درزمینه منجی اخرالزمان ، برای شناساندن ابعاد گسترده انسان کامل و در نهایت تلاش همه جانبه برای بسترسازی ظهور منجی اخرالزمان(عج) ونیز پشتیبانی از مراکز صدا وسیما ، مطبوعات و...در جهت تولید برنامه های مرتبط با فعالیتهای مذکور

تغییر نگرش وباور عده ای سطحی نگر که متاسفانه به علت درک ناقص خود ،یا طب اسلامی را در تقابل طب رایج دانسته ویا از روی دلسوزی ابلهانه خود عمل به ان را از ترس عدم نتیجه معطل نموه اند ، با تبیین ضرورت اشاعه فرهنگ طب اسلامی واسیب شناسی ان

در پایان لازم به ذکر است که خلا موجود کنونی ، ناشی از ضعف اعتقادمان درپذیرش علمی بودن روایات میباشد(22) که گاه به اسم پرهیز از تخریب شخصیت امام معصوم،نه تنها حرکتی نکرده ، بلکه جلوی حرکت دیگر علاقه مندان را نیز گرفته وآ نروزی را به ارمغان آورده ایم که امام علی (ع) ان را برایمان پیش بینی نموده اند(23) وحتی حوزه های علمیه که خود میبایست دایه دار ومتولی این امر خطیر باشد، روز بروز از این عرصه بیشترعقب نشینی نموده (24)که خود موجب طبعات سوء و مشکلات عدیده ای گردیده (25)واکنون ، احیای طب اسلامی ، اهمتام وتوجه همه جا رامیطلبد وانشاءالله زمانی فرا برسد که طب اسلامی در چهار چوب نظام بهداشت ودرمان ، اموزش وپرورش واموزش عالی و....نقش دیده بان ورصد کننده کلیه سیاست های کلی انها را برای زمینه سازی ظهور حضرت حجت (ع)ایفا نماید..

پاورقی در ادامه مطالب


پاورقی

1-در روایات اهل بیت عصمت تاکید شده است که هر آنچه را که تا روز قیامت مورد نیازتان مییباشد برایتان بیان گردیده است.

2 دربحارالانوارجلد62صفحه 172 امده که در هبوط حضرت ادم(ع)به زمین خداوند تبارک وتعالی او را از اگاهی به همه چیز برخوردار ساخت از جمله علم طب ونجوم(درواقع بعد ازخداوند منان ، اولین طبیب حضرت ادم(ع)بوده است.

3- از امام معصوم پرسیده شد: چگونه به قومى بى‏اعتنایى نمایى که خود مربّى و بزرگشان هستى؟ فرمود: من وقتى در برخورد با طبیب ماهرى از او پرسشهایى مى‏کنم مى‏بینم هیچ سر رشته‏اى بر حدود نفس و تألیف بدن و ترکیب اعضاء و مجارى اغذیه در جوارح و مخرج‏ نفس و حرکت زبان و مستقرّ کلام و نور دیده و انتشار ذکر و اختلاف شهوات و ریزش اشک و مجمع شنوایى و مکان عقل، و مسکن روح و مخرج عطسه، و برانگیختن غمها و اسباب شادیها، و از علّت لالى و کرى ندارد، جز همانها همان مطالبى که مورد پسند خودشان بوده و علّتهایى که میان خود تجویز کرده‏اند. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

امام جعفرصادق(ع)درجایی علت بی توجهی خود را به اطباء...اینطور بیان مینمایند: بیشتر اطبّاء معتقدند انبیاء علم طبّ نمى‏دانستند!!. ما با این افراد که با قیاس پنداشته‏اند علمى را انبیاء نمى‏دانند چه کنیم؛ انبیایى که حجّتها و معتمدین خدا بر مردم و در زمین، و خزّان علم و ورثه حکمت حضرت حقّ و راهنمایان به سوى او و داعیان به طاعت پروردگارند؟!!.

سپس من پى بردم که مذهب بیشتر ایشان خوددارى از راه انبیاء و تکذیب کتابهاى آسمانى است، و همین مرا در باره این افراد و علمشان بى‏رغبت و بى‏اعتنا ساخته. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 221

درجایی برای متنبه نمودن طبیبی که تنها همین علل مادی را موثر در درمان وبیماری می داند، اقدام به نوشیدن زهری نموده که درکمال حیرت ان فرد، نه تنها صدمه ای به ایشان نرسانده ، بلکه موجب برطرف شدن بیماری نیز میگرددوهمچنین باانجام عمل دیگری که موجب بی هوشی طبیب میگردد، به او نشان میدهند که طبّ خداوند از طبّ او برتر است.

 

 

4- سبک سنتی طبابت به این شکل است که از یک سو پژوهشگرها حجم وسیعی از اطلاعات را تولید می کنند و حجم این اطلاعات روز به روز بیشتر می شود که نه تنها حجم زیادی دارند بلکه خام هستند یعنی معتبر از نامعتبر مشخص نیست و قطعه قطعه و پراکنده اند یعنی کسی اینها را روی هم نریخته تا ما بخواهیم استفاده کنیم . به همین دلیل است که در طبابت معمول اطبا به نحوی طبابت می کنند و دانش روز پزشکی به نحو دیگری حکم می کند و این دو از هم جدا شده اند که علت آن حجم زیاد , قطعه قطعه و در هم بودن شواهد است. هر سال سه میلیون مقاله بیومدیکال در سه هزار ژورنال چاپ می شود و امکان آگاهی و اطلاع از همه آنها تقریبا غیرممکن است . زمان دو برابر شدن دانش طب حدود 20 ماه است تصور کنید روزانه 5/1 میلیون به صفحات اینترنت اضافه می شود . این حجم زیاد اطلاعات تولید می شود و ما از آنها فاصله گرفته ایم . یک پزشک عمومی نمی تواند اسب سرکش انفجار اطلاعات را رام کند . این امر محال است و به همین دلیل روز به روز میزان اشتباهاتمان بیشتر می شود و نمی توانیم به دانش روز عمل نمائیم . دانش می گوید A و ما به B عمل می کنیم . دانش بعد از مدتی B را نقض می کند و ما کماکان به B عمل می کنیم . آن چیزی که دانش روز حکم می کند ما از آن فاصله گرفته ایم . در کشوری مثل آمریکا میزان مرگ ومیر به دلیل ایدز 16 هزار مرگ در سال و به دلیل کانسر پستان 42 هزار مورد در سال است در حالیکه میزان مرگ به دلیل خطاهای پزشکی 98 هزار مورد در سال است اطبا خیلی بیشتر از بیماریهایی که ما از آنها می ترسیم باعث مرگ و میر می شوند . در آمریکا میزان مراجعات مجدد به دلیل عوارض نسخ 116 میلیون بار است و 76 میلیون نسخه مجدد می نویسند تا عوارض نسخ قبلی خود را برطرف کنند . 17 میلیون مراجعه اورژانسی با حال بد به دلیل عوارض پزشکی وجود دارد و در طول یک سال 199 هزار نفر به دلیل عوارض دارویی می میرند که ممکن است خطا باشد یا نباشد اما به هر صورت ایاتروژنیک (درمان زاد ) است و همین مورد در کشور آمریکا 76 میلیارد دلار به سیستم سلامت هزینه تحمیل می کند .

به صورت فزاینده ای طبابت از دانش روز دور می شود حتی در مورد بیماری های شایع مثل افسردگی , فشارخون بالا و هیپرکلسترولمی نیز چنین است . در کشورهای پیشرفته در اغلب موارد پزشکان ملاکهای معمول تشخیص افسردگی را نمی دانند ( 52% اطلاع دارند ) و 59% می دانند درمان افسردگی چقدر باید طول بکشد . 15- 10 درصد افرادیکه افسردگی دارند به درستی درمان می شوند . 60% افرادیکه نارسایی قلبی دارند دز مناسب ACE inhibitor را دریافت می کنند . در مورد بیماریهای شایع و معمول طبابت ما علمی نیست چه برسد به بیماریهای ناشایع که درمانهای پیچیده دارند .

بسیاری از تصمیماتی که ما در طبابت روزمره می گیریم تصمیماتی است که شواهد پشتیبان ندارد مثلا در مسمومیت شستشوی معده می دهیم در صورتیکه هیچ شواهد پشتیبانی برای این کار نداریم .نشان داده شده است که شستشوی معده نه تنها مفید نیست بلکه می تواند ضرر هم داشته باشد . در مورد سرماخوردگی نیز هیچگونه شواهدی نداریم که اجزای سه گانه قرصهای سرماخوردگی ( استامینوفن , آنتی هیستامین و ضد احتقان ) مفید باشند و علائم را بهبود بخشند .

آقای ریچارد اسمیت نشان داده است که فقط 15% از دستورات کتبی و شفاهی پزشک مستند است یعنی شواهدی وجود دارد که نشان دهد نفع آن بیشتر از ضررش است . همین مطالعه را آقای Kerrwhite انجام داد و به عدد 20 – 15 درصد رسیده است و آقای Archine Cochrane به عدد 10 % رسیده است .

در کانادا مطالعه ای انجام شده و مشخص شده به ازای هر سالی که از فارغ التحصیلی می گذرد سواد پزشکان کمتر می شود و با شیب تندی دانش کم می شود در حالیکه حجم دانش زیادتر می شود . ما فراموش می کنیم و بخشی از دانسته های ما بعدا ثابت می شود غلط است . به این سه دلیل فوق پزشکان بعد از فارغ التحصیلی روز به روز کم سوادتر می شوند . به همین دلیل انجمن طب امریکا بیانیه ای منتشر کرد تحت عنوان انسان جائزالخطاست که عملا توجیهی است برای غیرعلمی کار کردن و خطاهای زیادی که در طب صورت می گیرد .

حال که دانش چنین شتابان زیاد می شود و ما نمی توانیم آن را رام کنیم چه اتفاقی می افتد ؟ عملا این دانش جای دیگری باید رام شود . باید به شکل قابل استفاده تبدیل شود و اطبا یاد بگیرند از این شکل فرآوری شده استفاده کنند . این چیزی است که آموزش مدرن به دنبالش است تا حجم عظیم اطلاعات خام و قطعه قطعه را فرآوری , سنتز و در قالب توصیه در آوریم .

5-توجه به این نکته که کمترین حد معرفت امام، اطاعت محض از ایشان بوده لذا توجه به مفهوم زیارت جامعه کبیره و...جایگاه و نقش ابعادی امام ، در تمام شئون زندگی و بویژه حوزه سلامت ، تلاش همه جانبه ما را ، در جهت توجه وارتقاءسطح معرفت خود وجامعه اسلامی مان را میطلبد.

در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های میلیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد

عیسى علیه السّلام در أیّام که زمینگیرى و أنواع بیمارى که مردمان را احتیاج بطبیب و معالج بسیار بود مبعوث گردید و با آیات معجزات از نزد حضرت خالق البریّات بآن مرض و زمانات آمد که در نزد ایشان مثل آن بى‏شبهه و گمان نبود و زیاده بر معالجان أهل آن زمان احیاء أموات و ابراى أکمه کور مادر زاد و ابراء أبرص باذن اللَّه تعالى و تقدّس مینمود و بآن وسیله اثبات حجّت خود بر آن جماعت و بهر کس فرمود.

6- در جایی که برای خرید یک وسیله، از فروشنده آن، تقاضای دفترچه راهنماو استفاده آن را نموده ،از عدل خداوند منان به دور است که بشر را با آن همه پیچیدگی در ابعاد و شئون مختلف، به حال خود رها کرده باشد.

7- درپاسخ به سئوال فردی در خصوص حکمت و ریشه بیماریها،فرموده اند: امراض چند گونه است(ان المرض علی وجوه شتی : مرض بلوی ، مرض العقوبه ، مرض جعل علیه الفنا ، عله کانت من امه): یکى مرض امتحان و دیگرى مرض عقوبت، و مرضى که علّت فنا مى‏باشد، و تو فکر مى‏کنى امراض ریشه در غذا و نوشیدنیهاى بد و آلوده دارد یا بخاطر مریضى مادر اوست، و معتقدى اگر کسى رعایت تندرستى را بکند و مراقب جسم خود باشد و نیک و بد خوراکیها را بداند بیمار نشود، و در نهایت بدین اصل معتقدشده‏اى که بیمارى و مرگ ریشه در نوع خوراک و نوشیدنى دارد! مگر ارسطو معلّم طبیبان و افلاطون پیشواى حکما؛ طعم مرگ را نچشیدند، و خود جالینوس پیر و نحیف شد ولى هنگام رسیدن مرگ نتوانست جلوى آن را بگیرد، و هیچ کدام نتوانستند جان خود را حفظ نموده و مراقب آن باشند.

چه بسیار بیمارانى که درمان بر دردشان افزوده، و چه بسیار طبیبان عالم و آشنا بدوا و دارویى که مردند،و جاهلان به طبابت پس از ایشان دوره‏اى به زندگى ادامه دادند، و نه آن را علم طبّ سود داد وقتى اجل رسید، و نه این را جهل به طبّ در بقاى زندگى و تأخیر اجل زیان رساند.

از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم و امامان راستگوى خاندانش روایاتى داریم در باره معالجه و مداوا و حلال و حرام آن، و آنچه از آنها رسیده براى کسى است که بپذیرد ،برکت است و درمان ان شاء اللَّه و نه براى ناباورى که خواهد آنها را بیازماید( و از امام صادق روایت است که روزى نزد محمّد بن خالد امیر مدینه حاضر شد، و محمّد از درد دلش بدو شکایت کرد، فرمود: بسند پدرانم برایم بازگو شده از علی علیه السّلام که مردى نزد رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از درد درونش شکایت کرد، فرمودش یک شربت عسل برگیر و سه تا سیاه دانه یا پنج یا هفت در آن بیفکن و آن را بنوش و بفرمان خدا خوب میشوى، آن مرد چنین کرد و خوب شد تو هم آن را بکار بند، یکى از اهل مدینه که حاضر بود اعتراض کرد که این حدیث بما رسیده و آن را بکار بستیم و سودى نداشت، امام علیه السّلام خشمید و فرمود: خدا بدان معتقدان بخود و باور داران رسولش را سود بخشد و منافقان و ناباوران رسول صلى اللَّه علیه و آله از آن سود نبرند و آن مرد سر بزیر افکند)

گوشه ای از حکمتهای بیماری ها در کلام اهل بیت عصمت(ع)

امام صادق (ع) : اگر بنا بود هیچ درد و رنجی به انسان نرسد ، به کدامین وسیله از زشتی ها دامن در می کشید و در برابر خداوند ، فروتنی می کرد و با مردم ، مهربانی می ورزید ؟ آیا نمی بینی انسان ، آن هنگام که دردی دامنگیرش می شود ، فروتن می شود ، و سر تسلیم فرود می آورد و بر درگاه پروردگار خویش ، عافیت می جوید و دست به صدقه می گشاید ؟

پیامبرخدا (ص): مومن در بیماری اش پاداش داده نمی شود ؛ اما گناه او فرو پوشانده می شود .

پیامبر خدا (ص): هیچ مومنی به بیماری جانکاه مبتلا نمی شود ، مگر آن که آنکه گناهش بخشوده می گردد .

پیامبر خدا (ص): هرکس که خداوند ، او را به گرفتاری جسمی بیازماید ، آن گرفتاری برایش مایه فرو ریختن گناهان است .

پیامبر خدا (ص): انسان مومن ، چون بیماری به وی برسد و خداوند ، او را عافیت دهد ، این بیماری ، کفاره گناهان گذشته او و مایه اندرز برای آینده اوست .

پیامبر خدا (ص): چهار تن هستند که اعمال خویش را درحالی که هیچ گناهی بر آنان نمانده است ، از نو می آغازند : بیمار ، چون بهبود یابد ، مشرک ، چون مسلمان شود ،

پیامبر خدا (ص): ای علی ! ناله مومن [به گاه بیماری ]« سبحان الله » گفتن است ، فریادش « لا اله الا الله » گفتن ، خفتنش بربستر ، عبادت است و ازپهلو به پهلو چرخیدنش ، جهاد در راه خداست ؛ و اگر بهبود یابد ، در حالی در میان مردم راه می رود که هیچ گناهی بر او نیست .

پیامبر خدا (ص): چون کسی را دیدید که خداوند ، او را به ناداری و بیماری در میان گرفته [بدانید که ]خداوند متعال ، اراده کرده است که او را پاک کند .

پیامبر خدا (ص): گاه بنده بیمار می گردد ، پس دلش نازک می شود و برخی از گناهانی را که از او سر زده است ، به یاد می آورد و قطره اشکی ، هر چند ، کوچک ، از دیدگانش سرازیر می شود ، و آن گاه خداوند ، او را از گناهانش پاک می سازد . پس اگر او را از این بستر برخیزاند او را پاک شده [از گناه ] برمی خیزاند ، و اگر جانش را بستاند ، پاکیزه شده [از گناه] می ستاند .

امام علی (ع): اگر خداوند ، بنده ای را گرفتار [بیماری] سازد ، به اندازه بیماری اش از گناهان او فرو می کاهد .

امام علی (ع)ـ به یکی از یاران خویش که به بیماری ای گرفتار شده بود ـ : خداوند ، آن درد و رنجی را که داشته ای ، مایه ریختن گناهانت قراردهد ، چرا که در بیماری پاداشی نیست ؛ اما گناهان را فرو می کاهد و چنان که برگ از درخت می ریزد ، از انسان فرو می ریزد . پاداش ، تنها در گفتن به زبان ، و عمل کردن به دست وپای است و خداوند سبحان ، هر یک از بندگان خویش را که بخواهد ، به راستی نیت و به نهاد درست ، به بهشت در می آورد .

پیامبر خدا (ص): انسان گاه دارای مرتبه ای در پیشگاه خداوند است که با عمل خویش بدان نمی رسد تا آن هنگام که به ابتلای در جسم خود ، آزموده شود و بدین واسطه بدان مرتبت برسد .

پیامبر خدا (ص): بیماری ، هدیه هایی از جانب خداوند به بنده است . پس محبوب ترین بندگان نزد خداوند ، کسی است که بیشترین هدیه به وی رسیده باشد .

پیامبر خدا (ص): بیماران ، دوستان خدایند .

پیامبر خدا (ص): ان که در جهاد در راه خدا ، درحالی کشته شده که نه پشت به دشمن ، بلکه رو به دشمن داشته است ، هفتاد سال بر آن که پشت به دشمن کشته شده است ، بسوی بهشت پیشی می گیرد .[ همچنین ] بیماران امت من نیز هفتاد سال پیش از تن درستان امت [به بهشت می روند] ؛ و پیامبران ، چهل سال پیش از سلیمان بن داوود به بهشت در می آیند ، بدان سبب که وی [در دنیای خویش] سلطنتی داشته است .

پیامبر خدا (ص)ـ خطاب به سلمان ـ: ای سلمان! اگر بیمار شوی ، در بیماری ات سه فایده است : تو به یاد خدای ـ تبارک و تعالی ـ هستی ؛ دعایت در این حال مستجاب است ؛‌و بیماری هیچ گناهی را در تو نمی گذارد ، مگر این که آن را فرو می ریزد ، خداوند تو را تا پایان مهلتت از بیماری به سلامت بدارد .

پیامبر خدا (ص): اگر مومن از حال خویش در ناتن درستی آگاه بود ، هرگز دوست نداشت که از این ناتن درستی جدا شود .

امام باقر (ع): آن گاه که خداوند اراده کرده باشد بنده ای را که گناهی دارد ، گرامی بدارد ، وی را به بیماری گرفتار می سازد .

الفقه المنسوب للامام الرضا (ع): روایت شده که چون قیامت شود ، گرفتار شدگان به بلا و بیماران ، به جهت پاداش فراوانی که برای بیمار می بینند ، آرزو می کنند که کاش در دنیا گوشتشان باقیچی ، پاره پاره شده بود .

پیامبر خدا (ص): هر کس بیمار شود یا به سفر رود ،[اعمالی که در اثر سفر یا بیماری ترک می شود ] پاداشی همانند آن خواهد داشت که در دوران تن درستی و زمان اقامت در وطن ، انجام داده است .

پیامبر خدا (ص): هیچ مسلمانی نیست که به گرفتاری ای جسمی مبتلا شود، مگر آن که خداوند به فرشتگان خویش می فرماید : « برای او پاداش بهترین کارهایی را که در دوران تن درستی انجام می داده است ، بنویسید » .

پیامبر خدا (ص): اگر خداوند ، بنده مسلمان را به بلایی در جسمش گرفتار سازد ، [به فرشته ] می فرماید : « برای او عمل صالحی را که پیش تر انجام می داده است ، بنویس » . پس خداوند اگر او را شفا دهد او را می شوید و تطهیر می کند و اگر جانش بستاند ، وی را می آمرزد و رحمت می کند .

پیامبر خدا (ص): هیچ کسی از مسلمانان نیست که به بلایی در جسم خویش گرفتار شود ، مگر آن که خداوند به فرشتگان پاسبانی که او را حفظ می کنند، می فرماید : « برای بنده ام ، تا زمانی که در بند من (بیماری ) گرفتار باشد ، در هر روز همانند آن کارهای نیکی را[ برایش] بنویسید که پیش تر انجام می داده است » .

پیامبر خدا (ص): برای بیمار ، چهار ویژگی است : قلم تکلیف از وی برداشته می شود ؛ خداوند به فرشته فرمان می دهد همه پاداش آنچه را در دوران تن دستی خویش انجام می داده است ، بنویسید ؛ بیماری وی بر همه اندامهایش گذر می کند و گناهانش را از آن بیرون می برد . پس اگر بمیرد ، آمرزیده شده می میرد و اگر زنده بماند ، امرزیده شده زندگی می کند ....

 

8-کار طبیب این است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده :علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکه معالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایات آمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند و بگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه-- موثر دانستن خداوند در همه امور و نهی از ناامیدی و بحث شفا در مکتب طب وحیانی و توجه به اینکه که درد و شفا از جانب اوست-- در بعضى روایات دیگر این طور آمده خداوند طبیب است ، ولى تو مردى رفیق هستى )) . و در برخى روایات نیز چنین است : ((تو رفیق هستى و خداوند طبیب مى باشد-- در بعضى از روایات مى بینیم بعد از اینکه مریض را با خدا ارتباط و او را به خدا حواله مى دهد به او باید بفهمانیم که شفا دهنده اوست و کسى غیر از خدا شفا نمى دهد و غیر از این مطلب اشاره دارد به اینکه کار طبیب این است که روح مریض را طبابت کند و امید را در او زنده نگه دارد. و روایت شده:علاج کننده طبیب نامیده مى شود، چونکه معالج با طبابتش نفس و روان مریض را پاک مى کند. بلکه در روایات آمده کسانى که به عیادت مریضها مى روند شایسته است که به بیمار امیدوارى بدهند و بگویند تو بهبودى مى یابى ان شاء اللّه.

9- امام على (علیه السلام( در موردانسانی که اخلاق و انسانى بودنش را از دست مى دهد و به موجودى خسیس و خوار مبدّل مى شود فرموده اند:چون چارپایى بسته مى شود که همّ و غمش ، علفش خواهد تود.

از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشته باشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد.

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى(جسمانی یا روحانی یا اخلاقی) به خودش رسیده به او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

اخلاق پزشکی و تقوای الهی : کلمه طبیب که از اسماء الله و مختص ذات باریتعالی می باشد تنها برکسی اطلاق می شود که خود متخلق به اخلاق اسلامی بوده ، تا به عنوان واسطه ، موجب تسلای بیمار گردد و اینجا است که بحث کرامت و شرافت و عزت نفس برای طبیب ، نمود پیدا نموده و در جامعه ای که اطباء آن از نظر سلامت دل خود بیمارندو جایگاه و شان خود را از یاد برده و معیار های مادی جای معیارهای اخلاقی را گرفته ،دیگر توجه به حقوق بیمار کجا مورد توجه قرار می گیرد لذا در ذیل به تعدادی از وظایف طبیب ازدیدگاه اسلام اشاره میشود.

الف-مدارا کردن با بیمار:علاوه بر اینها اسلام ، مؤ منین را برادر یکدیگر مى داند و باید در امور آنان اهتمام ورزید و نیازشان را برآورد و این که دست همدیگر را در موارد بلا بگیرند و مؤ من برادرش را سود برساند و از دلتنگى اش بکاهد، علاوه بر خیلى چیزهاى دیگر که گنجایش آنها در این چند خط ممکن نیست .در روایت آمده است : امیرمؤ منان (علیه السلام ) دست سارقین را برید، پس از آن فرمود: اى قنبر زخمهایشان را مداوا کن ، به نیکى در خدمت آنان باش و پس از آنکه جراحاتشان بهبود یافت چند لباس بر ایشان پوشانید و خرج راهشان را پرداخت تا به دیارشان برسند.
و در روایت دیگر اضافه شده حضرت امر فرمود که آنان را به مهمانخانه داخل کرده و جراحاتشان را مداوا کنند. و به آنان گوشت و روغن و عسل طعام دادند تا حالشان بهبود یافت . از امام صادق (علیه السلام ) وارد شده که فرمود : سه گروه دعایشان مستجاب مى شود: حج گزار و جنگجوى در راه خدا و شخص بیمار؛ بنابراین آنان را نرنجانید.

ب-احتراز از تجربه بر روی بیمار:چیزی که پایه مکاتب طبی امروز میباشد ودر حدیث اهلیلج سستی وبی اعتباری آن برملا شده است، کاری که شرکتهای مافیایی دارو ...ولی شارع مقدس به طبیب این حق را نداده و اجازه نمى دهد که بیمار را میدان تجربه قرار داده، مخصوصاً در مواردى که احتمال ضرر در آن وجود داشته باشد. از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده : ثلاثة لا ینبغى للمرء الحازم أ ن یقدم علیها : شرب السم للتجربة ، وان نجا منه وافشاء السر_فرد دور اندیش نباید به سه چیز اقدام کند : زهر را براى آزمودن خوردن ، گر چه از آن نجات پیدا کند و فاش ساختن اسرار.
و در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام ) نقل شده :لا تذوقن بقلة ولا تشمها حتى تعلم ما هى ولا تشرب من سقاء حتى تعلم ما فیه
از هیچ نوع سبزى نخورید و آن را بو نکنید، مگر آنکه بدانید که چه چیز است . و از هیچ گونه ظرفى ، آب ننوشید مگر آنکه بدانید داخل آن چیست.

ج- فرق نگذاشتن پزشک بین ثروتمند و فقیر : اهمیت اسلام به فقیر بیشتر از اهمیت اسلام به غنى است

روایتى را که از امام رضا (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: هرکس فقیر مسلمانى را ملاقات کند وسلام کند براو برخلاف سلامى که بر غنى مى کند، خداوند را در روز قیامت ملاقات مى کند در حالى که خدا بر او غضب مى کند.

د-مهارت و امانت و راز داری :از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که هر صاحب صنعتى ناچار است که سه خصلت در او باشد تا اینکه کسب کننده آن صنعت به طرف او کشیده شود و آن سه خصلت عبارتند از: اوّلاً : در عمل و کارش حاذق باشد و ثانیاً:امانت را درآن مسأ له ادا کند و ثالثاً : در کسى که مى خواهد آن را به کار ببندد، علاقه ایجاد کند
و پیغمبر اکرم )صلى الله علیه و آله ) از میان کسانى که دعوت شده بودند براى طبابت بهترین و فاضلترین افراد را براى معالجه بعضى از اصحابش که مجروح شده بودند برگزید.

در روایات آمده است:براى مرد دوراندیش شایسته نیست اینکه : زهر بیاشامد براى آزمایش هر چند جان سالم بدر برد، و راز کسى را برملا کند هر چند در میان نزدیکان خود .

از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود:مردم هر سرزمینى از سه چیز بى نیاز نمى شوند که هم در دنیا و هم در آخرت نجات دهنده آنان است ، اگر از آنها روى برگردانند، نادانند: فقیه عالم و دانا و امیرى نیکوکار و اطاعت شونده و طبیبى بینا و مطمئن

ه- خیرخواهى ، کوشش و تقوا وخلوص:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده است که فرمودند: هر کس که طبابت مى کند باید تقواى الهى داشته باشد و خیرخواهى نموده و کوشا باشد

از حضرت عیسى (علیه السلام ) روایت شده که فرمودند: پس وقتى دیدید که طبیبى دردى به خودش رسیده به او شک و تردید کنید و بدانید که این طبیب خیرخواه غیر نیست.

و- روحیه دادن به بیمار

ز- سرعت در درمان

ح- بخشش علم خود به اهل آن:از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند :شکر عالم بر علمش این است که آن رابه کسى که استحقاق دارد ببخشد.

ط-وکتمان آن از دشمن: از حضرت على (علیه السلام ) نقل شده که فرمودند : سه چیز هستند که انسان از سکوت بر آنها حیا ندارد : 1 - مال ، براى رفع تهمت . 2 - جواهر، بخاطر نفیس بودنش . 3 - دوا، بخاطر احتیاط از دشمن.

ی- دقت کردن در معاینه بیمار: امیرمؤ منان (علیه السلام ) در فرمایش خود فرمودند هیچ چشمى در روز ابرى مورد آزمایش بینایى قرار نمى گیرد.

ک- رابطه بیمار را با خداوند استوار سازد و او را آگاه کند که خداوند توان دارد وى را شفا دهد و به بیمار خودسازى و اخلاص را بیاموزد.

لزوم عمل به تکلیف واگذاری امور به موثر حقیقی :در روایتى ، راوى مى گوید : به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : ما زخم را مى شکافیم و آن را با آتش مى سوزانیم ؟
امام فرمود : اشکالى ندارد.
به حضرت گفتم : به او این اسمحیقون و غاریقون را مى خورانیم .
امام فرمودند : اشکالى ندارد.
گفتم : شاید او بمیرد.
امام گفت : حتى اگر بمیرد.
حمدان بن اسحاق گوید : پسرى داشتم که به سنگ مثانه مبتلا بود، به من گفتند وى درمانى ندارد، مگر اینکه او را عمل جراحى کنى . پس وى را جراحى نمودم که جان باخت . شیعیان گفتند تو در خون پسرت شریک میباشی لذا موضوع رابراى امام حسن عسکرى (علیه السلام ) نوشتم و حضرت در پاسخ نوشتندکه اى احمد، از کارى که کردى هیچ بر تو نیست ، تو مى خواستى او را درمان کنى و اجل وى ، در همان کارى بوده که انجام دادى. از یونس بن یعقوب نقل شده که مى گوید: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم مردى دوا مى نوشد و رگ راقطع مى کندوچه بسابه واسطه قطع رگ خوب شود وچه بسا کشته شود. حضرت فرمودند: قطع کند و بنوشد.

ضامن بودن طبیب در برابر بیمار در صورت کوتاهی: از ابى عبداللّه (علیه السلام ) روایت شده: حضرت مسیح (علیه السلام ) فرموده است : کسى که مداواى شخص زخمى را ترک کند بناچار شریک زخم زننده است و چون زخم زننده خواستار فساد مجروح شد، کسى که از درمان او دورى کند خوبى او را نمى خواهد پس اگر خوبى او را نمى خواهد به ناچار خواستار فسادش شده است

از امام على (علیه السلام( نقل شده است که فرمودند: بر امام واجب است دانشمندان فاسد و پزشکان نادان را زندانى نماید.

از رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) روایت شده است که فرمودند: کسى که بدون اطلاع کافى از علم طبّ، پزشک شود، ضامن است.

ودر جای دیگرى آمده است :که اگر کسى خود را پزشک جا بزند و حال آنکه به طبابت شهرتى ندارد و جان انسانى را بگیرد یا به او زیان برساند، ضامن است.

از امام على(علیه السلام ) نقل شده که حضرت ختنه کننده اى را، که در انجام وظیفه اش دربریدن نوک آلت غلامى کوتاهى نموده بود ، ضامن بشمار آورد.

از ابى عبداللّه(علیه السلام ) روایت شده که فرمودند : امیر مؤ منان (علیه السلام ) فرمود : کسى که به پزشکى یا دامپزشکى اشتغال یافت ، باید از ولى او اجازه بگیرد ، و گر نه او ضامن است.


10-امام محمد باقر ( علیه السلام )در همین زمینه می فرمایند : بدان که هیچ دانشی به پایه حفظ سلامتی و هیچ سلامتی به پایه سلامت دل نمی رسد .ارتباط حقیقی ومتقابل بین طب جسمانی وروحانی و اهتمام بیشتر به سلامت دل، چرا که جسم ، مرکب روح بوده ، ونقش زمان و عوامل ماوراء الطبیعه همچون دعا , صدقه , چشم زخم و حلال و حرام(آنجا که خوراک طیب وحلال رابه عمل صالح و تقوای الهی گره می زند). . . به علت اطلاع از تار و پود وجود انسان و شناخت کلیه عوامل موثر بر سلامت ابعادی او، که با هیچ مکتب طبی قابل قیاس نمی باشد.

11- نقش و تاثیر تغذیه ابعادی ( چشایی , بویایی , شنوایی , بینایی و لامسه )و ارتباط تغذیه و اخلاط...با صفات اخلاقی(ارتباط خلط صفرا با صفت عصبانیت و خلط بلغم با صفت طمع واز طرف دیگر، ارتباط بین رنگ کفش و افسردگی ،و کاهش نیروی جنسی ونشسته شانه زدن وتقویت قلب . . .) ،و حتی ژنتیک انسان(تاثیر خشم در حین انعقاد نطفه بر DNA) درتوجه به مفهوم ابعادی انظرالی طعامک ،آیا به تاثیرامواج مخربی که ظاهرا،در محدوده شنوایی وادراک ما نبوده، ولی مدتهاست با صرف هزینه های ملیاردی توسط شیاطین روزگار، از طریق ماهواره،پیش زمینه بسیاری از موسیقی ها ،و کلمات(به صورت معکوس و..)وتصاویری که میبینیم(گذاشتن چند فریم ،تصاویر مستهجن در لابلای 24 تا 30 فریم در ثانیه فیلمها و...)، تاثیر منفی خود را برروی ذهنمان گذاشته وازطرفی لزوم توجه به تغذیه روح وروانمان(کتاب معراج السعاده ملااحمد نراقی)که با شناخت این مطالب قادر خواهیم بود که با تغذیه صحیح ،حتی صفات روحی وروانیمان را نیزدستخوش تغییر قرار دهیم ) چرا که در آن دنیا از بیماریهای روحی همچون طمع وحرص وحسدوکینه ...علاوه بر مشکلات جسمی که بعلت عدم توجه به دستورات دینی گریبانگیرمان شده، وما را از رسیدن به سعادت حقیقی باز داشته، سئوال خواهد شد )و همچنین توجه به آداب تغذیه در مکتب وحیانی برمالازم بوده که بعنوان نمونه به ذکر تعدادی از آن ، بسنده میکنیم : ارتباط بین گرسنگی و پیدایش انوار حکمت در وجود آدمی و اینکه گرسنگی ،خوراک روح و قلب می باشدو ارتباط بین پرخوری و قساوت قلب ،کسلی ،خاموشی نور معرفت ، دوری از خدا و مردن دل و همچنین به عنوان ریشه همه بیماری ها ( پیسی و..) ، تاثیر غذاهای درهم و برهم بر سلامت جسم ، شروع و ختم غذا با یاد و شکر خداوند و سپس با نمک و سرکه و راز نهفته در آن , تاثیر لقمه حلال و حرام و زمان و حتی نوع و کیفیت و حالت و میزان غذا و نقش وضو و شست و شوی دست قبل از شروع غذا و آثار روزه داری بر سلامت جسم و درآوردن کفش قبل از شروع غذا . . . , آداب آشامیدن آب و راز ولایت و طعم آب و نهی از خوردن و آشامیدن در حال راه رفتن و نهی از مصرف نوشیدنی و غذای داغ و حتی دمیدن بر آن و پیرامون بسیاری از غذاها , نان و میوه و سبزیجات مختلف و تاثیر آنها بر سلامت ما و آداب شستن دست و دهان و تاثیر مسواک (1 -پاک کننده دهان مى باشد2 - -دهان را سرد و خنک قرار مى دهد.3- بوى بد دهان را از بین مى برد و دهان راخوش بو مى کند .4-بلغم را از بین مى برد 5 - غم و غصه را از بین مى برد6 - عقل را زیاد مى کند. 7 - معده را صحیح و سالم مى کند .8-ریزش اشک را از بین مى برد. 9 - قوه حافظه را زیاد مى کند. 10 - به چشم و قوه باصره جلا و روشنى مى دهد. 11 - دندانها را سفید مى کند. 12 - فساد دندان را از بین مى برد. 13 - لثه ها را محکم مى کند. 14 - اشتهاى به طعام مى آورد.15- و اگر به چوب اراک باشد همچنین لثه ها را محکم مى کند.- 16مو را در بدن مى رویاند17 . -موجب نسیم و نشاط دهان مى شود .18-درشخصى که مسواک مى زند، باعث زیادى فصاحتش مى شود- 19. فراموشى را از بین مى برد-20 . وسوسه قلب را از بین مى برد-21 . فهم افزایش مى یابد.22- دردهاى دندانها را از بین مى برد.- 24 ازانسان بیمارى دفع مى شودوبه سبب مسواک کردن ، بیمارى از بین مى رود 25. -فقر را از بین مى برد.) و خلال بعد از غذا و ارتباط غذا با جماع و مطالب پیرامون آن و تاثیرات اسراف و کفران نعمت و فضیلت اطعام فقیران و گرسنگان و همچنین ارتباط تغذیه و بیماری های دستگاه گوارش و روش های پیشگیری و درمان ان ..

12-در توحید مفضل می خوانیم که امام جعفر صادق ( علیه السلام ) به مفضل می فرمایند، در گیاهان دارویی و اینکه هر کدام در تهیه دارویی خاص به کار می روند بیاندیش . . . که چه کسی این خاصیت ها را در آنها قرار داده و چه کسی مردم را ، نسبت به آنها آگاه نموده ؟ جز آنکه آنها را پدید آورده و چنانچه برخی پنداشته اند کجا می توان تصادفی و اتفاقی به این ویژگی ها آگاه شد؟

13- توجه به حقوق و وظایف بیمار:الف-ذکر منافع داروهایی که به بیمار توصیه می کنیم با رعایت همه ی جوانب .ب-ذکر ویاد خدا در هنگام مصرف دارو-ج- نقش اعتقاد و باور فرد در تاثیر دارو و درمان د- معالجه در هنگام نیاز واقعی و توصیه به صبر بر بیماری زمانی که بیماری خود به خود از ما دفع می گردد(از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده که فرمود : کسى که سالم بودنش بر مریض بودنش نمود داشته باشد و خود را معالجه کند و در اثر آن بمیرد؛ من در برابر خداوند از او بیزار هستم و روایات دیگرى تأ کید مى کند بر اینکه خوردن دوا درست نیست ، آنجایى که احتمال داده مى شود در بدن دردى باشد یا بدن اصلاً احتیاج به دوا نداشته باشد و روایتى که مى گوید :با درد خود مادامى که با تو مى سازد؛ بسازو روایتى که مى گوید : هیچ دوایى نیست مگر اینکه دردى را تهییج مى کند. و از امام کاظم نقل شده است که فرمودند : زمانى که بیمارى خودبخود از شما دفع مى شود به سراغ پزشک نروید؛ چرا که این مسئله مثل بناى کوچک و کمى است که به کثیر منجر مى شود و آن روایتى که مى گوید:انسان مسلمان مداوا نمى کند مگر اینکه مرضش بر صحتش غلبه کند
و آن روایتى که مى گوید خوردن دوا براى جسم مثل صابون براى لباس است که لباس را پاک و پاکیزه مى کند اما سبب کهنگى آن مى شود

از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده :سه چیز است که کراهت را به دنبال دارد، حمله کردن به باطل در جنگ در غیر فرصت ، اگر چه پیروزى را به دنبال داشته باشد و خوردن دوا بدون اینکه مریض باشد اگر چه سالم بماند از دوا و..

-ه-عدم کتمان بیماری از پزشک(حضرت على (علیه السلام ) اشاره کردند :هر کس دردش را کتمان کند، طبیبش از شفایش عاجز است. و از حضرت نقل شده که :شفایى نیست براى کسى که دردش را از طبیبش کتمان کند
و در جای دیگری فرمودند:هر کس مرضش را از پزشکان پنهان کند، به بدنش خیانت کرده است.

14-به درستى که حکمت و دانش ، گمشده شخص با ایمان است ، هر جا آن را بیابد آن را بر مى گیرد.

پس اگر تنها به آموختن علوم مورد نیاز ، نزد آنان قناعت شود و باعث نشود که آنان از این راه مسلمانان را به عقاید و مذاهب خود واداشته، و در امور مسلمین دخالت نمایند و در امور مسلمین نفوذ نمایند، در این صورت ، کسب علم از آنان هیچگونه منعى ندارد؛ زیرا از امامان معصوم ما نقل شده است که فرموده اند : مطالب سودمند را از آنان بگیرید؛ زیرا دانش ، گمشده مؤ من است . پس آن را طلب کنید، گر چه نزد مشرک باشد. چرا که شما مستحق و اهل آن هستید نه آنان.و رسول اکرم (صلى الله علیه و آله ) به اسراى مشرکین بعد از جنگ بدر، دستور مى دهد که با سوادان ، هر کدام ده نفر از فرزندان خردسال مسلمانان را خواندن و نوشتن بیاموزند و این آموزش دادن موجب آزادى آنان از اسارت مى باشد.

با توجه به اینکه در این حوزه بیش از 12 هزار روایت طبی قرار داشته و در موقعیت های مختلف ائمه خود را طبیب الاطباء نامیده و بسیاری از فرمایشات آنها در مراکز تحقیقاتی خارج از این مرز و بوم با صرف هزینه های ملیاردی در حال تحقیق و بررسی می باشد ( که با یافتن یک نکته هزاران درب بسته به روی محققین باز می شود ) که برای فهم بهتر این مطلب نظر شما را به خواندن کتاب مغز متفکر جهان شیعه ( نتیجه تحقیقات بیش از 25 پروفسور از سراسر دنیا بر روی فرمایشات اهل بیت ، که در این کتاب پیرامون فرمایشات امام جعفر صادق علیه السلام سخن به میان آمده )جلب نموده ولی متاسفانه در کشورهای مسلمان و بخصوص کشور عزیزمان ایران که علیرغم شیعه بودنمان ، آنطور که می بایست به فرمایشات اهل بیت عمل ننموده و خود را چشم و گوش بسته به دست اجانب سپرده ایم.

15-معاینه و پرستارى زن توسط مرد و بالعکس: با نگاهى به قرآن ودستور به کوتاه نمودن نگاه زن و مرد به یکدیگر ، نتیجه مى گیریم که اختلاط زن و مرد به جز موارد پرستارى و معاینه، آن هم در هنگام ضرورت، مطلوب نبوده و شرعاً هم ترغیب نشده است . که در اینجا به ذکر دو مطلب ، پیرامون این بحث می پردازیم .
اوّل : پیرامون مداواى مرد توسط زن
در تاریخ مطالعه مى کنیم که ذکر شده ، تعدادى از زنان به مداواى بیماران و مجروحین مى پرداختند.
على بن جعفر به نقل از برادرشان فرمودند :
سأ لته عن الرجل یکون بأ صل فخذه ، او الیته الجرح ، هل یصلح للمرأ ة ان تنظر الیه او تداویه ؟ قال : اذا لم یکن عورة فلابأ س .
از او در باره مردى پرسیدم که در ران و یا کفل او زخمى باشد آیا شایسته است زن به آن نگاه کند و یا او را مداوا نماید؟ فرمود: چنانکه عورت نباشد باکى نیست.
(در اینجا مراد از عورت به معناى اخص است ، نه عورتى که نسبت به جنس مخالف مى باشد، چنانچه ظاهر عبارت حضرت ، همین است. (
چنانکه گذشت روایتى از على بن ابى حمزه نقل شد که گفت : به ابى الحسن (علیه السلام ) عرض کردم ، آیا زن در حال حیض ، از بیمار پرستارى کند و اگر بیمار در حال مرگ باشد چطور ؟ فرمودند : باکى نیست . پس اگر ترسیدند و مرگ نزدیک شد، از او دور شود، چرا که فرشته ها از بودن زن حائض آزرده مى شوند.

براى رفیده در مسجد، خیمه اى بود که در آن مریضها را معالجه مى کرده و مجروحین را مداوا مى نمود و زمانى که سعد بن معاذ مجروح شد، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دستور داد تا او را در خیمه رفیده بگذارند تا از او پرستارى کند. و پیامبر(صلى الله علیه و آله ) در صبح و عصر از او عیادت مى کرد. همچنان که رفیده در روز جنگ بنى قریظه مجروحین مسلمانان را مداوا مى نمود .
و گفته شده است که کعیبه، دختر سعید الاسلمیه خیمه اى در مسجد داشت براى مداواى مجروحین و مریضها و سعد بن معاذ نزد او مداوا گردید تا اینکه به شهادت رسید. واوخواهررفیده بوده . وامکان داردکه هر دو از یک خیمه استفاده مى کرده اند.
زنانى از قبیل لیلى الغفاریه ، ام کبشة القضاعیه ، ام سلمه ، معاذة الغفاریه ، ام سلیم ، ربیع دختر معوذ، ام زیاد الاشجعیه ، ام ایمن ، ام سنان الاسلمیه وام عطیة الانصاریه تمامشان در جنگها به همراه پیامبر(صلى الله علیه و آله ) مى رفتند تا مجروحین و بیماران را معالجه نمایند. و بخاطر همین مطلب (مداواى مجروحین و مریضها) ام عطیه در هفت جنگ به همراه پیامبر(صلى الله علیه و آله ) رفت، و زن دیگرى در شش جنگ براى مداواى مجروحین و مریضها ، پیامبر را همراهى کرد.
از انس نقل شده که گفت : رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) مى جنگید و ام سلمه و زنان همراه او از انصار، آب مى دادند و مجروحین را مداوا مى نمودند.
از ربیع دختر معوذ نقل شده است :ما با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بودیم و آب مى دادیم و مجروحین را مداوا مى نمودیم و وارد قتلگاه مى شدیم . حشرج بن اشجعى از جده اش ام ابیه نقل کرده که ایشان گفت : من با پنج زن دیگر در جنگ خیبر براى مداواى مجروحین و کارهاى دیگر رفتیم ، و پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) براى آنان سهمى از خرما اختصاص داد.
از ام سلمه نقل شده که فرمود :رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) با ما، زنانى از انصار به جنگ مى رفت تا سقایت کنیم و مجروحین را مداوا نماییم.
از زهرى نقل شده که : همیشه زنان به همراه رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) در جنگها بودند و به مجروحین آب مى دادند و آنان را مداوا مى نمودند و همانند این کلام از مالک در عتیبه نیز نقل شده است .
ابراهیم از جهاد زنان سؤ ال کرد. حضرت فرمود :آنان همراه رسول اللّه (صلى الله علیه و آله ) بودند و مجروحین را مداوا مى نمودند و به جنگجویان آب مى دادند.
ابن عباس در جواب نجدة الحرورى نوشت :نامه اى به من نوشتى و سؤ ال کردى که آیا پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) به همراه زنان به جنگ مى رفت ؟ ایشان با زنان به جنگ مى رفت و آنان مجروحین را مداوا مى نمودند.
مسعودى و دیگران در باره واقعه روزعماس مى گویند: مسلمانان به جنگ با آنان روى آوردند، پس غالب شدند و آنان را پشت سرگذاشتند و زنان و بچه ها، شهدا را دفن مى کردند و مجروحان به سوى زنان مى آمدند و زنان آنان را معالجه مى کردند، همچنان که روایت على بن ابى حمزه وعلى بن جعفر برآن دلالت مى کرد.لکن درمقابل مى بینیم که :
آنچه طبرانى نقل کرده از اینکه زنى ازعذره از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) اجازه خواست تا با فلان لشکر همراه شود، ولى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به او اجازه نداد، سپس آن زن گفت : یا رسول اللّه ! من نمى خواهم بجنگم ، بلکه مى خواهم مریضها و مجروحین را مداوا کرده یا سقایت مریضها را انجام دهم و حضرت فرمودند: مبادا این سنّت شود و گفته شود، فلان زن به جنگ رفت و من هم به تو اجازه داده ام ، لکن تو سرجاى خود بنشین .و به همین مضمون براى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با ((ام کبشه قضاعیه نقل شده است .
همچنانکه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) به ام ورقه انصارى براى رفتن به جنگ ، براى مداواى مجروحین و مریضها اجازه نداد.
امّا حقیقت این است که : این مطالب به گفتار پیشین زیان نمى رساند، بلکه مؤ ید آن است براى آنکه در اوّلى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) براى منع خود دلیل آورده به اینکه : دوست ندارم این مطلب سنّت شود. پس پیامبر(صلى الله علیه و آله ) دوست نداشت ، این عمل به صورت عادت درآید.
دوّم : معالجه و مداواى زن توسط مرد
قبلاً گذشت که تمام بدن زن،نسبت به مرد عورت مى باشد. اگر چه نگاه کردن به بعضى از مواضع (مثل عورت ) از نظر مفسده و شدت زشتى نسبت به نگاه کردن به بعضى مواضع دیگر مثل دستان زن بیشتر مى باشد. و به همین دلیل منحصراً زنان باید زنان را معالجه نمایند. پس جایز است که زن یک زن دیگر را معالجه نماید. لکن نگاه کردن به عورت زن مورد معالجه حرام مى باشد، مگر در موارد ضرورت ، پس اکتفا مى شود به مواردى که آن ضرورت از بین برود. پس اگر امکان دارد که از طریق آیینه نگاه کرد، جایز نیست مستقیماً به عورت نگاه کرد.) و اگر نیاز به نگاه مستقیم باشد، فقط به تعداد و مقدار ضرورت از نظر زمان و کیفیت میباید اکتفانمود. و با وجود مماثل ، رجوع به مرد جایز نیست . به خاطر همین ضرورت بود که امیر مؤ منان (علیه السلام ) از دایه کوفه خواست به یک کنیزى نگاه کند تا ببیند که آیاآن کنیز باکره است یا غیر باکره . و مانند این از پیامبر (صلى الله علیه و آله ( روایت شده است .
اگر ممکن باشد اکتفا به نگاه کردن ، جایز نیست لمس کردن عضو، حتى از روى لباس یا مثل آن . و غیر این موارد و مثالها که قبلاً به آن اشاره شد .
و بر عدم جواز معالجه کردن زن توسط مرد در صورتى که زنان بتوانند او را معالجه نمایند روایاتى دلالت دارند:
روایتى از على بن جعفر که از برادرش (علیه السلام ) سؤ ال کرد در باره زنى که زخمى در رانش یا دستش ایجاد شده ، آیا مرد مى تواند به آن نگاه کند و آن را معالجه نماید؟ فرمودند:نه على بن جعفر از برادرش (علیه السلام ) نقل مى کند که فرمود : در باره زنى سؤ ال کردم که آیا مرد مى تواند او را حجامت کند؟ فرمودند:نه
وهمچنین از امیر مؤ منان (علیه السلام ) در باره پسر بچه اى سؤ ال شد ،که آیا مى تواند زنى را حجامت کند؟ فرمود: اگر خوب و بد را مى فهمد جایز نیست.

اخبارى که دلالت مى کند بر جواز، در حال اضطرار و به آن اندازه که رفع ضرورت شود :
از على(علیه السلام ) در باره زنى که بچه در شکمش مرده و خوف هلاکت آن زن میرفت سئوال شد و حضرت فرمود ند:در صورتى که زنان نتوانند به او کمک کنند، اشکال ندارد که مردى دستش را [در رحم زن ] داخل کند و آن [جنین مرده ] را تکه تکه و خارج کند.
از امام باقر (علیه السلام ) در باره زنى که بدنش امراضى دارد، سؤ ال کردند که آیا جایز است مرد او را معالجه کند؟ فرمود : در صورتى که مجبور شود، اشکالى ندارد.
و در روایت دیگر آمده است راوى مى گوید درباره زن مسلمانى سؤ ال کردم که یک بلا و دردى در بدنش پدید آمده و این درد یا شکستگى است و یا جراحت مى باشد و در جایى پدید آمده که براى پزشک مرد جایز نیست به آنجا نگاه کند، وچون پزشک مرد بهتر از پزشک زن مى تواند معالجه کند، آیا جایز است براى پزشک مرد که نگاه کند به این زن مریض ؟ حضرت فرمودند :هرگاه اضطرار به این کار پیدا شود، مرد مى تواند زن را در صورتى که زن بخواهد معالجه کند.
و گفته مى شود که همانا شمردل به پیغمبر (صلى الله علیه و آله ) گفت : من طبابت مى کنم در آنچه براى من جایز است و زنان جوان نزد من براى طبابت مى آیند، تکلیف من چیست ؟ حضرت فرمودند :اگر نسبت به آنان اضطرار پیدا کردى ، مى توانى از آنان به قصد معالجه خون بگیرى و مرض ها را معالجه کنى،لذا نتیجه میگیریم که معاینه و پرستاری فقط در هنگام ضرورت وآنهم به قدررفع آن ضرورت است که مانعی نداشته همانطور که پیامبر اکرم،تاکید داشته اند که این امر سنت نگردد ونه اینکه شاهد وضعیت تاسف بار کنونی باشیم!

16- هر روز که می گذرد شاهد اعتراف محققین و دانشمندان خارج از این مرز و بوم در انطباق و تطبیق فرمایشات اهل بیت با آخرین دست یافته های علمی روز بوده که این جمله ی امام جعفر صادق ( علیه السلام ) را یاد آور شده که هر قدر علوم پیشرفت نمایند سبب پیشرفت و تقویت دین می شوند و وقتی به کنه حقایق دینی پی می بریم ، در ما احساس لذت ایجاد شده چرا که می بینیم ، کامل و بی نقص است و وقتی چیزی کامل و بی نقص باشد، زیبا می گردد و ما از زیبایی حقایق دینی دچار انبساط خاطر می شویم .

17- درطب رایج چون ریشه وعلت اصلی بسیاری از بیماریها مشخص نبوده،علارغم همه پیشرفتهای ظاهری،توفیقی در درمان بسیاری از بیماریها حاصل نکردیده ولذا به صورت علامتی به درمان بیماریها پرداخته،در صورتی که جامعیت طب اسلامی،باعث کردیده که فرد با رعایت آن ،از سلامت روحی وجسمی کامل برخوردارباشد.

داشتن برنامه ای دقیق و جامع برای انسان ،حتی قبل و حین انعقاد نطفه و سپس حین و بعد از بارداری،تا زمان مرگ وی و توجه به کلیه امور مورد نیازمان، تا آنجا که می فرمایند تا روز قیامت چیزی نیست که به کارتان بیاید جز آنکه ما گفته ایم و چیزی نیست که برایتان بد باشد جز آنکه ما گفته ایم ( اصول کافی , جلد 2 , صفحه 74 )

18-باکمی تفکر وتعمق در گفتاروکردار معصومین(ع) درباب مسائل بهداشتی ودرمانی میتوان فهمید که ایشان در وهله نخست به پیشگیری(1) وسپس درمان توجه نموده لذا میتوان ازاین امردرجهت آموزش فرزندانمان ازهمان اوایل کودکی استفاده نمود، تادر آینده ای نه چندان دورشاهد خانواده وجامعه ای سالم وتندرست باشیم

19- قسمتی از علم حروف : حروف نقطه دار ، حروف بی نقطه، حروف نورانی، حروف ظلمانی ، حروف ملفوظی، حروف ملبوبی ، حروف تاج، حروف کرسی

حروف شمسی ، حروف مونث، حروف مذکر، حروف ابجد کبیر، حروف اکدخ، حروف ابجد قطب، حروف احست، حروف اجهز

حروف ایقغ، حروف انسغ، حروف افسج، حروف حربه، حروف کرسی، حروف شمسی، حروف عمود، حروف قمری، مخارج حروف، حروف سعد، حروف نحس، حروف ممتزج، حروف داخل، حروف خارج،حروف منقلب ، حروف شرقی، حروف غربی

حروف جنوبی، حروف شمالی، حروف امراض، حروف روز شنبه، حروف روزیکشنبه، حروف روزدوشنبه، حروف روزسه شنبه
حروف روزچهار شنبه، حروف روزپنجشنبه، حروف روزجمعه ، حروف آتشی، حروف بادی، حروف آبی، حروف خاکی، حروف حامل، مخارج حروف، حروف داخل، حروف خارج، حروف منقلب، حروف سعد، حروف نحس و.......

20- ایات قران مملو از ارشادات ورهنمودهای طبی میباشد واهل بیت در شئون مختلف ومتعددطب وطبابت به شکل همه جانبه وکامل سخن گفته اند و می بایست با نگاهی ابعادی درروایات وقران ،اصول وقواعدکلی طبی را از دل ان بیرون کشید.

21- الف-نقدسندیانقدخارجی:دوری از زیاده ونقصان وتحریف-شرط لازم --- یاایها الذین امنوا ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا...(سوره حجرات ایه 6)ای کسانی که ایمان اورده اید ، اگرفاسقی برای شما خبری اورد،دردرستی ان تحقیق کنیدتامبادا قومی را بجهالت بکشید،ان گاه برانچه مرتکب گشته ایدپشیمان گردید.

امام علی(ع):اذاحدثتم بحدیث فاسندوه الی الذی حدثکم فان کان حقا فلکم وان کان کذبا فعلیه:هرگاه حدیثی بازگو کردید،سند ان را نیز بیان کنید،در این صورت اگر ان حدیث راست باشد،بحساب شما گذارده میشود و اگر دروغ باشد برعهده ناقل ان است.

وضاعین چیره دست،احادیث موضوعه خود را با سندهای صحیح وموثق جعل نموده وحتی به رجال وراویان مورد اطمینان و ماخذهای نخستین روایی نسبت می داده اند.

به لحاظ قوائد درایه الحدیث،روایات طبی از نظر سندی مشکل دارند(احتمالا علما در گذشته این روایات را انچنان مهم ندانسته که مقید به ثبت سند حدیث بوده ویا این روایات را از ان بی نیاز میدانسته اند(چون این روایات از دید انها اهمیت روایات فقهی رادرباب فهم دین دارا نیستند)

لازم به ذکر است که قسمت عمده ای از این روایات طبی در منابع وماخذها ی اصلی دارای سند میباشند(ضمن اینکه بسیاری از این گنجینه های روایی در گذر تاریخ بدلایل گوناگون از تغییروتحریف مصون نمانده وموردتاراج نااهلان ، دسیسه چینان، مغرضان وغلات قرار گرفته لذا نیازبه تحلیل و تشریح فنی ونقد عالمانه دارند)

نقل به معنا (گروهی از راویان حدیث به علت طولانی بودن روایات ،ضعف حافظه و مشکل در کتابت حدیث و...انطور که خود استنباط نموده بودند ، معانی مستفاداز روایات راباالفاظ انتخابی خویش واحیانا همراه پاره ای الفاظ وعبارات معصومین که در خاطر داشتند بیان میکردند) علامه طباطبایی : این تشویش واضطراب واختلاف که در روایات دیده میشود ازراه نقل به معنا درانها راه یافته ،راویان فرمایش امام را با عبارت خودشان نقل کرده اند ، در نتیجه این طور شده است.

باوجود کثرت روایات مجعول وساختگی...اینمورد بیشتر در مورد روایات غیرطبی صادق بوده وبه روایات طبی ، دراین خصوص کمتر لطمه ای وارد شده است.

ب-نقد متن یا نقد داخلی-شرط کافی---

امام جعفرصادق(ع):فان المعرفه هی الدرایه للروایه وبالدرایات للروایات یعلو المومن الی اقصی درجات الایمان:معرفت در فهم روایت است وبواسطه فهم روایات است که مومن به برترین درجات ایمان نائل میگردد.

امام جعفرصادق(ع):حدیث تدریه خیرمن الف حدیث ترویه:یک حدیث رابفهمی به ازان است که هزار حدیث رانقل کنی.

ائمه برانندتا توجه مسلمانان رابه سوی بحث وتدقیق درعلل واسباب جلب نموده،امام چون فتوایی برای اصحاب صادر میکنند،به انان امر میکنندازاوبپرسندکه ماخذ ومخرج این فتوا در کجای قران است ولی کوشش امام در تشویق وترغیب انان ، ان طور که باید در انان موثر نمی افتد،چراکه با این حال انان فقط پاسخ مسئله خویش را میستانند وبس

نقد متن حدیث ورعایت ملاک ها وروشهای فنی ان ،محققان را از افراط وتفریط در پذیرش یا عدم پذیرش احادیث طبی باز خواهد داشت.

نحوه نقدمتن حدیث:

1:ملاک های قرانی :عن الصادق(ع)خطب النبی بمنی فقال:ایهاالناس ما جائکم عنی یوافق کتاب الله فانا قلته وما جائکم یخالف کتاب الله فلم اقله:رسول خدا در منی ضمن خطبه ای فرمودند:ای مردم انچه از من به شما میرسد وموافق کتاب خداست پس من انرا گفته ام وانچه به شما میرسد ومخالف قران است نگفته ام.

امام محمد باقر(ع):به انچه ازمابه شما میرسد بنگرید،اگرانرا موافق قران یافتید پس به ان عمل کنید واگر موافق نیافتید کنار بگذارید واگر بر شما مشتبه گردید،توقف کنید.

امام صادق(ع):هرحدیثی که موافق کتاب خدا نباشد ، باطل است

2:ارزیابی احادیث طبی با قطعیات دانش پزشکی:علم ودانش بشری زیرمجموعه ای از عقل او میباشد-

امام موسی کاظم(ع)همانا برای خداوند برمردم دو حجت است ، حجت ظاهری و حجت باطنی،عقل میباشد.توجه به منشاء علم لدنی ائمه واز طرفی تدریجی ودگرگونی دانش بشری---ازطرفی انچه معصوم فرموده درست وثابت وزوال ناپذیراست واما انچه مربوط به راویان بوده وانچه به ما منتقل نموده اند نبز در معرض خطا واشتباه وتغییر است

اهل بیت فرموده اند:هرگاه سخن ما را شنیدید وحقیقت انرا در نیافتید،پس انرا به خود ما باز گردانید ودر فهم ان توقف کنیدتاحق بر شما اشکار شود.

3:تشکیل خانواده حدیث:چون امامان ، نوری واحدند، با جمع اوری روایات حول موضوع خاص ، تعارض ، ناسخ ، شارح ، مبین ، مقید ان مشخص میگردد.

اهل بیت فرموده اند مااگر سخن بگوئیم موافق باقران وسنت سخن میگوئیم،ما ازخداورسولش نقل میکنیم ونمیگوئیم فلان کس وفلانی گفت تا کلام ما متناقض شود،سخن اخر ما مانند سخن اول ماست وسخن اولین ما تصدیق کننده سخن اخرین ماست.

امام رضا(ع):درروایات ما،محکم ما مانند قران ومتشابه مانند متشابه قران وجود دارد،پس متشابه ان را به محکم ان بازگردانیدواز متشابه ان بدون محکم ان پیروی نکنید که گمراه میگردید.

گاه حدیثی ازمعصوم صادر شده که در حدیث دیگر از همان معصوم تفسیرشده که باعث رفع اختلاف وابهام میگردد.

فائده خانواده حدیث:فهم دقیق وروشن شدن حکم نهایی بعلت ارتباط وتخصیص وتقیید وتبین...

4:نقش زمان و مکان وفضای صدور حدیث در نقد وفهم روایات طبی:شناخت ونقد احادیث طبی نیز به صورت دیگری نقش ایفا میکنند،به این معنا که عوامل زمان ومکان ، جو صدور حدیث و مخاطبان معصوم ودر مجموع در نظر گرفتن فضای صدور حدیث ، درنقد حدیث موثرند. گاه ممکن است معصوم در مقام بیان وتشریح حکم نبوده وکلامش به دلیل ضرورت ، اضطرارو...صادر شده باشد.گاه سائل از امام سئوال خاصی را مطرح میکند وجواب امام در مقابل وناظربه ان میباشد،بنابر این جنبه کلی وعمومی ندارد.

5:رجوع به مصادر اصلی ونسخه های قابل اطمینان

6:عدم جمود بر لفظ(پرهیزاز اخباری گری وتندروی وافسارگسیختگی) نوع نگاه ما به روایات طبی میبایست از جمود فکری بکناربوده ودر عوض با رویکرد نقد وتحلیل وارزیابی با ان برخورد کنیم.

برای نقد متن روایات طبی ، باید بررسی روایات طبی با معیارها وملاک های قرانی ،سرلوحه نقد این احادیث قرار گیرد، معیارهای دیگر ، همچون استفاده از دستاوردهای علمی بشری ، بکارگیری متون ومصادر اصلی ومطمئن،تشکیل خانواده حدیث ، در نظر گرفتن فضا و مقتضیات زمانی ومکانی صدور حدیث و...ودر مراحل بعدی وبه فراخور ضرورت مورد استفاده قرار میگیرد، لذا شیوه ای که برخی از معاصران در بررسی روایات طبی صرفا با استفاده از گذاره های پزشکی مدرن بکار گرفته اند وجنبه های دیگر نقد متن وسند این روایات رامورد غفلت قرار داده اندرا نمی توان نقد علمی این روایات دانست.گستردگی روایات طبی به حدی است که دسته بندی این روایات را ضروری می سازد.

تکلیف ما دربرخورد با روایات طبی:1-مطابق با کتاب خدا وسنت باشد.2-اگر دلیل عقلی برای محال بودن ان نداشته ونیز دلیل نقلی برای ان وجود نداشته باشدوازطرفی هنوز صحیح بودن ان مشخص نشده ، تکلیف ما در چنین موقعیتی،توقف دربرابر این دسته روایات است.

نحوه نقد حدیث از دید کلینی در مقدمه کافی:1-عرضه حدیث بر قران2-پذیرش حدیث مخالف با رای عامه3-عرضه حدیث بر اجماع علمای امامیه

نه حدیث صحیح واحد (غیر متواتر)را میتوان به صورت قطعی به معصوم نسبت داده ونه حدیث ضعیف را دروغ پنداشت (از فواید دانستن ضعف سندی حدیث این است که در بررسی عقلی ومحتوایی روایت جا نب احتیاط را در پذیرش محتوی ومفهوم روایت با توجه به نسبی بودن علم بشری ، برایمان به ارمغان می اورد.

نتیجه:

نیاز به بررسی سند،احوال راویان وبررسی متن سندبامبانی وروشهای عالمانه ومنطقی ومعیارهای کارامدوموثروعرضه حدیث به قران ومسلمات عقلی وعلمی ومتدهای دیگرنقدحدیث(تحقیق وبررسی دراصل صدورحدیث،بررسی وکشف جهت صدور حدیث ونیز بررسی مورد صدورحدیث وبررسی وکشف دلالت حدیث)واستفاده از دستاوردهای علمی بشری،بکارگیری متون ومصادراصلی ومطمئن،تشکیل خانواده حدیث،درنظر گرفتن فضاومقتضیات زمانی ومکانی صدور حدیث{شرایط جوصدورحدیث ومخاطبان}بااستفاده ازعلوم مختلف مانندفقه الحدیث واصول فقه که دلالت الفاظ وعبارت حدیث راروشن میسازد، دست در دست هم داده تا مقصود ومرادمعصوم مشخص و ازایجاد خدشه به سیمای ایشان پرهیزگردد.

22-امام جعفر صادق ( علیه السلام ) را یاد آور شده که هر قدر علوم پیشرفت نمایند سبب پیشرفت و تقویت دین می شوند و وقتی به حقایق دینی پی می بریم در ما احساس لذت نموده چرا که می بینیم که کامل و بی نقص است و وقتی چیزی کامل و بی نقص باشد زیبا می گردد و ما از زیبایی حقایق دینی دچار انبساط خاطر می شویم .

 

23- الله الله فی القرآن لا.... ( خدا را ، خدا را ، در عمل به قرآن کسی از شما پیشی نگیرد ) آیا آن روزی که مولا فرمودند همین امروز نیست که با وجود صدهامرکز تحقیقات طب اسلامی درخارج از کشور، عده ای از مسئولین که فهم ودرک صحیحی از موضوع واهمییت طب انبیا ومعصومین نداشته به دلایل وتوجیها ت واهی ازایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات طب اسلامی، شانه خا لی کرده، با این تصور که ورود به این عرصه، ممکن است به اعتقادات مردم خدشه وارد نماید.!! در حالی که میبینیم بر روی یک جمله امام جعفر صادق علیه السلام در خصوص نحوه انتقال بیماری توسط امواج، بیش از25 سال کار تحقیقاتی با صرف هزینه ای شگرف در یکی از مراکز تحقیقاتی کشور روسیه انجام گرفته و چندروزی است که توسط یکی از متخصصان رشته ایمونولوژی کشور خودمان ارتباط بین سردی و گرمی و سیستم ایمنی و خصوصیات افراد و تغذیه ی آنها مشخص و در مجلات معتبر اروپائی هم به چاپ رسیده است

24-پزشکى از موارد گسترده اى بوده که به احکام و قوانین اسلامى به طور مستقیم یا غیر مستقیم نیاز دارد و چون وظیفه فقیه کشف احکام ثابت الهى براى موضوعات مختلف و تطبیق قواعد و کلیات ثابت بر مصداقهاى متحول و متغیرش مى باشد( پس فقیه احکام شرعى را جعل و تشریع نمى کند ، بلکه از آنها پرده بر مى دارد وقاعده را بر مواردش ‍ تطبیق مى دهد

25- مگر نه این است که تا مدتی قبل در حوزه علمیه، طب تدریس می گردید و چطور ممکن است مرجع گرانقدری در مورد مسائل طبی نظری بدهد ولی از طب چیزی نداند ؟ و صرف اطمینان به پزشکان متعهد برای پاسخگوئی بمسائل طبی آنها، کافی نبوده چرا که ما پزشکان در سیستمی تحصیل کرده ایم که با مکتب طبی اهل بیت عصمت و طهارت همسو نبوده و حتی در جائی اهل بیت از آن برائت جسته­اند...

ایا با توجه به عدم جواز مصرف گوشت خوک ، شراب ، خون و گوشت مرده{ حرم علیکم المیته و الدم و لحم الخنزیر ( سوره بقره آیه 173 ) و این فرمایش معصوم که خداوند در حرام شفا قرار نداده و این گفتار امام رضا ( علیه السلام ) در حکمت احکام الهی : ما می بینیم آنچه خداوند تبارک و تعالی حلال نموده،در آن صلاح و بقای بندگان میباشدو بدان نیازی است گریز ناپذیر و هر آنچه را حرام کرده ، بندگان را بدان نیازی نیست و همه موجب تباهی و زمینه نابودی } دستهایی پنهانی در کاراست ، که از استخوان خوک در تهیه ژلاتین کپسول های داروئی مصرفی استفاده شده ، ازخون گاه در مکملها ، داروهای تقویتی و شیرخشک های وارداتی واکنون در کشور عزیزمان به عنوان مکمل غذای دام وطیور وماهی بکار رفته وگاه از جنینهای سقط شده در کشورهای غیر اسلامی برای تهیه کرم ، پماد و وسایل آرایشی وارداتی استفاده می شود (در جایی که در روایات نهی از دادن شیر فرد کافر و منافق شده و حتی در صورتی که مسیحی و یهودی واهل کتاب باشد، می باید در ایام شیردهی از مصرف گوشت خوک و شراب و ...احتراز کرده باشد.

) همچنین استفاده وسیع از شراب {همان ام الخبائث یادشده در روایات که زیان ان علاوه بر خود فرد، تا 70 نسل بعد هم منتقل شده و این نشان دهنده تاثیر آن بر ژنوم و DNA انسان میباشد و برای شرح آن لازم است جزوه مفصلی نگارش گردد} بدون توجه به عدم جواز مصرف آن طبق فرمایشات اهل بیت ، حتی به صورت ترکیب با سایر داروها ونیزدر هنگام ضرورت(که می توان گوشت حیوان مرده رادرهنگام ضرورت برای حفظ جان مصرف نموده ولی مصرف الکل به دلایلی که ذکرفرموده اند، نهی شده است) که متاسفانه بطوروسیع در صنایع غذایی و داروئی ( بعنوان حلال )...، بکاررفته و همچنین باتوجه به این فرمایش پیامبر ( صلوات الله علیه و آله ) در مورد عدم جواز عقیم کردن افراد و ذکر این مطلب که چنین افرادی از امت ایشان نمی باشند و سیاستهای گزینشی! سازمان بهداشت جهانی(آیا از آمار مساعدت ها و وام های سازمان های بین المللی همچون یونسکو و سازمان ملل جهت امر تنظیم خانواده در ایران اطلاع دارید و این که کشور ما در لیست کشورهای موفق در امر کنترل جمعیت قرار داشته...

) و اطاعت کورکورانه ما از آنها و آمار رو به رشد توبکتومی(به طور کلی برای انجام توبکتومی شروطی توسط مراجع گرانقدر لحاظ شده که به شرح ذیل میباشد:

الف-موجب نازائی دایمی نشود . (که تقریبا به طور قطعی موجب عقیمی دایمی می شود)

ب-ضرر به مزاج نرساند( آندومتریت – هیدروسالپنکس – آندومتریوزیس بی نظمی در ترشحات غدد داخلی بدن)

ج-ضرر به عضو نرساند .( دردهای مزمن , بروز ناهنجاری در دیواره مخاطی رحم , بیماری های مزمن زنانه )

د-شوهر راضی باشد . ( عقیم کردن زن از موضوعات مستنبطه شرعیه می باشد نه خارجیه و احاله آن به حکم و تجویز عقلایی درست نیست و مفسده و ضرر جسمی برای عقیم کردن زن از لوازم حتمیه آن است و تعلیق آن به عدم آن , تعلیق به امر محال است و در این امر اذن و اجازه شوهر مدخلیت ندارد و حرام است مگر در هنگام ضرورت برای حفظ جان مادر و نه در امور اعتباریه دیگری همچون فقر , تعدد اولاد )

ه-عمل همراه با محرم شرعی نباشد( نظر و لمس عورت زن برای غیر شوهر جایز نیست مگر درهنگام ضرورت برای حفظ جان )

از طرفی به بهورزان ، ماماها و پزشکانی که بتوانند افرادی را برای عقیم شدن متقاعد کنند ازطرف وزارت بهداشت ودرمان پاداشهائی درنظر گرفته شده وگاه میبینیم به افرادگفته می شودکه اعمالی همچون توبکتومی ووازکتومی کاملا قابل برگشت بوده درصورتی که این احتمال در مورد توبکتومی ، 2تا3 در هزار{ودرمورد وازکتومی کمتر از 50% } می باشد.( یعنی عقیمی دائم )

) ، وازکتومی(در کتاب مفتاح الکرامه آورده شده که گفتار علامه در قواعد این است : اگر کسی کاری کند که قوت منی آوردن و آبستن نمودن را از مردی بزداید می باید یک دیه کامل به او بدهد(علاوه بر معصیتی که نموده ...)پیامبر(ص)فرموده است که هرکه کاری کند که خود راعقیم سازد،از امت ایشان نمی باشد.) ،قرص های Aftermorning(آیا می دانستیم بلافاصله بعد از انعقاد نطفه در صورت سقط آن می بایست 20 دینار (حدود 800 هزار تومان ) به شارع مقدس علاوه بر گناهی که کرده ایم بپردازیم لازم به ذکر است بعد از انعقاد نطفه سقط آن حکم القاء من شاهق ( از بلندی خود را به اختیار روی زمین انداختن ) را داشته که به مجرد القا به اختیار , مرگ او مستند به او می شود و در میان آسمان و زمین که دارد پایین می آید , نمی تواند ادعا کند که مرگ من اختیاری نیست و من تقصیری ندارم .

ودراین خصوص لازم است تا به روایت ذیل توجه نماییم

به ابو عبد اللَّه صادق (ع) گفتم: کنیزى خریدم و چون، حیض او به تأخیر افتاد و فکر کردم فساد خون یا باد رحم موجب تأخیر شده باشد، داروئى به او دادیم که در همان روز اول باز شد. در صورتى که نمى‏دانیم عقب افتادن حیض به علت آبستنى است، آیا تجویز این داروها جایز است؟ ابو عبد الله گفت: در صورتى که علت تأخیر، معلوم نباشد، تجویز دارو روا نیست. من گفتم: این ماه اول است که حیض او به تأخیر افتاده است در این صورت، اگر تاخیر حیض به علت آبستنى باشد، با تجویز دارو، نطفه جنین را از رحم او خارج کرده‏ایم، مثل آن که انسان به موقع مباشرت نطفه خود را عزل مى‏کند و در خارج رحم مى‏ریزد. ابو عبد الله گفت: بعد از آن که نطفه در رحم زن جا بگیرد، مانند کرم به جدار رحم مى‏چسبد، بعد مانند گوشت جویده مى‏شود، بعدا رشد مى‏کند و به صورتى که خدا بخواهد خلق مى‏شود. اما اگر نطفه در خارج رحم بریزد، چیزى خلق نمى‏شود. پس اگر خونریزى کنیزت به تأخیر افتد، گرچه یک ماه بیشتر نباشد، به او دارو مده.. وقرص ها وآمپولهای جلوگیری از بارداری با آن همه عوارض جانبی(که در ذیل به نمونه ای از این موارد اشاره میشود)

گوارشی:تهوع –استفراغ-کرامپ-اسهال-نفخ-یبوست-تغییردراشتها-یرقان کلستاتیک

پوستی:کلواسما،ملاسما،اکنه،راش،کهیر،اریتم،خارش،هیرسوتیسم،آلوپسی،حساسیت به نور-،افزایش ریسک ریزش مو

قلب وعروق:افزایش فشار خون-وضعیتهای ترومبوآمبولی-احتباس مایعات-ادم

اندوکرین:کاهش تحمل گلوکز-افزایشTBG-PBI-T4-T3

ادراری تناسلی:خونریزی ناشی از قطع دارو-آمنوره-لکه بینی-دیسمنوره-گالاکتوره-هیپرپلازی داخل سرویکس-واژینیت-سندرم شبه سیستیت-تغییرات پستان

دستگاه عصبی مرکزی:افسردگی-خستگی-سرگیجه-حالت عصبی-اضطراب-سردرد

چشم وگوش وحلق وبینی:نوریت عصب چشمی-ترومبوز شبکیه-کاتاراکت

خونی:افزایش فیبرینوژن-فاکتورهای انعقادی

موارداحتیاط و منع مصرف داروهای ضدبارداری خوراکی وتزریقی(هورمونی): سرطان پوست و یا دستگاه تناسلی , بیماری های ترومبوآمبولیک بدخیمی وابسته به استروژن , تومور کبدی , حاملگی , بیماری های قلبی و عروقی و مغزی , خونریزی های رحمی با علت ناشناخته , سابقه افسردگی شدید , فشار خون بالا , مصرف داروهای ضد انعقاد و یا اختلالات انعقاد خون , وجود اختلالات کبدی , قاعدگی های نامنظم , وجود توده های پستانی و یا ترشحات غیر طبیعی از پستان , ابتلا به دیابت و چربی بالای خون افردای که سیگار زیاد می کشند , مصرف زیاد الکل , اختلالات تغذیه ای , آسم , تشنج منونوکلئوزحا د—بیماری - SICKLE CELLلوپوس اریتماتو-شیردهی-- سن بیش از چهل- افزایش میزان مرگ و میر زنان بالای سی و پنج سال-, وجود میوم رحمی و پولیپ دهانه رحم

به طورکلی معایب این دسته ازداروها به شرح ذیل میباشد:مصرف بعضی از داروها از جمله آنتی بیوتیک ها اثرات قرص های ضد بارداری را کاهش داده نیاز به حافظه و دقت فرد داشته موجب اختلال در سوخت و ساز کربوهیدرات ها شده , افزایش LDL, افزایش قشار خون-تداخل در نتیجه برخی آزمایشات خونی و حتی پاپ اسمیر , افزایش برخی عفونت های رحمی لکه بینی و خون ریزی در بین دوقاعدگی احتمال سرطان دهانه رحم , افزایش تومورهای خوش خیم کبدی ، احتباس مایعات , اختلالات گوارشی , واریس , تحریک پذیری یا افسردگی , تغییر در میل جنسی , لکه های روی صورت , سردرد , میگرن , از دست دادن بینایی یا اختلال در دید , کرخی و سوزن سوزن شدن یک طرفه , درد شدید در قفسه سینه و دست چپ یا گردن , دفع خلط خونی , درد شدید پاها , گرمی , حساسیت و ورم پاها و یا رگ های بسیار برجسته روی ران و ساق پا , اختلال در سخن گفتن , حساسیت و توده های کبدی , تغییرات مواد معدنی استخوان , واکنش های آلرژیک , حاملگی اتفاقی , افزایش وزن , عصبی بودن , ورم دست و پا , کمر درد , بی اشتهایی , آکنه , دردهای لگنی , دانه های پوستی , گرگرفتگی و درد مفاصل , آمبولی ریه , سرطان پستان و دهانه رحم , استفراغ , گیجی و ضعف...( افزایش احتمال لخته شدن خون در رگ ها که با کشیدن سیگار این ریسک بیشتر شده و خود منجر به بالا رفتن ریسک حملات قلبی و سکته مغزی در این افراد می شود )

در صورتی که میتوان بر روی روشها ئی چون استفاده ازمیخک(از روز پنجم عادت ماهانه روزی یک عدد به مدت 20 روز میل شده که نه تنها باعث رقت خون گرمی مزاج نشاط و . . .) و یا گلپر(روزی 5/2گرم از روز پنجم عادت ماهانه به مدت یک هفته که برای مشکلات گوارشی و . . . )ویا ماء الجبن و...درخانمها وداروی خوراکی ضد باروری در مردان مانند Gossypol که از روغن دانه ی یک نوع کتان به نام Gossypium استخراج می شود و پس از مصرف چند ماه قدرت ضد باروری آن ظاهر و تا چند ماه پس از قطع مصرف نیز اثر دارو ادامه مییابدو...... ، با جدیت کامل کارهای تحقیقاتی لازم صورت گرفته تا در صورت عدم مغایرت آنها با موازین شرعی، جهت استفاده وسیع از آنها اقدام نما ئیم.

واستفاده ازIUD (عوارض جانبی IUD : قاعدگی شدید همراه با دل پیچه , قاعدگی های نامنظم , خارج شدن IUD از محل خود , سوراخ شدن رحم , افزایش عفونت های لگن , افزایش حاملگی های خارج از رحم ( در صورت ابتلا به عفونت های لگنی این خطر برای استفاده کننده وجود دارد که دیگر هیچگاه نتواند بچه دار شود.) ... که گاه در مواردی عده ای جاهل ویامنافق برای گرفتن جواز این امور ، با وارونه جلوه دادن حقایق(شیاطین روزگار با مطرح کردن بحث ازدیاد جمعیت وصرف هزینه های میلاردی برای ترویج الگوهای شکست خورده غربی وهمراه شدن عده ای به ظاهر روشنفکرباآنها موجب ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه گردیده(متاسفانه به همه ابعاد و جوانب موضوع فکر نکرده )وازطرفی ما شیعیان و محبان اهل بیت وعصمت که در همه ابعاد زندگیمان الگو داریم ،میبایست حتی قبل از انعقاد نطفه، برای فرزندانمان برنامه داشته ،ولی متاسفانه به این رهنمودها عمل نمینمائیم (علاوه بر این،رعایت زمان وشرایط حین انعقاد نطفه نیز درسرنوشت او دخیل بوده ،و حتی رعایت تغذیه مادر در حین و پس از بارداری وهزاران نکته دیگر در تربیت آنها که برای لحاظ آن، لازم است ابتدا خود راتربیت نمائیم(در کتاب معراج السعاده ملااحمدنراقی به لزوم توجه به جنبه طب روحا نی ...) وهمچنین وقتی که به علت سیاست های غلط و نارسا روستاییان عزیز کشورمان را که جمعیت مولد کشور محسوب شده ، مجبور به مهاجرت به شهرها نموده مسلم است که پس از مدتی آمار جمعیت غیر مولد در شهر، افزایش یافته و مشاغل کاذب و آمار بزهکاری در کشور افزایش یافته و آن سرمایه ای که می بایست صرف عمران و آبادانی روستا گردد نه تنها توسط مسئولین کشور به آنها اختصاص نمی یابد، بلکه حتی با فروش دام و زمین . . . خود برای مهاجرت به شهر , به شهرها تزریق شده و ای کاش می دانستیم در کشورهایی مثل ژاپن با یک پنجم وسعت ایران و جمعیت بیش از 130 میلیون نفر ( آمار ده سال قبل ) مردم حتی بین خطوط راه آهن هم کشاورزی نموده و در کشور هلند که تنها به اندازه استان مازندران وسعت داشته جهت انتقال محصولات پنیر و کره شیر و گوشت و . . . آن به سایر کشورها کشتی ها می بایست مدتها در انتظار نوبت بمانند . و ای کاش وزارت جهاد سازندگی با همان سیاست های بدو تشکیل باقی می ماند و تنها و تنها رسالتش آبادانی روستاهای کشور می بود و مسئولین امر هم با جدیت تمام در جهت رفع مشکلات روستاییان در کلیه ابعاد برآمده تا نه تنها شاهد کاهش مهاجرت به شهرها بلکه معکوس شدن این روند می بودیم .(البته اخیرا حرکتهای مثبتی دراین زمینه صورت گرفته که انشاءالله ادامه پیدا کند)

ونیزدرجائی که درکشورها ی اروپا ئی واسرا ئیل و...سیاستهای تشویقی وحمایتی برای افزایش جمعیت خود داشته،ما با لحاظ روشها ئی چون توبکتومی ووازکتومی،کمر همت در جهت عقیم کردن مردم کشورمان بسته( کمترپزشکی است که نداند احتمال بارداری بعد از انجام اعمال فوق بسیار پائین ترازآماراعلام شده میباشد) وروشهایی همچون قرص های بعد از مقاربت ( Aftermorning ) وIUD بانامساعدکردن محیط داخلی رحم بعد از انعقاد نطفه تاثیر داشته(گاه اسپرم بعداز یک ساعت خودرابه تخمدان رسانده ونطقه منعقد میگردد) که از نظر شرعی .

وآنچه که با این حواس، ظاهرا درک نشده،واز آن در گذشته به عنوان حس ششم یاد میشد وامروزه علاوه بر استفاده در تحقیقات،در تبلیغات وتخریب اذهان(5)استفاده وسیعی میشود

متاسفانه این مطالب در سایر ادیان توسط شیاطین روزگار مورد تحریف قرار گرفته بعنوان نمونه در مورد شرب خمر در روایات از امام رضا علیه السلام اینطور نقل شده عن الریان بن صلت قال سمعت الرضا علیه السلام یقول:مابعثت الله نبیا قط الا بتحریم الخمر وان یقربالله بالبداء(خداوندهیچ پیامبری را مبعوث نکرده مگر به تحریم شراب و اینکه اقرار کند به خدا به بداء)(صفحه 204جلد1 اصول کافی باترجمه وشرح حاج سید جواد مصطفوی-با ب بداء ، حدیث 15 )

) ، بعضی از مراجع گرانقدرمان را هم دورزده­، لذا لزوم هوشیاری همه مراجع و علما برای جلوگیری از انحرافات تدریجی ، طبق پروتکلهای صهیونیستی بر ما واجب می گردد.

اختلاط غیر ضروری بین زن و مرد و بحث محرم و نامحرم بدون توجه به تاثیرات سوء این مطلب در سلامت جسم و روح و روان فردی واجتماعی، که لازم است در این خصوص عقل را حاکم قرار داده و خود قضاوت نماییم ،آیا بسیاری از این اختلاط ها در دانشگاه و بیمارستان و مداوای بیماران در جامعه ، منطبق با فرمایشات اهل بیت عصمت می باشد ؟

استفاده بی رویه از دارو، با آن همه عوارض جانبی و گاه استفاده از داروهایی که مدت ها است ، در کشورهای غربی به علت اثرات سوء آن ممنوع شده ولی بخاطر منافع شرکت های مافیایی دارو و جهل ما همچنان توسط ... در حال تجویز می باشدونیز عدم توجه به طبیعت بیمار به علت عم اگاهی ابعادی ما در..

منابع

استاد راهنما:آیت الله سیدحسن ضیائی

پایان نامه پژوهشی دراحادیث وروایات طبی(برادر گرامی جناب اقای محمد جواد شکوری)

آداب طبّ و پزشکى در اسلام با مختصرى از تاریخ طبّ(مؤ لف : علامه سیّد جعفر مرتضى عاملى ترجمه : لطیف راشدى با همکارى حسین برزگرى بافقى)
بحارالا نوار علاّمه مجلسى
توحید مفضل و.....

.........